Overgeared
شین یونگوو (معروف به گرید)، مردی بدشانس در زندگی واقعی و بازیکنی ضعیف در بازی واقعیت مجازی محبوبی به نام Satisfy است. او به طور اتفاقی به یک آیتم قدرتمند دست پیدا میکند که عنوان کلاس افسانهای نادری را برایش به ارمغان میآورد: جانشین پگما.
حالا که به یک آهنگر ماهر تبدیل شده، میتواند سلاحهای منحصربهفرد بسازد و قدرتمندترین تجهیزات بازی را به کار بگیرد!
گرید تصمیم میگیرد از تواناییهای جدیدش برای رسیدن به شهرت و ثروت استفاده کند، اما وقتی حضورش در دنیای Satisfy باعث بههمریختگی اوضاع میشود، درمییابد که زندگی بهعنوان یک افسانه ممکن است خیلی بیشتر از چیزی باشد که انتظارش را داشته….
شین یونگوو (معروف به گرید)، مردی بدشانس در زندگی واقعی و بازیکنی ضعیف در بازی واقعیت مجازی محبوبی به نام Satisfy است. او به طور اتفاقی به یک آیتم قدرتمند دست پیدا میکند که عنوان کلاس افسانهای نادری را برایش به ارمغان میآورد: جانشین پگما.
حالا که به یک آهنگر ماهر تبدیل شده، میتواند سلاحهای منحصربهفرد بسازد و قدرتمندترین تجهیزات بازی را به کار بگیرد!
گرید تصمیم میگیرد از تواناییهای جدیدش برای رسیدن به شهرت و ثروت استفاده کند، اما وقتی حضورش در دنیای Satisfy باعث بههمریختگی اوضاع میشود، درمییابد که زندگی بهعنوان یک افسانه ممکن است خیلی بیشتر از چیزی باشد که انتظارش را داشته….
The Beginning After the End
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
The Divine Demons Grand Ascension
سرزمین مقدس راه اهریمنی، ده حزب اهریمنی. زمانی که نیروهایشان را یکی کردند، جهان آنها را کاخ شیاطین نامید. و حال، در سرزمین مقدس همهی شیاطین جهان، یک اهریمن آسمانی بیدار میشود؛ آماده تا دنیای رزمی را ببلعد.
سرزمین مقدس راه اهریمنی، ده حزب اهریمنی. زمانی که نیروهایشان را یکی کردند، جهان آنها را کاخ شیاطین نامید. و حال، در سرزمین مقدس همهی شیاطین جهان، یک اهریمن آسمانی بیدار میشود؛ آماده تا دنیای رزمی را ببلعد.
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
The 31st Piece Turns the Tables
کانگ سول از زمان کودکیش هر شب یه خواب عجیب میدید. توی رویاهاش، اون یه بزرگسال بود که در دنیایی عجیب، ماسک و لباس عجیبی میپوشید و با همبازی هاش یه بازی به اسم جهان ابدیت انجام میداد، تو این بازی اونا تاس مینداختن و شخصیت های مختلفی رو خلق و کنترل میکردن. این رویا تبدیل به پناه و اشتیاقش شده بود تا اینکه بعد از ۱۷ سال ناگهان خودش هم تبدیل به یکی از مهره های بازی شد...
کانگ سول از زمان کودکیش هر شب یه خواب عجیب میدید. توی رویاهاش، اون یه بزرگسال بود که در دنیایی عجیب، ماسک و لباس عجیبی میپوشید و با همبازی هاش یه بازی به اسم جهان ابدیت انجام میداد، تو این بازی اونا تاس مینداختن و شخصیت های مختلفی رو خلق و کنترل میکردن. این رویا تبدیل به پناه و اشتیاقش شده بود تا اینکه بعد از ۱۷ سال ناگهان خودش هم تبدیل به یکی از مهره های بازی شد...
Archmage transcending Through regression
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
Surviving The Game as a Barbarian
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
Latna Saga: Survival of a Sword King
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
Return of the Mad Demon
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
The Legend of the Northern Blade
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
دههها، جنگاوران دلیر «فرقهٔ آسمان شمالی» با «شب خاموش» شیطانی جنگیدند تا جهان را امن نگه دارند. اما وقتی رهبر نسل چهارم به همدستی با دشمن متهم میشود، برای حفاظت از پسرش، مووون، ناچار میشود فرقه را منحل کند و دست به خودکشی بزند.
مووون که دیگر نه خانوادهای دارد و نه یاری، زیر نظارتی شدید زندگیای تلخ و بیروح را میگذراند… تا اینکه حملهای غافلگیرانه از سوی «شب خاموش» فرصتی برای فرار به کوهستان به او میدهد.
در آنجا، این جنگجوی جوان تمرین میکند تا فنون رزمی نیاکانش را به کمال برساند. اما ناپدید شدن مرموز یکی از عزیزانش او را دوباره به سرزمین اصلی بازمیگرداند.
با مووون همراه شوید در سفری برای انتقام مرگ پدرش و نابودی تبهکارانی که میخواهند جهان را در تاریکی فرو ببرند!
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
unOrdinary
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
دنیا کامل نیست. یاد گرفتن کنار آمدن با نقصهای آن، بخش عادیای از زندگی است. اما نقطهای فرا میرسد که این نواقص منجر به یک آگاهی دردناک میشوند… اینکه چیزی باید تغییر کند…
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Kaijuu 8-gou
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.