Death’s Game
او همیشه بیکار است، دوستدختر سابقش زندگی جدیدی را شروع کرده و تمام پساندازش را هم در یک کلاهبرداری بیتکوینی از دست داده است. زیر فشار سنگین جامعه، چوی ییجه تصمیم میگیرد به زندگیاش پایان دهد.
اما «مرگ» که از بیتفاوتی او نسبت به مردن خشمگین شده، تصمیم میگیرد با بازی خودش مجازاتش کند: ییجه باید مرگ را بارها و بارها، در قالب ۱۳ زندگی متفاوت، تجربه کند.
اگر بتواند راهی پیدا کند تا از مرگی که در انتظار هر یک از این زندگیهاست جان سالم به در ببرد، اجازه خواهد داشت باقی عمر همان فرد را زندگی کند.
زندگی خودش شکست خورده بود—اما آیا زندگی دیگران هم همینطور است؟
او همیشه بیکار است، دوستدختر سابقش زندگی جدیدی را شروع کرده و تمام پساندازش را هم در یک کلاهبرداری بیتکوینی از دست داده است. زیر فشار سنگین جامعه، چوی ییجه تصمیم میگیرد به زندگیاش پایان دهد.
اما «مرگ» که از بیتفاوتی او نسبت به مردن خشمگین شده، تصمیم میگیرد با بازی خودش مجازاتش کند: ییجه باید مرگ را بارها و بارها، در قالب ۱۳ زندگی متفاوت، تجربه کند.
اگر بتواند راهی پیدا کند تا از مرگی که در انتظار هر یک از این زندگیهاست جان سالم به در ببرد، اجازه خواهد داشت باقی عمر همان فرد را زندگی کند.
زندگی خودش شکست خورده بود—اما آیا زندگی دیگران هم همینطور است؟
The Legend of the Northern Blade
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
Bloodborne
کمیکهای Bloodborne بر اساس دنیای بازی ویدیویی مشهور ساخته شدهاند و در شهر نفرینشدهی Yharnam جریان دارند؛ شهری که گرفتار طاعونی مرموز به نام "Blood Ministration" شده است و مردم آن را به موجوداتی وحشی و هیولاگونه تبدیل میکند.
هر مینیسری داستان شخصیت یا شکارچی (Hunter) متفاوتی را دنبال میکند. این شکارچیان در شبی بیپایان، میان کابوس و واقعیت، با موجودات وحشتناک، کلیساهای فاسد، و رازهای باستانی روبهرو میشوند.
کمیکهای Bloodborne بر اساس دنیای بازی ویدیویی مشهور ساخته شدهاند و در شهر نفرینشدهی Yharnam جریان دارند؛ شهری که گرفتار طاعونی مرموز به نام "Blood Ministration" شده است و مردم آن را به موجوداتی وحشی و هیولاگونه تبدیل میکند.
هر مینیسری داستان شخصیت یا شکارچی (Hunter) متفاوتی را دنبال میکند. این شکارچیان در شبی بیپایان، میان کابوس و واقعیت، با موجودات وحشتناک، کلیساهای فاسد، و رازهای باستانی روبهرو میشوند.
The Return of the Disaster-Class Hero
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Who Made Me a Princess
در رمان شاهزادهخانم دوستداشتنی، شخصیت فرعی «آتاناسیا د آلجر اوبلیا» بیچارهترینِ همه است. مادرش هنگام زایمان درگذشت و پدرش، امپراتور «کلود»، هرگز حتی ذرهای محبت به دخترش نشان نداد. او که همیشه در حسرت اندکی عشق والدین بود، در نهایت برای جرمی بیاساس مقصر شناخته شد و به دستور همان پدر محبوبش اعدام گردید.
وقتی زنی از کرهی امروزی با خوردن قرص خواب به خواب میرود، بعدتر در بدن نوزاد آتاناسیا بیدار میشود. با دانستن سرنوشت ناخوشایندی که در انتظارش است، تصمیم میگیرد از چشم پدر مستبدش دور بماند تا هرگز خشم او را برنینگیزد. اما سرنوشت اینگونه مهربان نیست و او تنها در پنجسالگی با پدرش روبهرو میشود. با بر باد رفتن نقشهی اولیه، این بار تصمیم میگیرد چنان محبوب دل پدر شود که حتی به ذهنش خطور نکند به او آسیبی برساند.
با این حال، در حالی که هرکس به دنبال اهداف خود است، نقشهی او به آشوب کشیده میشود—«ژانت مارگاریتا»، خواهر تنی آتاناسیا، در آرزوی خانواده است؛ اشراف بلندمرتبه برای قدرت رقابت میکنند؛ و سایهای از گذشتهی کلود تهدید به نابودی همهچیز میکند.
در رمان شاهزادهخانم دوستداشتنی، شخصیت فرعی «آتاناسیا د آلجر اوبلیا» بیچارهترینِ همه است. مادرش هنگام زایمان درگذشت و پدرش، امپراتور «کلود»، هرگز حتی ذرهای محبت به دخترش نشان نداد. او که همیشه در حسرت اندکی عشق والدین بود، در نهایت برای جرمی بیاساس مقصر شناخته شد و به دستور همان پدر محبوبش اعدام گردید.
وقتی زنی از کرهی امروزی با خوردن قرص خواب به خواب میرود، بعدتر در بدن نوزاد آتاناسیا بیدار میشود. با دانستن سرنوشت ناخوشایندی که در انتظارش است، تصمیم میگیرد از چشم پدر مستبدش دور بماند تا هرگز خشم او را برنینگیزد. اما سرنوشت اینگونه مهربان نیست و او تنها در پنجسالگی با پدرش روبهرو میشود. با بر باد رفتن نقشهی اولیه، این بار تصمیم میگیرد چنان محبوب دل پدر شود که حتی به ذهنش خطور نکند به او آسیبی برساند.
با این حال، در حالی که هرکس به دنبال اهداف خود است، نقشهی او به آشوب کشیده میشود—«ژانت مارگاریتا»، خواهر تنی آتاناسیا، در آرزوی خانواده است؛ اشراف بلندمرتبه برای قدرت رقابت میکنند؛ و سایهای از گذشتهی کلود تهدید به نابودی همهچیز میکند.
Ragna Crimson
در جهانی که اژدهاها بر آسمان، دریا و زمین حکم میرانند، کسانی که میخواهند با آنها بجنگند و پیروز شوند، باید از مرزهای قدرت عادی انسان فراتر روند. «راگنا»، شکارچی اژدها، که مصمم است به هر قیمتی پیروز شود، با «کریمسون» مرموز همراه میشود. انگیزههای کریمسون ممکن است نامعلوم باشد، اما هدفشان یکی است: نابود کردن فرمانروایان اژدها.
در جهانی که اژدهاها بر آسمان، دریا و زمین حکم میرانند، کسانی که میخواهند با آنها بجنگند و پیروز شوند، باید از مرزهای قدرت عادی انسان فراتر روند. «راگنا»، شکارچی اژدها، که مصمم است به هر قیمتی پیروز شود، با «کریمسون» مرموز همراه میشود. انگیزههای کریمسون ممکن است نامعلوم باشد، اما هدفشان یکی است: نابود کردن فرمانروایان اژدها.
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
Tokyo Ghoul
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
در سایههای تاریک شهر توکیو، موجوداتی ترسناک بهنام «غول» پنهان شدهاند که تنها با فرارسیدن شب و تغذیه از انسانها گرسنگی خود را برطرف میکنند. بهدلیل حملات مداوم آنها به شهروندان، سازمانی با نام «کمیسیون مقابله با غولها» (CCG) تشکیل شده تا با این تهدید مبارزه کند. اما مشکل اصلی اینجاست که غولها خود را بهراحتی در قالب انسانها پنهان میکنند و در میان مردم زندگی میکنند تا شکار برایشان آسانتر شود.
کِن کانکی، دانشجوی سادهدل و تازهوارد دانشگاه، ناخواسته وارد دنیای غولها میشود؛ وقتی دختری که با او قرار میگذارد، در واقع یک غول است که قصد شکار او را دارد.
او بهسختی از این رویارویی جان سالم به در میبرد، اما پس از عمل جراحی، درمییابد که به موجودی نیمهانسان، نیمهغول تبدیل شده است. با میل شدیدش به گوشت انسان که دیگر با روشهای معمول قابل مهار نیست، او با گروهی از غولهای صلحطلب آشنا میشود که در یک کافه فعالیت دارند و سعی میکنند به او کمک کنند تا با وضعیت جدیدش کنار بیاید.
اما آرامشی که کانکی انتظارش را داشت، دوامی ندارد؛ زیرا بهزودی در مرکز جنگی تمامعیار بین غولها و نیروهای CCG قرار میگیرد—در حالی که خود نیز هدف توجه غولهایی از سراسر توکیو شده است.
Tokyo Ghoul:re
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
دو سال از یورش CCG به آنتِیکو میگذرد. اگرچه فضای توکیو بهخاطر نفوذ فزایندهی CCG دچار تغییرات چشمگیری شده، گولها همچنان تهدیدی جدیاند و بهویژه سازمان تروریستی «آوگیری تری» که خطر رو بهرشدی را از جانب CCG احساس میکند، محتاطتر عمل میکند.
تشکیل یک تیم ویژه با نام «گردان کوئینکس» ممکن است همان نیروی محرکهای باشد که CCG برای ریشهکنکردن ساکنان ناخواستهی توکیو نیاز دارد. اعضای این تیم انسانهایی هستند که با جراحی قادر شدهاند از تواناییهای ویژهی گولها بهرهمند شوند و در عملیات نابودی این موجودات خطرناک شرکت میکنند. رهبر «کوئینکس»، هایسه ساساکی، نیمهگول و نیمهانسان است که زیر نظر بازرس ویژهی مشهور، کیشو آریما، آموزش دیده است. اما در پشت چهرهی این جوان چیزی پنهان است؛ خاطراتی نامعلوم کمکم به ذهنش هجوم میآورند و او را به یاد آن کسی میاندازند که قبلاً بوده است.
The Beginning After The End – Jasmine: Wind-Borne
داستان فرعیای که به گذشتهی جَزمین میپردازد و در زمانی روایت میشود که او هنوز به گروه «شاخهای دوقلو» نپیوسته بود.
داستان فرعیای که به گذشتهی جَزمین میپردازد و در زمانی روایت میشود که او هنوز به گروه «شاخهای دوقلو» نپیوسته بود.
Solo Leveling
در جهانی که موجودات بیدارشدهای به نام «شکارچیان» باید برای حفاظت از بشریت با هیولاهای مرگبار مبارزه کنند، "سونگ جینوو" که به عنوان «ضعیفترین شکارچی در میان انسانها» شناخته میشود، همواره برای زنده ماندن در تلاش است. تا اینکه روزی، پس از یک نبرد مرگبار در سیاهچالی فوقالعاده خطرناک که باعث نابودی تمام اعضای گروهش میشود و خودش را هم در آستانه مرگ قرار میدهد، یک سیستم مرموز او را به عنوان تنها بازیکن خود انتخاب میکند: جینوو اکنون فرصت نادری برای ارتقاء تواناییهایش به دست آورده، آن هم شاید فراتر از هر محدودیتی که تاکنون شناخته شده است.
سفر جینوو را دنبال کنید؛ از نبرد با دشمنانی هر روز قویتر، چه انسان و چه هیولا، تا کشف رازهای عمیق سیاهچالها و نهایت قدرتی که میتواند به آن دست یابد.
در جهانی که موجودات بیدارشدهای به نام «شکارچیان» باید برای حفاظت از بشریت با هیولاهای مرگبار مبارزه کنند، "سونگ جینوو" که به عنوان «ضعیفترین شکارچی در میان انسانها» شناخته میشود، همواره برای زنده ماندن در تلاش است. تا اینکه روزی، پس از یک نبرد مرگبار در سیاهچالی فوقالعاده خطرناک که باعث نابودی تمام اعضای گروهش میشود و خودش را هم در آستانه مرگ قرار میدهد، یک سیستم مرموز او را به عنوان تنها بازیکن خود انتخاب میکند: جینوو اکنون فرصت نادری برای ارتقاء تواناییهایش به دست آورده، آن هم شاید فراتر از هر محدودیتی که تاکنون شناخته شده است.
سفر جینوو را دنبال کنید؛ از نبرد با دشمنانی هر روز قویتر، چه انسان و چه هیولا، تا کشف رازهای عمیق سیاهچالها و نهایت قدرتی که میتواند به آن دست یابد.