تلگرام
✈ به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی ژانرهای انیمه و مانگا؛ راهنمای کامل دنیایی که هر سلیقه‌ای را راضی می‌کند

ژانرهای انیمه و مانگا؛ راهنمای کامل دنیایی که هر سلیقه‌ای را راضی می‌کند

اگر تازه وارد دنیای انیمه و مانگا شده‌باشید، احتمالاً خیلی زود با کلمه‌هایی مثل شونن، شوجو، سینن، ایسکای، موریم یا حتی ژانر‌های روانشناختی و سیستمی روبه‌رو شده‌اید. اصطلاحاتی که در نگاه اول شاید کمی گیج‌کننده به نظر برسند، اما در واقع هرکدام به بخشی متفاوت از این دنیای بزرگ اشاره می‌کنند. دنیایی که برخلاف تصور رایج، فقط به چند سبک محدود‌نمی‌شود و تقریباً برای هر نوع سلیقه‌ای، از طرفداران مبارزات و ماجراجویی‌گرفته تا علاقه‌مندان به داستان‌های عاشقانه، فلسفی یا تاریک، چیزی برای ارائه‌دارد.


شناخت ژانرها فقط به این معنی نیست که بدانیم یک اثر اکشن است یا عاشقانه. هر ژانر، مجموعه‌ای از ویژگی‌ها، الگوهای روایی و حال‌وهوای مخصوص خودش را دارد و همین عناصر هستند که تجربه‌ی نهایی یک اثر را شکل می‌دهند. گاهی حتی یک مانگا می‌تواند چند ژانر مختلف را همزمان در خودش جای دهد. دقیقاً به همین دلیل است که دنیای انیمه و مانگا هیچ‌وقت به اندازه‌ای که در نگاه اول به نظر می‌رسد ساده نیست.
در این مقاله از مانگاریوم قرار است سراغ مهم‌ترین و کمتر شناخته شده‌ترین ژانرهای این دنیا برویم، ویژگی‌های هرکدام را بشناسیم و با نمونه‌هایی آشنا شویم که نشان داده‌اند چطور می‌توان از ظرفیت‌های یک ژانر، بهترین استفاده را کرد.

ژانر اکشن

اکشن احتمالاً یکی از آشناترین ژانرهای دنیای انیمه و مانگاست؛ سبکی که موتور اصلی روایتش را درگیری، مبارزه، تعقیب‌وگریز و رویارویی شخصیت‌ها تشکیل می‌دهد. البته یک اثر اکشن موفق فقط به این دلیل که چند مبارزه‌ی هیجان‌انگیز دارد، اکشن محسوب نمی‌شود. چیزی که این ژانر را جذاب می‌کند، استفاده از مبارزه برای پیش بردن داستان، معرفی شخصیت‌ها و ایجاد تنش است.
در بهترین آثار اکشن، هر مبارزه معنایی فراتر از چند ضربه و انفجار دارد. قدرت‌ها قانون دارند، شخصیت‌ها برای پیروزی هزینه می‌دهند و نتیجه‌ی نبرد می‌تواند مسیر داستان را به‌طور کامل تغییر دهد. به همین دلیل، اکشن می‌تواند در کنار ژانرهایی مثل فانتزی، کمدی، ماجراجویی یا حتی درام قرار بگیرد و هر بار تجربه‌ای متفاوت بسازد.

• Magic Emperor

تصویری از ژوئو فان (Zhuo Fan)، شخصیت اصلی مانهوای Magic Emperor (Demonic Emperor)، با دو چهره در پس‌زمینه و فضای تاریک و قرمز
پوستر مانهوای Magic Emperor ؛ ژانر اکشن

Magic Emperor داستان Zhuo Yifan، یکی از قدرتمندترین امپراتوران جادویی، را دنبال می‌کند که پس از خیانت و مرگ، به شکلی غیرمنتظره در بدن پسری جوان بازمی‌گردد. او که زمانی در اوج قدرت قرار داشته، حالا باید از پایین‌ترین نقطه دوباره مسیر خودش را بسازد و در دنیایی پر از خاندان‌های قدرتمند، دشمنان خطرناک و مبارزان قدرتمند، جایگاهش را پس بگیرد.


قدرت اصلی اثر دقیقاً در جایی دیده‌می‌شود که اکشن با جاه‌طلبی شخصیت اصلی گره می‌خورد. مبارزات فقط برای نمایش قدرت نیستند. هر نبرد فرصتی است تا Zhuo Yifan نقشه‌ای تازه رو‌کند، دشمنانش را غافلگیر کند و نشان‌دهد چرا لقب امپراتور جادویی زمانی برای او انتخاب شده‌بود. ترکیب رشد قدرت، مبارزات سنگین و تصمیم‌های غیرقابل‌پیش‌بینی باعث‌شده Magic Emperor یکی از نمونه‌های جذاب اکشن در دنیای مانهوا‌باشد.

• The God of High School

تصویری از جین موری و دیگر شخصیت‌های اصلی مانهوای The God of High School در صحنه‌های مختلف مبارزه و اکشن.
پنل های مانهوای God Of High Shchool ؛ ژانر اکشن

در The God of High School، چیزی که ابتدا شبیه یک مسابقه‌ی مبارزه‌ای میان دانش‌آموزان به نظر می‌رسد، کم‌کم ابعادی بسیار بزرگ‌تر پیدا می‌کند. جین موری، مبارزی جوان و پرانرژی، وارد تورنمنتی می‌شود که در آن قدرتمندترین مبارزان برای اثبات برتری خود مقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. اما هرچه داستان جلوتر می‌رود، پای قدرت‌های ماورایی، رازهای بزرگ و تهدیدهایی فراتر از یک مسابقه‌ی ساده به میان می‌آید.


The God of High School شاید یکی از بهترین مثال‌ها برای نمایش وجه بصری اکشن باشد. مبارزات سریع، طراحی قدرت‌ها، حرکات رزمی و افزایش تدریجی مقیاس درگیری‌ها باعث می‌شوند اثر تقریباً همیشه احساس حرکت داشته باشد. اینجا مبارزه فقط بخشی از داستان نیست؛ زبان اصلی روایت است.

(در صورت علاقه‌مند بودن به خواندن مقاله God of High School و Tower of God؛ دو غول مانهوا با دو مسیر متفاوت کلیک کنید)


ژانر شونن

شونن قلب اصلی و شناخته‌شده‌ترین ژانر دنیای مانگاست. ژانر شونن در اصل یک رده‌بندی جمعیتی است و به آثاری گفته‌می‌شود که عمدتاً برای مخاطبان پسر نوجوان در مجلات شونن منتشر‌می‌شوند. اما در طول سال‌ها، واژه‌ی شونن آن‌قدر با ویژگی‌های خاصی گره‌خورده که امروز بسیاری آن را به‌عنوان یک سبک روایی مستقل می‌شناسند.
قهرمان جوانی که آرزویی بزرگ دارد، مسیر دشوار رشد، رقابت، دوستی، شکست و دوباره بلند شدن، معمولاً بخش مهمی از بعد انگیزشی این آثار را تشکیل می‌دهد. با این حال، شونن موفق صرفاً درباره‌ی قوی‌تر شدن نیست. مسئله‌ی اصلی این است که شخصیت در طول مسیر چه چیزی یاد‌می‌گیرد و چه چیزی حاضر‌ است برای رسیدن به هدفش قربانی‌کند. شونن خوب فقط قدرت نشان نمی‌دهد؛ نشان می‌دهد که چطور یک آدم عادی، با اراده‌ای که هیچ‌کس باورش ندارد، می‌تواند به چیزی بزرگ‌تر از خودش تبدیل شود.

• Naruto

ناروتو اوزوماکی در نقش هفتمین هوکاگه، ایستاده بر فراز روستای کونوها با شنل سفید هوکاگه و آسمان آبی در پس‌زمینه، از مجموعه Naruto
پنلی از مانگای Naruto ؛ ژانر شونن

Naruto داستان پسری یتیم است که از کودکی به دلیل وجود موجودی خطرناک درون بدنش، از سوی بسیاری از مردم طرد شده‌است. ناروتو اما به جای تسلیم شدن، رؤیای تبدیل شدن به «هوکاگه» را در سر می‌پروراند. جایگاهی که برای او فقط یک عنوان نیست، بلکه نمادی از پذیرفته‌شدن و دیده‌شدن توسط همان مردمی است که سال‌ها نادیده‌اش گرفته‌اند.


Naruto دقیقاً همان چیزی است که وقتی کسی می‌گوید «شونن»، در ذهنش متصور می‌شود. چون این اثر هر عنصر این ژانر را در بهترین حالت ممکنش اجرا کرد. قدرت Naruto در استفاده‌ی همزمان از تقریباً تمام عناصر کلاسیک شونن دیده‌می‌شود. از رقابت و دوستی میان ناروتو و ساسکه‌ گرفته‌تا استاد و شاگرد، آزمون‌های دشوار، شکست‌های سنگین و مبارزاتی که هرکدام بخشی از شخصیت قهرمان را شکل‌می‌دهند. داستان به مخاطب نشان می‌دهد که قدرت واقعی فقط در تکنیک‌های نینجایی خلاصه نمی‌شود و گاهی مهم‌ترین چیزی که یک قهرمان باید بر آن غلبه کند، تنهایی و ضعف‌های درونی خودش است. کیشیموتو با ساختن‌دنیایی که فلسفه، انگیزه ها، و احساسات را در کنار اکشن خالص قرار‌داد، استانداردی ساخت که هنوز، سال‌ها بعد از پایانش، الگوی کل ژانر شونن است.

• My Hero Academia

تصویر گروهی از شخصیت‌های اصلی انیمه My Hero Academia، شامل ایزوکو میدوریا، کاتسوکی باکوگو، شوتو تودوروکی و اوچاکو اوراراکا در پس‌زمینه‌ای آبی و آسمانی.
پوستر انیمه My Hero Academia ؛ ژانر شونن

My Hero Academia در جهانی اتفاق‌می‌افتد که داشتن قدرت‌های ویژه به بخش عادی زندگی انسان‌ها تبدیل شده‌است. در این دنیا، میدوریا ایزوکو برخلاف تقریباً تمام اطرافیانش هیچ قدرتی ندارد، اما رؤیای تبدیل شدن به یک قهرمان حرفه‌ای را رها نمی‌کند. زندگی او زمانی تغییر می‌کند که قهرمان افسانه‌ای و الکوی زندگیش ، «آلمایت» استعداد و اراده‌ی او را می‌بیند و فرصتی برای ورود به دنیای قهرمانان در اختیارش قرار می‌دهد.


اثر از یکی از مهم‌ترین فرمول‌های شونن استفاده می‌کند؛ قهرمانی که در نقطه‌ی شروع از دیگران ضعیف‌تر است و باید قدم‌به‌قدم خودش را بالا بکشد. اما در کنار تمرین و مبارزه، My Hero Academia روی مسئولیت قهرمان‌بودن، رابطه‌ی میان استاد و شاگرد و مفهوم واقعی نجات‌دادن دیگران تمرکز‌می‌کند. همین ترکیب باعث‌شده داستان حتی در میان انبوه آثار ابرقهرمانی، هویت مخصوص خودش را داشته باشد. هوریکوشی ژانر ابرقهرمانی غربی را گرفت و آن را با فلسفه‌ی شونن ژاپنی ترکیب‌کرد و نشان‌داد که فرمول کلاسیک شونن، وقتی با دستان درست ساخته‌شود، هنوز هم می‌تواند نسلی تازه را عاشق خودش کند.


ژانر موریم

اگر به داستان‌هایی درباره‌ی استادان شمشیر، فرقه‌های رزمی، تکنیک‌های مخفی و مبارزانی که برای‌رسیدن به قله‌ی قدرت سال‌ها تمرین می‌کنند علاقه‌دارید، احتمالاً با «موریم» ارتباط خوبی برقرار خواهید‌کرد.
موریم بیش از آنکه یک ژانر کاملاً مستقل‌باشد، یک سنت و فضای روایی پررنگ در مانگا و به‌خصوص مانهوا است که از داستان‌های هنرهای رزمی شرق آسیا الهام گرفته‌است. در این دنیا معمولاً گروه‌ها و فرقه‌های مختلفی وجود‌ دارند و شخصیت‌ها برای دستیابی به قدرت، انتقام، شهرت یا رسیدن به مقام استادی، وارد مسیر سخت هنرهای رزمی‌ می‌شوند.
یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های موریم، وجود سلسله‌مراتب قدرت است. قهرمان معمولاً از نقطه‌ای پایین شروع می‌کند و در طول مسیر، با استادان، دشمنان و فرقه‌هایی روبه‌رو می‌شود که هرکدام فلسفه و سبک مبارزه‌ی مخصوص خودشان را دارند.

(در صورت علاقه‌مند‌ بودن به خواندن مقاله موریم (Murim) چیست؟ راهنمای کامل دنیای هنرهای رزمی در مانهوا و مانها کلیک کنید)

• Return of the Blossoming Blade

شخصیت اصلی مانهوا بازگشت تیغه شکوفه در میدان نبرد، در میان شمشیرهای افتاده و گلبرگ‌های پراکنده شکوفه‌های گیلاس
تصویری از مانهوای Return of the Blossoming Blade ؛ ژانر موریوم

داستان Return of the Blossoming Blade راجب چئونگ‌میونگ، یکی از سه شمشیرزن بزرگ تاریخ و استاد شمشیر شکوفه‌ی آلو، در واپسین لحظه‌ی نبردش با رهبر فرقه‌ی شیطانی، پیروز می‌شود، اما بهایش جانش است. صد سال بعد، روحش در بدن یک کودک، عضو همان فرقه‌ی کوه هوآ که زمانی به آن افتخار می‌کرد، دوباره زنده می‌شود. اما وقتی چشمانش را باز‌می‌کند، دنیایی می‌بیند که فرقه‌اش دیگر آن قدرت افسانه‌ای گذشته را ندارد. ضعیف‌شده، فراموش‌شده، و در آستانه‌ی نابودی است.


چئونگ‌میونگ حالا باید در بدنی ضعیف‌تر از گذشته، فرقه‌ی خود را دوباره سرپا کند. ترکیب کمدی و درام‌های رزمی، رشد تدریجی قدرت، رقابت میان فرقه‌ها و شخصیت اصلی‌ای که هم استاد شمشیر‌است و هم شخصیتی به‌شدت طعنه‌زن و دوست‌داشتنی، باعث‌شده این اثر یکی از نمونه‌های برجسته‌ی موریم مدرن باشد.

• Nano Machine

شخصیت اصلی مانهوا نانو ماشین در حالی که شمشیری در دست دارد، در فضایی تاریک و پرتنش با حال‌وهوای یک نبرد شدید
پنلی از مانهوای Nano Machine ؛ ژانر موریوم

Nano Machine ترکیبی متفاوت از موریم سنتی و عناصر علمی‌تخیلی است. چئون یو-وون، فرزند نامشروع رهبر فرقه‌ی شیطانی، زندگی‌ای پر از تحقیر و بی‌عدالتی داشته. اما یک روز، فرزندش از آینده، از طریق زمان سفر می‌کند تا نانوماشینی پیشرفته را در بدنش قرار دهد. فناوری‌ای که یک هوش مصنوعی همراهش دارد و به او کمک می‌کند خطرات را تشخیص دهد، قدرتش را افزایش دهد، و تکنیک‌های رزمی باستانی را حفظ و تمرین کند.


این اثر یک کار سخت را انجام می‌دهد که کمتر مانهوایی جرئتش را دارد. ترکیب کردن دو ژانر کاملاً متفاوت، سیستم فانتزی مدرن و موریم سنتی، بدون اینکه هیچ‌کدام قربانی دیگری شود. رابط سیستمی نانوماشین کاملاً با فضای دنیای رزمی هماهنگ‌شده، نه اینکه یک واژگان دنجن-گیم اضافه‌شده به آن باشد؛ و سیاست‌های داخلی فرقه‌ی شیطانی به پیشرفت قدرت یو-وون معنا و ریسک واقعی می‌دهد. نتیجه اثری است که هم طرفداران system fantasy را راضی می‌کند و هم عاشقان سنتی موریم را.


ژانر ایسکای و تناسخ

ایسکای یکی از محبوب‌ترین جریان‌های داستانی سال‌های اخیر است. سبکی که ایده‌ی اصلی آن ساده اما بسیار انعطاف‌پذیر است. شخصیت اصلی از دنیای خودش جدا می‌شود و وارد جهانی دیگر می‌شود. گاهی این اتفاق با انتقال ناگهانی رخ می‌دهد، گاهی شخصیت در جهان جدید متولد می‌شود و گاهی مرگ، آغاز زندگی دوم اوست. در بسیاری از این آثار، قهرمان خاطرات یا دانش زندگی قبلی‌اش را حفظ می‌کند و همین موضوع به او اجازه می‌دهد مسیر تازه‌ای را متفاوت از دیگران طی کند.


تناسخ نیز یکی از محبوب‌ترین شکل‌های همین ایده است؛ شخصیتی که یک بار زندگی کرده و حالا در بدن یا جهانی تازه فرصت دوباره‌ای پیدا کرده است. جذابیت این داستان‌ها فقط در داشتن قدرت‌های تازه نیست، بلکه در تضاد میان خاطرات گذشته و زندگی جدید شکل می‌گیرد. قهرمان ممکن است دانش یک انسان بالغ را داشته‌باشد اما مجبور‌باشد در بدن کودکی رشد کند، یا از اشتباهات زندگی قبلی‌اش درس گرفته باشد و بخواهد این بار مسیر متفاوتی را انتخاب کند.

(در صورت علاقه‌مند بودن به خواندن مقاله ایسکای، تناسخ و سیستم؛ سه کلیشه ای که همچنان محبوب‌اند کلیک کنید)

• The Swordmaster’s Son

شخصیت‌های مانهوا پسر شمشیرزن در فضایی فانتزی و تاریک، احاطه‌شده با انرژی جادویی آبی و جلوه‌های درخشان
پوستر مانهوای The Swordmaster’s Son ؛ ژانر ایسکای

The Swordmaster’s Son داستان Jin Runcandel، جوان‌ترین پسر یکی از بزرگ‌ترین خاندان‌های شمشیرزن جهان، را دنبال می‌کند. جین با وجود استعدادش، در خانواده‌ای که قدرت حرف اول را می‌زند، از جایگاه مناسبی برخوردار‌نیست و سرانجام پس از کنار گذاشته‌شدن از خاندان، به سرنوشتی تلخ دچار‌می‌شود. اما مرگ پایان داستان نیست. او فرصتی دوباره پیدا می‌کند تا به گذشته بازگردد و این بار زندگی خودش را از نو بسازد.


نقطه‌ی جذاب اثر در همین مفهوم «فرصت دوم» قرار دارد. جین این بار تنها با استعداد خودش وارد میدان نمی‌شود. تجربه‌ی گذشته، شناخت دشمنان و آگاهی از اشتباهاتی که قبلاً مرتکب‌شده، به او اجازه می‌دهد مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. در نتیجه، رشد شخصیت فقط به معنای قوی‌تر‌شدن نیست، بلکه تلاشی برای تغییر سرنوشتی‌است که یک بار او را شکست‌داده است.

(در صورت علاقه‌مند بودن به خواندن مقاله The Swordmaster’s Son؛ از بهترین مانهواهای نسل جدید کلیک کنید)

• The Beginning After the End

آرت رسمی آرتور لیوین از The Beginning After the End در حال استفاده از جادو در دنیای فانتزی
پوستر مانهوای The beginning after the end ؛ ژانر تناسخ

در The Beginning After the End،پادشاهی پس از مرگ در جهانی جادویی دوباره متولد می‌شود و این بار زندگی تازه‌ای را با نام آرتور آغاز می‌کند. او که در زندگی قبلی خود پادشاهی قدرتمند اما منزوی و سرد بوده، حالا از کودکی فرصت پیدا می‌کند چیزهایی را تجربه کند که در زندگی اولش از آن‌ها محروم بوده؛ خانواده، دوستی، محبت و معنای واقعی زندگی.


قدرت واقعی این اثر در این است که فقط درباره‌ی قدرت‌گرفتن نیست. درباره‌ی بلوغ احساسی و انسانی‌تر شدن‌است. آرتور با تمام دانش و تجربه‌ی زندگی قبلی‌اش، این بار سعی می‌کند رابطه بسازد، به دیگران اعتماد کند، و چیزهایی را که در زندگی اول به خاطر قدرت مطلق فراموش کرده بود، دوباره پیدا کند. این عمق احساسی، در کنار دنیاسازی غنی و سیستم جادویی دقیق، این اثر را به یکی از محبوب‌ترین نمونه‌های ژانر تناسخ تبدیل کرده.


ژانر سیستم

ژانر سیستم یا System-based یکی از محبوب‌ترین جریان‌های جدید در مانهواست. سیستمی به آثاری گفته‌می‌شود که شخصیت اصلی به رابطی شبیه بازی‌های ویدیویی دسترسی دارد. پنجره‌های آماری، مأموریت‌ها، سطح‌بندی، و مهارت‌هایی که با تمرین رشد می‌کنند. این ژانر حس پیشرفت مداوم و قابل‌اندازه‌گیری را به داستان اضافه‌می‌کند که در هیچ ژانر دیگری به این وضوح دیده‌نمی‌شود.
چیزی که این ژانر را جذاب می‌کند، تبدیل کردن رشد شخصیت به چیزی قابل مشاهده است. مخاطب فقط نمی‌شنود که قهرمان قدرتمندتر‌شده؛ می‌تواند مرحله‌به‌مرحله رشد او را ببیند، مهارت‌های جدیدش را بشناسد و منتظر ارتقای بعدی بماند. به همین دلیل، سیستم در بسیاری از آثار تبدیل به بخشی از خود روایت می‌شود و حس پیشرفت دائمی ایجاد می‌کند.

(در صورت علاقه‌مند بودن به خواندن مقاله The Gamer؛ آغاز عصر مانهواهای سیستم‌محور کلیک کنید)

• Latna Saga

شخصیت‌های مانهوا Latna Saga: Survival of a Sword King در صحنه‌ای حماسی، با مبارزی زره‌پوش و شمشیر قرمز در فضایی فانتزی و پرتنش
پنلی از مانهوای Latna Saga ؛ ژانر سیستم

هان‌بین ریو تازه از خدمت سربازی مرخص‌شده و بدون هیچ هدف مشخصی در زندگی سرگردان است، تا اینکه ناگهان به دنیایی دیگر احضار می‌شود. اما برخلاف بقیه‌ی احضارشده‌ها که سیستم‌هایشان به‌درستی کار می‌کند و آن‌ها را قوی می‌سازد، سیستم هان‌بین پر از خطاست؛ خطایی که او را بیش از بیست سال در یک منطقه‌ی آموزشی که قرار بود فقط چند هفته طول بکشد، گرفتار می‌کند.


Latna Saga دقیقاً همان چیزی است که ژانر سیستمی را از تکرار مکررات نجات می‌دهد. به‌جای اینکه سیستم یک هدیه‌ی بی‌نقص باشد، اینجا یک نقص است که قهرمان باید با آن زندگی کند و از دلش قدرت بسازد. بیست سال تنهایی، بدون راهنما، فقط با اراده‌ای که هرگز نشکست، وزنی به هر پیروزی هان‌بین می‌دهد که در بسیاری از هم‌ژانرهایش پیدا نمی‌شود.

(در صورت علاقه‌مند بودن به خواندن مقاله بعد از Solo Leveling، آیا وقت Latna saga پادشاه شمشیر فرا رسیده است؟ کلیک کنید)

• The Greatest Estate Developer

لوید فرونترا با لبخندی دیوانه‌وار و چشمی درخشان به سمت مخاطب اشاره می‌کند، در حالی که خاویر آسرهان با چهره‌ای خونسرد در پس‌زمینه ایستاده است. لوگوی «The Greatest Estate Developer» در مرکز تصویر قرار دارد و افکت‌های قرمز و انرژی جادویی فضای پرتنش و طنزآمیز مانهوا را برجسته می‌کنند.
تصویری از The Greatest Estate Developer ؛ ژانر سیستم

در The Greatest Estate Developer ، کیم سوهو پس از ورود به دنیای یک رمان، در بدن شخصیتی اشراف‌زاده اما بدنام قرار می‌گیرد. او به‌جای اینکه مثل یک قهرمان کلاسیک به دنبال شمشیر و جادو برود، از دانش مهندسی و ذهن اقتصادی خودش استفاده می‌کند تا سرزمین رو به نابودی‌اش را نجات دهد.


این مانهوا نشان داد که ژانر سیستمی مجبور نیست همیشه حول محور نبرد و اکشن بچرخد. لوید با طمع خالص و بی‌شرمانه‌اش، به‌جای نجات‌دادن دنیا، دنبال منفعت شخصی است، اما نقشه‌هایش هر بار به شکلی کمیک از کنترل خارج می‌شوند و آخرش به نفع همه تمام می‌شوند. این ترکیب طنز، مدیریت منابع، و شخصیتی که با وجود تمام حرصش دوست‌داشتنی‌می‌ماند، اثری‌ساخته که کاملاً از قالب معمول این ژانر خارج‌شده.

(در صورت علاقه‌مند بودن به خواندن مقاله Greatest Estate Developer؛ مانهوایی که با قوانین ژانر تناسخ شوخی می‌کند کلیک کنید)


ژانر شوجو

شوجو نیز مانند شونن و سینن، در اصل یک «دسته‌بندی جمعیتی» است و به‌طور سنتی برای مخاطبان دختر نوجوان تعریف شده‌است. بنابراین نباید آن را صرفاً معادل «رمانتیک» دانست. با این حال، بسیاری از آثار شوجو به دلیل تمرکز پررنگ بر روابط انسانی، احساسات، رشد عاطفی و روابط عاشقانه شناخته می‌شوند.در شوجو، مبارزه‌ی اصلی همیشه با شمشیر و قدرت اتفاق نمی‌افتد. گاهی یک تصمیم عاطفی، یک رابطه‌ی پیچیده یا انتخاب میان وظیفه و احساس می‌تواند همان اندازه هیجان‌انگیز‌باشد که یک نبرد بزرگ در آثار اکشن است. شخصیت‌پردازی عاطفی و توجه به روابط میان کاراکترها معمولاً بخش مهمی از جذابیت این دسته از آثار را تشکیل می‌دهد.

• Akatsuki no Yona

تصویری از شخصیت‌های اصلی انیمه و مانگای یونا در سپیده‌دم (Akatsuki no Yona) شامل یونا، هاک، کیجا، شین‌آ، جی‌هه، زنو و یون در کنار یکدیگر
پوستر انیمه Akatsuki no Yuna ؛ ژانر شوجو

یونا، تنها شاهزاده‌ی پادشاهی کوکا، زندگی‌ای پر از ناز و نعمت داشته. پدری که او را می‌پرستد و پسرعمویی که عاشقش است. اما در شب تولد شانزده‌سالگی‌اش، همه چیز در یک لحظه فرو می‌ریزد. همان پسرعمو، سو-وون، پدرش را می‌کشد و تاج را تصاحب می‌کند. یونا، شوکه و بی‌پناه، با کمک محافظش هاک فرار‌می‌کند و باید یاد بگیرد که در دنیایی که همیشه از آن محافظت‌شده بود، چطور زنده بماند.


این مانگا ثابت کرد که شوجو می‌تواند به همان اندازه‌ی هر حماسه‌ی فانتزی، بزرگ و پرماجرا باشد. یونا از یک شاهزاده‌ی لوس و وابسته، به زنی تبدیل‌می‌شود که یاد می‌گیرد بجنگد، رهبری کند، و تصمیم‌های سخت بگیرد؛ و این تحول، همراه با افسانه‌ی چهار جنگجوی اژدها که باید پیدایشان کند، ترکیبی از عشق، سیاست، و ماجراجویی ساخته که Akatsuki no Yona را از یک عاشقانه‌ی ساده به یک حماسه‌ی کامل تبدیل‌کرده. روابط او با هاک و دیگر شخصیت‌ها نیز به‌آرامی شکل می‌گیرد و احساسات میان آن‌ها هیچ‌وقت به شکلی عجولانه تحمیل نمی‌شود. همین رشد تدریجی شخصیت و رابطه‌هاست که Akatsuki no Yona را به نمونه‌ای قدرتمند از شوجو تبدیل می‌کند.

• Attack on Titan

انیمه حمله به تایتان (Attack on Titan) با حضور ارن یگر در میان ویرانی شهر و تایتان عظیم‌الجثه
پوستر انیمه Attack On Titan ؛ ژانر شوجو

Attack On Titan پشت دیوارهای عظیمی که آخرین بازمانده‌های بشریت را از هیولاهای غول‌پیکر و آدم‌خوار محافظت می‌کند، ارن یگر شاهد نابودی خانه‌اش و مرگ مادرش می‌شود. از همان لحظه، یک سوگند در دلش شکل می‌گیرد؛ نابود کردن هر تایتانی که روی این زمین قدم می‌گذارد.


این اثر، هرچند بیشتر در ژانر اکشن و درام تاریک شناخته می‌شود، عمقی احساسی و پیچیدگی رابطه‌ای بین شخصیت‌ها دارد که آن را به یکی از پرمعناترین تجربه‌های داستانی این نسل تبدیل کرده. دوستی‌های ارن، میکاسا، و آرمین که در طول سری با فشار جنگ و حقیقت‌های تلخ امتحان می‌شوند، دقیقاً همان عنصری است که این اثر را فراتر از یک اکشن ساده می‌برد. ایسایاما با ساختن‌دنیایی که هیچ طرفش کاملاً درست یا غلط نیست، و شخصیت‌هایی که رشدشان تو را از درون متلاشی‌می‌کند، اثری خلق‌کرد که هرگز از یادها نمی‌رود.


ژانر سینن

سینن معمولاً برای مخاطبان مرد جوان و بزرگسال تعریف‌می‌شود و به نویسنده اجازه‌می‌دهد سراغ موضوعاتی برود که ممکن‌است در آثار نوجوانانه کمتر دیده‌شوند. از خشونت و مسائل اجتماعی‌گرفته تا بحران هویت، اخلاق، سیاست و پیچیدگی‌های روانی.
البته سینن به معنای «تاریک بودن» یا «خشن بودن» نیست. یک اثر سینن می‌تواند فانتزی، علمی‌تخیلی، کمدی یا حتی آرام و شاعرانه باشد. تفاوت اصلی در بسیاری از موارد، میزان پیچیدگی موضوعات و نوع روایت است. یعنی داستان لزوماً قرار نیست پاسخ‌های ساده‌ای برای پرسش‌های دشوار ارائه دهد.

• Tokyo Ghoul

انیمه توکیو غول (Tokyo Ghoul) با حضور کن کانکی، توکا کریشیما، ریزه کامیشیرو و دیگر شخصیت‌های اصلی داستان
پوستر انیمه Tokyo Ghoul ؛ ژانر سینن

Tokyo Ghoul داستان کن کانکی را روایت می‌کند. کن کانه‌کی یک دانشجوی معمولی و کتاب‌خوان است، تا شبی که با یک غول، موجوداتی که برای زنده ماندن باید گوشت انسان بخورند، قرار می‌گذارد و تقریباً جانش را از دست می‌دهد. یک عمل جراحی اضطراری که اندام‌های همان غول را در بدنش کاشت، او را برای همیشه تغییر می‌دهد. حالا او نیمی انسان و نیمی غول است، گیر‌افتاده بین دو دنیایی که هیچ‌کدام کاملاً او را نمی‌پذیرند.


Tokyo Ghoul(لینک به سری دوم اثر) از مفهوم غول برای‌پرداختن به مسئله‌ی هویت استفاده‌می‌کند. این اثر سینن را در بهترین حالتش نشان می‌دهد؛ داستانی که از هویت، انزوا، و مرز باریک بین هیولا و انسان می‌گوید. سویی ایشیدا با ساختن دنیایی که غول‌ها نه صرفاً شرور، بلکه موجوداتی با جامعه، فرهنگ، و درد خودشان هستند، از کلیشه‌های ساده‌ی «هیولا در مقابل انسان» فراتر رفت و اثری ساخت که خواننده را وادار می‌کند درباره‌ی همدلی و طرد شدن، عمیق‌تر از یک مانگای معمولی فکر کند. کانکی فقط با دشمنان بیرونی نمی‌جنگد؛ بخش بزرگی از مبارزه‌ی او درون خودش اتفاق می‌افتد. پرسش اصلی این نیست که «چه کسی قوی‌تر است؟» بلکه این است که انسان بودن دقیقاً به چه معناست و آیا می‌توان در دنیایی که همه مجبور به انتخاب طرف هستند، همچنان بخشی از هر دو جهان بود.

• Witch Hat Atelier

پوستر انیمه ویچ هت اتلیه (Witch Hat Atelier) با حضور کوکو و کیفری در دنیایی جادویی و فانتزی
پوستر انیمه Witch Hat Atelier ؛ ژانر سینن

Witch Hat Atelier دنیایی را روایت می‌کند که در آن جادو چیزی نیست که هرکسی بتواند به‌سادگی از آن استفاده کند. کوکو دختری که همیشه شیفته‌ی جادو بوده، به شکلی اتفاقی با حقیقتی مهم درباره‌ی جادو روبه‌رو می‌شود و پس از حادثه‌ای دردناک، وارد مسیر یادگیری آن می‌شود.


آنچه این اثر را در ژانر سینن استثنایی می‌کند، هنر بصری کاماومه شیراهاما است. جزئیاتی که در هر پانل دیده‌می‌شود، آنقدر دقیق و پیچیده است که خودش به تنهایی یک اثر هنری محسوب‌می‌شود. زیبایی اثر فقط در طراحی فوق‌العاده‌ی دنیای جادویی آن نیست. قوانین جادو، پیامدهای استفاده از آن و انتخاب‌هایی که شخصیت‌ها باید انجام دهند، بخش مهمی از داستان را تشکیل می‌دهند. Witch Hat Atelier به‌جای اینکه جادو را صرفاً ابزاری برای حل مشکلات قرار دهد، درباره‌ی مسئولیت استفاده از قدرت و مرز میان دانستن و ندانستن سؤال می‌پرسد. همین نگاه عمیق‌تر، در کنار طراحی بصری خیره‌کننده، آن را به نمونه‌ای متفاوت از فانتزی سینن تبدیل کرده است.


ژانر روانشناختی

در ژانر روانشناختی، قرار نیست همیشه با هیولاهایی روبه‌رو شویم که از تاریکی بیرون می‌آیند یا دشمنانی که با قدرتی غیرممکن شهرها را نابود می‌کنند. گاهی ترسناک‌ترین اتفاق، چیزی است که در ذهن یک انسان می‌گذرد.


آثار روانشناختی معمولاً به سراغ موضوعاتی مثل هویت، جنون، وسواس، دستکاری ذهن، اخلاق، ترس، گناه و تاریک‌ترین بخش‌های شخصیت انسان می‌روند. در چنین داستان‌هایی، قهرمان همیشه با یک دشمن بیرونی نمی‌جنگد؛ گاهی بزرگ‌ترین دشمن او، ذهن خودش یا حقیقتی است که حاضر نیست با آن روبه‌رو شود.
این ژانر معمولاً به مخاطب جواب‌های ساده نمی‌دهد. شخصیت‌ها خاکستری‌اند، انگیزه‌ها همیشه واضح نیستند و گاهی یک سؤال ساده می‌تواند تا پایان داستان در ذهن خواننده باقی بماند. بهترین آثار روانشناختی حتی بعد از تمام شدن داستان هم دست از سر مخاطب برنمی‌دارند، چون چیزی برای فکر کردن باقی می‌گذارند.

• Monster

تصویر مانگا و انیمه مانستر (Monster) با حضور یوهان لیبرت و دکتر کنزو تنما در فضایی تاریک و روان‌شناختی
تامینلی از مانگای Monster ؛ ژانر روانشناختی

Monster یکی از مشهورترین نمونه‌های این ژانر است. داستانی که همه‌چیز را از یک تصمیم انسانی آغاز می‌کند. دکتر کنزو تنما، جراح مغز و اعصابی برجسته در آلمان، یک تصمیم می‌گیرد که تمام زندگی‌اش را نابود می‌کند؛ او جان یک پسربچه را به‌جای یک مقام سیاسی نجات می‌دهد. سال‌ها بعد، همان پسربچه، که حالا مردی بالغ‌شده، به یکی از خطرناک‌ترین قاتلان سریالی اروپا تبدیل‌شده، و تنما، با احساس مسئولیتی که او را می‌خورد، تصمیم‌ می‌گیرد خودش این هیولایی را که با دستان خودش نجات داده، پیدا‌کند و متوقف‌کند.


از اینجا، داستان به سفری طولانی برای پیدا کردن یوهان و فهمیدن حقیقت پشت شخصیت او تبدیل می‌شود. سفری که تنما را وارد دنیایی از قتل‌های زنجیره‌ای، توطئه و پرسش‌های اخلاقی می‌کند. خود VIZ نیز Monster را داستان یک پزشک می‌داند که به اعماق تاریک روح انسان کشیده‌می‌شود.


Monster استاندارد طلایی ژانر روانشناختی است. اثری که هرگز از میانبرهای ارزان استفاده نمی‌کند و چیزی که Monster را واقعاً ترسناک می‌کند، خود قتل‌ها نیستند؛ یوهان است. او قرار نیست با فریاد‌زدن یا نمایش قدرت، مخاطب را بترساند. ترس او از آرامش، هوش و توانایی‌اش برای تأثیر‌گذاشتن روی دیگران می‌آید. داستان بارها این سؤال را مطرح می‌کند که آیا یک انسان ذاتاً هیولا متولد می‌شود یا محیط و اتفاقات زندگی او را به هیولا تبدیل می‌کنند.
همین پرداخت عمیق به مفهوم خیر و شر، هویت و مسئولیت انسانی باعث‌شده Monster چیزی فراتر از یک تریلر جنایی‌باشد و به یکی از نمونه‌های شاخص داستان‌گویی روانشناختی در مانگا تبدیل‌شود.

• 20th Century Boys

تصویر جلد جلد ۲۰ مانگای 20th Century Boys اثر نائوکی اوراساوا، با حضور شخصیت فِرِند (Friend) و نمادهای مرموز داستان
تصویر جلد بیستم مانگای 20th Century Boys ؛ ژانر سینن

در 20th Century Boys، ماجرا از گروهی دوست در دوران کودکی آغاز می‌شود؛ کودکانی که برای سرگرمی، داستانی درباره‌ی نابودی جهان می‌سازند و حتی نمادی برای آن طراحی می‌کنند. سال‌ها بعد، وقتی همه بزرگ شده‌اند، اتفاقات عجیبی شروع می‌شود و همان نماد قدیمی دوباره ظاهر می‌شود؛ این بار نه در دفترچه‌ی بازی چند کودک، بلکه در مرکز یک توطئه‌ی واقعی.


Kenji که حالا صاحب یک فروشگاه کوچک است، وقتی با مجموعه‌ای از مرگ‌ها و ناپدید شدن‌های مشکوک روبه‌رو می‌شود، متوجه ارتباط آن‌ها با گذشته‌ی خودش و دوستان دوران کودکی‌اش می‌شود. در ادامه، یک فرقه‌ی مرموز و رهبر ناشناخته‌اش، معروف به Friend، به مرکز ماجرا تبدیل می‌شوند. خلاصه‌ی رسمی VIZ نیز داستان را درباره‌ی گروهی از دوستان معرفی می‌کند که باید جهان را از نابودی نجات دهند؛ جهانی که تهدید آن به نمادی ساخته‌شده در دوران کودکی آن‌ها بازمی‌گردد.


این اثر یکی از پیچیده‌ترین و جاه‌طلبانه‌ترین معماهای روانشناختی تاریخ مانگاست. داستانی که بین گذشته و حال حرکت می‌کند، لایه‌های توطئه را به آرامی باز می‌کند، و هرگز به تو اجازه نمی‌دهد مطمئن باشی چه کسی را می‌توانی باور کنی. اوراساوا، همان نویسنده‌ی Monster، اینجا هم ثابت‌می‌کند که استاد بلامنازع ساختن‌تعلیق روانشناختی است. اثری که تو را وادار می‌کند هر صفحه را با دقت بخوانی، چون هر جزئیات کوچک ممکن است کلید یک راز بزرگ‌تر باشد.

یک ژانر، چند دنیای متفاوت

حالا که از اکشن و شونن تا ایسکای، موریم، سیستمی، شوجو، سینن و روانشناختی را مرور کردیم، شاید مهم‌ترین چیزی که باید از این دسته‌بندی‌ها به خاطر بسپاریم این باشد که ژانرها دیوارهای جدا از هم نیستند.
یک اثر می‌تواند همزمان شونن و اکشن باشد؛ مثل Naruto. می‌تواند سینن و روانشناختی باشد؛ مثل Monster. می‌تواند ایسکای و سیستمی باشد یا در کنار اکشن، فانتزی و کمدی را هم وارد روایت خودش کند. حتی ممکن است اثری از نظر انتشار در یک دسته‌ی جمعیتی قرار بگیرد، اما از نظر محتوای داستانی کاملاً متفاوت به نظر برسد.


به همین دلیل، وقتی می‌گوییم یک مانگا «شونن» است، لزوماً درباره‌ی داستان آن حرف نمی‌زنیم؛ همان‌طور که «سینن» به معنی تاریک یا «شوجو» به معنی عاشقانه نیست. این تفاوت، یکی از مهم‌ترین نکاتی است که هنگام شناخت دنیای مانگا و انیمه باید در نظر گرفت.


در نهایت، ژانر فقط یک برچسب نیست؛ راهی برای فهمیدن تجربه‌ای است که یک اثر می‌خواهد به مخاطب بدهد. اکشن می‌خواهد آدرنالینت را بالا ببرد، روانشناختی می‌خواهد ذهنت را درگیر کند، شوجو روی احساسات و روابط تمرکز می‌کند، ایسکای تو را به جهانی تازه می‌برد و شونن؛ هدف و انگیزه‌هایت را به چالش می‌کشد.
اما بهترین آثار معمولاً همان‌هایی هستند که از مرز این برچسب‌ها عبور می‌کنند؛ آثاری که یک ژانر را نقطه‌ی شروع قرار می‌دهند و بعد آن‌قدر عناصر مختلف را با هم ترکیب می‌کنند که در نهایت، دنیایی کاملاً مخصوص خودشان می‌سازند. شاید دلیل اینکه دنیای انیمه و مانگا برای سال‌ها توانسته‌مخاطبان مختلف را کنار خودش نگه‌دارد نیز همین باشد. در این دنیا تقریباً هیچ سلیقه‌ای بدون داستانی برای خودش باقی نمی‌ماند.

نوشته‌شده توسط: amiryuta41148

سوالات متداول
1. آیا یک انیمه یا مانگا می‌تواند چند ژانر مختلف داشته باشد؟

بله. اتفاقاً بسیاری از آثار محبوب ترکیبی از چند ژانر هستند. برای مثال ممکن است یک اثر همزمان اکشن، فانتزی، کمدی و ماجراجویی باشد و هرکدام بخش متفاوتی از تجربه‌ی آن را شکل دهند.

2. تفاوت ژانر با دموگرافی در انیمه و مانگا چیست؟

ژانر بیشتر به محتوای داستان و فضای اثر اشاره دارد، در حالی که دموگرافی معمولاً گروه مخاطب هدف یا نوع نشریه‌ای را مشخص می‌کند که اثر برای آن منتشر شده است. به همین دلیل شونن یا سینن را نباید دقیقاً هم‌معنای اکشن یا داستان تاریک در نظر گرفت.

3. چرا بعضی آثار با وجود ژانر یکسان، حس‌وحال کاملاً متفاوتی دارند؟

چون ژانر تنها یکی از عناصر سازنده‌ی یک اثر است. نویسنده می‌تواند از لحن، سبک طراحی، شخصیت‌پردازی، فضای داستان و ترکیب ژانرهای دیگر استفاده کند و اثری بسازد که تجربه‌ای کاملاً متفاوت از آثار مشابه داشته باشد.

4. آیا هر مانگای شونن برای نوجوانان مناسب است؟

لزوماً نه. شونن به گروه مخاطب هدف اشاره دارد، اما بعضی آثار شونن می‌توانند خشونت، مضامین سنگین یا موضوعات جدی داشته باشند که برای همه‌ی سنین مناسب نیستند.

5. آیا ژانر یک اثر در طول داستان می‌تواند تغییر کند؟

بله، یا دست‌کم می‌تواند وزن ژانرهای مختلف در آن تغییر کند. ممکن است داستانی در ابتدا بیشتر کمدی و ماجراجویانه باشد، اما با پیشرفت روایت به سمت درام، اکشن یا حتی مضامین روانشناختی حرکت کند. همین تغییر لحن یکی از دلایلی است که بعضی آثار در طول زمان تجربه‌ای متفاوت به مخاطب می‌دهند.

6. آیا ژانر می‌تواند قبل از شروع یک مانگا، کیفیت آن را مشخص کند؟

خیر. ژانر فقط درباره‌ی نوع تجربه‌ای که احتمالاً با آن روبه‌رو می‌شوید اطلاعات می‌دهد و تضمینی برای کیفیت اثر نیست. در هر ژانر هم آثار فوق‌العاده وجود دارند و هم آثاری که ممکن است برای مخاطب جذاب نباشند

دیدگاه و بحث‌ها

2 دیدگاه
نمایش دیدگاه