محبوبترین آثار سینن
Oshi no Ko
Kingdom
Kusuriya no Hitorigoto
Bungou Stray Dogs
Witch Hat Atelier
Kusuriya no Hitorigoto
20th Century Boys
Tokyo Ghoul
Shadows House
Vinland Saga
سینن (35 اثر)
Kingdom
در دوران «کشورهای جنگطلب» چین، شین و پیائو دو نوجوان همچون برادر هستند که با وجود جایگاه پایینشان بهعنوان بردگان یتیم، رؤیای تبدیل شدن به «ژنرالهای بزرگ» را در سر میپرورانند.
روزی با مردی اشرافزاده روبهرو میشوند که به پیائو فرصتی میدهد تا مأموریتی مهم را در کاخ سلطنتی ایالت چین بر عهده بگیرد. شین و پیائو با امید به اینکه روزی بزرگترین ژنرالهای جهان شوند، از هم جدا میشوند.
اما پس از وقوع کودتایی خونین در کاخ، شین با پیائوی در حال مرگ روبهرو میشود. آخرین سخنان او شین را به حرکت وامیدارد و سرنوشتش را با «ینگ ژنگ»، پادشاه جوان و آیندهٔ چین، گره میزند.
با اینکه در ابتدا رابطهٔ خوبی ندارند، شین و ژنگ بهتدریج همپیمان میشوند و قدم در مسیری پر از آزمونها و خونریزی میگذارند. هدف ژنگ متحد کردن تمام ایالتهای در حال جنگ زیر پرچم چین است و شین میخواهد تا بالاترین ردههای ارتش صعود کند.
در پسزمینهٔ نبردهای تاکتیکی پیدرپی میان ایالتها و آشوبهای سیاسی عظیم—چه در بیرون و چه در درون کاخ—این دو برای تحقق آرزوهای عظیمشان تلاش میکنند؛ آرزوهایی که قرار است برای همیشه تاریخ را دگرگون کند.
در دوران «کشورهای جنگطلب» چین، شین و پیائو دو نوجوان همچون برادر هستند که با وجود جایگاه پایینشان بهعنوان بردگان یتیم، رؤیای تبدیل شدن به «ژنرالهای بزرگ» را در سر میپرورانند.
روزی با مردی اشرافزاده روبهرو میشوند که به پیائو فرصتی میدهد تا مأموریتی مهم را در کاخ سلطنتی ایالت چین بر عهده بگیرد. شین و پیائو با امید به اینکه روزی بزرگترین ژنرالهای جهان شوند، از هم جدا میشوند.
اما پس از وقوع کودتایی خونین در کاخ، شین با پیائوی در حال مرگ روبهرو میشود. آخرین سخنان او شین را به حرکت وامیدارد و سرنوشتش را با «ینگ ژنگ»، پادشاه جوان و آیندهٔ چین، گره میزند.
با اینکه در ابتدا رابطهٔ خوبی ندارند، شین و ژنگ بهتدریج همپیمان میشوند و قدم در مسیری پر از آزمونها و خونریزی میگذارند. هدف ژنگ متحد کردن تمام ایالتهای در حال جنگ زیر پرچم چین است و شین میخواهد تا بالاترین ردههای ارتش صعود کند.
در پسزمینهٔ نبردهای تاکتیکی پیدرپی میان ایالتها و آشوبهای سیاسی عظیم—چه در بیرون و چه در درون کاخ—این دو برای تحقق آرزوهای عظیمشان تلاش میکنند؛ آرزوهایی که قرار است برای همیشه تاریخ را دگرگون کند.
Kusuriya no Hitorigoto
در شرق، سرزمینی است که امپراتوری بر آن فرمان میراند؛ جایی که همسران، صیغهها و زنان خدمتکار او در مجموعهای گسترده به نام «هوگونگ» یا همان قصر پشتی زندگی میکنند. مائومائو، دختری ساده از شهری ساده که پدر داروسازش او را بزرگ کرده، هرگز تصور نمیکرد روزی پایش به قصر پشتی باز شود؛ تا اینکه ربوده شد و او را برای خدمت در آنجا فروختند.
مائومائو شاید در ظاهر معمولی به نظر برسد، اما ذهنی تیز، هوشی سرشار و دانشی گسترده از پزشکی دارد. این راز اوست؛ تا وقتی که با یکی از ساکنان قصر روبهرو میشود که دستکم به اندازه خودش زیرک و نکتهسنج است: جینشی، خواجهباشی قصر. او از پشت نقاب سادهنمایی مائومائو حقیقت را میبیند و او را ندیمه محبوبترین همسر امپراتور میکند؛ آن هم برای اینکه غذای بانو را بچشد و از مسموم نبودنش مطمئن شود!
مائومائو در کنار بانویش کمکم با هر آنچه در قصر پشتی میگذرد آشنا میشود؛ چیزهایی که همهشان هم آبرومندانه و خوشایند نیستند. آیا او هرگز میتواند زندگی آرامی داشته باشد؟ یا قدرت استنتاج و کنجکاوی سیریناپذیرش او را به ماجراهای بیشتر، و خطرهای بزرگتر خواهد کشاند؟
در شرق، سرزمینی است که امپراتوری بر آن فرمان میراند؛ جایی که همسران، صیغهها و زنان خدمتکار او در مجموعهای گسترده به نام «هوگونگ» یا همان قصر پشتی زندگی میکنند. مائومائو، دختری ساده از شهری ساده که پدر داروسازش او را بزرگ کرده، هرگز تصور نمیکرد روزی پایش به قصر پشتی باز شود؛ تا اینکه ربوده شد و او را برای خدمت در آنجا فروختند.
مائومائو شاید در ظاهر معمولی به نظر برسد، اما ذهنی تیز، هوشی سرشار و دانشی گسترده از پزشکی دارد. این راز اوست؛ تا وقتی که با یکی از ساکنان قصر روبهرو میشود که دستکم به اندازه خودش زیرک و نکتهسنج است: جینشی، خواجهباشی قصر. او از پشت نقاب سادهنمایی مائومائو حقیقت را میبیند و او را ندیمه محبوبترین همسر امپراتور میکند؛ آن هم برای اینکه غذای بانو را بچشد و از مسموم نبودنش مطمئن شود!
مائومائو در کنار بانویش کمکم با هر آنچه در قصر پشتی میگذرد آشنا میشود؛ چیزهایی که همهشان هم آبرومندانه و خوشایند نیستند. آیا او هرگز میتواند زندگی آرامی داشته باشد؟ یا قدرت استنتاج و کنجکاوی سیریناپذیرش او را به ماجراهای بیشتر، و خطرهای بزرگتر خواهد کشاند؟
Shadows House
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
«امیلیکو» تنها یکی از بسیاری از «عروسکهای زنده» است که در عمارت شَدوهاوس خدمت میکنند؛ ساکنانی که از سر تا پا سیاهرنگاند و مدام دودی از خود متصاعد میکنند که خانه را سیاه میسازد. هر «شَدو» با یک عروسک همراه است که بهطرز عجیبی شبیه اوست. بهعنوان یک عروسک زنده، امیلیکو باید خانه را همیشه براق و تمیز نگه دارد و در عین حال بهعنوان چهرهی اربابش «کیت» عمل کند. در مقابل، کیت از امیلیکو حمایت میکند و او را محرم اسرار خود میداند. تا جایی که هر دوی آنها به یاد دارند، همیشه دنیایشان به همین شکل کار کرده است. با این حال، پیوند میان یک شَدو و یک عروسک چندان روشن نیست. مدیران از طبقات بالاتر عمارت بر زوجهای جوان نظارت میکنند و آنها را قضاوت مینمایند—اما با چه هدفی؟
Bungou Stray Dogs
آتسوشی ناکاجیما پس از اخراج از یتیمخانه در آستانهٔ مرگ قرار دارد. بیخوراک و بیخانمان، همهٔ امیدها بهنظر از دست رفته است—تا اینکه او مرد مرموزی به نام اوسامو دازای را از غرقشدن نجات میدهد. با وجود ناخشنودی شریکش دوپو کونیکیدا، دازای به آتسوشی غذا میدهد و فاش میکند که هر دوی آنها برای «آژانس کارآگاهان مسلح» کار میکنند؛ سازمانی متشکل از افراد دارای استعدادهای ویژه که به پروندههای جنایی میرسند، زمانی که مراجع رسمی ناتوانند.
این دو از آتسوشی میخواهند در تعقیبِ ببر ماوراءطبیعیای کمک کند که در سراسر شهر هرجومرج بهپا کرده است و او با اکراه قبول میکند. پس از حلّ این پرونده، دازای پیشنهاد میدهد که به آتسوشی عضویّت در آژانس را اعطا کند. اما اوضاع پیچیدهتر میشود چون «بندر مافیا»، تشکیلات جنایی محلی، تصمیم میگیرد علیه آنها وارد عمل شود. آتسوشی که میان جنگ قاطع سهمخواهی گرفتار آمده، باید مهارت تازه کشفشدهاش را به کمال برساند تا از جان خود، دوستان جدیدش و کلّ شهر محافظت کند.
آتسوشی ناکاجیما پس از اخراج از یتیمخانه در آستانهٔ مرگ قرار دارد. بیخوراک و بیخانمان، همهٔ امیدها بهنظر از دست رفته است—تا اینکه او مرد مرموزی به نام اوسامو دازای را از غرقشدن نجات میدهد. با وجود ناخشنودی شریکش دوپو کونیکیدا، دازای به آتسوشی غذا میدهد و فاش میکند که هر دوی آنها برای «آژانس کارآگاهان مسلح» کار میکنند؛ سازمانی متشکل از افراد دارای استعدادهای ویژه که به پروندههای جنایی میرسند، زمانی که مراجع رسمی ناتوانند.
این دو از آتسوشی میخواهند در تعقیبِ ببر ماوراءطبیعیای کمک کند که در سراسر شهر هرجومرج بهپا کرده است و او با اکراه قبول میکند. پس از حلّ این پرونده، دازای پیشنهاد میدهد که به آتسوشی عضویّت در آژانس را اعطا کند. اما اوضاع پیچیدهتر میشود چون «بندر مافیا»، تشکیلات جنایی محلی، تصمیم میگیرد علیه آنها وارد عمل شود. آتسوشی که میان جنگ قاطع سهمخواهی گرفتار آمده، باید مهارت تازه کشفشدهاش را به کمال برساند تا از جان خود، دوستان جدیدش و کلّ شهر محافظت کند.
Kusuriya no Hitorigoto
در یکی از دربارهای امپراتوری، چند ماه از زمانی میگذرد که دختری هفدهساله بهنام ماومائو ربوده شده و وادار شده بهعنوان خادم سطح پایین در کاخ امپراتور کار کند. با این حال، او همچنان روح کنجکاو و عملگرایانهاش را حفظ کرده و تصمیم دارد تا پایان سالهای خدمتش به کار ادامه دهد. اما یک روز خبردار میشود که دو نوزاد امپراتور بهشدت بیمار شدهاند؛ ماومائو بیدرنگ تصمیم میگیرد مخفیانه وارد عمل شود و با تکیه بر تجربهاش بهعنوان داروسازی که در محلهای فقیر و چراغسرخ بزرگ شده، راهی برای درمانشان بیابد.
با وجود تلاشهای ماومائو برای پنهانکاری، خیلی زود توجه جینشی، یک سرسپرده بانفوذ دربار که به استعدادهای او پی میبرد، جلب میشود. ماومائو بهسرعت جای خود را در حلقه درونی دربار مییابد و با بهکارگیری دانش داروسازی و شخصیت خاص و کمی عجیبوغریبش، به مرور در حل معماهای پزشکی گوناگون شهرت پیدا میکند.
در یکی از دربارهای امپراتوری، چند ماه از زمانی میگذرد که دختری هفدهساله بهنام ماومائو ربوده شده و وادار شده بهعنوان خادم سطح پایین در کاخ امپراتور کار کند. با این حال، او همچنان روح کنجکاو و عملگرایانهاش را حفظ کرده و تصمیم دارد تا پایان سالهای خدمتش به کار ادامه دهد. اما یک روز خبردار میشود که دو نوزاد امپراتور بهشدت بیمار شدهاند؛ ماومائو بیدرنگ تصمیم میگیرد مخفیانه وارد عمل شود و با تکیه بر تجربهاش بهعنوان داروسازی که در محلهای فقیر و چراغسرخ بزرگ شده، راهی برای درمانشان بیابد.
با وجود تلاشهای ماومائو برای پنهانکاری، خیلی زود توجه جینشی، یک سرسپرده بانفوذ دربار که به استعدادهای او پی میبرد، جلب میشود. ماومائو بهسرعت جای خود را در حلقه درونی دربار مییابد و با بهکارگیری دانش داروسازی و شخصیت خاص و کمی عجیبوغریبش، به مرور در حل معماهای پزشکی گوناگون شهرت پیدا میکند.
Flawed Almighty
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
After the Moonlight Falls
پس از اینکه کل خانوادش رو بخاطر خوش اشاما از دست میده سیگون تبدیل به یه شکارچی خون اشام میشه ایا میتونه انتقام بگیره یا در این راه کشته میشه؟
پس از اینکه کل خانوادش رو بخاطر خوش اشاما از دست میده سیگون تبدیل به یه شکارچی خون اشام میشه ایا میتونه انتقام بگیره یا در این راه کشته میشه؟
Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
شش نوجوان شانزده–هفدهساله با لقبهای جو، ماریو، سوپّون، بارِموتو، هیتای و کِیابِتسو بهدلیل جرایمی مانند ضربوجرح شدید، کلاهبرداری، فرار و موارد مشابه به کانون اصلاح و تربیت فرستاده میشوند. جهنم آنها از همان لحظهٔ ورود آغاز میشود.
در محیطی خشن و زیر نظر کارکنانی مستبد و بیرحم، آنها همسلولی مردی به نام ساکوراگی—ملقب به آنچان—میشوند. خیلی زود میان گروه دوستان و «رفیق» تازهشان تنش بالا میگیرد. دعوایی در میگیرد و این شش نوجوان به دست جوانی مرموز که مهارت بالایی در بوکس دارد شکست میخورند.
داستان، زندگی این هفت نفر را در تلاش برای دوام آوردن در آن جهنم دنبال میکند؛ اما فقط دربارهٔ بقا نیست—بلکه از سرخوردگیها و ناامیدیهایشان در برابر طرد شدن از سوی جامعه و حتی نزدیکانشان نیز میگوید.
این روایت، دربارهٔ دوستیهای خارقالعاده و شکستناپذیر میان این جوانان است.
Witch Hat Atelier
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
کامودا برای به دست آوردن پولِ سریع حاضر است دست به هر کاری بزند—حتی اگر لازم باشد مالیاتش را نپردازد تا همسرش را به یک سفر دریایی لوکس ببرد. اما وقتی یک حسابرسی ناگهانی مالیاتی خانوادهاش را ورشکست میکند، خیلی زود میفهمد که همسرش آن سفر را رفته است—اما بدون او و دخترشان، کاسومی.
کامودا که ناامیدانه میخواهد دوباره روی پای خودش بایستد، در طرحی سرمایهگذاری میکند برای تولید انبوه ماسکهای «بورلی دانکن»، نامزد جنجالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. اما انتخاباتی بیرمق باعث میشود فروش این ماسکها شکست بخورد و کامودا زیر کوهی از ماسکهای فروشنرفته و بدهی دفن شود.
در آستانهٔ فروپاشی، کامودا به تابلویی برمیخورد که او را نزد «مدیر» میبرد—شیفتهٔ هنر و فردی مرموز که قول میدهد میتواند تمام آرزوهای کامودا و کاسومی را برآورده کند.
کامودا برای به دست آوردن پولِ سریع حاضر است دست به هر کاری بزند—حتی اگر لازم باشد مالیاتش را نپردازد تا همسرش را به یک سفر دریایی لوکس ببرد. اما وقتی یک حسابرسی ناگهانی مالیاتی خانوادهاش را ورشکست میکند، خیلی زود میفهمد که همسرش آن سفر را رفته است—اما بدون او و دخترشان، کاسومی.
کامودا که ناامیدانه میخواهد دوباره روی پای خودش بایستد، در طرحی سرمایهگذاری میکند برای تولید انبوه ماسکهای «بورلی دانکن»، نامزد جنجالی انتخابات ریاستجمهوری آمریکا. اما انتخاباتی بیرمق باعث میشود فروش این ماسکها شکست بخورد و کامودا زیر کوهی از ماسکهای فروشنرفته و بدهی دفن شود.
در آستانهٔ فروپاشی، کامودا به تابلویی برمیخورد که او را نزد «مدیر» میبرد—شیفتهٔ هنر و فردی مرموز که قول میدهد میتواند تمام آرزوهای کامودا و کاسومی را برآورده کند.
Solanin
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
از زمانی که میکو اینوئه ۲۳ ساله از دانشگاه فارغالتحصیل شده، به یک چیز باور دارد: اینکه در توکیو شیطانی در کمین است. حضور این شر باعث شده او احساس بیحوصلگی و بیهدفی کند و هیجان سالهای جوانیاش را از دست بدهد؛ تا جایی که مدام از خود میپرسد واقعاً از زندگی چه میخواهد.
جالب اینکه وقتی میکو ایدهٔ استعفا از کارش را با دوستپسرش، ناروئو تاندا، مطرح میکند، او در حالی که نیمهخواب است موافقت میکند. میکو که از همان جملات خوابآلودِ دلگرمکننده الهام گرفته، شتابزده زندگی قبلیاش را رها میکند تا از نو شروع کند—و تاندا هم کمی بعد همین کار را میکند.
آن دو با هم به رؤیاهای دوران دانشجوییشان فکر میکنند و تصمیم میگیرند «روتی»، گروه موسیقی قدیمی تاندا، را دوباره احیا کنند. اما درست وقتی با اعتمادبهنفس در کنار دوستان قدیمیشان و با ساز در دست ایستادهاند، زندگی ضربهای کاملاً غیرمنتظره به آنها میزند و میکو و دوستانش را مجبور میکند با تکههای شکستهٔ رؤیاهایشان روبهرو شوند.
«سولانین» داستانی صمیمی از عشق، فقدان و اندوه است؛ روایتی دربارهٔ آدمهای بیستوچندسالهای که اغلب در شکافهای جامعه گم میشوند.
Service Area
شوهی واکاتسوکی، مردی که در توکیو زندگی و کار میکند، تصمیم میگیرد در شب سال نو، دوستدخترش و پسر او را به خانهٔ قدیمیاش ببرد تا با پدر و مادرش دیدار کنند.
در طول مسیر، خاطرات پدرش—کسی که هرگز رابطهٔ خوبی با او نداشته—کمکم در ذهنش زنده میشود.
وقتی به خانهٔ والدینش میرسند، او و پدرش بیآنکه حرفی بزنند کنار هم مینشینند تا برنامهٔ تلویزیونی سال نو را تماشا کنند؛ و همین سکوت، سرآغاز گفتوگویی میان آنها میشود.
شوهی واکاتسوکی، مردی که در توکیو زندگی و کار میکند، تصمیم میگیرد در شب سال نو، دوستدخترش و پسر او را به خانهٔ قدیمیاش ببرد تا با پدر و مادرش دیدار کنند.
در طول مسیر، خاطرات پدرش—کسی که هرگز رابطهٔ خوبی با او نداشته—کمکم در ذهنش زنده میشود.
وقتی به خانهٔ والدینش میرسند، او و پدرش بیآنکه حرفی بزنند کنار هم مینشینند تا برنامهٔ تلویزیونی سال نو را تماشا کنند؛ و همین سکوت، سرآغاز گفتوگویی میان آنها میشود.
All You Need Is Kill
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
موجودات عجیبی که با نام «میمتها» شناخته میشوند به زمین حمله کردهاند و جنگی جهانی را به راه انداختهاند؛ جنگی که بشریت را برای بقا به مبارزه واداشته است. در پاسخ به این تهدید، انسانها «نیروی دفاع متحد» را تشکیل میدهند؛ سازمانی مشترک که هدفش غلبه بر این دشمن تازه است.
سربازان که مأمور نابودی تهدید روبهگسترش میمتها هستند، با پوشیدن لباسهای رزمی اسکلت بیرونی پیشرفته به میدان نبرد فرستاده میشوند تا برتری لازم را در برابر دشمنانشان به دست آورند.
«کیجی کیریا»، سرباز تازهوارد، در نخستین اعزام خود بلافاصله کشته میشود؛ اما با ناباوری درمییابد که دقیقاً یک روز پیش از حملهی واحدش به منطقهی تهاجم میمتها از خواب بیدار شده است. پس از تجربهی دوبارهی همان رویداد، او متوجه میشود در یک حلقهی زمانی گرفتار شده که با مرگش فعال میشود.
در حالی که صدها بار روز نبرد را از نو زندگی میکند، کیجی بهتدریج از دانستههایش دربارهی این پدیده استفاده میکند، قدرت خود را افزایش میدهد و مهارتهایش را ارتقا میبخشد تا سرانجام، زمانی که بار دیگر رودرروی مرگ قرار میگیرد، آماده باشد سرنوشتش را تغییر دهد.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
داستان دربارهی مردی است که یک داروفروش است. او به شکار مونونوکهها (ارواح یا شیاطین) میپردازد و با استفاده از شمشیر آنها را از بین میبرد. اما پیش از آنکه شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، باید سه چیز را دربارهی هر مونونوکه بداند: شکل و ماهیت آن (کاتاچی)، حقیقت پنهان پشت تراژدی انسانیای که آن را بهوجود آورده است (ماکوتو) و دلیل و منطق شرارتی که باعث تولدش شده (کوتوواری). تنها پس از درک اینهاست که میتواند آن شیطان را نابود کند.
Blue Period
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.
یاتورا یاگوچی، دانشآموز سال دوم دبیرستان، از زندگی معمولی و یکنواختش خسته شده است. درسش خوب است و با دوستانش وقت میگذراند، اما در واقع از هیچکدام لذت واقعی نمیبرد. او که در چارچوب هنجارها گرفتار شده، در دل به کسانی حسادت میکند که مسیر متفاوتی را در زندگی انتخاب میکنند.
همهچیز زمانی تغییر میکند که او با لذت نقاشی آشنا میشود. وقتی تابلویی از یکی از اعضای باشگاه هنر را میبیند، مجذوب رنگهایی میشود که در آن به کار رفتهاند. کمی بعد، در یک تمرین هنری، تلاش میکند احساسات و افکارش را نه با کلمات، بلکه از طریق نقاشی بیان کند. همین تجربه باعث میشود یاتورا آنقدر در هنر غرق شود که تصمیم بگیرد آن را به شغل آیندهاش تبدیل کند.
اما موانع زیادی بر سر راه او قرار دارند: والدینی که نسبت به انتخاب غیرمعمولش مردد هستند، همکلاسیهایی باتجربهتر از خودش، و دنیای عمیق و پیچیدهی هنر که بسیار فراتر از تصورات اولیهاش است.