محبوبترین آثار اکشن
Solo Leveling
Tokyo Revengers
Jujutsu Kaisen
Kaijuu 8-gou
SPY×FAMILY
Second Life Ranker
Dungeon Reset
Kimetsu no Yaiba
Attack on Titan
Solo Leveling: Ragnarok
اکشن (65 اثر)
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
Promise of an Orchid
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
The God of High School
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
Solo Leveling: Ragnarok
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
The Breaker: New Waves
پس از آنکه استاد «یی "شیوون" شی-وون»، یعنی «گومونریونگ»، مرکز کیِ او را میشکند و توانایی استفاده از هنرهای رزمیاش را از بین میبرد، شیوون تصمیم میگیرد دنیای «موریِم» را ترک کند و زندگی عادیاش را ادامه دهد: هر روز به مدرسه برود و نزد مادرش به خانه برگردد. اما موریِم برنامهٔ دیگری برای او دارد. وقتی مشخص میشود او تنها شاگرد واقعی گومونریونگ است و «بانوی سوسول» مدالیون ققنوسِ قبیلهٔ سونوو را به او میسپارد—و عملاً او را رهبر موقت این قبیله میکند—جهان موریِم به این راحتی حاضر نیست شیوون را رها کند.
با این جایگاه تازه، دشمنانی که شیوون هرگز با آنها روبهرو نشده بود یکی پس از دیگری ظاهر میشوند؛ از جمله سازمانی به نام «سولجرز آندر کامند». آنها برای پیشرفت خود قصد حذف او را دارند. اما شیوون بدون مرکز کیِ سالم، چگونه میتواند از خود دفاع کند؟
پس از آنکه استاد «یی "شیوون" شی-وون»، یعنی «گومونریونگ»، مرکز کیِ او را میشکند و توانایی استفاده از هنرهای رزمیاش را از بین میبرد، شیوون تصمیم میگیرد دنیای «موریِم» را ترک کند و زندگی عادیاش را ادامه دهد: هر روز به مدرسه برود و نزد مادرش به خانه برگردد. اما موریِم برنامهٔ دیگری برای او دارد. وقتی مشخص میشود او تنها شاگرد واقعی گومونریونگ است و «بانوی سوسول» مدالیون ققنوسِ قبیلهٔ سونوو را به او میسپارد—و عملاً او را رهبر موقت این قبیله میکند—جهان موریِم به این راحتی حاضر نیست شیوون را رها کند.
با این جایگاه تازه، دشمنانی که شیوون هرگز با آنها روبهرو نشده بود یکی پس از دیگری ظاهر میشوند؛ از جمله سازمانی به نام «سولجرز آندر کامند». آنها برای پیشرفت خود قصد حذف او را دارند. اما شیوون بدون مرکز کیِ سالم، چگونه میتواند از خود دفاع کند؟
The Breaker: Eternal Force
هاجه کانگ دیگر طاقت ندارد. زیر فشار آزار و اذیتِ relentless، تا لبهی بام مدرسه پیش میرود تا به همهچیز پایان دهد. اما درست لحظهای که میخواهد بپرد، دانشآموز سالبالایی مرموزی به نام سی-اون لی او را (واقعاً) هُل میدهد—و هاجه فردای آن روز بیهیچ آسیبی بیدار میشود. هاجه خبر ندارد که سی-اون یکی از قدرتمندترین رزمیکاران «موریِم»، دنیای پنهان هنرهای رزمی، است. هاجه از او التماس میکند که آموزشَش دهد، اما هرگز تصور نمیکرد دنیای زیرزمینی هنرهای رزمی تا این حد پرآشوب و خطرناک باشد…
هاجه کانگ دیگر طاقت ندارد. زیر فشار آزار و اذیتِ relentless، تا لبهی بام مدرسه پیش میرود تا به همهچیز پایان دهد. اما درست لحظهای که میخواهد بپرد، دانشآموز سالبالایی مرموزی به نام سی-اون لی او را (واقعاً) هُل میدهد—و هاجه فردای آن روز بیهیچ آسیبی بیدار میشود. هاجه خبر ندارد که سی-اون یکی از قدرتمندترین رزمیکاران «موریِم»، دنیای پنهان هنرهای رزمی، است. هاجه از او التماس میکند که آموزشَش دهد، اما هرگز تصور نمیکرد دنیای زیرزمینی هنرهای رزمی تا این حد پرآشوب و خطرناک باشد…
The Breaker
زندگی روزمرهی یی «شیوون» شی-وون در دبیرستان «نه اژدها» هیچ شباهتی به ایدهآل ندارد؛ هر روز کتک خوردن از همکلاسیاش، هو چانگ، و دارودستهاش. اما یک روز، مرد مرموزی به نام هان چون وو یکی از این کتکزدنها را میبیند و به جای کمک، شیوون را به خاطر نجنگیدن بزدل مینامد و نمک روی زخم میپاشد. شیوون با تعجب میفهمد که همین مرد، معلم جانشین زبان انگلیسیِ جدید مدرسه است.
خسته از این آزار و اذیتهای روزانه، شیوون تصمیم میگیرد در یک آکادمی هنرهای رزمی ثبتنام کند تا از خودش دفاع کند. در راه، به طور اتفاقی هان چون وو را میبیند که گوشهی کوچهای توسط چند مرد خشمگین محاصره شده است! برانگیخته، چون وو با تکنیکهای رزمی آنها را نقش زمین میکند و شیوون مخفیانه همهچیز را ضبط میکند. بعدتر، با همین فیلم، او را تحت فشار میگذارد تا فنون دفاع شخصی را به او یاد بدهد. چون وو با اکراه میپذیرد و شیوون خیلی زود به دنیای هنرهای رزمی—«موریِم»—پرتاب میشود. با این حال، شیوون سادهدل است و از گذشتهی مشکوک استادش و تاریکیهای پنهان جامعه بیخبر. حالا چون وو چطور میتواند هم به او آموزش بدهد و هم کمک کند در این دنیای خطرناک زنده بماند؟
زندگی روزمرهی یی «شیوون» شی-وون در دبیرستان «نه اژدها» هیچ شباهتی به ایدهآل ندارد؛ هر روز کتک خوردن از همکلاسیاش، هو چانگ، و دارودستهاش. اما یک روز، مرد مرموزی به نام هان چون وو یکی از این کتکزدنها را میبیند و به جای کمک، شیوون را به خاطر نجنگیدن بزدل مینامد و نمک روی زخم میپاشد. شیوون با تعجب میفهمد که همین مرد، معلم جانشین زبان انگلیسیِ جدید مدرسه است.
خسته از این آزار و اذیتهای روزانه، شیوون تصمیم میگیرد در یک آکادمی هنرهای رزمی ثبتنام کند تا از خودش دفاع کند. در راه، به طور اتفاقی هان چون وو را میبیند که گوشهی کوچهای توسط چند مرد خشمگین محاصره شده است! برانگیخته، چون وو با تکنیکهای رزمی آنها را نقش زمین میکند و شیوون مخفیانه همهچیز را ضبط میکند. بعدتر، با همین فیلم، او را تحت فشار میگذارد تا فنون دفاع شخصی را به او یاد بدهد. چون وو با اکراه میپذیرد و شیوون خیلی زود به دنیای هنرهای رزمی—«موریِم»—پرتاب میشود. با این حال، شیوون سادهدل است و از گذشتهی مشکوک استادش و تاریکیهای پنهان جامعه بیخبر. حالا چون وو چطور میتواند هم به او آموزش بدهد و هم کمک کند در این دنیای خطرناک زنده بماند؟
Tokyo Ghoul
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
Tokyo Ghoul:re
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
Kuroshitsuji
هجده سال پیش، در جریان جنگِ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا مشهورترین مردِ ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرسازِ چیرهدست، شش تیغهٔ جادویی ساخت که هر یک قدرتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش چیهیرو به کوهستانها بازنشسته شد و چیهیرو با جدیت به فراگیری این فن پرداخت. در آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش، چیهیرو—با آنکه ذهنی باثبات و آیندهنگر داشت—مصمم بود روزی جانشین پدر شود. اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از سحرگران قدرتمند را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را دزدیدند.
سه سال پس از آن حادثه، چیهیرو با کینهای زنده در دل و اشتیاقی سوزان برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه خلق کرده بود، شروران وابسته به سازمان «هیشاکو»—سازمانی که مسئول مرگ پدرش میداند—را از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز موفق به آزاد کردن تمام توان انتن یا کمال بخشیدن به شمشیرزنیاش نشده است، اما برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدر و گرامیداشتِ میراث او از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.
هجده سال پیش، در جریان جنگِ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا مشهورترین مردِ ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرسازِ چیرهدست، شش تیغهٔ جادویی ساخت که هر یک قدرتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش چیهیرو به کوهستانها بازنشسته شد و چیهیرو با جدیت به فراگیری این فن پرداخت. در آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش، چیهیرو—با آنکه ذهنی باثبات و آیندهنگر داشت—مصمم بود روزی جانشین پدر شود. اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از سحرگران قدرتمند را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را دزدیدند.
سه سال پس از آن حادثه، چیهیرو با کینهای زنده در دل و اشتیاقی سوزان برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه خلق کرده بود، شروران وابسته به سازمان «هیشاکو»—سازمانی که مسئول مرگ پدرش میداند—را از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز موفق به آزاد کردن تمام توان انتن یا کمال بخشیدن به شمشیرزنیاش نشده است، اما برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدر و گرامیداشتِ میراث او از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.
Monster of Earth
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
Kagurabachi
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
Houseki no Kuni
سالها پیش، زمین از برخورد شش شهابسنگ متحمل صدماتی شد که شش قمر بهوجود آورد و جزیرهای تنها را باقی گذاشت. کسانی که نتوانستند خود را به آن جزیره برسانند، به ته اقیانوس فرو رفتند و به مرور زمان به بلور تبدیل شدند. با گذشت هزاران سال، بیستوهشت تن از این موجودات بلوریشده—که به «درخشانها» مشهورند—از عمقها برخاستند و در همان جزیره ساکن شدند. آنها تحت رهبری خردمند کونگو-سنسی باید از خود در برابر اقمارنشینان بیشمار—ساکنانی که در پی جمعآوری اجساد باارزششان برای ساخت سلاح و جواهرند—دفاع کنند.
داستان «سرزمین جواهرات» (Houseki no Kuni) حول فسفوفسلایت میچرخد، جواهری جوان که در آستانهٔ سیصد سالگی است. دستوپاچلفتی، بسیار شکننده و بیاستعداد بهنظر میرسد، از ضعیفترین جواهرهاست و در مبارزه با اقمارنشینان نمیتواند یاری چندانی برساند. اما هرچه نبرد با این مهاجمان فرازمینی شدت میگیرد، او زود درمییابد که رسیدن به قدرت بهایی دارد که هیچکس نباید مجبور به پرداختش شود.
سالها پیش، زمین از برخورد شش شهابسنگ متحمل صدماتی شد که شش قمر بهوجود آورد و جزیرهای تنها را باقی گذاشت. کسانی که نتوانستند خود را به آن جزیره برسانند، به ته اقیانوس فرو رفتند و به مرور زمان به بلور تبدیل شدند. با گذشت هزاران سال، بیستوهشت تن از این موجودات بلوریشده—که به «درخشانها» مشهورند—از عمقها برخاستند و در همان جزیره ساکن شدند. آنها تحت رهبری خردمند کونگو-سنسی باید از خود در برابر اقمارنشینان بیشمار—ساکنانی که در پی جمعآوری اجساد باارزششان برای ساخت سلاح و جواهرند—دفاع کنند.
داستان «سرزمین جواهرات» (Houseki no Kuni) حول فسفوفسلایت میچرخد، جواهری جوان که در آستانهٔ سیصد سالگی است. دستوپاچلفتی، بسیار شکننده و بیاستعداد بهنظر میرسد، از ضعیفترین جواهرهاست و در مبارزه با اقمارنشینان نمیتواند یاری چندانی برساند. اما هرچه نبرد با این مهاجمان فرازمینی شدت میگیرد، او زود درمییابد که رسیدن به قدرت بهایی دارد که هیچکس نباید مجبور به پرداختش شود.
قرنهاست که سازمانهای مخفی متعددی در نابودسازی انواع هیولاهای خطرناک مشارکت داشتهاند. یکی از این سازمانها «هلزینگ» است که در انگلستان مستقر بوده و توسط رهبر زیرک خود، سر اینتگرا فیربروک وینگیتس هلزینگ، اداره میشود. برترین شکارچی و برگ برندهٔ او «آلوکارد» است؛ یک خونآشام شکستناپذیر که پدرش او را از نظر ژنتیکی دستورزی کرده است. با اینکه خود او از «آنها» محسوب میشود، سوگند خورده محافظ و خدمتگزار اینتگرا باشد.
اکنون بحرانی جدید آغاز میشود و آلوکارد باید با کمک «سِراس ویکتوریا»، شریک تازهخونآشامش، حقیقت پشت حملات مرموز خونآشامی را کشف کند. در این نبرد هر انسانی لزوماً متحد او نیست و آلوکارد در صورت وجود مانع، بدون تردید هر کسی را که در مسیرش قرار گیرد میکشد.
قرنهاست که سازمانهای مخفی متعددی در نابودسازی انواع هیولاهای خطرناک مشارکت داشتهاند. یکی از این سازمانها «هلزینگ» است که در انگلستان مستقر بوده و توسط رهبر زیرک خود، سر اینتگرا فیربروک وینگیتس هلزینگ، اداره میشود. برترین شکارچی و برگ برندهٔ او «آلوکارد» است؛ یک خونآشام شکستناپذیر که پدرش او را از نظر ژنتیکی دستورزی کرده است. با اینکه خود او از «آنها» محسوب میشود، سوگند خورده محافظ و خدمتگزار اینتگرا باشد.
اکنون بحرانی جدید آغاز میشود و آلوکارد باید با کمک «سِراس ویکتوریا»، شریک تازهخونآشامش، حقیقت پشت حملات مرموز خونآشامی را کشف کند. در این نبرد هر انسانی لزوماً متحد او نیست و آلوکارد در صورت وجود مانع، بدون تردید هر کسی را که در مسیرش قرار گیرد میکشد.