محبوبترین آثار وان شات
Just Listen to the Song
Sekai no Owari no Pen-friend
Koe no Katachi
Service Area
وان شات (18 اثر)
Serial Experiments Lain: The Nightmare of Fabrication
«کابوسِ جعل» یک مانگای تمامرنگی و خوشتصویر از یوشیتوشی آبه است. این داستان کوتاه ۱۸ صفحهای در آرتبوک an omnipresence in wired “lain” منتشر شده است.
این اثر در واقع یک داستان ویژه (بونوس) است که ظاهراً ارتباط مستقیمی نه با انیمه دارد و نه با بازی پلیاستیشن. در آن، شخصیتهایی دیده میشوند که در بازی پلیاستیشن حضور داشتند اما در مجموعه تلویزیونی نبودند (مثل روانپزشک)، و همچنین شخصیتهای مهمی از انیمه که در بازی ویدیویی ظاهر نشده بودند (مثل دئوس).
«کابوسِ جعل» یک مانگای تمامرنگی و خوشتصویر از یوشیتوشی آبه است. این داستان کوتاه ۱۸ صفحهای در آرتبوک an omnipresence in wired “lain” منتشر شده است.
این اثر در واقع یک داستان ویژه (بونوس) است که ظاهراً ارتباط مستقیمی نه با انیمه دارد و نه با بازی پلیاستیشن. در آن، شخصیتهایی دیده میشوند که در بازی پلیاستیشن حضور داشتند اما در مجموعه تلویزیونی نبودند (مثل روانپزشک)، و همچنین شخصیتهای مهمی از انیمه که در بازی ویدیویی ظاهر نشده بودند (مثل دئوس).
Service Area
شوهی واکاتسوکی، مردی که در توکیو زندگی و کار میکند، تصمیم میگیرد در شب سال نو، دوستدخترش و پسر او را به خانهٔ قدیمیاش ببرد تا با پدر و مادرش دیدار کنند.
در طول مسیر، خاطرات پدرش—کسی که هرگز رابطهٔ خوبی با او نداشته—کمکم در ذهنش زنده میشود.
وقتی به خانهٔ والدینش میرسند، او و پدرش بیآنکه حرفی بزنند کنار هم مینشینند تا برنامهٔ تلویزیونی سال نو را تماشا کنند؛ و همین سکوت، سرآغاز گفتوگویی میان آنها میشود.
شوهی واکاتسوکی، مردی که در توکیو زندگی و کار میکند، تصمیم میگیرد در شب سال نو، دوستدخترش و پسر او را به خانهٔ قدیمیاش ببرد تا با پدر و مادرش دیدار کنند.
در طول مسیر، خاطرات پدرش—کسی که هرگز رابطهٔ خوبی با او نداشته—کمکم در ذهنش زنده میشود.
وقتی به خانهٔ والدینش میرسند، او و پدرش بیآنکه حرفی بزنند کنار هم مینشینند تا برنامهٔ تلویزیونی سال نو را تماشا کنند؛ و همین سکوت، سرآغاز گفتوگویی میان آنها میشود.
Koe no Katachi
شویا ایشیدا، دانشآموز دبستانی، با انتقال شوکو نیشیمیا به کلاسشان دچار احساس ناخوشایندی میشود؛ دختری آرام و خجالتی که از بدو تولد دچار کمشنوایی است. پس از ورود او، شویا و دوستانش شروع به آزار دادن شوکو میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میسازند. قلدریهای مداوم، مدرسه را برای شوکو به جهنمی زنده بدل میکند؛ جایی که حتی معلمان نیز نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تکاندهنده از قربانی شدن شوکو در برابر قلدری است، اما همزمان روایتی از امید، پشیمانی و رستگاری را نیز به تصویر میکشد.
شویا ایشیدا، دانشآموز دبستانی، با انتقال شوکو نیشیمیا به کلاسشان دچار احساس ناخوشایندی میشود؛ دختری آرام و خجالتی که از بدو تولد دچار کمشنوایی است. پس از ورود او، شویا و دوستانش شروع به آزار دادن شوکو میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میسازند. قلدریهای مداوم، مدرسه را برای شوکو به جهنمی زنده بدل میکند؛ جایی که حتی معلمان نیز نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تکاندهنده از قربانی شدن شوکو در برابر قلدری است، اما همزمان روایتی از امید، پشیمانی و رستگاری را نیز به تصویر میکشد.
Sekai no Owari no Pen-friend
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
Gokurakugai
داستان در محلهای به نام گوکوراکوگای میگذرد؛ منطقهای شلوغ و پرآشوب که در ظاهر عادی به نظر میرسد، اما در پسِ آن اتفاقات تاریک و خطرناکی جریان دارد. دو شخصیت اصلی داستان با انجام کارهای مختلف برای مردم این محله روزگار میگذرانند، اما فعالیت واقعی آنها مقابله با موجودات و تهدیدهایی است که انسانهای عادی از وجودشان بیخبرند.
وانشات Gokurakugai با فضایی تیره، خشن و رازآلود، ترکیبی از اکشن، ماوراءالطبیعه و درام را ارائه میدهد و تصویری از مرز باریک میان زندگی روزمره و دنیای هیولاها را به نمایش میگذارد؛ داستانی که هم زمینهی جهان اثر را معرفی میکند و هم پایههای روایت اصلی مانگا را میسازد.
داستان در محلهای به نام گوکوراکوگای میگذرد؛ منطقهای شلوغ و پرآشوب که در ظاهر عادی به نظر میرسد، اما در پسِ آن اتفاقات تاریک و خطرناکی جریان دارد. دو شخصیت اصلی داستان با انجام کارهای مختلف برای مردم این محله روزگار میگذرانند، اما فعالیت واقعی آنها مقابله با موجودات و تهدیدهایی است که انسانهای عادی از وجودشان بیخبرند.
وانشات Gokurakugai با فضایی تیره، خشن و رازآلود، ترکیبی از اکشن، ماوراءالطبیعه و درام را ارائه میدهد و تصویری از مرز باریک میان زندگی روزمره و دنیای هیولاها را به نمایش میگذارد؛ داستانی که هم زمینهی جهان اثر را معرفی میکند و هم پایههای روایت اصلی مانگا را میسازد.
Just Listen to the Song
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
Kintoki: Kinmezoku no Toki
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
It Shows Right Away in Nijime-san’s Eyes
داستان دربارهی دختری به نام نیجیمه است که یک ویژگی خاص دارد: او میتواند با نگاه کردن به چشمان دیگران، فوراً احساساتشان را بخواند. این توانایی باعث میشود در موقعیتهای اجتماعی یا عاشقانه، خیلی زود متوجه احساسات اطرافیانش شود.
داستان دربارهی دختری به نام نیجیمه است که یک ویژگی خاص دارد: او میتواند با نگاه کردن به چشمان دیگران، فوراً احساساتشان را بخواند. این توانایی باعث میشود در موقعیتهای اجتماعی یا عاشقانه، خیلی زود متوجه احساسات اطرافیانش شود.
Dead Heads
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
اولین شمارهٔ یک مجموعهٔ لغوشده که بهصورت تصاویر کوچک در Blame و آثار مشابه گردآوری شده است.
The End of Astro Boy
داستان ۵٠ سال بعد در دنیای آسترو بوی اتفاق میوفتد، آسترو جان خود را در راه نجات انسانها فدا کرده و دیگر فعال نیست و دنیا حسابی تغییر کرده، اما داستان ما روی پسری بنام "تاکئو تتسوکاوا" تمرکز داره که باید وقایع بسیار تاریکی رو از سر بگذرونه و با واقعیتهایی دردناک روبهرو بشه.
داستان ۵٠ سال بعد در دنیای آسترو بوی اتفاق میوفتد، آسترو جان خود را در راه نجات انسانها فدا کرده و دیگر فعال نیست و دنیا حسابی تغییر کرده، اما داستان ما روی پسری بنام "تاکئو تتسوکاوا" تمرکز داره که باید وقایع بسیار تاریکی رو از سر بگذرونه و با واقعیتهایی دردناک روبهرو بشه.
I Killed Adolf Hitler
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
Joker’s Asylum: Penguin
در این کمیک جوکر داستان های شرمآوری از دشمنان بتمن تعریف میکند که به خوانندگان نگاهی درونی به زندگی و ریشههای روانی آنان میاندازد، ما در این داستان با پنگوئن یا همان آزوالد کاپلبات نوجوان و گذشتهاش آشنا میشویم
در این کمیک جوکر داستان های شرمآوری از دشمنان بتمن تعریف میکند که به خوانندگان نگاهی درونی به زندگی و ریشههای روانی آنان میاندازد، ما در این داستان با پنگوئن یا همان آزوالد کاپلبات نوجوان و گذشتهاش آشنا میشویم
این داستان پنج قرن پیش از دوران «وان پیس» روایت میشود. ریوما، یک سامورایی سرگردان و افسانهای، وارد شهری میشود که تحت تهدید یک اژدهای عظیمالجثه قرار دارد و بیهراس تصمیم میگیرد برای نجات اهالی با این موجود به نبرد برخیزد، بیآنکه سرنوشت این رویارویی را بداند.
این داستان پنج قرن پیش از دوران «وان پیس» روایت میشود. ریوما، یک سامورایی سرگردان و افسانهای، وارد شهری میشود که تحت تهدید یک اژدهای عظیمالجثه قرار دارد و بیهراس تصمیم میگیرد برای نجات اهالی با این موجود به نبرد برخیزد، بیآنکه سرنوشت این رویارویی را بداند.
Monster of Earth
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
Ao no Hako one-shot
تایکی اینوماتا دانشآموزی ورزشدوست و پرشور است که هر روز با اشتیاق تلاش میکند اولین نفری باشد که به سالن ورزشی مدرسه، معروف به «جعبهی آبی»، میرسد. اما لبخند صبحگاهیاش خیلی زود محو میشود؛ چرا که بارها و بارها رقابت را به رهبر تیم بسکتبال دختران، چیناتسو کانو، میبازد. با وجود این، تایکی در دلش به این دختر ارشد علاقه دارد و تنها دیدن او دوباره روحیهاش را شعلهور میسازد.
با ارادهای محکم، تایکی تصمیم میگیرد به زودی عشقش را به چیناتسو ابراز کند. اما اعتراف به عشق کار آسانی نیست—بهویژه وقتی ممکن است چیناتسو خواستگارهای دیگری داشته باشد و تایکی برایش کاملاً غریبه باشد. آیا عشق جوانانهی تایکی میتواند درون این جعبهی آبی شکوفا شود؟
تایکی اینوماتا دانشآموزی ورزشدوست و پرشور است که هر روز با اشتیاق تلاش میکند اولین نفری باشد که به سالن ورزشی مدرسه، معروف به «جعبهی آبی»، میرسد. اما لبخند صبحگاهیاش خیلی زود محو میشود؛ چرا که بارها و بارها رقابت را به رهبر تیم بسکتبال دختران، چیناتسو کانو، میبازد. با وجود این، تایکی در دلش به این دختر ارشد علاقه دارد و تنها دیدن او دوباره روحیهاش را شعلهور میسازد.
با ارادهای محکم، تایکی تصمیم میگیرد به زودی عشقش را به چیناتسو ابراز کند. اما اعتراف به عشق کار آسانی نیست—بهویژه وقتی ممکن است چیناتسو خواستگارهای دیگری داشته باشد و تایکی برایش کاملاً غریبه باشد. آیا عشق جوانانهی تایکی میتواند درون این جعبهی آبی شکوفا شود؟