محبوبترین آثار کمدی
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
SPY×FAMILY
The Greatest Estate Developer
The ancient sovereign of eternity
Tales of Demons and Gods
Kimetsu no Yaiba
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
Black Haze
کمدی (73 اثر)
Shaman King
شمنها افرادی خارقالعادهاند که توانایی برقراری ارتباط با ارواح، اشباح و خدایانی را دارند که برای مردم عادی نامرئی هستند. «مبارزه شمنها»—یک تورنمنت باشکوه که هر پانصد سال یکبار برگزار میشود و شمنهایی از سراسر جهان را در برابر هم قرار میدهد—جایی است که برنده عنوان شاه شمن را به دست میآورد. این عنوان به دارندهاش اجازه میدهد تا با «روح بزرگ» ارتباط برقرار کرده و جهان را آنطور که میخواهد شکل دهد.
شبی، «مانتا اویامادا» دانشآموزی عادی در راه مدرسه دیر میکند و تصمیم میگیرد از قبرستان محلی میانبُر بزند. او پسری تنها را میبیند که روی یک سنگقبر نشسته و از او دعوت میکند با «آنها» به تماشای ستارهها بنشیند. وقتی مانتا متوجه میشود منظور پسر از «آنها»، خودش و دوستان روحیاش است، وحشتزده فرار میکند. بعدها پسر خود را «یو آساکورا»، شمنی در حال آموزش، معرفی میکند و قدرتهایش را نشان میدهد: او با همکاری روح یک سامورایی ششصدساله به نام «آمیدامارو»، مانتا را از دست گروهی اراذل نجات میدهد. یو به خاطر توانایی مانتا در دیدن ارواح، با او دوست میشود و به همراه آمیدامارو، راهی میشوند تا به هدف یو برای تبدیل شدن به شاه شمن بعدی جامه عمل بپوشانند.
شمنها افرادی خارقالعادهاند که توانایی برقراری ارتباط با ارواح، اشباح و خدایانی را دارند که برای مردم عادی نامرئی هستند. «مبارزه شمنها»—یک تورنمنت باشکوه که هر پانصد سال یکبار برگزار میشود و شمنهایی از سراسر جهان را در برابر هم قرار میدهد—جایی است که برنده عنوان شاه شمن را به دست میآورد. این عنوان به دارندهاش اجازه میدهد تا با «روح بزرگ» ارتباط برقرار کرده و جهان را آنطور که میخواهد شکل دهد.
شبی، «مانتا اویامادا» دانشآموزی عادی در راه مدرسه دیر میکند و تصمیم میگیرد از قبرستان محلی میانبُر بزند. او پسری تنها را میبیند که روی یک سنگقبر نشسته و از او دعوت میکند با «آنها» به تماشای ستارهها بنشیند. وقتی مانتا متوجه میشود منظور پسر از «آنها»، خودش و دوستان روحیاش است، وحشتزده فرار میکند. بعدها پسر خود را «یو آساکورا»، شمنی در حال آموزش، معرفی میکند و قدرتهایش را نشان میدهد: او با همکاری روح یک سامورایی ششصدساله به نام «آمیدامارو»، مانتا را از دست گروهی اراذل نجات میدهد. یو به خاطر توانایی مانتا در دیدن ارواح، با او دوست میشود و به همراه آمیدامارو، راهی میشوند تا به هدف یو برای تبدیل شدن به شاه شمن بعدی جامه عمل بپوشانند.
Shaman King Zero
مجموعهای از وانشاتها که شامل داستانهای مختلف شخصیتهای شاه شمن پیش از آغاز مجموعه اصلی است.
مجموعهای از وانشاتها که شامل داستانهای مختلف شخصیتهای شاه شمن پیش از آغاز مجموعه اصلی است.
Trigun
Trigun داستان مردی به نام وش دِ استمپید را دنبال میکند؛ یک تیرانداز افسانهای که در سیارهای بیابانی و خشن به نام گاناسموک زندگی میکند. او به خاطر جایزهی بزرگی که روی سرش گذاشته شده، همیشه در حال فرار از جایزهبگیرها و دردسرهاست. با این حال، برخلاف شهرت ترسناکش، وش قلبی مهربان دارد و همواره تلاش میکند جان دیگران را نجات دهد و از خشونت بیهوده دوری کند.
Trigun داستان مردی به نام وش دِ استمپید را دنبال میکند؛ یک تیرانداز افسانهای که در سیارهای بیابانی و خشن به نام گاناسموک زندگی میکند. او به خاطر جایزهی بزرگی که روی سرش گذاشته شده، همیشه در حال فرار از جایزهبگیرها و دردسرهاست. با این حال، برخلاف شهرت ترسناکش، وش قلبی مهربان دارد و همواره تلاش میکند جان دیگران را نجات دهد و از خشونت بیهوده دوری کند.
Creepy Cat
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
I Killed Adolf Hitler
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
Justice League International
شروع دوباره لیگ عدالت، اما در شکلی جهانی، طنز و خندهدار.
شروع دوباره لیگ عدالت، اما در شکلی جهانی، طنز و خندهدار.
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
درون ساختمانی متروکه در کرهٔ جنوبی، تابوتی سفید آرمیده است؛ از درون آن کادیس اترامـا دی ریزل، «رای»—مردی با زیبایی باورناپذیر، وقار و نجابت—برمیخیزد. رای که در زمانی نامعلوم بیدار شده، باید کسی را بیابد که به او اعتماد دارد: همدم وفادارش، فرانکنشتاین. برای آغازِ تطبیق با جامعهٔ انسانی، رای لباسهای قدیمیاش را به یونیفرم نو و تمیز دبیرستان «یه رَن» بدل میکند؛ و معلوم میشود مدیر همان مدرسه، خدمتکار او، فرانکنشتاین است.
پس از ۸۲۰ سال خواب، رای برای سازگار شدن با دوران کنونی به کمک فرانکنشتاین نیاز دارد؛ بنابراین فرانکنشتاین او را بهعنوان دانشآموزی جدید ثبتنام میکند تا دنیای مدرن را بشناسد و زندگی عادی را تجربه کند. با این حال، نقشههای فرانکنشتاین خیلی زود بههم میریزد؛ نه فقط بهخاطر مشکلات ناشی از جامعهٔ امروز، بلکه به سبب درگیریهای حلنشدهٔ گذشتهٔ پرآشوب او و اربابش. رای که چارهای جز این ندارد، ناگزیر میشود برای حفاظت از عزیزانش از قدرت مرموز خود بهره بگیرد.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
Tonari no Kaibutsu-kun
شیزوکو میزوتانی که به «مورچهٔ درسخوان» معروف است، توجه چندانی به همکلاسیهایش ندارد و در عوض تلاش میکند مانند مادرش در زندگی کاری موفق باشد. اما دنیای او وقتی دگرگون میشود که رشوه میگیرد تا جزوههای درسی را برای هارو یوشیدا، یاغی کلاس که پس از یک دعوای خشونتآمیز از مدرسه اخراج شده بود، بیاورد.
با وجود برخورد خشن و تند او در ابتدا، هارو بهسرعت قانع میشود که میان آنها دوستی شکل گرفته و حتی عشقش را به شیزوکو اعتراف میکند. هر چه زمان بیشتری را با هارو میگذراند، شیزوکو درمییابد که زیر ظاهر خشن او، روحی مهربان و صادق نهفته است.
شیزوکو میزوتانی که به «مورچهٔ درسخوان» معروف است، توجه چندانی به همکلاسیهایش ندارد و در عوض تلاش میکند مانند مادرش در زندگی کاری موفق باشد. اما دنیای او وقتی دگرگون میشود که رشوه میگیرد تا جزوههای درسی را برای هارو یوشیدا، یاغی کلاس که پس از یک دعوای خشونتآمیز از مدرسه اخراج شده بود، بیاورد.
با وجود برخورد خشن و تند او در ابتدا، هارو بهسرعت قانع میشود که میان آنها دوستی شکل گرفته و حتی عشقش را به شیزوکو اعتراف میکند. هر چه زمان بیشتری را با هارو میگذراند، شیزوکو درمییابد که زیر ظاهر خشن او، روحی مهربان و صادق نهفته است.
Monster of Earth
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
Kimetsu no Yaiba
از دیرباز، شایعاتی درباره دیوهای آدمخوار که در جنگلها کمین کردهاند، بر سر زبانها بوده است. به همین دلیل، مردم محلی هرگز شبها از خانه بیرون نمیروند. طبق افسانهها، یک شکارچی دیو نیز شبهنگام پرسه میزند و این دیوهای خونخوار را شکار میکند.
از زمانی که پدر تانجیرو درگذشت، او مسئولیت تأمین معاش مادر و پنج خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. با اینکه زندگیشان سخت و آمیخته با غم است، اما شادی را در کنار هم یافته بودند. با این حال، این گرمای زودگذر در یک روز تلخ از بین میرود؛ وقتی که تانجیرو خانوادهاش را سلاخیشده مییابد و تنها بازمانده، خواهرش نزوکو، به یک دیو تبدیل شده است.
به اندوه او افزوده میشود زمانی که شکارچی دیوی به نام تومیئوکا گیو سر میرسد و قصد کشتن نزوکو را دارد، اما با شگفتی میبیند که نزوکو و تانجیرو شروع به محافظت از یکدیگر میکنند. با مشاهده این اتفاق عجیب و مهارت مبارزهای امیدوارکنندهی تانجیرو، گیو تصمیم میگیرد آنها را به استاد قدیمی خود بفرستد تا آموزش ببینند.
بدین ترتیب، زندگی تانجیرو بهعنوان یک شکارچی دیو آغاز میشود؛ با هدف درمان خواهرش و یافتن کسی که خانوادهاش را قتلعام کرده است.
از دیرباز، شایعاتی درباره دیوهای آدمخوار که در جنگلها کمین کردهاند، بر سر زبانها بوده است. به همین دلیل، مردم محلی هرگز شبها از خانه بیرون نمیروند. طبق افسانهها، یک شکارچی دیو نیز شبهنگام پرسه میزند و این دیوهای خونخوار را شکار میکند.
از زمانی که پدر تانجیرو درگذشت، او مسئولیت تأمین معاش مادر و پنج خواهر و برادرش را بر عهده گرفت. با اینکه زندگیشان سخت و آمیخته با غم است، اما شادی را در کنار هم یافته بودند. با این حال، این گرمای زودگذر در یک روز تلخ از بین میرود؛ وقتی که تانجیرو خانوادهاش را سلاخیشده مییابد و تنها بازمانده، خواهرش نزوکو، به یک دیو تبدیل شده است.
به اندوه او افزوده میشود زمانی که شکارچی دیوی به نام تومیئوکا گیو سر میرسد و قصد کشتن نزوکو را دارد، اما با شگفتی میبیند که نزوکو و تانجیرو شروع به محافظت از یکدیگر میکنند. با مشاهده این اتفاق عجیب و مهارت مبارزهای امیدوارکنندهی تانجیرو، گیو تصمیم میگیرد آنها را به استاد قدیمی خود بفرستد تا آموزش ببینند.
بدین ترتیب، زندگی تانجیرو بهعنوان یک شکارچی دیو آغاز میشود؛ با هدف درمان خواهرش و یافتن کسی که خانوادهاش را قتلعام کرده است.
Yotsuba to!
در حالی که بیشتر مردم دنیا را عادی و پیشپاافتاده میبینند، یوتسوبا کوئیوای پنجساله آن را گنجینهای سرشار از هیاهوی شگفتانگیز و مکانهایی جذاب برای کشف کردن میداند. وقتی او همراه با پدرخواندهاش، یوسوکه، به شهری جدید نقل مکان میکند، این دختر پرانرژی بهطور طبیعی تصمیم میگیرد محلهی اطراف را خودش کشف کند.
پس از چند اتفاق جالب در پارک محلی، خانواده کوئیوای با همسایههای خود، یعنی خانوادهی آیاسه آشنا میشوند. سه دختر خانواده آیاسه—آساگی دانشجوی بازیگوش، فوکا دانشآموز مسئول دبیرستانی، و اِنا دختری مهربان در مقطع ابتدایی—بهتدریج دلشان با یوتسوبا گرم میشود و علیرغم رفتارهای عجیب و غریب او، در ماجراجوییهایش شریک میشوند.
از یاد گرفتن نحوهی تاب بازی کردن گرفته تا تلاش برای متوقف کردن گرم شدن زمین با کولر! یوتسوبا با دیدگاه خاص و شادش به زندگی، اطرافیانش را همزمان شگفتزده و سردرگم میکند. با همراهی یوسوکه، خانواده آیاسه و دوستانی که در مسیرش پیدا میکند، یوتسوبا هر روز ماجراجویی تازهای را آغاز میکند—هر کدام گامی برای لذت بردن از چیزهای سادهی زندگی.
نوشته شده بر اساس بازنویسی MyAnimeList
در حالی که بیشتر مردم دنیا را عادی و پیشپاافتاده میبینند، یوتسوبا کوئیوای پنجساله آن را گنجینهای سرشار از هیاهوی شگفتانگیز و مکانهایی جذاب برای کشف کردن میداند. وقتی او همراه با پدرخواندهاش، یوسوکه، به شهری جدید نقل مکان میکند، این دختر پرانرژی بهطور طبیعی تصمیم میگیرد محلهی اطراف را خودش کشف کند.
پس از چند اتفاق جالب در پارک محلی، خانواده کوئیوای با همسایههای خود، یعنی خانوادهی آیاسه آشنا میشوند. سه دختر خانواده آیاسه—آساگی دانشجوی بازیگوش، فوکا دانشآموز مسئول دبیرستانی، و اِنا دختری مهربان در مقطع ابتدایی—بهتدریج دلشان با یوتسوبا گرم میشود و علیرغم رفتارهای عجیب و غریب او، در ماجراجوییهایش شریک میشوند.
از یاد گرفتن نحوهی تاب بازی کردن گرفته تا تلاش برای متوقف کردن گرم شدن زمین با کولر! یوتسوبا با دیدگاه خاص و شادش به زندگی، اطرافیانش را همزمان شگفتزده و سردرگم میکند. با همراهی یوسوکه، خانواده آیاسه و دوستانی که در مسیرش پیدا میکند، یوتسوبا هر روز ماجراجویی تازهای را آغاز میکند—هر کدام گامی برای لذت بردن از چیزهای سادهی زندگی.
نوشته شده بر اساس بازنویسی MyAnimeList