محبوبترین آثار پایان یافته
Solo Leveling
Tokyo Revengers
Jujutsu Kaisen
Kaijuu 8-gou
Doctor Elise: The Royal Lady with the Lamp
Haikyuu!!
Kimetsu no Yaiba
Attack on Titan
Ao no Hako
Trigun
پایان یافته (79 اثر)
Ori no Naka no Soloist
شهر زندان، که بیش از پانصد هزار نفر را در خود جای داده است، غیرقابل فرار است. با نظارت دائمی هزاران نگهبان ربات، ساکنان آن شانس اندکی برای فرار دارند. «کلویی»، دختری هفتساله، تمام عمرش را در این شهر دلگیر گذرانده است. او که توسط والدینش رها شده، روزهایش را همراه با برادر کوچکش «راک» میگذراند. از آنجا که خیابانها پر از جنایتکاران خطرناک است، او هرگز از خانه بیرون نرفته و هدف زندگیاش را در مراقبت از برادرش یافته است. شبی، پس از آنکه متوجه میشود همسایههایش قصد فرار دارند، کلویی در حالی که راک را در آغوش دارد، پنهانی آنها را دنبال میکند. اما زمانی که اوضاع در جریان فرار خراب میشود، از برادرش جدا میشود. در مواجهه با واقعیت تلخ، او ناخواسته بدون برادرش میگریزد و به این امید دل میبندد که او زنده بماند تا روزی که بتواند بازگردد. یازده سال بعد، پس از صیقل دادن تواناییهای رزمیاش، کلویی با عزمی راسخ به شهر زندان بازمیگردد تا برادری را که سالها پیش قول داده بود از او محافظت کند، جستجو کند.
شهر زندان، که بیش از پانصد هزار نفر را در خود جای داده است، غیرقابل فرار است. با نظارت دائمی هزاران نگهبان ربات، ساکنان آن شانس اندکی برای فرار دارند. «کلویی»، دختری هفتساله، تمام عمرش را در این شهر دلگیر گذرانده است. او که توسط والدینش رها شده، روزهایش را همراه با برادر کوچکش «راک» میگذراند. از آنجا که خیابانها پر از جنایتکاران خطرناک است، او هرگز از خانه بیرون نرفته و هدف زندگیاش را در مراقبت از برادرش یافته است. شبی، پس از آنکه متوجه میشود همسایههایش قصد فرار دارند، کلویی در حالی که راک را در آغوش دارد، پنهانی آنها را دنبال میکند. اما زمانی که اوضاع در جریان فرار خراب میشود، از برادرش جدا میشود. در مواجهه با واقعیت تلخ، او ناخواسته بدون برادرش میگریزد و به این امید دل میبندد که او زنده بماند تا روزی که بتواند بازگردد. یازده سال بعد، پس از صیقل دادن تواناییهای رزمیاش، کلویی با عزمی راسخ به شهر زندان بازمیگردد تا برادری را که سالها پیش قول داده بود از او محافظت کند، جستجو کند.
Samurai 8: Hachimaru Den
او نمیتواند بدود! او نمیتواند غذای سفت بخورد. پسری به نام «هاچیمارو» از این ضعیفتر نمیشود. اما رویای او این است که یک سامورایی شود. برای پسری که حتی بدون کمک پدرش قادر به زنده ماندن نیست، آن رویا غیرممکن به نظر میرسید. اما وقتی یک گربه سامورایی در برابرش ظاهر میشود، تمام زندگیاش تغییر خواهد کرد! یک خالق افسانهای مانگا و یک ستارهی نوظهور گرد هم آمدهاند تا این حماسهی علمیتخیلی سامورایی را برای شما به ارمغان بیاورند!
او نمیتواند بدود! او نمیتواند غذای سفت بخورد. پسری به نام «هاچیمارو» از این ضعیفتر نمیشود. اما رویای او این است که یک سامورایی شود. برای پسری که حتی بدون کمک پدرش قادر به زنده ماندن نیست، آن رویا غیرممکن به نظر میرسید. اما وقتی یک گربه سامورایی در برابرش ظاهر میشود، تمام زندگیاش تغییر خواهد کرد! یک خالق افسانهای مانگا و یک ستارهی نوظهور گرد هم آمدهاند تا این حماسهی علمیتخیلی سامورایی را برای شما به ارمغان بیاورند!
Mononoke Hime
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
Shingeki no Kyojin: Kuinaki Sentaku
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
Shingeki no Kyojin: Lost Girls
پیوستن به پلیس نظامی زندگی آرامی را برای آنی لئونهارت در داخل دیوارها فراهم کرده است. با این حال، همهچیز آنطور که به نظر میرسد آرام نیست. در حالی که از گناهان گذشتهاش عذاب میکشد، آنی باید مأموریتی شخصی را به انجام برساند—و شکست در آن گزینهای نیست. هنگام تلاش برای کنار آمدن با فشار فزاینده، هماتاقیاش «هیچ درایس» از او میخواهد لطف قدیمیای را جبران کند و پرونده «کارلی استراتمن»، دختر گمشده رئیس یک شرکت بازرگانی بانفوذ را بررسی کند. با وجود بیمیلی اولیه، آنی درخواست را میپذیرد، زیرا باور دارد این تحقیق میتواند حواسش را از کشمکشهای درونیاش پرت کند. در همین حال، «میکاسا آکرمن» شروع به مرور گذشتهاش میکند و به این میاندیشد که دوران کودکیاش در دنیایی عاری از تایتانها چگونه میتوانست باشد.
پیوستن به پلیس نظامی زندگی آرامی را برای آنی لئونهارت در داخل دیوارها فراهم کرده است. با این حال، همهچیز آنطور که به نظر میرسد آرام نیست. در حالی که از گناهان گذشتهاش عذاب میکشد، آنی باید مأموریتی شخصی را به انجام برساند—و شکست در آن گزینهای نیست. هنگام تلاش برای کنار آمدن با فشار فزاینده، هماتاقیاش «هیچ درایس» از او میخواهد لطف قدیمیای را جبران کند و پرونده «کارلی استراتمن»، دختر گمشده رئیس یک شرکت بازرگانی بانفوذ را بررسی کند. با وجود بیمیلی اولیه، آنی درخواست را میپذیرد، زیرا باور دارد این تحقیق میتواند حواسش را از کشمکشهای درونیاش پرت کند. در همین حال، «میکاسا آکرمن» شروع به مرور گذشتهاش میکند و به این میاندیشد که دوران کودکیاش در دنیایی عاری از تایتانها چگونه میتوانست باشد.
Shingeki no Kyojin: Before the Fall
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
Ability
داستان درباره پسری به نام هان یو است که در ظاهر یک فرد معمولی به نظر میرسد و زندگی سادهای دارد. اما او بهطور اتفاقی وارد دنیایی میشود که در آن انسانهایی با تواناییهای ماورایی خاص وجود دارند. او به مرور متوجه میشود که خودش هم قدرتی ویژه دارد و همین باعث میشود درگیر جنگها و کشمکشهای میان افراد با قدرتهای مختلف و سازمانهایی شود که به دنبال کنترل یا نابودی این افراد هستند.
ماجراها حول تلاش او برای کشف حقیقت درباره قدرتش، گذشته پنهان برخی شخصیتها، و رویارویی با دشمنانی قدرتمند شکل میگیرد. در طول مسیر، دوستان و دشمنان زیادی پیدا میکند و سرنوشت او با اتفاقات بزرگ و سرنوشتساز گره میخورد.
داستان درباره پسری به نام هان یو است که در ظاهر یک فرد معمولی به نظر میرسد و زندگی سادهای دارد. اما او بهطور اتفاقی وارد دنیایی میشود که در آن انسانهایی با تواناییهای ماورایی خاص وجود دارند. او به مرور متوجه میشود که خودش هم قدرتی ویژه دارد و همین باعث میشود درگیر جنگها و کشمکشهای میان افراد با قدرتهای مختلف و سازمانهایی شود که به دنبال کنترل یا نابودی این افراد هستند.
ماجراها حول تلاش او برای کشف حقیقت درباره قدرتش، گذشته پنهان برخی شخصیتها، و رویارویی با دشمنانی قدرتمند شکل میگیرد. در طول مسیر، دوستان و دشمنان زیادی پیدا میکند و سرنوشت او با اتفاقات بزرگ و سرنوشتساز گره میخورد.
Trigun
Trigun داستان مردی به نام وش دِ استمپید را دنبال میکند؛ یک تیرانداز افسانهای که در سیارهای بیابانی و خشن به نام گاناسموک زندگی میکند. او به خاطر جایزهی بزرگی که روی سرش گذاشته شده، همیشه در حال فرار از جایزهبگیرها و دردسرهاست. با این حال، برخلاف شهرت ترسناکش، وش قلبی مهربان دارد و همواره تلاش میکند جان دیگران را نجات دهد و از خشونت بیهوده دوری کند.
Trigun داستان مردی به نام وش دِ استمپید را دنبال میکند؛ یک تیرانداز افسانهای که در سیارهای بیابانی و خشن به نام گاناسموک زندگی میکند. او به خاطر جایزهی بزرگی که روی سرش گذاشته شده، همیشه در حال فرار از جایزهبگیرها و دردسرهاست. با این حال، برخلاف شهرت ترسناکش، وش قلبی مهربان دارد و همواره تلاش میکند جان دیگران را نجات دهد و از خشونت بیهوده دوری کند.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
در بهار ۱۹۹۸ در شهر یومییاما، کوایچی ساکاکیبارا قرار است کلاسهایش را در مدرسهای جدید آغاز کند. اما بهخاطر خوابیدن ریه در بیمارستان بستری میشود. وقتی در بیمارستان پرسه میزند، با دختری موتیره به نام میی میساکی که یونیفرم مدرسهٔ جدید او را به تن دارد روبهرو میشود—برخوردی ظاهراً ساده که پیامدهایش بسیار فراتر از تصور اوست.
وقتی ساکاکیبارا بالاخره میتواند به کلاسهای مدرسهٔ راهنمایی «یومییامای شمالی» برود، متوجه میشود همکلاسیهایش با میساکی طوری رفتار میکنند که انگار وجود ندارد. او میکوشد راز پیرامون او را کشف کند، اما رفتار همکلاسیها فقط عجیبتر میشود. و وقتی دانشآموزان کلاس ۳-۳ بهطرزی غیرقابل توضیح یکی پس از دیگری به شکلی هولناک میمیرند، ساکاکیبارا به ارتباطی میان میساکی و افزایش شمار قربانیان مشکوک میشود.
Monster Child
نوجوانی به نام «کیم هو» که از خانه فرار کرده، توسط مردی مشکوک استخدام میشود تا از نوزادی مراقبت کند. اما خیلی زود متوجه میشود این نوزاد در واقع هیولایی خطرناک است.
کیم هو از آنجا فرار میکند و کودک را با خود میبرد.
اکنون باید از موجودی مراقبت کند که ممکن است روزی همهچیز را نابود کند.
نوجوانی به نام «کیم هو» که از خانه فرار کرده، توسط مردی مشکوک استخدام میشود تا از نوزادی مراقبت کند. اما خیلی زود متوجه میشود این نوزاد در واقع هیولایی خطرناک است.
کیم هو از آنجا فرار میکند و کودک را با خود میبرد.
اکنون باید از موجودی مراقبت کند که ممکن است روزی همهچیز را نابود کند.
Creepy Cat
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
InuYasha
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
A Certain Scientific Accelerator
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
A Certain Scientific Accelerator: Dark Matter
در شهر آکادمی، جایی که علم و تکنولوژی پیشرفتهترین سطح را دارد، کاکینه تیتوکو به عنوان دومین ایسپیر سطح ۵ با قدرتی عظیم شناخته میشود. او با دختری به نام یوزوریها رینگو روبهرو میشود که به عنوان بخشی از پروژه تاریک "Dark May Project" تحت آزمایش قرار گرفته است. هدف تیتوکو از این ملاقات، دستیابی به دادههایی درباره الگوهای فکری ایسپیر شماره یک، اکسلرِیتِر، است. در این مسیر، او با گروههای تاریک شهر آکادمی مانند DA، کورو یورو اومیدوری و خانواده کیهارا مواجه میشود که نیز به دنبال قدرت رینگو هستند.
در شهر آکادمی، جایی که علم و تکنولوژی پیشرفتهترین سطح را دارد، کاکینه تیتوکو به عنوان دومین ایسپیر سطح ۵ با قدرتی عظیم شناخته میشود. او با دختری به نام یوزوریها رینگو روبهرو میشود که به عنوان بخشی از پروژه تاریک "Dark May Project" تحت آزمایش قرار گرفته است. هدف تیتوکو از این ملاقات، دستیابی به دادههایی درباره الگوهای فکری ایسپیر شماره یک، اکسلرِیتِر، است. در این مسیر، او با گروههای تاریک شهر آکادمی مانند DA، کورو یورو اومیدوری و خانواده کیهارا مواجه میشود که نیز به دنبال قدرت رینگو هستند.
The Horizon
در جهانی که جنگ ویرانش کرده، پسری نوجوان پس از مرگ مادرش در جادهای خلوت قدم میزند. در طول مسیر، تانکهای نظامی، اجساد، و شهر محبوبش را که به ویرانه بدل شده میبیند. با چشمانی مهآلود از اندوه، خودش را وادار میکند که همچنان به پیش برود.
یک صبح، در اتوبوسی متروکه که شب را در آن به سر برده بود، دختری را ملاقات میکند. لحظاتی پس از روبهرو شدنشان، آن حوالی به میدان نبرد بدل میشود و آن دو به کوچهای که سالها متروکه مانده بود میگریزند. این دو غریبه تصمیم میگیرند تا پایان راه کنار هم قدم بزنند؛ آغازی برای رفاقتی که جرقهٔ امیدی نو را در دلهای پژمردهشان میافروزد.
در جهانی که جنگ ویرانش کرده، پسری نوجوان پس از مرگ مادرش در جادهای خلوت قدم میزند. در طول مسیر، تانکهای نظامی، اجساد، و شهر محبوبش را که به ویرانه بدل شده میبیند. با چشمانی مهآلود از اندوه، خودش را وادار میکند که همچنان به پیش برود.
یک صبح، در اتوبوسی متروکه که شب را در آن به سر برده بود، دختری را ملاقات میکند. لحظاتی پس از روبهرو شدنشان، آن حوالی به میدان نبرد بدل میشود و آن دو به کوچهای که سالها متروکه مانده بود میگریزند. این دو غریبه تصمیم میگیرند تا پایان راه کنار هم قدم بزنند؛ آغازی برای رفاقتی که جرقهٔ امیدی نو را در دلهای پژمردهشان میافروزد.