محبوبترین آثار رها شده
Omniscient Reader’s Viewpoint
SSS-Class Revival Hunter
Dandadan
Yamada-kun to Lv999 no Koi wo Suru
Kusuriya no Hitorigoto
Gokurakugai
Beastars
Komi-san wa, Comyushou desu.
Death Note
The Warrior Returns
رها شده (30 اثر)
Omniscient Reader’s Viewpoint
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
کیم دوکجا هرگز خودش را قهرمان زندگیاش نمیداند. همانطور که از نامی که والدینش برایش انتخاب کردهاند برمیآید، او فردی تنهاست که تنها سرگرمیاش خواندن وبناولهاست. بیش از ده سال است که زندگیاش را از طریق یو جونگهیوک، شخصیت اصلی وبناول سه راه برای زنده ماندن در آخرالزمان (TWSA)، سپری کرده است. دوکجا با دنبال کردن جونگهیوک، بهطور غیرمستقیم بارها تجربهی بازگشت به گذشته، تلاش برای پایان دادن به «سناریو»های مرگبار، و نقشآفرینی اجباری انسانها برای سرگرمی موجودات خداگونهای به نام «صورتهای فلکی» را از سر گذرانده است.
پس از خواندن ۳۱۴۹ فصل—مدتها بعد از اینکه تمام خوانندگان دیگر داستان را رها کردهاند—دوکجا سرانجام با پایان داستان کنار میآید. اما درست در همین زمان، پیامی مرموز از نویسنده دریافت میکند که خبر از پولی شدن داستان در آیندهی نزدیک میدهد؛ و بلافاصله پس از آن، دنیای اطرافش در تاریکی فرو میرود.
دوکجا خیلی زود متوجه میشود که داستانی که میخوانده به واقعیت تبدیل شده و حالا خودش در دنیای TWSA زندگی میکند. هرچند او تنها خوانندهای است که از آیندهی وقایع آگاهی کامل دارد، اما موفقیتش در سناریوها تضمینشده نیست. با این حال، شاید همین برتری به او قدرت بدهد تا بالاخره وارد نقشی شود که هیچوقت فکر نمیکرد به او بخورد: قهرمان داستان.
Half Prince
داستان درباره ی درختری ۲۰ ساله به نام فنگ لن هست که در سال ۲۱۰۰ همراه با برادرش قصد داره بازی واقع گریانه ی “زندگی دوم” رو انجام بده. برادر فنگ لن معتقده که دخترا خیلی بی عرضه ان و خودشون نمی تونن توی مبارزات از پس خودشون بر بیان واسه همین فنگ لن تصمیم می گیره تا به صورت یک پسر این بازی رو انجام بده. این منهوای قشنگ داستان اتفاقات جالبیه که واسه فنگ لن در طی بازی رخ میده ….
داستان درباره ی درختری ۲۰ ساله به نام فنگ لن هست که در سال ۲۱۰۰ همراه با برادرش قصد داره بازی واقع گریانه ی “زندگی دوم” رو انجام بده. برادر فنگ لن معتقده که دخترا خیلی بی عرضه ان و خودشون نمی تونن توی مبارزات از پس خودشون بر بیان واسه همین فنگ لن تصمیم می گیره تا به صورت یک پسر این بازی رو انجام بده. این منهوای قشنگ داستان اتفاقات جالبیه که واسه فنگ لن در طی بازی رخ میده ….
Beastars
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
Gokurakugai
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
Yamada-kun to Lv999 no Koi wo Suru
بعد از اینکه دوستپسر آکانه کینوشیتا با دختری که در بازی آنلاین آشنا شده بود به او خیانت میکند، آکانه به سختی میفهمد که دوستپسرهای گیمر هم میتوانند درست به بدیِ بقیه باشند.
او برای خالی کردن عصبانیتش، در بازی حسابی هیولاهای معمولی را لتوپار میکند و در همین حین بهطور اتفاقی با همگیلدیاش، آکیتو یامادا—پسری با مدل موی آفرو و ماسک «نو»—روبهرو میشود. یامادا آدمی کمحرف و سرد است و اصلاً از آن تیپهایی نیست که آکانه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، هرچند مهارتهایش در بازی به حداکثر رسیده، یامادا در مسائل عاشقانه کاملاً بیتجربه است؛ و برخلاف انتظار، آکانه کمکم جذب او میشود.
در حالی که دوستان جدیدی پیدا میکند، آیا آکانه میتواند دل یامادا—این پسر دبیرستانی در حد و اندازهٔ «غول آخر»—را به دست بیاورد؟
بعد از اینکه دوستپسر آکانه کینوشیتا با دختری که در بازی آنلاین آشنا شده بود به او خیانت میکند، آکانه به سختی میفهمد که دوستپسرهای گیمر هم میتوانند درست به بدیِ بقیه باشند.
او برای خالی کردن عصبانیتش، در بازی حسابی هیولاهای معمولی را لتوپار میکند و در همین حین بهطور اتفاقی با همگیلدیاش، آکیتو یامادا—پسری با مدل موی آفرو و ماسک «نو»—روبهرو میشود. یامادا آدمی کمحرف و سرد است و اصلاً از آن تیپهایی نیست که آکانه را تحت تأثیر قرار دهد.
با این حال، هرچند مهارتهایش در بازی به حداکثر رسیده، یامادا در مسائل عاشقانه کاملاً بیتجربه است؛ و برخلاف انتظار، آکانه کمکم جذب او میشود.
در حالی که دوستان جدیدی پیدا میکند، آیا آکانه میتواند دل یامادا—این پسر دبیرستانی در حد و اندازهٔ «غول آخر»—را به دست بیاورد؟
Tongari Boushi no Atelier
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
کوکو، دختر فروتن یک خیاط، همیشه شیفتهٔ جادو و جادوگرانی بوده که آن را اجرا میکنند—با وجود اینکه آنها با احتیاطی سختگیرانه روشهایشان را از مردم پنهان میکنند.
اما وقتی کوکو از فرصتی طلایی استفاده میکند تا مخفیانه جادوگر ماهری به نام کیفرِی را زیر نظر بگیرد، متوجه میشود کتاب تصویری محبوبش در واقع یک کتاب جادوییِ پنهانشده بوده است! او که از هیجان سر از پا نمیشناسد، بیدرنگ شروع به امتحان کردن طلسمهای مختلف میکند.
وقتی یکی از این طلسمها فاجعهای در خانهاش به بار میآورد، کیفرِی درست بهموقع نجاتش میدهد و تصمیم میگیرد او را آموزش دهد. او درمییابد کوکو نخستین سرنخی است که میتواند در پیدا کردن «کلاهلبهدارها» کمکش کند—گروهی خطرناک از مرتدان که با جادوی ممنوعهٔ تغییر بدن آزمایش میکنند و ابزارهای جادویی را میان مردم عادی پخش میکنند.
اما پیش از آنکه کوکو و کیفرِی بتوانند با کلاهلبهدارها روبهرو شوند، کوکو باید مهارتهای جادوییاش را تقویت کند و یاد بگیرد با دیگر شاگردان کیفرِی کنار بیاید.
Versus
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
Yuukoku no Moriarty: The Remains
اسناد ناگفته یکییکی آشکار میشوند—
ویلیام و همراهانش به عمارت قدیمی موریارتی در دورهام سر میزنند؛ عمارتی که حالا به ویرانهای بدل شده است. آنجا به مجموعهای از پروندههای «مورد علاقه» برمیخورند که لوئیس مخفیانه نگه داشته بود.
از «نمایشی» که ویلیام پس از رسوایی تقلب مورَن در یک قمارخانه به راه انداخت گرفته، تا «آزمایش» خطرناکی که سه برادر در کودکی پشت سر گذاشتند؛ زمانی که از آنها خواسته شد شاگرد «جک قاتل» شوند.
اقتباس کمیک از رمانهایی که روایتگر روزهای ناگفتهاند، آغاز میشود!
اسناد ناگفته یکییکی آشکار میشوند—
ویلیام و همراهانش به عمارت قدیمی موریارتی در دورهام سر میزنند؛ عمارتی که حالا به ویرانهای بدل شده است. آنجا به مجموعهای از پروندههای «مورد علاقه» برمیخورند که لوئیس مخفیانه نگه داشته بود.
از «نمایشی» که ویلیام پس از رسوایی تقلب مورَن در یک قمارخانه به راه انداخت گرفته، تا «آزمایش» خطرناکی که سه برادر در کودکی پشت سر گذاشتند؛ زمانی که از آنها خواسته شد شاگرد «جک قاتل» شوند.
اقتباس کمیک از رمانهایی که روایتگر روزهای ناگفتهاند، آغاز میشود!
Nige Jouzu no Wakagimi
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
The Warrior Returns
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
Komi-san wa, Comyushou desu.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
SSS-Class Revival Hunter
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
پس از آنکه برج بهطور ناگهانی ظاهر شد، افرادی که میخواستند به دنبال ارزشها و آرمانهای شخصی خود بروند، وارد آن شدند و به «هانتر»ها شهرت یافتند. هرکدام هدفی برای خود داشتند، اما تنها عدهای خاص از سوی این سازهی مرموز انتخاب شدند و مهارتهای قدرتمندی به دست آوردند.
کیم گونگجا، هانتری ضعیف در ردهی F که هیچ مهارتی ندارد، به کسانی که مورد لطف برج قرار گرفتهاند حسادت میکند. روزی این حسادت بر او غلبه میکند و ناگهان مهارتی در حد ردهی S به دست میآورد؛ مهارتی که به او اجازه میدهد توانایی دیگران را کپی کند—اما تنها پس از اینکه آن شخص او را بکشد.
خیلی زودتر از آنچه انتظارش را داشت، گونگجا فرصت مییابد توانایی جدیدش را روی هانتر افسانهای معروف به امپراتور شعلهها امتحان کند. در لحظات مرگ، او به حقیقتی تاریک دربارهی مردی پی میبرد که زمانی بیش از همه تحسینش میکرد.
پس از آن، گونگجا مهارت قدرتمند دیگری به دست میآورد که به او امکان زنده شدن و بازگشت ۲۴ ساعت به گذشته را میدهد. با تکیه بر این قدرت، او نقشهای جسورانه میکشد: سفر به ۱۱ سال قبل، از میان برداشتن امپراتور شعلهها، و تثبیت جایگاه خود بهعنوان بهترین هانتر جهان.
Kamonohashi Ron no Kindan Suiri
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
Death Note Tanpenshuu
مجموعهای از داستانهای کوتاه مرتبط با Death Note:
C Kira-hen (سی-کیرا)
a Kira-hen (اِی-کیرا)
Death Note ni Rakugaki 4-koma
(کمیکهای چهارقابی دث نوت)L: Day One
L: The Wammy’s House
Kagami Tarou-hen (داستان تارو کاگامی)
مجموعهای از داستانهای کوتاه مرتبط با Death Note:
C Kira-hen (سی-کیرا)
a Kira-hen (اِی-کیرا)
Death Note ni Rakugaki 4-koma
(کمیکهای چهارقابی دث نوت)L: Day One
L: The Wammy’s House
Kagami Tarou-hen (داستان تارو کاگامی)