محبوبترین آثار ماجراجویی
Magic Emperor
The Swordmaster’s Son
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
SPY×FAMILY
Solo Leveling
Overgeared
Sandmancer of the Scorched Desert
ماجراجویی (122 اثر)
هر بار که ناروتو اوزوماکی اعلام میکند روزی هوکاگه خواهد شد ــ عنوانی که به بهترین نینجای دهکده پنهان در میان برگها داده میشود ــ هیچکس او را جدی نمیگیرد. ناروتو از بدو تولد از سوی اهالی دهکده طرد و مسخره شده است؛ اما این نفرت به خاطر پرحرفی، شیطنت یا ناتوانیاش در هنرهای نینجایی نیست، بلکه به این دلیل است که درون او هیولایی مهر و موم شده است.
پیش از تولد ناروتو، روباه نهدمِ قدرتمند و مرگبار به دهکده حمله کرد. برای متوقف کردن این فاجعه، هوکاگه چهارم جان خود را فدا کرد و آن هیولا را در بدن ناروتوی تازهمتولدشده مهر و موم کرد.
وقتی ناروتو به تیم ۷ ملحق میشود ــ همراه با همتیمیهای جدیدش، ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو، زیر نظر نینجای باتجربهای به نام کاکاشی هاتاکه ــ برای نخستین بار در زندگیاش مجبور میشود با دیگران همکاری کند. ناروتو با پشت سر گذاشتن تمرینهای سخت و انجام مأموریتهای دشوار، باید یاد بگیرد کار تیمی یعنی چه و مسیر خودش را برای تبدیل شدن به نینجایی تمامعیار که مورد قبول دهکدهاش باشد، بسازد.
هر بار که ناروتو اوزوماکی اعلام میکند روزی هوکاگه خواهد شد ــ عنوانی که به بهترین نینجای دهکده پنهان در میان برگها داده میشود ــ هیچکس او را جدی نمیگیرد. ناروتو از بدو تولد از سوی اهالی دهکده طرد و مسخره شده است؛ اما این نفرت به خاطر پرحرفی، شیطنت یا ناتوانیاش در هنرهای نینجایی نیست، بلکه به این دلیل است که درون او هیولایی مهر و موم شده است.
پیش از تولد ناروتو، روباه نهدمِ قدرتمند و مرگبار به دهکده حمله کرد. برای متوقف کردن این فاجعه، هوکاگه چهارم جان خود را فدا کرد و آن هیولا را در بدن ناروتوی تازهمتولدشده مهر و موم کرد.
وقتی ناروتو به تیم ۷ ملحق میشود ــ همراه با همتیمیهای جدیدش، ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو، زیر نظر نینجای باتجربهای به نام کاکاشی هاتاکه ــ برای نخستین بار در زندگیاش مجبور میشود با دیگران همکاری کند. ناروتو با پشت سر گذاشتن تمرینهای سخت و انجام مأموریتهای دشوار، باید یاد بگیرد کار تیمی یعنی چه و مسیر خودش را برای تبدیل شدن به نینجایی تمامعیار که مورد قبول دهکدهاش باشد، بسازد.
My Cultivation Has No Limits
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
یه جونلین، پیرمردی که آخرای زندگیش بود، با سیستمی که در مقابل حریف هاش قدرتمند میشه، زندگی خودشو به عنوان تهذیب گری که یک کد تقلب بدون محدودیت داره شروع کرد. امپراطور های الهی؟ قدیس ها؟ قوانین الهی؟ همتون برین کنار! علاوه بر این، اون چندین شاگرد داره که اولیشون استاد یک حزب شیطانی با قلبی پلید و ذهن مکاره ولی اون هر دفعه خیلی راحت به خدمتش میرسه. دومین شاگردش یک دختر جوان مو سفید با بدن فوق العاده و درجه یک که با اینکه خیلی قویه عاشق آشپزیه و به استادش خدمت میکنه...
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
Absolute Sword Sense
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
سومین پسر قبیله زمین تابناک که دانتیان خودرا از داست داده توسط فرقه خون دزديده میشود و جاسوس درجه سه فرقه خون میشود و در نهایت در ماموریتی ویژه برای پیدا کردن تکنيک قدیس شمشیر جان خودرا از دست میدهد. حال اون به ده سال قبل بازگشته است اما توانایی عجیبی در شنیدن صدای شمشیر ها پیدا کرده است.
I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
Naruto Retsuden: Naruto Uzumaki and the Spiral Destiny
پس از پایان چهارمین جنگ بزرگ نینجا و برقراری پیمان صلح میان پنج ملت بزرگ، جهان شینوبی وارد دوران تازهای از آرامش و بازسازی شد. اما این صلح، خیلی زود با خبری عجیب روبهرو شد؛ آتشی مرموز و خاموشنشدنی که سالها بر فراز تپهای دورافتاده میسوخت و مردم آن سرزمین را میان ترس، شگفتی و افسانه رها کرده بود.
این خبر به گوش هوکاگه ششم، کاکاشی هاتاکه رسید. برای روشن شدن حقیقت، تیمی ویژه به منطقه اعزام شد؛ تیمی که با ترکیب علم نوین و نینجوتسو، راز پنهان زیر خاک را کشف کرد: محفظهای عظیم از گاز طبیعی در دل آن تپه وجود داشت؛ نیرویی خاموش اما قدرتمند که دلیل شعلههای جاودان بود.
کاکاشی با درک ارزش این کشف، قراردادی برای توسعه اقتصادی و تأمین آینده آن سرزمین بست. شعلهای که روزی نماد ترس و ناشناختهها بود، به منبع امید، پیشرفت و زندگی تبدیل شد.
اکنون، یک دهه از آن ماجرا گذشته است. سرزمینی که روزی در سایه آتشی مرموز نفس میکشید، حالا در آستانه روزی بزرگ قرار دارد. مردم، مشتاق و هیجانزده، چشمانتظار ورود هوکاگه هفتم هستند؛ اوزوماکی ناروتو، قهرمانی که نامش برای آنها یادآور صلح، اراده و آیندهای روشن است...
پس از پایان چهارمین جنگ بزرگ نینجا و برقراری پیمان صلح میان پنج ملت بزرگ، جهان شینوبی وارد دوران تازهای از آرامش و بازسازی شد. اما این صلح، خیلی زود با خبری عجیب روبهرو شد؛ آتشی مرموز و خاموشنشدنی که سالها بر فراز تپهای دورافتاده میسوخت و مردم آن سرزمین را میان ترس، شگفتی و افسانه رها کرده بود.
این خبر به گوش هوکاگه ششم، کاکاشی هاتاکه رسید. برای روشن شدن حقیقت، تیمی ویژه به منطقه اعزام شد؛ تیمی که با ترکیب علم نوین و نینجوتسو، راز پنهان زیر خاک را کشف کرد: محفظهای عظیم از گاز طبیعی در دل آن تپه وجود داشت؛ نیرویی خاموش اما قدرتمند که دلیل شعلههای جاودان بود.
کاکاشی با درک ارزش این کشف، قراردادی برای توسعه اقتصادی و تأمین آینده آن سرزمین بست. شعلهای که روزی نماد ترس و ناشناختهها بود، به منبع امید، پیشرفت و زندگی تبدیل شد.
اکنون، یک دهه از آن ماجرا گذشته است. سرزمینی که روزی در سایه آتشی مرموز نفس میکشید، حالا در آستانه روزی بزرگ قرار دارد. مردم، مشتاق و هیجانزده، چشمانتظار ورود هوکاگه هفتم هستند؛ اوزوماکی ناروتو، قهرمانی که نامش برای آنها یادآور صلح، اراده و آیندهای روشن است...
Other World Warrior
دوست داری شغل پیدا کنی؟ حتی اگه به قیمت روحت تموم بشه؟ اگه میخوای، پس جای درست رو انتخاب کردی. کار ما وبسایت اطلاع سازی شکار، فروختن روحه، این سایت برای اوناییه که حاظرن روحشون رو بفروشن تا کار پیدا کنن. درسته، آدمایی مثل تو. معامله رو قبول میکنی؟
دوست داری شغل پیدا کنی؟ حتی اگه به قیمت روحت تموم بشه؟ اگه میخوای، پس جای درست رو انتخاب کردی. کار ما وبسایت اطلاع سازی شکار، فروختن روحه، این سایت برای اوناییه که حاظرن روحشون رو بفروشن تا کار پیدا کنن. درسته، آدمایی مثل تو. معامله رو قبول میکنی؟
The Divine Demons Grand Ascension
سرزمین مقدس راه اهریمنی، ده حزب اهریمنی. زمانی که نیروهایشان را یکی کردند، جهان آنها را کاخ شیاطین نامید. و حال، در سرزمین مقدس همهی شیاطین جهان، یک اهریمن آسمانی بیدار میشود؛ آماده تا دنیای رزمی را ببلعد.
سرزمین مقدس راه اهریمنی، ده حزب اهریمنی. زمانی که نیروهایشان را یکی کردند، جهان آنها را کاخ شیاطین نامید. و حال، در سرزمین مقدس همهی شیاطین جهان، یک اهریمن آسمانی بیدار میشود؛ آماده تا دنیای رزمی را ببلعد.
The Great Mage Returns After 4000 Years
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
یه آدم ضعیف همیشه زیر بقیس و هیچ حقی ندارع در حالی که یه آدم خر زور قوی بالای همه حالا اگه یه آدم قوی و خر زور که ته قدرت هست بیاد جای یه آدم ضعیف چی میشه !!!داستان از این قراره که بزرگ ترین جادو گرد بنا به اتفاقاتی که در آینده پخش میشه و منم نمیفهمم میاد تو جسم کسی که همیشه بازنده بوده و حتی خانوادش هم ازش رو برگردوندن حالا باید دید چه گرد و خاکی میکنه.
Seabird and the Wolf
لوت، توسط آخرین مرغ دریایی باقیمانده انتخاب شده و با یک هدف روی پشتش نفرین شده. بعد از اینکه دزدان دریایی بدنام ووهاپیِج روستای او را غارت کردند و خواهرش را ربودند، او سفری پرخطر را برای بازگرداندن خواهرش شروع میکند. و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا این اتفاق بیفتد، حتی اگر به این معنا باشد که به خدمهی کشتی سیاه بپیوندد و وانمود کند که یک مرد است. اما او تنها کسی نیست که روی این کشتی دزدان دریایی رازی دارد…
لوت، توسط آخرین مرغ دریایی باقیمانده انتخاب شده و با یک هدف روی پشتش نفرین شده. بعد از اینکه دزدان دریایی بدنام ووهاپیِج روستای او را غارت کردند و خواهرش را ربودند، او سفری پرخطر را برای بازگرداندن خواهرش شروع میکند. و هر کاری که لازم باشد انجام میدهد تا این اتفاق بیفتد، حتی اگر به این معنا باشد که به خدمهی کشتی سیاه بپیوندد و وانمود کند که یک مرد است. اما او تنها کسی نیست که روی این کشتی دزدان دریایی رازی دارد…
Reborn as the Enemy Prince
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
صدای زمزمه زندگی را در گوشم می شنیدم. نفس کشیدن سخت بود…. … نگاهم را بالا بردم و به دوردست ها خیره شدم. با این حال، تاری دید من چیزی را نمی دید. نور شروع به محو شدن کرد. این آخرین خاطره من بود. وقتی یک بار دیگر چشمانم را باز کردم، ۱۰ سال قبل از آن آخرین خاطره بود. و از همه چیزهایی که می توانستم تبدیل شوم، این کشور دشمن بود که Secretia را به ویرانی کشاند – من سومین شاهزاده کایریس کالیان شدم.
Pick Me Up
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
بازی موبایل گاچای “منو انتخاب کن!” بخاطر سختی بی رحمانه اش شناخته شده، و کسی تا به حال نتونسته دانجنی رو فتح کنه. لوکی، پنجمین نفر بین تمام ارباب های جهان، موقع فتح یه دانجن پشت سر هم شکست میخوره. وقتی که بیدار میشه، لوکی میبینه که به قهرمان ۱ ستاره سطح ۱ “ایزلات هان”، تبدیل شده! مطمئنم اون کسیه که منو به اینجا آورده! برای اینکه به زمین برگرده، اون باید ارباب و قهرمان های تازه کار رو رهبری کنه و طبقه ۱۰۰ ام دانجن رو فتح کنه! “تو با بد کسی در افتادی”. این داستان ارباب لوکیه که مجبور شده همه رو به سمت پیروزی هدایت کنه و نمیتونه حتی یک بار هم شکست بخورد.
Zombies Dont Bite Me
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
وقتی یِهوان از خواب بیدار شد، دنیا عوض شده بود. زامبی ها در خیابان ها پرسه می زدند و تشنه ی خون انسانها بودند، در حالی که زنده ها ناامیدانه برای زنده ماندن می جنگیدند. اما… "چرا زامبی ها من را گاز نمی گیرند؟" با قدرتی غیرطبیعی که در بدنش موج می زند، یک چشمش مثل مردگان قرمز می درخشد، و گرسنگی عجیبی که با دیدن خون براش بالا می آید... "چی اتفاقی افتاده برای من..؟!
The Regressed Son of a Duke is an Assassin
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!