Nano Machine
در آکادمی ماشین، نانوتکنولوژی با هنرهای رزمی در هم میآمیزد. یئو-اون اگرچه فرزند یکی از شش همسر رسمی کاهن اعظم نیست، اما بهواسطهی خون پدرش همچنان شانس رقابت برای بهدست آوردن مقام کاهن فرعی را دارد.
اکنون در میان رقابتی بیرحمانه با خواهر و برادران ناتنیِ قدرتمندش، این سؤال مطرح میشود: آیا تزریق مرموز یک نانومشین—که از سوی یکی از نوادگان آیندهاش انجام شده—میتواند به یئو-اون کمک کند تا در این نبرد سخت پیروز شود؟
در آکادمی ماشین، نانوتکنولوژی با هنرهای رزمی در هم میآمیزد. یئو-اون اگرچه فرزند یکی از شش همسر رسمی کاهن اعظم نیست، اما بهواسطهی خون پدرش همچنان شانس رقابت برای بهدست آوردن مقام کاهن فرعی را دارد.
اکنون در میان رقابتی بیرحمانه با خواهر و برادران ناتنیِ قدرتمندش، این سؤال مطرح میشود: آیا تزریق مرموز یک نانومشین—که از سوی یکی از نوادگان آیندهاش انجام شده—میتواند به یئو-اون کمک کند تا در این نبرد سخت پیروز شود؟
I Became a Renowed Familys Sword Prodigy
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
بک ووجین، کوچکترین پسر خانواده شمشیربازان مشهوری است که نه استعدادی در شمشیرزنی دارد و نه هاله ای چشمگیر. اگرچه او توسط خانواده خود مورد بی حرمتی قرار گرفت و کشته شد، اما او به عنوان صاحب یک شمشیر جادویی تناسخ یافت. تنها هدف او نابودی خانواده خودش است و....
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
Rise From The Rubble
۱۰ سال پس از برخورد شهاب به زمین، انسانها با هیولاهایی روبرو شدند که قبلا هرگز دیده نشده بودند، زو فان که ضعیف ترین جنگجوی شهابی است و به علت خیانت پدر به فرزند خائن نیز شهرت دارد، با فعال کردن سیستم جنگ سالار در مسیری قدم می گذارد پر از خطر تا حقایق پُشت پرده اتهام پدر را فاش کند، در این راه او باید بر دشمنان متعدد، چه هیولاها و چه انسانها پیروز شود و علاوه بر نجات پدر، او در نقش ناجی دنیا نیز خود را به همه معرفی می کند.
۱۰ سال پس از برخورد شهاب به زمین، انسانها با هیولاهایی روبرو شدند که قبلا هرگز دیده نشده بودند، زو فان که ضعیف ترین جنگجوی شهابی است و به علت خیانت پدر به فرزند خائن نیز شهرت دارد، با فعال کردن سیستم جنگ سالار در مسیری قدم می گذارد پر از خطر تا حقایق پُشت پرده اتهام پدر را فاش کند، در این راه او باید بر دشمنان متعدد، چه هیولاها و چه انسانها پیروز شود و علاوه بر نجات پدر، او در نقش ناجی دنیا نیز خود را به همه معرفی می کند.
Archmage transcending Through regression
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
This Girl is a Little Wild
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
I Tamed My Ex-Husbands Mad Dog
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
بقیهی دانش آموزایی که از هوبین یو، که یه دانش آموز بدرد نخوره، سر ترن همیشه بهش زور میگن و از اونجایی که زندگیش به اندازهی کافی سخت هست، اونم نا دیده میگیرشون. ولی طی یه اتفاق تصادفی زندگیش دگرگون میشه و یه ویدئوی وایرال ازش پخش میشه که البته خودش قصد پخششو نداشته. نتیجهی همهی این اتفاقا این میشه که هوبین معروف میشه و میتونه پول واقعی با اون ویدئو بدست بیاره. ولی هوبین که نمیتونه دوباره همون کارو بکنه، میتونه؟ بعد از این اتفاق هوبین نقشهای میکشه که بتونه بازم ویدئوهایی درست کنه که مردم نگاه کنن و برای این کار، باید یاد بگیره چجوری دعوا کنه!
بقیهی دانش آموزایی که از هوبین یو، که یه دانش آموز بدرد نخوره، سر ترن همیشه بهش زور میگن و از اونجایی که زندگیش به اندازهی کافی سخت هست، اونم نا دیده میگیرشون. ولی طی یه اتفاق تصادفی زندگیش دگرگون میشه و یه ویدئوی وایرال ازش پخش میشه که البته خودش قصد پخششو نداشته. نتیجهی همهی این اتفاقا این میشه که هوبین معروف میشه و میتونه پول واقعی با اون ویدئو بدست بیاره. ولی هوبین که نمیتونه دوباره همون کارو بکنه، میتونه؟ بعد از این اتفاق هوبین نقشهای میکشه که بتونه بازم ویدئوهایی درست کنه که مردم نگاه کنن و برای این کار، باید یاد بگیره چجوری دعوا کنه!
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
Epic of Gilgamesh
مرد بینام، کسی که از ابتدای آفرینش زنده بوده؛ اما حالا بعد از هزاران سال زندگی عاجزانه دنبال راهی برای خلاص شدن از نفرین جاودانگی و پیوستن به عزیزان از دست رفتشه. بالاخره بعد از سال ها خیره شدن به آسمان، مرد بی نام با دختری رو به رو میشه که چیزی رو درون قلبش به حرکت در میاره، چیزی که قرن هاست مرده بود. آیا اون دختر میتونه در طی سفرش با مرد بینام اون رو به آرزوش برسونه…؟
مرد بینام، کسی که از ابتدای آفرینش زنده بوده؛ اما حالا بعد از هزاران سال زندگی عاجزانه دنبال راهی برای خلاص شدن از نفرین جاودانگی و پیوستن به عزیزان از دست رفتشه. بالاخره بعد از سال ها خیره شدن به آسمان، مرد بی نام با دختری رو به رو میشه که چیزی رو درون قلبش به حرکت در میاره، چیزی که قرن هاست مرده بود. آیا اون دختر میتونه در طی سفرش با مرد بینام اون رو به آرزوش برسونه…؟
Murim Login
در جهانی که هیولاها از دروازه ها وارد میشوند و شکارچیانی وجود دارند که ان ها را شکار میکنند، جین تائه کیونگ یک شکارچی سطح پایین یک ماشین VR پیدا میکند و بصورت ناگهان وارد بازی ای میشود که مرتبط با هنرهای رزمی است. بعد از اتفاقاتی که پشت سر میگذارد در نهایت میتواند از ان جهان فرار کند اما تمام توانایی هایی که یاد گرفته است را در دنیای خودش نیز قابل اجراست. به کمک این توانایی ها میتواند باز بعنوان یک شکارچی فعالیت کند اما تصمیم میگیرد دوباره وارد جهان موریم شود تا به دوستان NPC خود کمک کند.
در جهانی که هیولاها از دروازه ها وارد میشوند و شکارچیانی وجود دارند که ان ها را شکار میکنند، جین تائه کیونگ یک شکارچی سطح پایین یک ماشین VR پیدا میکند و بصورت ناگهان وارد بازی ای میشود که مرتبط با هنرهای رزمی است. بعد از اتفاقاتی که پشت سر میگذارد در نهایت میتواند از ان جهان فرار کند اما تمام توانایی هایی که یاد گرفته است را در دنیای خودش نیز قابل اجراست. به کمک این توانایی ها میتواند باز بعنوان یک شکارچی فعالیت کند اما تصمیم میگیرد دوباره وارد جهان موریم شود تا به دوستان NPC خود کمک کند.
The ancient sovereign of eternity
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
Lessa
انو یک شکارچی شیطان هست که دنبال خواهرش می گردد. در مسیرش با شخصی برخورد میکند که همان ساختار دندانی دیمن ها را دارد ولی نور بر روی او تاثیری ندارد.این شخص، لِسا به نظرمیرسد که رانو را میشناسد ولی رانواورا به یاد نمی آورد.بین این دو چه ارتباطی می تواند وجود داشته باشد؟
انو یک شکارچی شیطان هست که دنبال خواهرش می گردد. در مسیرش با شخصی برخورد میکند که همان ساختار دندانی دیمن ها را دارد ولی نور بر روی او تاثیری ندارد.این شخص، لِسا به نظرمیرسد که رانو را میشناسد ولی رانواورا به یاد نمی آورد.بین این دو چه ارتباطی می تواند وجود داشته باشد؟
Trinity Wonder
وقتی بزرگترین رزمیکار دنیای موریم با یک جادوگر نابغه از دنیای فانتزی ملاقات میکند چه اتفاقی میفتد؟
وقتی بزرگترین رزمیکار دنیای موریم با یک جادوگر نابغه از دنیای فانتزی ملاقات میکند چه اتفاقی میفتد؟
Regression Of The Yong Clan Heir
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....