محبوبترین آثار فانتزی
Magic Emperor
Who Made Me a Princess
The Swordmaster’s Son
Death is the only ending for a villainess
The ancient sovereign of eternity
The Beginning After the End
The Greatest Estate Developer
Jujutsu Kaisen
The Stellar Swordmaster
The Extra’s Academy Survival Guide
فانتزی (226 اثر)
Sousou no Frieren
ماجراجویی تمام شده است ولی زندگی برای یک الف جادوگر ادامه دارد. الفی که تازه دارد معنای زندگی را درک میکند.
الف جادوگر فریرن و ماجراجوهای شجاعی که همراه او هستند به تازگی پادشاه شیاطین را شکست دادهاند و صلح برای سرزمین به ارمغان آوردهاند. با تمام شدن این سختی بزرگ همگی راه خودشان را میروند تا زندگیِ آرام خود را داشته باشند. ولی فریرن، به عنوان یک الف، تقریباً نامیراست و بیشتر از تمام افراد گروهش زنده خواهد ماند. او چگونه با مرگ دوستانش کنار خواهد آمد؟ چگونه در زندگیِ خودش به حس رضایت خواهد رسید؟ چگونه او میتواند درک کند که زندگی برای انسانهای اطرافش چه معنایی دارد؟ فریرن ماجرای خودش را شروع میکند تا پاسخ را پیدا کند.
ماجراجویی تمام شده است ولی زندگی برای یک الف جادوگر ادامه دارد. الفی که تازه دارد معنای زندگی را درک میکند.
الف جادوگر فریرن و ماجراجوهای شجاعی که همراه او هستند به تازگی پادشاه شیاطین را شکست دادهاند و صلح برای سرزمین به ارمغان آوردهاند. با تمام شدن این سختی بزرگ همگی راه خودشان را میروند تا زندگیِ آرام خود را داشته باشند. ولی فریرن، به عنوان یک الف، تقریباً نامیراست و بیشتر از تمام افراد گروهش زنده خواهد ماند. او چگونه با مرگ دوستانش کنار خواهد آمد؟ چگونه در زندگیِ خودش به حس رضایت خواهد رسید؟ چگونه او میتواند درک کند که زندگی برای انسانهای اطرافش چه معنایی دارد؟ فریرن ماجرای خودش را شروع میکند تا پاسخ را پیدا کند.
Doctor Elise: The Royal Lady with the Lamp
دکتر سونگ جیهیون در میان جراحان کرهای به عنوان یک نابغه شناخته میشود؛ پزشکی بینظیر که میتواند جان بیماران را در هر شرایطی نجات دهد. اما در زندگی قبلیاش، او الیز دو کلورانس بود — همسر گستاخ و مغرور امپراتور — که حسادت و طمعش باعث شد عزیزانش را از دست بدهد و سرانجام خودش نیز جان ببازد.
به همین دلیل، او سوگند خورد که این بار به جای نابود کردن زندگیها، نجاتبخش باشد. پس از یک سانحهی مرگبار هوایی، الیز بار دیگر خود را در همان بدن سابقش مییابد. اینبار اما با دانشی از پزشکی مدرن و فرصتی تازه برای جبران اشتباهات گذشته، مصمم است به عنوان یک پزشک، به امپراتوری خدمت کند.
اما آیا الیز میتواند از نامزدیاش با شاهزاده لیندن دو رومانوف، مردی که روزی چنان عاشقش بود که به نابودی خودش انجامید، دوری کند؟
دکتر سونگ جیهیون در میان جراحان کرهای به عنوان یک نابغه شناخته میشود؛ پزشکی بینظیر که میتواند جان بیماران را در هر شرایطی نجات دهد. اما در زندگی قبلیاش، او الیز دو کلورانس بود — همسر گستاخ و مغرور امپراتور — که حسادت و طمعش باعث شد عزیزانش را از دست بدهد و سرانجام خودش نیز جان ببازد.
به همین دلیل، او سوگند خورد که این بار به جای نابود کردن زندگیها، نجاتبخش باشد. پس از یک سانحهی مرگبار هوایی، الیز بار دیگر خود را در همان بدن سابقش مییابد. اینبار اما با دانشی از پزشکی مدرن و فرصتی تازه برای جبران اشتباهات گذشته، مصمم است به عنوان یک پزشک، به امپراتوری خدمت کند.
اما آیا الیز میتواند از نامزدیاش با شاهزاده لیندن دو رومانوف، مردی که روزی چنان عاشقش بود که به نابودی خودش انجامید، دوری کند؟
Burn the Witch
این داستان در ریورس لندن (Reverse London) جریان دارد؛ دنیای پنهانی در زیر لندن.
«نینی اسپانگکول» رهبر گروه دخترانهی محبوب Cecile Die Twice است، اما جاهطلبیهای او فراتر از یک حرفهی موسیقی موفق است. او به همراه شریکش «نوئل (نیها) نیهاشی» بهعنوان جادوگران در سازمانی به نام Wing Bind فعالیت میکنند—تشکیلاتی که وظیفهی مدیریت و کنترل اژدهاها را بر عهده دارد.
این موجودات قدرتمند در گذشته مسئول بیش از نیمی از تلفات شهر بودند، پیش از آنکه «ریورس لندن» از «فرانت لندن» جدا شود. چون بیشتر مردم فرانت لندن قادر به دیدن اژدهاها نیستند، وجودشان به افسانه تبدیل شده است. اما مردم ریورس لندن در خط مقدم نبرد با آنها قرار دارند. به همین دلیل Wing Bind تأسیس شد و هرگونه تماس افراد بدون مجوز با اژدهاها ممنوع گردید.
ماجرا زمانی برای نینی و نوئل پیچیده میشود که مسئول مراقبت از «بالگو یُوِین پارکس» و سگش «اوسوشی-چان» میشوند. بالگو دائماً دردسر درست میکند و دخترها را ناچار میسازد پیامدها را جمع کنند. اوضاع وقتی بدتر میشود که «میسی بالجور»، همگروهی سابق نینی، در ریورس لندن ظاهر میشود—آن هم با یک اژدها در کنارش.
این داستان در ریورس لندن (Reverse London) جریان دارد؛ دنیای پنهانی در زیر لندن.
«نینی اسپانگکول» رهبر گروه دخترانهی محبوب Cecile Die Twice است، اما جاهطلبیهای او فراتر از یک حرفهی موسیقی موفق است. او به همراه شریکش «نوئل (نیها) نیهاشی» بهعنوان جادوگران در سازمانی به نام Wing Bind فعالیت میکنند—تشکیلاتی که وظیفهی مدیریت و کنترل اژدهاها را بر عهده دارد.
این موجودات قدرتمند در گذشته مسئول بیش از نیمی از تلفات شهر بودند، پیش از آنکه «ریورس لندن» از «فرانت لندن» جدا شود. چون بیشتر مردم فرانت لندن قادر به دیدن اژدهاها نیستند، وجودشان به افسانه تبدیل شده است. اما مردم ریورس لندن در خط مقدم نبرد با آنها قرار دارند. به همین دلیل Wing Bind تأسیس شد و هرگونه تماس افراد بدون مجوز با اژدهاها ممنوع گردید.
ماجرا زمانی برای نینی و نوئل پیچیده میشود که مسئول مراقبت از «بالگو یُوِین پارکس» و سگش «اوسوشی-چان» میشوند. بالگو دائماً دردسر درست میکند و دخترها را ناچار میسازد پیامدها را جمع کنند. اوضاع وقتی بدتر میشود که «میسی بالجور»، همگروهی سابق نینی، در ریورس لندن ظاهر میشود—آن هم با یک اژدها در کنارش.
Tsuno no Gakuen
مانگای فانتزی مدرسهای دربارهی پسرانی با شاخ است که توانایی کنترل جادو دارند. «اِرو» که تازه در یک مدرسهی جادو ثبتنام کرده، از این موضوع رنج میبرد که شاخهایش از بقیه کوچکتر است. اما اوضاع زمانی تغییر میکند که با «ریهیتو»، دانشآموز ممتاز مدرسه، روبهرو میشود.
مانگای فانتزی مدرسهای دربارهی پسرانی با شاخ است که توانایی کنترل جادو دارند. «اِرو» که تازه در یک مدرسهی جادو ثبتنام کرده، از این موضوع رنج میبرد که شاخهایش از بقیه کوچکتر است. اما اوضاع زمانی تغییر میکند که با «ریهیتو»، دانشآموز ممتاز مدرسه، روبهرو میشود.
Who Made Me a Princess
در رمان شاهزادهخانم دوستداشتنی، شخصیت فرعی «آتاناسیا د آلجر اوبلیا» بیچارهترینِ همه است. مادرش هنگام زایمان درگذشت و پدرش، امپراتور «کلود»، هرگز حتی ذرهای محبت به دخترش نشان نداد. او که همیشه در حسرت اندکی عشق والدین بود، در نهایت برای جرمی بیاساس مقصر شناخته شد و به دستور همان پدر محبوبش اعدام گردید.
وقتی زنی از کرهی امروزی با خوردن قرص خواب به خواب میرود، بعدتر در بدن نوزاد آتاناسیا بیدار میشود. با دانستن سرنوشت ناخوشایندی که در انتظارش است، تصمیم میگیرد از چشم پدر مستبدش دور بماند تا هرگز خشم او را برنینگیزد. اما سرنوشت اینگونه مهربان نیست و او تنها در پنجسالگی با پدرش روبهرو میشود. با بر باد رفتن نقشهی اولیه، این بار تصمیم میگیرد چنان محبوب دل پدر شود که حتی به ذهنش خطور نکند به او آسیبی برساند.
با این حال، در حالی که هرکس به دنبال اهداف خود است، نقشهی او به آشوب کشیده میشود—«ژانت مارگاریتا»، خواهر تنی آتاناسیا، در آرزوی خانواده است؛ اشراف بلندمرتبه برای قدرت رقابت میکنند؛ و سایهای از گذشتهی کلود تهدید به نابودی همهچیز میکند.
در رمان شاهزادهخانم دوستداشتنی، شخصیت فرعی «آتاناسیا د آلجر اوبلیا» بیچارهترینِ همه است. مادرش هنگام زایمان درگذشت و پدرش، امپراتور «کلود»، هرگز حتی ذرهای محبت به دخترش نشان نداد. او که همیشه در حسرت اندکی عشق والدین بود، در نهایت برای جرمی بیاساس مقصر شناخته شد و به دستور همان پدر محبوبش اعدام گردید.
وقتی زنی از کرهی امروزی با خوردن قرص خواب به خواب میرود، بعدتر در بدن نوزاد آتاناسیا بیدار میشود. با دانستن سرنوشت ناخوشایندی که در انتظارش است، تصمیم میگیرد از چشم پدر مستبدش دور بماند تا هرگز خشم او را برنینگیزد. اما سرنوشت اینگونه مهربان نیست و او تنها در پنجسالگی با پدرش روبهرو میشود. با بر باد رفتن نقشهی اولیه، این بار تصمیم میگیرد چنان محبوب دل پدر شود که حتی به ذهنش خطور نکند به او آسیبی برساند.
با این حال، در حالی که هرکس به دنبال اهداف خود است، نقشهی او به آشوب کشیده میشود—«ژانت مارگاریتا»، خواهر تنی آتاناسیا، در آرزوی خانواده است؛ اشراف بلندمرتبه برای قدرت رقابت میکنند؛ و سایهای از گذشتهی کلود تهدید به نابودی همهچیز میکند.
Child of the Sheath
این جهانی است که در آن درختی جادویی از پشت یک شمشیرزن میروید، دختری لال توسط مادرش به یک سلاح زنده تبدیل میشود، اژدهای یخی در آسمانها پرسه میزند و به دنبال انتقام است، و موجوداتی با قدرتهای خدایی برای حفظ تعادل طبیعت با هم درگیر میشوند. در میان همهی اینها، «بیرا» پسر یتیمی است که روزهایش را با خوشحالی در جنگلی دورافتاده به ماهیگیری میگذراند. سپس او با «تانیو» آشنا میشود، ژنرال سابقی که در جستجوی دوست دوران کودکیاش است. آن دو با هم سفری را به سرزمینی افسونشده آغاز میکنند که مانند هیچجای دیگری نیست.
این جهانی است که در آن درختی جادویی از پشت یک شمشیرزن میروید، دختری لال توسط مادرش به یک سلاح زنده تبدیل میشود، اژدهای یخی در آسمانها پرسه میزند و به دنبال انتقام است، و موجوداتی با قدرتهای خدایی برای حفظ تعادل طبیعت با هم درگیر میشوند. در میان همهی اینها، «بیرا» پسر یتیمی است که روزهایش را با خوشحالی در جنگلی دورافتاده به ماهیگیری میگذراند. سپس او با «تانیو» آشنا میشود، ژنرال سابقی که در جستجوی دوست دوران کودکیاش است. آن دو با هم سفری را به سرزمینی افسونشده آغاز میکنند که مانند هیچجای دیگری نیست.
داستان در کرهجنوبی معاصر جریان دارد. حدود ۳۰ سال پیش، موجودات ناشناختهای ناگهان ظاهر شدند و به مردم حمله کردند. آنها هر جا که میرفتند ویرانی گستردهای به بار میآوردند. این هیولاها «ترابل» نام گرفتند و جهان را در هرجومرج فرو بردند. همزمان با نخستین ظهور «ترابلها»، تعدادی از انسانها با تواناییهای ماوراءطبیعی به دنیا آمدند یا بعدها آنها را به دست آوردند. این جهشیافتهها که «تریس» نامیده میشوند، تنها کسانی هستند که قادرند با «ترابلها» مبارزه کنند.
با این حال، «تریسها» نیز بهعنوان موجوداتی عجیبوغریب شناخته شده و عموماً توسط جامعه طرد میشوند، زیرا برخی از آنها قدرتهایشان را برای منافع شخصی خود سوءاستفاده کردهاند. خط داستانی حول دو شخصیت اصلی میچرخد: «سا گانگ-کون»، دانشآموز دبیرستانی که بهعنوان یک «تریس» متولد شده اما تلاش میکند تواناییاش را پنهان کند؛ و دیگری «کیم یون-سونگ»، مردی که در اوایل دهه سی زندگیاش قدرتهای «تریس» را به دست آورده است. اندکی پس از این اتفاق، همسر و دخترش برای مقاصد آزمایشی از او گرفته میشوند.
داستان در کرهجنوبی معاصر جریان دارد. حدود ۳۰ سال پیش، موجودات ناشناختهای ناگهان ظاهر شدند و به مردم حمله کردند. آنها هر جا که میرفتند ویرانی گستردهای به بار میآوردند. این هیولاها «ترابل» نام گرفتند و جهان را در هرجومرج فرو بردند. همزمان با نخستین ظهور «ترابلها»، تعدادی از انسانها با تواناییهای ماوراءطبیعی به دنیا آمدند یا بعدها آنها را به دست آوردند. این جهشیافتهها که «تریس» نامیده میشوند، تنها کسانی هستند که قادرند با «ترابلها» مبارزه کنند.
با این حال، «تریسها» نیز بهعنوان موجوداتی عجیبوغریب شناخته شده و عموماً توسط جامعه طرد میشوند، زیرا برخی از آنها قدرتهایشان را برای منافع شخصی خود سوءاستفاده کردهاند. خط داستانی حول دو شخصیت اصلی میچرخد: «سا گانگ-کون»، دانشآموز دبیرستانی که بهعنوان یک «تریس» متولد شده اما تلاش میکند تواناییاش را پنهان کند؛ و دیگری «کیم یون-سونگ»، مردی که در اوایل دهه سی زندگیاش قدرتهای «تریس» را به دست آورده است. اندکی پس از این اتفاق، همسر و دخترش برای مقاصد آزمایشی از او گرفته میشوند.
Ragna Crimson
در جهانی که اژدهاها بر آسمان، دریا و زمین حکم میرانند، کسانی که میخواهند با آنها بجنگند و پیروز شوند، باید از مرزهای قدرت عادی انسان فراتر روند. «راگنا»، شکارچی اژدها، که مصمم است به هر قیمتی پیروز شود، با «کریمسون» مرموز همراه میشود. انگیزههای کریمسون ممکن است نامعلوم باشد، اما هدفشان یکی است: نابود کردن فرمانروایان اژدها.
در جهانی که اژدهاها بر آسمان، دریا و زمین حکم میرانند، کسانی که میخواهند با آنها بجنگند و پیروز شوند، باید از مرزهای قدرت عادی انسان فراتر روند. «راگنا»، شکارچی اژدها، که مصمم است به هر قیمتی پیروز شود، با «کریمسون» مرموز همراه میشود. انگیزههای کریمسون ممکن است نامعلوم باشد، اما هدفشان یکی است: نابود کردن فرمانروایان اژدها.
Mononoke Hime
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
Shingeki no Kyojin: Lost Girls
پیوستن به پلیس نظامی زندگی آرامی را برای آنی لئونهارت در داخل دیوارها فراهم کرده است. با این حال، همهچیز آنطور که به نظر میرسد آرام نیست. در حالی که از گناهان گذشتهاش عذاب میکشد، آنی باید مأموریتی شخصی را به انجام برساند—و شکست در آن گزینهای نیست. هنگام تلاش برای کنار آمدن با فشار فزاینده، هماتاقیاش «هیچ درایس» از او میخواهد لطف قدیمیای را جبران کند و پرونده «کارلی استراتمن»، دختر گمشده رئیس یک شرکت بازرگانی بانفوذ را بررسی کند. با وجود بیمیلی اولیه، آنی درخواست را میپذیرد، زیرا باور دارد این تحقیق میتواند حواسش را از کشمکشهای درونیاش پرت کند. در همین حال، «میکاسا آکرمن» شروع به مرور گذشتهاش میکند و به این میاندیشد که دوران کودکیاش در دنیایی عاری از تایتانها چگونه میتوانست باشد.
پیوستن به پلیس نظامی زندگی آرامی را برای آنی لئونهارت در داخل دیوارها فراهم کرده است. با این حال، همهچیز آنطور که به نظر میرسد آرام نیست. در حالی که از گناهان گذشتهاش عذاب میکشد، آنی باید مأموریتی شخصی را به انجام برساند—و شکست در آن گزینهای نیست. هنگام تلاش برای کنار آمدن با فشار فزاینده، هماتاقیاش «هیچ درایس» از او میخواهد لطف قدیمیای را جبران کند و پرونده «کارلی استراتمن»، دختر گمشده رئیس یک شرکت بازرگانی بانفوذ را بررسی کند. با وجود بیمیلی اولیه، آنی درخواست را میپذیرد، زیرا باور دارد این تحقیق میتواند حواسش را از کشمکشهای درونیاش پرت کند. در همین حال، «میکاسا آکرمن» شروع به مرور گذشتهاش میکند و به این میاندیشد که دوران کودکیاش در دنیایی عاری از تایتانها چگونه میتوانست باشد.
Shingeki no Kyojin: Before the Fall
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
واکا که برای یافتن پاسخ دربارهٔ ناپدیدشدن دوستش بیتاب است، برای یافتن سرنخ به منطقهٔ خطرِ توکیو نفوذ میکند. اما در عوض، توکیناگا را مییابد؛ پژوهشگری از مؤسسهٔ پژوهشهای علمیِ ضدخدا. در حالی که واکا میکوشد تصمیم بگیرد آیا باید به توکیناگا اعتماد کند یا نه، او بهسرعت درمییابد که واکا رازِ خطرناکِ خودش را پنهان کرده—رازی که شاید همان کلیدِ از میان برداشتنِ خدایان، یکبار و برای همیشه باشد.
واکا که برای یافتن پاسخ دربارهٔ ناپدیدشدن دوستش بیتاب است، برای یافتن سرنخ به منطقهٔ خطرِ توکیو نفوذ میکند. اما در عوض، توکیناگا را مییابد؛ پژوهشگری از مؤسسهٔ پژوهشهای علمیِ ضدخدا. در حالی که واکا میکوشد تصمیم بگیرد آیا باید به توکیناگا اعتماد کند یا نه، او بهسرعت درمییابد که واکا رازِ خطرناکِ خودش را پنهان کرده—رازی که شاید همان کلیدِ از میان برداشتنِ خدایان، یکبار و برای همیشه باشد.
InuYasha
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
زندگی عادی کگومه هیگوراشی ناگهان دگرگون میشود وقتی دیوی او را به درون چاهی میکشد و پانصد سال به گذشته میبرد. در این دوران، کگومه خیلی زود دو چیز را میفهمد: دیوها میان انسانها رفتوآمد میکنند و او ناآگاهانه شیئی خطرناک را از دنیای خودش آورده—گوی کوچکی به اندازهٔ تیله، مشهور به «گوهر شیکون» (گوهر چهار روح). این گوی نامعمول به هر دیوی که آن را در اختیار داشته باشد قدرتی عظیم میبخشد، و کگومه برای هر کسی که قصد سرقتش را داشته باشد هدفی آسان است. هنگام نبرد با دیوی، تلاشی شتابزده برای دور کردنش باعث میشود کگومه ناخواسته گوهر را خرد کند و بیشمار تکه از آن در سراسر ژاپن فئودالی پراکنده شود. او خیلی زود پیامدهای سنگین کارش را درمییابد، وقتی باید با نیمهدیو، اینویاشا، همراه شود تا پیش از آنکه تکهها به دست افراد نادرست بیفتد، همهٔ آنها را جمعآوری کنند.
A Certain Scientific Accelerator
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
A Certain Scientific Accelerator: Dark Matter
در شهر آکادمی، جایی که علم و تکنولوژی پیشرفتهترین سطح را دارد، کاکینه تیتوکو به عنوان دومین ایسپیر سطح ۵ با قدرتی عظیم شناخته میشود. او با دختری به نام یوزوریها رینگو روبهرو میشود که به عنوان بخشی از پروژه تاریک "Dark May Project" تحت آزمایش قرار گرفته است. هدف تیتوکو از این ملاقات، دستیابی به دادههایی درباره الگوهای فکری ایسپیر شماره یک، اکسلرِیتِر، است. در این مسیر، او با گروههای تاریک شهر آکادمی مانند DA، کورو یورو اومیدوری و خانواده کیهارا مواجه میشود که نیز به دنبال قدرت رینگو هستند.
در شهر آکادمی، جایی که علم و تکنولوژی پیشرفتهترین سطح را دارد، کاکینه تیتوکو به عنوان دومین ایسپیر سطح ۵ با قدرتی عظیم شناخته میشود. او با دختری به نام یوزوریها رینگو روبهرو میشود که به عنوان بخشی از پروژه تاریک "Dark May Project" تحت آزمایش قرار گرفته است. هدف تیتوکو از این ملاقات، دستیابی به دادههایی درباره الگوهای فکری ایسپیر شماره یک، اکسلرِیتِر، است. در این مسیر، او با گروههای تاریک شهر آکادمی مانند DA، کورو یورو اومیدوری و خانواده کیهارا مواجه میشود که نیز به دنبال قدرت رینگو هستند.