I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
The Swordmaster’s Son
جین رانکندل قرار بود روزی رئیس خاندان بزرگ شمشیرزنی خود شود، اما با وجود تمام تلاشهایش، بهدلیل ضعف در مهارتهای رزمی از خاندان طرد میشود. پس از اخراج، او با خدای سولدرت قراردادی میبندد و از نفرینی که تواناییهایش را محدود کرده بود رهایی مییابد، اما سرنوشتش به پایانی تلخ ختم میشود.
با این حال، جین فرصتی دوباره به دست میآورد و بهعنوان یک نوزاد، سالها پیش از آغاز تراژدی خود، دوباره بیدار میشود. اکنون او با تجربهٔ زندگی گذشته و قدرتهایی تازه، تصمیم میگیرد سرنوشتش را تغییر دهد و مسیر تبدیل شدن به برترین شمشیرزن را از نو آغاز کند.
جین رانکندل قرار بود روزی رئیس خاندان بزرگ شمشیرزنی خود شود، اما با وجود تمام تلاشهایش، بهدلیل ضعف در مهارتهای رزمی از خاندان طرد میشود. پس از اخراج، او با خدای سولدرت قراردادی میبندد و از نفرینی که تواناییهایش را محدود کرده بود رهایی مییابد، اما سرنوشتش به پایانی تلخ ختم میشود.
با این حال، جین فرصتی دوباره به دست میآورد و بهعنوان یک نوزاد، سالها پیش از آغاز تراژدی خود، دوباره بیدار میشود. اکنون او با تجربهٔ زندگی گذشته و قدرتهایی تازه، تصمیم میگیرد سرنوشتش را تغییر دهد و مسیر تبدیل شدن به برترین شمشیرزن را از نو آغاز کند.
I Can Extract Attributes
من گوشاونینگ در حین یه اتفاقی که خودمم توش موندم چی شد اینجوری شد یه توانایی به دست آوردم که می تونم ویژگی بقیه رزمیکارا رو به دست بیارم ولی باعث یه سری سوء تفاهم هایی شد که همه فکر کردن یه منحرفم
من گوشاونینگ در حین یه اتفاقی که خودمم توش موندم چی شد اینجوری شد یه توانایی به دست آوردم که می تونم ویژگی بقیه رزمیکارا رو به دست بیارم ولی باعث یه سری سوء تفاهم هایی شد که همه فکر کردن یه منحرفم
By the Way Dragon Mistress
دوشس، هویتت چیه؟ گرچه کارل در سن جوانی خانواده خود را از دست داده بود، اما با کمک دوشس اورلئان و امپراطور، کارل عالی رشد کرد. اما در ضیافتی که کارل قصد دارد به دوشس سخنان معنادار امپراطور را بگوید، یک انفجار مشکوک اتفاق میافتد. دوشس، هویت واقعی شما چیست؟!
دوشس، هویتت چیه؟ گرچه کارل در سن جوانی خانواده خود را از دست داده بود، اما با کمک دوشس اورلئان و امپراطور، کارل عالی رشد کرد. اما در ضیافتی که کارل قصد دارد به دوشس سخنان معنادار امپراطور را بگوید، یک انفجار مشکوک اتفاق میافتد. دوشس، هویت واقعی شما چیست؟!
Obsidian Bride
تو زندگی بدبختانه ام هرگز نمی تونستم رویای عشق رو ببینم. یه شب، خسته از ازدواج ناخوشایندم، تصمیم گرفتم بمیرم. که یه دعوتنامه ویژه برای من اومد. "آیا دوست دارید به جعبه حواهرات بپیوندید؟ بله یا نه؟" یک مهمانی شیک که فقط خاص ترین افراد می توانند در آن شرکت کنند. جایی که شما با یک "عشق کور" با یک شریک ازدواج ملاقات می کنید زیرا همه چهره و هویت خود را پنهان می کنند و میتونید عشق حقیقی رو پیدا کنید. اون شب، انتخابی که کردم همه چیز رو تغییر داد.
تو زندگی بدبختانه ام هرگز نمی تونستم رویای عشق رو ببینم. یه شب، خسته از ازدواج ناخوشایندم، تصمیم گرفتم بمیرم. که یه دعوتنامه ویژه برای من اومد. "آیا دوست دارید به جعبه حواهرات بپیوندید؟ بله یا نه؟" یک مهمانی شیک که فقط خاص ترین افراد می توانند در آن شرکت کنند. جایی که شما با یک "عشق کور" با یک شریک ازدواج ملاقات می کنید زیرا همه چهره و هویت خود را پنهان می کنند و میتونید عشق حقیقی رو پیدا کنید. اون شب، انتخابی که کردم همه چیز رو تغییر داد.
هفت پسر که بهترین دوستای هم بودند . سرنوشتشون نه تنها در اوقات شادی که با هم داشتن بلکه در سختترین دوره نیز به هم گره خورد ، یکیشون برای نجات اونها هرکاری میکنه، ولی میتونه؟ یا خیلی دیر میجنبه؟
The Demon Prince Goes To Academy
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
There Must Be Happy Endings
روزی که دیگر به زوج نمایشی بودن پایان دادن ، شوهرش کشته شد . به همسرش لی یئون وو که در ناراحتی فرو رفته بود ، یک فرصت دوباره ۱۰۰ روزه داده میشود ! یئون وو برای جلوگیری از مرگ همسرش سونجه به خودش تکیه میکند …… بالاخره در دومین زنگیش یک زندگی متاهلی ” واقعی ” را شروع میکند . عاشقانه آرام و پرهرج و مرج درباره زن و شوهری که بالاخره شروع به لاس زدن میکنند . ” تو این زندگی مطلقا پایانی شاد میسازم . “
روزی که دیگر به زوج نمایشی بودن پایان دادن ، شوهرش کشته شد . به همسرش لی یئون وو که در ناراحتی فرو رفته بود ، یک فرصت دوباره ۱۰۰ روزه داده میشود ! یئون وو برای جلوگیری از مرگ همسرش سونجه به خودش تکیه میکند …… بالاخره در دومین زنگیش یک زندگی متاهلی ” واقعی ” را شروع میکند . عاشقانه آرام و پرهرج و مرج درباره زن و شوهری که بالاخره شروع به لاس زدن میکنند . ” تو این زندگی مطلقا پایانی شاد میسازم . “
I Choose the Emperor Ending
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به لازناروک، جهانی که رمانش حول اون میگذره، وارد میشه، رویاهاش به واقعیت میپیوندن. اما مشکل اینه که نمیتونه ازش خارج بشه! با شکل و قیافه برده مذکر فراری به اسم رینو، با کرکتر اصلی رمانش که خودش خلق کرده روبهرو میشه، ادوارد آلن دیهاسِ بلند پرواز. آیا مارینا میتونه بهش کمک کنه تا امپراطور رو سرنگون کنه و از همه این قضایا جون سالم به در ببره؟
مارینا، کسی که توی فانتزیای قرون وسطایی خودش شناوره، کنسول واقعیت مجازیای رو توسعه میده که میتونه جهانهای تخیلی رو زنده کنه. زمانی که به لازناروک، جهانی که رمانش حول اون میگذره، وارد میشه، رویاهاش به واقعیت میپیوندن. اما مشکل اینه که نمیتونه ازش خارج بشه! با شکل و قیافه برده مذکر فراری به اسم رینو، با کرکتر اصلی رمانش که خودش خلق کرده روبهرو میشه، ادوارد آلن دیهاسِ بلند پرواز. آیا مارینا میتونه بهش کمک کنه تا امپراطور رو سرنگون کنه و از همه این قضایا جون سالم به در ببره؟
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟