محبوبترین آثار شوونن
Blue Lock
Magic Emperor
Solo Leveling
Ao no Hako
Jibaku Shounen Hanako-kun
Tokyo Revengers
Boruto: Two Blue Vortex
Owari no Seraph
Chronicles of the Demon faction
Pick Me Up
شوونن (115 اثر)
Sekai no Owari no Pen-friend
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
Sayonara Eri
یووتا ایتو که مادرش از یک بیماری لاعلاج رنج میبرد، بنا به خواستهی او لحظات پایانی زندگیاش را فیلمبرداری میکند. از لبخند درخشانش در کنار خانواده گرفته تا زمانی که بیماری بدنش را در بیمارستان از پا میاندازد، یووتا ساعتها و ساعتها فیلم ضبط میکند. پس از مرگ مادرش، او این تصاویر را کنار هم میچیند و فیلمی از زندگی او میسازد تا در مدرسه به نمایش بگذارد؛ فیلمی که تصمیم میگیرد پایانش را با کمی خیالپردازی همراه کند. نام این اثر Dead Explosion Mother است و پایانش با یک انفجار واقعی رقم میخورد!
اما نمایش این فیلم، بهدلیل نگاه بهزعم دیگران نامناسب و بیاحساسش به مرگ مادر، واکنشهای تندی به دنبال دارد. یووتا که زیر بار این انتقادها خرد شده، به پشتبام بیمارستان میرود تا به زندگیاش پایان دهد؛ اما درست همانجا با دختری به نام اِری روبهرو میشود. اِری که شیفتهی فیلم او شده، از یووتا میخواهد فیلم تازهای بسازد؛ فیلمی که از اثر قبلیاش هم فراتر برود و ثابت کند منتقدان اشتباه میکردهاند.
فیلمی که آنها تصمیم میگیرند با هم بسازند، مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند. و البته، اگر قرار باشد اثری از یووتا باشد، حتماً باید امضای شخصی او را داشته باشد—چاشنی کوچکی از خیالپردازی.
یووتا ایتو که مادرش از یک بیماری لاعلاج رنج میبرد، بنا به خواستهی او لحظات پایانی زندگیاش را فیلمبرداری میکند. از لبخند درخشانش در کنار خانواده گرفته تا زمانی که بیماری بدنش را در بیمارستان از پا میاندازد، یووتا ساعتها و ساعتها فیلم ضبط میکند. پس از مرگ مادرش، او این تصاویر را کنار هم میچیند و فیلمی از زندگی او میسازد تا در مدرسه به نمایش بگذارد؛ فیلمی که تصمیم میگیرد پایانش را با کمی خیالپردازی همراه کند. نام این اثر Dead Explosion Mother است و پایانش با یک انفجار واقعی رقم میخورد!
اما نمایش این فیلم، بهدلیل نگاه بهزعم دیگران نامناسب و بیاحساسش به مرگ مادر، واکنشهای تندی به دنبال دارد. یووتا که زیر بار این انتقادها خرد شده، به پشتبام بیمارستان میرود تا به زندگیاش پایان دهد؛ اما درست همانجا با دختری به نام اِری روبهرو میشود. اِری که شیفتهی فیلم او شده، از یووتا میخواهد فیلم تازهای بسازد؛ فیلمی که از اثر قبلیاش هم فراتر برود و ثابت کند منتقدان اشتباه میکردهاند.
فیلمی که آنها تصمیم میگیرند با هم بسازند، مرز میان واقعیت و خیال را محو میکند. و البته، اگر قرار باشد اثری از یووتا باشد، حتماً باید امضای شخصی او را داشته باشد—چاشنی کوچکی از خیالپردازی.
Just Listen to the Song
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
Death Note Tanpenshuu
مجموعهای از داستانهای کوتاه مرتبط با Death Note:
C Kira-hen (سی-کیرا)
a Kira-hen (اِی-کیرا)
Death Note ni Rakugaki 4-koma
(کمیکهای چهارقابی دث نوت)L: Day One
L: The Wammy’s House
Kagami Tarou-hen (داستان تارو کاگامی)
مجموعهای از داستانهای کوتاه مرتبط با Death Note:
C Kira-hen (سی-کیرا)
a Kira-hen (اِی-کیرا)
Death Note ni Rakugaki 4-koma
(کمیکهای چهارقابی دث نوت)L: Day One
L: The Wammy’s House
Kagami Tarou-hen (داستان تارو کاگامی)
Death Note
ریوگ، یکی از خدایان مرگ، از سر تفریح دفترچهی مرگ خود را به دنیای انسانها میاندازد. در ژاپن، لایت یاگامی، دانشآموز دبیرستانی نابغه، بهطور اتفاقی آن را پیدا میکند. درون دفترچه پیامی هولناک نوشته شده است: هرکس نامش در آن نوشته شود، خواهد مرد. لایت ابتدا این نوشته را پوچ و بیمعنی میداند، اما وقتی برای امتحان نام یک جنایتکار را در آن مینویسد و او بلافاصله جان میبازد، به قدرت واقعی دفترچه پی میبرد.
با درک توانایی عظیم دفترچهی مرگ، لایت مجموعهای از قتلهای مخفیانه را با نام مستعار «کیرا» آغاز میکند و سوگند میخورد جهان را از انسانهای فاسد پاک کند و جامعهای بینقص بسازد که در آن جنایتی وجود نداشته باشد. اما پلیس خیلی زود متوجه ماجرا میشود و برای پیدا کردن عامل این قتلها از کارآگاه نابغهای به نام اِل (L) کمک میگیرد.
Death Note داستانی هیجانانگیز از رویارویی ذهنی لایت و ال است؛ نبردی نفسگیر از هوش و نبوغ که سرنوشت آیندهی جهان را رقم خواهد زد.
ریوگ، یکی از خدایان مرگ، از سر تفریح دفترچهی مرگ خود را به دنیای انسانها میاندازد. در ژاپن، لایت یاگامی، دانشآموز دبیرستانی نابغه، بهطور اتفاقی آن را پیدا میکند. درون دفترچه پیامی هولناک نوشته شده است: هرکس نامش در آن نوشته شود، خواهد مرد. لایت ابتدا این نوشته را پوچ و بیمعنی میداند، اما وقتی برای امتحان نام یک جنایتکار را در آن مینویسد و او بلافاصله جان میبازد، به قدرت واقعی دفترچه پی میبرد.
با درک توانایی عظیم دفترچهی مرگ، لایت مجموعهای از قتلهای مخفیانه را با نام مستعار «کیرا» آغاز میکند و سوگند میخورد جهان را از انسانهای فاسد پاک کند و جامعهای بینقص بسازد که در آن جنایتی وجود نداشته باشد. اما پلیس خیلی زود متوجه ماجرا میشود و برای پیدا کردن عامل این قتلها از کارآگاه نابغهای به نام اِل (L) کمک میگیرد.
Death Note داستانی هیجانانگیز از رویارویی ذهنی لایت و ال است؛ نبردی نفسگیر از هوش و نبوغ که سرنوشت آیندهی جهان را رقم خواهد زد.
Urban Legend Maker
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
قهرمان داستان، یوان شینجی، وارد دنیایی موازی میشود که مملو از موجودات عجیب و ماورایی است؛ موجوداتی که انسانهای عادی هیچ شانسی در برابرشان ندارند. در این جهان خطرناک، او به کتابی مرموز دست پیدا میکند که به او اجازه میدهد افسانههای شهری جدید خلق کند؛ افسانههایی که میتوانند مستقیماً بر واقعیت تأثیر بگذارند.
یوان شینجی با استفاده از این توانایی، تلاش میکند عمر خود را افزایش دهد و در برابر تهدیدات ماورایی ایستادگی کند، در حالی که مرز میان داستان و واقعیت بهتدریج از بین میرود.
D.Gray-man
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
هزاران سال پیش، انسانهایی با قدرتِ الهی وجود داشتند. مأموریت آنها نابودی شروران شومی بود که در تاریکی با نام «آکوما» پنهان شدهاند. این آکوما زیر رهبری «ارل هزاره» تلاش میکنند تکههای «معصومیت» را که تنها سلاحهای توانمند علیه ارل و ارتشش هستند نابود کنند و بازگرداندن «طوفان بزرگ» صد سال پیش را محقق سازند.
برای جلوگیری از این فاجعه، «سازمان سیاه» شکل گرفت؛ گروهی که مأموریتش مبارزه با ارل است. آنها «اکسورسیتها» را—کسانی که توانایی حمل معصومیت را دارند—فرامیخوانند تا در نبرد با آکوما شرکت کنند.
در اواخر قرن نوزدهم، «آلن واکر»—پسر سفیدی که معصومیت به شکل تمامِ بازوی چپش و چشم نفرینشدهای که قادر به دیدن آکوماست در اختیار اوست—به سازمان سیاه میپیوندد. آنجا آلن با همراهان مختلف این سازمان آشنا میشود: یوو کاندا، خشمگین و جدی؛ لنا لی، مهربان و دلسوز؛ و لاوی، شاد و مرموز. با وجود تفاوتهای شخصیتیشان، همه هدفشان یکی است: رهایی ارواح آکوما و ممانعت از نابودی دنیا به دست ارل.
Boku no Hero Academia
روزی پسربچهای چهار ساله ناگهان به حقیقتی تلخ پی برد: دنیا عادلانه نیست. هشتاد درصد جمعیت جهان تواناییهای ویژهای به نام «کویرک» دارند؛ قدرتهایی که به بسیاری اجازه داده رؤیای کودکیشان برای تبدیل شدن به اَبَرقهرمان را به واقعیت برسانند. اما ایزوکو میدوریا یکی از معدود کسانی بود که بدون کویرک به دنیا آمد و به همین دلیل مورد تبعیض قرار گرفت.
با این حال، او حاضر نیست از رؤیای قهرمان شدنش دست بکشد؛ مصمم است محال را ممکن کند و چشم به آکادمی نخبهپرور قهرمانان، دبیرستان یو.اِی، دوخته است. اما پس از یک ملاقات اتفاقی با قهرمان شماره یک جهان و الگوی زندگیاش، آل مایت، همه چیز تغییر میکند.
وقتی ایزوکو میفهمد رؤیایش بنبست نیست، دورهای از تمرینات ویژه را آغاز میکند و سختتر از همیشه تلاش میکند. سرانجام این تلاشها باعث میشود که قدرت آل مایت را به ارث ببرد و با تواناییهای تازهاش وارد مدرسهٔ مورد نظرش شود و سفر طاقتفرسای خود را برای تبدیل شدن به وارث بهترین قهرمان دنیا آغاز کند.
روزی پسربچهای چهار ساله ناگهان به حقیقتی تلخ پی برد: دنیا عادلانه نیست. هشتاد درصد جمعیت جهان تواناییهای ویژهای به نام «کویرک» دارند؛ قدرتهایی که به بسیاری اجازه داده رؤیای کودکیشان برای تبدیل شدن به اَبَرقهرمان را به واقعیت برسانند. اما ایزوکو میدوریا یکی از معدود کسانی بود که بدون کویرک به دنیا آمد و به همین دلیل مورد تبعیض قرار گرفت.
با این حال، او حاضر نیست از رؤیای قهرمان شدنش دست بکشد؛ مصمم است محال را ممکن کند و چشم به آکادمی نخبهپرور قهرمانان، دبیرستان یو.اِی، دوخته است. اما پس از یک ملاقات اتفاقی با قهرمان شماره یک جهان و الگوی زندگیاش، آل مایت، همه چیز تغییر میکند.
وقتی ایزوکو میفهمد رؤیایش بنبست نیست، دورهای از تمرینات ویژه را آغاز میکند و سختتر از همیشه تلاش میکند. سرانجام این تلاشها باعث میشود که قدرت آل مایت را به ارث ببرد و با تواناییهای تازهاش وارد مدرسهٔ مورد نظرش شود و سفر طاقتفرسای خود را برای تبدیل شدن به وارث بهترین قهرمان دنیا آغاز کند.
Jibaku Shounen Hanako-kun
شایعات ماوراءالطبیعه سراسر دبیرستان کامامه آکادمی را فرا گرفتهاند؛ بهویژه «هفت راز» مدرسه. یکی از این رازها افسانهٔ هاناکو-سان است؛ روح دختری جوان که در دستشویی دخترانه طبقهٔ سوم ساختمان قدیمی مدرسه سکونت دارد و گفته میشود هر آرزویی را که احضارشکنندهاش بخواهد برآورده میکند. ننۀ یاشیرو، دانشآموز سال اول دبیرستان که شدیداً به محبت نیاز دارد، با شجاعت هاناکو-سان را احضار میکند، اما هاناکویی که جلویش ظاهر میشود پسری است!
هاناکو-کون ادعا میکند هیچ شیء جادویی قابلاستفادهای در اختیار ندارد؛ ننه هم با روشهای مختلف سعی میکند توجه معشوقهاش را جلب کند. وقتی ناامیدیاش به اوج میرسد، با خوردن فلس یک پری دریایی دچار مشکل میشود و به ماهی تبدیل میگردد. هاناکو-کون او را نجات میدهد و سرنوشتشان را به هم پیوند میزند؛ در مقابل این کمک، ننه باید دستیار او شود. حال که در دنیای فراطبیعی گرفتار آمده است، ننه به زودی درمییابد که رازهای هفتگانهٔ مدرسه بیش از شایعات سطحی هستند.
شایعات ماوراءالطبیعه سراسر دبیرستان کامامه آکادمی را فرا گرفتهاند؛ بهویژه «هفت راز» مدرسه. یکی از این رازها افسانهٔ هاناکو-سان است؛ روح دختری جوان که در دستشویی دخترانه طبقهٔ سوم ساختمان قدیمی مدرسه سکونت دارد و گفته میشود هر آرزویی را که احضارشکنندهاش بخواهد برآورده میکند. ننۀ یاشیرو، دانشآموز سال اول دبیرستان که شدیداً به محبت نیاز دارد، با شجاعت هاناکو-سان را احضار میکند، اما هاناکویی که جلویش ظاهر میشود پسری است!
هاناکو-کون ادعا میکند هیچ شیء جادویی قابلاستفادهای در اختیار ندارد؛ ننه هم با روشهای مختلف سعی میکند توجه معشوقهاش را جلب کند. وقتی ناامیدیاش به اوج میرسد، با خوردن فلس یک پری دریایی دچار مشکل میشود و به ماهی تبدیل میگردد. هاناکو-کون او را نجات میدهد و سرنوشتشان را به هم پیوند میزند؛ در مقابل این کمک، ننه باید دستیار او شود. حال که در دنیای فراطبیعی گرفتار آمده است، ننه به زودی درمییابد که رازهای هفتگانهٔ مدرسه بیش از شایعات سطحی هستند.
Jujutsu Kaisen: Yuku Natsu to Kaeru Aki
ارواح نفرینشده، درگیری تازهای را با جادوگران جوجوتسو با حملهای غافلگیرانه در دبیرستان «ساتوزاکورا» آغاز کردهاند. اما در حالی که این نبرد حماسی و بیامان شدت میگیرد، قهرمانان «جوجوتسو کایسن» با معماهای دیگری نیز روبهرو هستند...
مثل اینکه چرا «یوچی» و «مگومی» استاد «گوجو» را در یک کافه پیشخدمتها (مِید کافه) میبینند، آیا «نانامی» میتواند راز پشت وبسایتی را کشف کند که ادعا میکند عروسکهایی میفروشد که مردگان را زنده میکنند، و اینکه وقتی پیرمردی نابینا قادر به دیدن «ماهیتو»ی حیلهگر میشود، چه اتفاقی رخ میدهد.
ارواح نفرینشده، درگیری تازهای را با جادوگران جوجوتسو با حملهای غافلگیرانه در دبیرستان «ساتوزاکورا» آغاز کردهاند. اما در حالی که این نبرد حماسی و بیامان شدت میگیرد، قهرمانان «جوجوتسو کایسن» با معماهای دیگری نیز روبهرو هستند...
مثل اینکه چرا «یوچی» و «مگومی» استاد «گوجو» را در یک کافه پیشخدمتها (مِید کافه) میبینند، آیا «نانامی» میتواند راز پشت وبسایتی را کشف کند که ادعا میکند عروسکهایی میفروشد که مردگان را زنده میکنند، و اینکه وقتی پیرمردی نابینا قادر به دیدن «ماهیتو»ی حیلهگر میشود، چه اتفاقی رخ میدهد.
Kintoki: Kinmezoku no Toki
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
روزی روزگاری، قبیلهی «کینمه» قبیلهای خارقالعاده بود که به خاطر قدرت جسمانی شگفتانگیز و چشمان طلاییشان شناخته میشدند. به همین دلیل آنها بهعنوان خدایان جنگ مورد ستایش قرار میگرفتند، اما اکنون این قبیله بهخاطر طول عمر کوتاهشان آرامآرام رو به نابودی است. درست زمانی که تقریباً همه وجودشان را فراموش کرده بودند، پسری مرموز با چشمان طلایی وارد ماجرا میشود...
Burn the Witch
این داستان در ریورس لندن (Reverse London) جریان دارد؛ دنیای پنهانی در زیر لندن.
«نینی اسپانگکول» رهبر گروه دخترانهی محبوب Cecile Die Twice است، اما جاهطلبیهای او فراتر از یک حرفهی موسیقی موفق است. او به همراه شریکش «نوئل (نیها) نیهاشی» بهعنوان جادوگران در سازمانی به نام Wing Bind فعالیت میکنند—تشکیلاتی که وظیفهی مدیریت و کنترل اژدهاها را بر عهده دارد.
این موجودات قدرتمند در گذشته مسئول بیش از نیمی از تلفات شهر بودند، پیش از آنکه «ریورس لندن» از «فرانت لندن» جدا شود. چون بیشتر مردم فرانت لندن قادر به دیدن اژدهاها نیستند، وجودشان به افسانه تبدیل شده است. اما مردم ریورس لندن در خط مقدم نبرد با آنها قرار دارند. به همین دلیل Wing Bind تأسیس شد و هرگونه تماس افراد بدون مجوز با اژدهاها ممنوع گردید.
ماجرا زمانی برای نینی و نوئل پیچیده میشود که مسئول مراقبت از «بالگو یُوِین پارکس» و سگش «اوسوشی-چان» میشوند. بالگو دائماً دردسر درست میکند و دخترها را ناچار میسازد پیامدها را جمع کنند. اوضاع وقتی بدتر میشود که «میسی بالجور»، همگروهی سابق نینی، در ریورس لندن ظاهر میشود—آن هم با یک اژدها در کنارش.
این داستان در ریورس لندن (Reverse London) جریان دارد؛ دنیای پنهانی در زیر لندن.
«نینی اسپانگکول» رهبر گروه دخترانهی محبوب Cecile Die Twice است، اما جاهطلبیهای او فراتر از یک حرفهی موسیقی موفق است. او به همراه شریکش «نوئل (نیها) نیهاشی» بهعنوان جادوگران در سازمانی به نام Wing Bind فعالیت میکنند—تشکیلاتی که وظیفهی مدیریت و کنترل اژدهاها را بر عهده دارد.
این موجودات قدرتمند در گذشته مسئول بیش از نیمی از تلفات شهر بودند، پیش از آنکه «ریورس لندن» از «فرانت لندن» جدا شود. چون بیشتر مردم فرانت لندن قادر به دیدن اژدهاها نیستند، وجودشان به افسانه تبدیل شده است. اما مردم ریورس لندن در خط مقدم نبرد با آنها قرار دارند. به همین دلیل Wing Bind تأسیس شد و هرگونه تماس افراد بدون مجوز با اژدهاها ممنوع گردید.
ماجرا زمانی برای نینی و نوئل پیچیده میشود که مسئول مراقبت از «بالگو یُوِین پارکس» و سگش «اوسوشی-چان» میشوند. بالگو دائماً دردسر درست میکند و دخترها را ناچار میسازد پیامدها را جمع کنند. اوضاع وقتی بدتر میشود که «میسی بالجور»، همگروهی سابق نینی، در ریورس لندن ظاهر میشود—آن هم با یک اژدها در کنارش.
Slam Dunk
هانامیچی ساکوراگی، نوجوان قدبلند و پر سر و صدا با موهای سرخ شعلهای و نیروی جسمانی فراتر از سنش، مشتاق است به رکورد ۵۰ بار شکست در پیدا کردن همدم پایان دهد و بالاخره در اولین سال تحصیلش در دبیرستان شُوهُکو موفق شود دختری را به دست آورد. اما شهرتش به دردسرسازی و خرابکاری پیش از او رسیده و بیشتر دانشآموزان هممدرسهایاش او را مثل یک بیماری واگیردار از خود دور میکنند. در پایان اولین روز مدرسه، او تنها دو فکر قوی در ذهن دارد: «از بسکتبال متنفرم» و «به یک همدم نیاز دارم.»
هاروکو آکاگی، بیاطلاع از سابقه بدرفتاریهای هانامیچی، متوجه قد بلند او میشود و ناخواسته به سراغش میآید و میپرسد که آیا بسکتبال را دوست دارد یا نه. هانامیچی که از اینکه دختری با او صحبت میکند هیجانزده شده، بیاختیار با صدای بلند «بله» میگوید، با وجود اینکه در واقعیت از بسکتبال خوشش نمیآید. در سالن ورزشی، هاروکو از او میپرسد که آیا میتواند دانک بزند یا نه. هانامیچی که کاملاً تازهکار است، توپ را در دست میگیرد و برای پرش آماده میشود... اما بیش از حد میپرد و سرش را محکم به تختهی بسکتبال میکوبد.
هاروکو که از تواناییهای فیزیکی تقریباً غیرانسانی او شگفتزده شده، سریعاً این موضوع را به کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه اطلاع میدهد. همین اتفاق باعث میشود هانامیچی ناخواسته وارد دنیای رقابت و بسکتبال شود؛ دنیایی که در ابتدا تنها به خاطر دختری ناشناس پا به آن گذاشته بود، اما خیلی زود درمییابد بسکتبال چیزی فراتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
هانامیچی ساکوراگی، نوجوان قدبلند و پر سر و صدا با موهای سرخ شعلهای و نیروی جسمانی فراتر از سنش، مشتاق است به رکورد ۵۰ بار شکست در پیدا کردن همدم پایان دهد و بالاخره در اولین سال تحصیلش در دبیرستان شُوهُکو موفق شود دختری را به دست آورد. اما شهرتش به دردسرسازی و خرابکاری پیش از او رسیده و بیشتر دانشآموزان هممدرسهایاش او را مثل یک بیماری واگیردار از خود دور میکنند. در پایان اولین روز مدرسه، او تنها دو فکر قوی در ذهن دارد: «از بسکتبال متنفرم» و «به یک همدم نیاز دارم.»
هاروکو آکاگی، بیاطلاع از سابقه بدرفتاریهای هانامیچی، متوجه قد بلند او میشود و ناخواسته به سراغش میآید و میپرسد که آیا بسکتبال را دوست دارد یا نه. هانامیچی که از اینکه دختری با او صحبت میکند هیجانزده شده، بیاختیار با صدای بلند «بله» میگوید، با وجود اینکه در واقعیت از بسکتبال خوشش نمیآید. در سالن ورزشی، هاروکو از او میپرسد که آیا میتواند دانک بزند یا نه. هانامیچی که کاملاً تازهکار است، توپ را در دست میگیرد و برای پرش آماده میشود... اما بیش از حد میپرد و سرش را محکم به تختهی بسکتبال میکوبد.
هاروکو که از تواناییهای فیزیکی تقریباً غیرانسانی او شگفتزده شده، سریعاً این موضوع را به کاپیتان تیم بسکتبال مدرسه اطلاع میدهد. همین اتفاق باعث میشود هانامیچی ناخواسته وارد دنیای رقابت و بسکتبال شود؛ دنیایی که در ابتدا تنها به خاطر دختری ناشناس پا به آن گذاشته بود، اما خیلی زود درمییابد بسکتبال چیزی فراتر از آن چیزی است که تصور میکرد.
ST&RS
در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۳:۰۲:۴۰ بامداد به وقت UTC، زمین پیامی ساده از فضا دریافت کرد: دیدار در مریخ در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۳۵. با احتمال کشف گونهای میانستارهای در افق، دانشمندان سراسر جهان به رقابتی ناامیدانه برای توسعه پیشرفتهترین فناوری و اعزام انسان به سیاره سرخ پرداختند. در همان روز و دقیقاً همان زمان، نوزاد «ماهو شیرافونه» نخستین کلمهاش را بر زبان آورد—«مریخ».
سالها بعد، همزمان با زمان ثبتنام دبیرستان، ماهو که شیفتهی فضاست، چشم به «آکادمی فضایی» معتبر دوخته است. این مؤسسه تنها حدود یک درصد از متقاضیان را میپذیرد، اما ثبتنام در آن فرصتی است برای ماهو تا رویای رفتن به مریخ در آن تاریخ تعیینشده را محقق کند. همراه با دوست دوران کودکیاش «مگورو هوشیهارا» و همکلاسیاش «واتارو آماچی»، ماهو آزمون دو هفتهای پذیرش آکادمی را آغاز میکند.
در برابر رقابتی سرسخت با برخی از بهترین نامزدهای فضانوردی، شانس ماهو برای رسیدن به قله بسیار ناچیز به نظر میرسد. جالب آنکه «فیفی کالینز»، مدیر آکادمی، گمان میبرد ماهو ممکن است بخش حیاتی از مأموریت ۷ ژوئیه باشد. با این احتمال که سرنوشتش پیشاپیش در ستارگان نوشته شده باشد، ماهو خود را آماده میکند تا در این آزمون سرنوشتساز پایداری کند.
در تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۱۹، ساعت ۳:۰۲:۴۰ بامداد به وقت UTC، زمین پیامی ساده از فضا دریافت کرد: دیدار در مریخ در تاریخ ۷ ژوئیه ۲۰۳۵. با احتمال کشف گونهای میانستارهای در افق، دانشمندان سراسر جهان به رقابتی ناامیدانه برای توسعه پیشرفتهترین فناوری و اعزام انسان به سیاره سرخ پرداختند. در همان روز و دقیقاً همان زمان، نوزاد «ماهو شیرافونه» نخستین کلمهاش را بر زبان آورد—«مریخ».
سالها بعد، همزمان با زمان ثبتنام دبیرستان، ماهو که شیفتهی فضاست، چشم به «آکادمی فضایی» معتبر دوخته است. این مؤسسه تنها حدود یک درصد از متقاضیان را میپذیرد، اما ثبتنام در آن فرصتی است برای ماهو تا رویای رفتن به مریخ در آن تاریخ تعیینشده را محقق کند. همراه با دوست دوران کودکیاش «مگورو هوشیهارا» و همکلاسیاش «واتارو آماچی»، ماهو آزمون دو هفتهای پذیرش آکادمی را آغاز میکند.
در برابر رقابتی سرسخت با برخی از بهترین نامزدهای فضانوردی، شانس ماهو برای رسیدن به قله بسیار ناچیز به نظر میرسد. جالب آنکه «فیفی کالینز»، مدیر آکادمی، گمان میبرد ماهو ممکن است بخش حیاتی از مأموریت ۷ ژوئیه باشد. با این احتمال که سرنوشتش پیشاپیش در ستارگان نوشته شده باشد، ماهو خود را آماده میکند تا در این آزمون سرنوشتساز پایداری کند.