محبوبترین آثار اکشن
Magic Emperor
The Swordmaster’s Son
The ancient sovereign of eternity
Jujutsu Kaisen
The Stellar Swordmaster
Kingdom
SPY×FAMILY
The Extra’s Academy Survival Guide
Solo Leveling
اکشن (221 اثر)
Fight class 3
دنیایی که در آن کره پایتخت جهانی ورزشهای رزمی است. در دبیرستان نام-ایل، جایی که بهترین و بااستعدادترین دانشآموزان هنرهای رزمی زندگی میکنند، جیو جی-ته ناگهان خود را در میان آنها مییابد، با وجود اینکه کاملاً ضعیف است. آیا او میتواند با خنثی کردن کاستیهای جسمی خود از طریق جوجیتسو، به صدر کلاسهای مبارزه برسد؟
دنیایی که در آن کره پایتخت جهانی ورزشهای رزمی است. در دبیرستان نام-ایل، جایی که بهترین و بااستعدادترین دانشآموزان هنرهای رزمی زندگی میکنند، جیو جی-ته ناگهان خود را در میان آنها مییابد، با وجود اینکه کاملاً ضعیف است. آیا او میتواند با خنثی کردن کاستیهای جسمی خود از طریق جوجیتسو، به صدر کلاسهای مبارزه برسد؟
Solo Necromancy
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
جهان رو به پایان است. هیولاهای افسانهای همه جا هستند. مردم را میخورند، خیابانها را فتح میکنند، و ساختمانها و ایستگاههای مترو را به سیاهچال ها تبدیل میکنند. اگر میتوانستید در این جهان رو به نابودی شغلی انتخاب کنید، چه چیزی را انتخاب میکردید؟
Toujuushi Bestialious
داستان در رم افسانه ای شکل می گیرد که درآن برده ها، مجرمان، یتیمان و هیولاها در میدانی با یکدیگر مبارزه می کنند. شکست به معنای مرگ است و پیروزی یعنی یک روز بیشتر زنده ماندن. فین، گلادیاتوری مستعد، توسط آخرین اژدهای زنده تعلیم یافته و برمی خیزد. گرچه سرنوشت و امپراطور نسبت به آن دو ظالمند…
داستان در رم افسانه ای شکل می گیرد که درآن برده ها، مجرمان، یتیمان و هیولاها در میدانی با یکدیگر مبارزه می کنند. شکست به معنای مرگ است و پیروزی یعنی یک روز بیشتر زنده ماندن. فین، گلادیاتوری مستعد، توسط آخرین اژدهای زنده تعلیم یافته و برمی خیزد. گرچه سرنوشت و امپراطور نسبت به آن دو ظالمند…
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
Solo Leveling: Ragnarok
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
پس از آنکه یکی از اعضای خود را از دست میدهند، «مطلقها»—آفریدگاران بسیاری از جهانهای بیرون از دنیای ما—هراسان میکوشند خلأ قدرتِ برادر سقوطکردهشان را پُر کنند. با بازگشت خطر نابودی زمین، چون دروازهها دوباره هیولاها را به بُعد ما میریزند، سونگ سوهو باید به ندای وظیفه پاسخ دهد و سیاهچالِ سایه را فتح کند؛ در حالی که همزمان دربارهٔ میراث افسانهای پدرش میآموزد.
Latna Saga: Survival of a Sword King
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
جیهان هان یک دانشآموز دبیرستانی کاملاً معمولی است—البته بهجز این واقعیت که توانایی ویژهای به دست آورده و میتواند دنیای اطرافش را مثل یک بازی ویدیویی ببیند.
کمی بعد از این کشف، او بهطور اتفاقی وارد دنیای پنهانی میشود که افراد دیگری هم مثل خودش در آن حضور دارند. حالا جیهان باید در حالی که بین تکالیف مدرسه و انجام مأموریتها تعادل برقرار میکند، یاد بگیرد چگونه از قدرت تازهاش استفاده کند تا در زندگی «لِوِل آپ» کند و پیشرفت کند.
جیهان هان یک دانشآموز دبیرستانی کاملاً معمولی است—البته بهجز این واقعیت که توانایی ویژهای به دست آورده و میتواند دنیای اطرافش را مثل یک بازی ویدیویی ببیند.
کمی بعد از این کشف، او بهطور اتفاقی وارد دنیای پنهانی میشود که افراد دیگری هم مثل خودش در آن حضور دارند. حالا جیهان باید در حالی که بین تکالیف مدرسه و انجام مأموریتها تعادل برقرار میکند، یاد بگیرد چگونه از قدرت تازهاش استفاده کند تا در زندگی «لِوِل آپ» کند و پیشرفت کند.
Wild Strawberry
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
The God of High School
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
«خدای دبیرستان» رقابتی سهمگین میان دانشآموزان دبیرستانی کره است تا بهترین مبارز را مشخص کنند. همهٔ سبکهای رزمی و استفاده از سلاحها آزاد است. جایزهٔ نهایی؟ عمیقترین آرزوی برنده، به هر قیمتی، برآورده میشود.
جین مو-ری از کودکی زیر نظر پدربزرگش تکواندو تمرین کرده و شیفتهٔ مبارزه است؛ او برای یافتن و به چالش کشیدن حریفان قویتر وارد مسابقه میشود. در راه، با هان دائه-وی—رزمیکار کاراته که برای نجات دوست در حال احتضارش میخواهد قهرمان شود—و یو میرا، شمشیرزن ماهری که قصد دارد میراث خانوادگیاش را ادامه دهد، آشنا میشود.
اما هرچند این تورنمنت ساده به نظر میرسد، چه چیزهای دیگری در انتظار جین مو-ری و دوستانش است؟ و آیا برای روبهرو شدن با آنچه ممکن است رخ دهد آمادهاند؟
Return of the Mad Demon
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
Ansatsu Kyoushitsu
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
Ayashimon
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
Reincarnated Murim Lord
پشیمانی بلای جان پیرمردهاست. وقتی هاجین چئون، رهبر سالخوردهٔ «اتحاد بزرگ رزمی»، به میراث عظیمش میاندیشد، درمییابد که از کارهایش و حتی از زندگی نزدیکترین مشاورانش چیز زیادی به یاد ندارد.
در حالی که به بیماری مرموزی دچار شده، ناگهان جان میسپارد—اما در کمال شگفتی در بدن «ریدان بیوک»، وارث خاندان شمشیرزن بیوک، بیدار میشود. مشکل اینجاست که ریدان به خوشگذرانی و بیبندوباری مشهور است؛ درست نقطهٔ مقابل هاجینِ درستکار و سختگیر.
هاجین در حالی که سعی میکند اشتباهات صاحب قبلی این بدن را جبران کند، قدمبهقدم پرده از حقیقت مرگ خودش نیز برمیدارد…
پشیمانی بلای جان پیرمردهاست. وقتی هاجین چئون، رهبر سالخوردهٔ «اتحاد بزرگ رزمی»، به میراث عظیمش میاندیشد، درمییابد که از کارهایش و حتی از زندگی نزدیکترین مشاورانش چیز زیادی به یاد ندارد.
در حالی که به بیماری مرموزی دچار شده، ناگهان جان میسپارد—اما در کمال شگفتی در بدن «ریدان بیوک»، وارث خاندان شمشیرزن بیوک، بیدار میشود. مشکل اینجاست که ریدان به خوشگذرانی و بیبندوباری مشهور است؛ درست نقطهٔ مقابل هاجینِ درستکار و سختگیر.
هاجین در حالی که سعی میکند اشتباهات صاحب قبلی این بدن را جبران کند، قدمبهقدم پرده از حقیقت مرگ خودش نیز برمیدارد…
The Legend of the Northern Blade
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!