محبوبترین آثار رنگی
Magic Emperor
The Great Mage Returns After 4000 Years
Pick Me Up
Solo Leveling
The Beginning After the End
Omniscient Reader’s Viewpoint
The Greatest Estate Developer
Who Made Me a Princess
Death is the only ending for a villainess
The Swordmaster’s Son
رنگی (248 اثر)
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
ریموند فرزند نامشروع پادشاه بود. بعد از شرمساری و تحقیر، فرار کرد تا شفادهنده بشه... ولی اونجا هم به خاطر رتبهی زیر F مورد تمسخر قرار گرفت. روزی معجزهای براش اتفاق افتاد. شما به عنوان یک بازیکن بیدار شدید. شغل: جراح (رتبهی SSS) ریموند دانش پزشکیای دریافت کرد که توی این دنیا وجود نداشت. افسانهی بزرگ رِیموند، اولین جراح، حالا شروع میشه!
Can We Become Family
ناویا یک دختر یتیم بود که توسط یک خاندان دوک به فرزندخواندگی گرفته شده بود تا ملکه آینده باشه. اما اون ۸ بار برای این خانواده مرد و دوباره زنده شد و در آخر فهمید موندن با اونها هیچ فایده ای برای اون نداره. پس حالا تو نهمین زندگیش تصمیم گرفته یک سرنوشت دیگه رو پیش بگیره و...
ناویا یک دختر یتیم بود که توسط یک خاندان دوک به فرزندخواندگی گرفته شده بود تا ملکه آینده باشه. اما اون ۸ بار برای این خانواده مرد و دوباره زنده شد و در آخر فهمید موندن با اونها هیچ فایده ای برای اون نداره. پس حالا تو نهمین زندگیش تصمیم گرفته یک سرنوشت دیگه رو پیش بگیره و...
چین چینگ تو اولین روز برگشت از مدرسه جدیدش تصمیم میگیره با یه ترفند ون یو فنگ رو از دست قلدرا نجات بده 'داداشی چرا اینجایی؟' و اون نمیدونست که ون یو فنگ کسیه که به قلدری و دخترباز بودن معروفه و از اون لحظه به بعد، زندگی آروم دبیرستانی شین چینگ برای همیشه از بین رفت..!
چین چینگ تو اولین روز برگشت از مدرسه جدیدش تصمیم میگیره با یه ترفند ون یو فنگ رو از دست قلدرا نجات بده 'داداشی چرا اینجایی؟' و اون نمیدونست که ون یو فنگ کسیه که به قلدری و دخترباز بودن معروفه و از اون لحظه به بعد، زندگی آروم دبیرستانی شین چینگ برای همیشه از بین رفت..!
Attaque
لیسو خانوادهای فقیر دارد اما نداشتن پول یا جایگاه اجتماعی به هیچوجه برای او اهمیتی ندارد. قویترین مبارز مدرسه بودن باعث شده است که حس کند از همه مردم دنیا بالاتر است. اما افسوس که یک تصادف، ارزشمندترین چیز زندگیش را از او میگیرد؛ قدرت مبارزهاش را! او که به شدت در حسرت روزهای پرافتخار گذشته است رو به شمشیرزنی میآورد تا چیزی را که روزی از دست داده است دوباره به دست آورد…
لیسو خانوادهای فقیر دارد اما نداشتن پول یا جایگاه اجتماعی به هیچوجه برای او اهمیتی ندارد. قویترین مبارز مدرسه بودن باعث شده است که حس کند از همه مردم دنیا بالاتر است. اما افسوس که یک تصادف، ارزشمندترین چیز زندگیش را از او میگیرد؛ قدرت مبارزهاش را! او که به شدت در حسرت روزهای پرافتخار گذشته است رو به شمشیرزنی میآورد تا چیزی را که روزی از دست داده است دوباره به دست آورد…
The Siren Becoming the Villains Family
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!
آریا به دوک بزرگ ولنتاین که روح خود را به شیطان فروخته بود، برای محافظت از خودش پیشنهاد ازدواج داد!!!
The Flower With a Sword
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
اون روز، وقتی شمشیر شیطانی منو تسخیر کرد، با دستان خودم کسایی رو که از همه بیشتر دوست داشتم، کشتم. ۱۵ سال با شمشیری نفرین شده گذشت. من که همهی ده شمشیر ساختهی دست بشر به اسم "گیوسا" رو به دست آورده بودم، از شمشیر مقدس یه خواسته داشتم: منو به گذشته بفرست… به زمانی که هنوز هیچکس رو نکشته بودم. زمان برگشت، قبل از اینکه اون فاجعه شروع بشه، ولی شمشیر هنوز توی دستم بود. "دیگه گول نمی خورم." نه به اون شمشیر نحس، نه به سرنوشت، نه به هیچکس دیگه — دیگه هیچکس نمی تونه منو اونجوری به بازی بگیره. "هیچ معجزه ای دوبار اتفاق نمی افته." این بار… خودم دنبال خوشبختی میرم.
Rise From The Rubble
۱۰ سال پس از برخورد شهاب به زمین، انسانها با هیولاهایی روبرو شدند که قبلا هرگز دیده نشده بودند، زو فان که ضعیف ترین جنگجوی شهابی است و به علت خیانت پدر به فرزند خائن نیز شهرت دارد، با فعال کردن سیستم جنگ سالار در مسیری قدم می گذارد پر از خطر تا حقایق پُشت پرده اتهام پدر را فاش کند، در این راه او باید بر دشمنان متعدد، چه هیولاها و چه انسانها پیروز شود و علاوه بر نجات پدر، او در نقش ناجی دنیا نیز خود را به همه معرفی می کند.
۱۰ سال پس از برخورد شهاب به زمین، انسانها با هیولاهایی روبرو شدند که قبلا هرگز دیده نشده بودند، زو فان که ضعیف ترین جنگجوی شهابی است و به علت خیانت پدر به فرزند خائن نیز شهرت دارد، با فعال کردن سیستم جنگ سالار در مسیری قدم می گذارد پر از خطر تا حقایق پُشت پرده اتهام پدر را فاش کند، در این راه او باید بر دشمنان متعدد، چه هیولاها و چه انسانها پیروز شود و علاوه بر نجات پدر، او در نقش ناجی دنیا نیز خود را به همه معرفی می کند.
Path of the shaman
من عاجزانه گیاه جاودانگی را قورت دادم و در کمال تعجب واقعاً زنده شدم! وقتی بالاخره چشمانم را باز کردم، فکر کردم همه این یک رویا است ... من توسط یک سری پیرمرد احاطه شده بودم؟! من پرسیدم که کجا هستم، کوه شامان؟!!!!!!!
من عاجزانه گیاه جاودانگی را قورت دادم و در کمال تعجب واقعاً زنده شدم! وقتی بالاخره چشمانم را باز کردم، فکر کردم همه این یک رویا است ... من توسط یک سری پیرمرد احاطه شده بودم؟! من پرسیدم که کجا هستم، کوه شامان؟!!!!!!!
Duke Pendragon
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده شدن، اون به همراه بدترین گروه سرزمین، گروه "شیطان" برای جنگیدن با شیاطین فرستاده شد. خیلیا میگن این مکان جاییه که هیچکس حتی یک سال هم زنده نمیمونه، ولی ریون به نحوی تونست ده سال زنده بمونه. وقتی که موعد بخشش اون درست جلو چشماش بود، اون در آخرین جنگش، وارث خاندان پندراگون، آلن پندراگون رو ملاقات میکنه.
ریون والت که به عنوان وارث یک خاندان اشرافیِ سطح پایین زاده شده بود، بار گناه به پا کردن یک شورش علیه امپراتوری رو به دوش میکشه. برای بخشیده شدن، اون به همراه بدترین گروه سرزمین، گروه "شیطان" برای جنگیدن با شیاطین فرستاده شد. خیلیا میگن این مکان جاییه که هیچکس حتی یک سال هم زنده نمیمونه، ولی ریون به نحوی تونست ده سال زنده بمونه. وقتی که موعد بخشش اون درست جلو چشماش بود، اون در آخرین جنگش، وارث خاندان پندراگون، آلن پندراگون رو ملاقات میکنه.
Archmage transcending Through regression
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
مایکل والپورگیس، تنها جادوگر دایره نهم در جهان، به دلیل یک قهرمان نفرین شده در نبرد سقوط کرد، موفق می شود آخرین نفر را انتخاب کند. طلسم جادویی با این قابلیت به 20 سال پیش بازگشت. "خوب، من قهرمان می شوم
I Plan To Divorce My Villain Husband, but We Have A Child
من در بدن زنی که با شیطان ازدواج میکنه تناسخ پیدا کردم. محکوم به اینکه تا مرگ توسط شوهرم تعقیب بشم. "من همیشه کنارت میمونم" من تصمیم گرفتم مدتی با این شوهر طفلکم مهربون باشم. ولی یک روز، وقتی که به بزرگسالی رسیدم و تصمیم گرفتم نقشهی طلاقم رو عملی کنم، یه فرشتهی کوچولو در شبی پر از غافلگیری در وجودم ظاهر شد. پس من تصمیم گرفتم قبل از اینکه کسی بفهمه فرار کنم.
من در بدن زنی که با شیطان ازدواج میکنه تناسخ پیدا کردم. محکوم به اینکه تا مرگ توسط شوهرم تعقیب بشم. "من همیشه کنارت میمونم" من تصمیم گرفتم مدتی با این شوهر طفلکم مهربون باشم. ولی یک روز، وقتی که به بزرگسالی رسیدم و تصمیم گرفتم نقشهی طلاقم رو عملی کنم، یه فرشتهی کوچولو در شبی پر از غافلگیری در وجودم ظاهر شد. پس من تصمیم گرفتم قبل از اینکه کسی بفهمه فرار کنم.
This Girl is a Little Wild
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
بعد از اینکه شکست خورد،شاه شیاطین از آخرین قدرت خودش استفاده کرد تا کاپیتان شوالیه های مقدسو توی تله بندازه و این تله بدن یه دختر ضعیفه.هرچند،کاپیتان از اولشم دختر بوده،پس خسته از زندگی سابقش و اینکه دیگه قادر نبود به بدن قبلیش برگرده،تصمیم میگیره که یه زندگی لاکچری رو به جای دختر نجیب زاده ای که تو بدنش گیر افتاده داشته باشه و ... !!
The Tears Of A Jester
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
The Maid and The Vampire
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
The Deathless
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!