محبوبترین آثار شوونن
Jujutsu Kaisen Modulo
Solo Leveling
Magic Emperor
Blue Lock
Tokyo Revengers
Komi-san wa, Comyushou desu.
Ao no Hako
Haikyuu!!
Jibaku Shounen Hanako-kun
Chainsaw Man
شوونن (58 اثر)
خدای کماهمیت و تقریباً ناشناختهی تحویل، یاتو، که هیچ پیرو و پرستندهای ندارد، مأموریتهای کوچک را فقط با پنج ین قبول میکند تا پول جمع کند و برای خود معبد بخرد. اما علاوه بر ناشناخته بودن، مشکل دیگری هم دارد: شینکی یا شریک سلاحش، از همراهی با خدایی بیسرپناه خسته شده و تصمیم به استعفا گرفته است. یاتو که بدون سلاح مانده، مأموریتهای بیشتری قبول میکند و امیدوار است بهزودی شریک جدیدی پیدا کند. وقتی برای آگهی دادن دربارهی یک گربه گمشده بیرون است، همان گربه را میبیند و دنبالش میدود، درست در مسیر یک خودروی در حال حرکت. هیوری ایکی، دختری که آنجا بوده، میدود تا یاتو را از مسیر خودرو دور کند و خود زخمی میشود. پس از بههوش آمدن در بیمارستان، متوجه میشود که این حادثه روحش را از جسم جدا کرده است. یاتو که میفهمد مقصر این اتفاق او بوده، قول میدهد—البته در قبال پنج ین—هیوری را به وضعیت عادی برگرداند. اما برای این کار نیاز به یک شینکی جدید دارد که آن را در روح سرکش یوکینه پیدا میکند. «نوراگامی» داستان دختری است که بین دو جهان قدم میزند و تلاش خدای آوارهای برای یافتن جایی بهعنوان خانهی خود را روایت میکند.
خدای کماهمیت و تقریباً ناشناختهی تحویل، یاتو، که هیچ پیرو و پرستندهای ندارد، مأموریتهای کوچک را فقط با پنج ین قبول میکند تا پول جمع کند و برای خود معبد بخرد. اما علاوه بر ناشناخته بودن، مشکل دیگری هم دارد: شینکی یا شریک سلاحش، از همراهی با خدایی بیسرپناه خسته شده و تصمیم به استعفا گرفته است. یاتو که بدون سلاح مانده، مأموریتهای بیشتری قبول میکند و امیدوار است بهزودی شریک جدیدی پیدا کند. وقتی برای آگهی دادن دربارهی یک گربه گمشده بیرون است، همان گربه را میبیند و دنبالش میدود، درست در مسیر یک خودروی در حال حرکت. هیوری ایکی، دختری که آنجا بوده، میدود تا یاتو را از مسیر خودرو دور کند و خود زخمی میشود. پس از بههوش آمدن در بیمارستان، متوجه میشود که این حادثه روحش را از جسم جدا کرده است. یاتو که میفهمد مقصر این اتفاق او بوده، قول میدهد—البته در قبال پنج ین—هیوری را به وضعیت عادی برگرداند. اما برای این کار نیاز به یک شینکی جدید دارد که آن را در روح سرکش یوکینه پیدا میکند. «نوراگامی» داستان دختری است که بین دو جهان قدم میزند و تلاش خدای آوارهای برای یافتن جایی بهعنوان خانهی خود را روایت میکند.
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
Kagurabachi
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
گرچه کیوکو هوری در مدرسه بهخاطر خوشمشربی و استعداد تحصیلیاش مورد تحسین قرار میگیرد، جنبهٔ دیگری از زندگیاش را پنهان کرده است. والدینش بهعلت مشغلهٔ کاری اغلب در خانه نیستند، بنابراین هوری باید از برادر کوچکش مراقبت کند و کارهای خانه را انجام دهد و فرصتی برای معاشرت خارج از مدرسه ندارد.
در همین حال، ایزومی مییامورا بهعنوان نوجوانی عبوس، عینکی و اوتاکو شناخته میشود. اما در واقع او فردی مهربان است که در درس خواندن ناتوان است. علاوه بر این، او نه پیرسینگ را پشت موهای بلندش پنهان کرده و یک تاتو روی پشت و شانهٔ چپش دارد.
بهطور کاملاً اتفاقی، هوری و مییامورا بیرون از مدرسه با هم برخورد میکنند―هیچیک آنگونه که دیگری انتظار دارد ظاهر نمیشود. این دو که بهظاهر متضادند، رفتهرفته دوست میشوند و جنبهای از شخصیت خود را که تاکنون به هیچکس نشان نداده بودند با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
گرچه کیوکو هوری در مدرسه بهخاطر خوشمشربی و استعداد تحصیلیاش مورد تحسین قرار میگیرد، جنبهٔ دیگری از زندگیاش را پنهان کرده است. والدینش بهعلت مشغلهٔ کاری اغلب در خانه نیستند، بنابراین هوری باید از برادر کوچکش مراقبت کند و کارهای خانه را انجام دهد و فرصتی برای معاشرت خارج از مدرسه ندارد.
در همین حال، ایزومی مییامورا بهعنوان نوجوانی عبوس، عینکی و اوتاکو شناخته میشود. اما در واقع او فردی مهربان است که در درس خواندن ناتوان است. علاوه بر این، او نه پیرسینگ را پشت موهای بلندش پنهان کرده و یک تاتو روی پشت و شانهٔ چپش دارد.
بهطور کاملاً اتفاقی، هوری و مییامورا بیرون از مدرسه با هم برخورد میکنند―هیچیک آنگونه که دیگری انتظار دارد ظاهر نمیشود. این دو که بهظاهر متضادند، رفتهرفته دوست میشوند و جنبهای از شخصیت خود را که تاکنون به هیچکس نشان نداده بودند با یکدیگر به اشتراک میگذارند.
Haikyuu!!
سوت به صدا درمیآید. توپ بالا میرود. یک دریا (دریبل)، یک ست، یک اسپایک.
والیبال؛ ورزشی که در آن دو تیم روبهرو قرار میگیرند و با یک تور بلند و دیوارمانند از هم جدا شدهاند.
«پیرِ کوچک»، با قد تنها ۱۷۰ سانتیمتر، از پس تور غولآسا و دیوار بلاککنندهها برمیآید. شُویو هیناتا، با چشمانی پر از تحسین، به قامت کلاغمانند او خیره میشود. هیناتا که عزمش را جزم کرده تا همچون پیرِ کوچک به ارتفاعات بپرد، در سال آخر راهنمایی بالاخره تیمی تشکیل میدهد و در اولین تورنمنت والیبالش شرکت میکند. اما تیم او در نخستین دیدار مقابل دبیرستان قدرتمند کیتاگاوا دایییچی، که تحت رهبری نابغه اما سرسخت «پادشاه زمین»، توبیو کاگِیاما، قرار دارد، کاملاً شکست میخورد.
هیناتا برای گرفتن انتقام رسمی در رقابتهای دبیرستانی و پیروی از راه پیرِ کوچک، وارد دبیرستان کاراسونو میشود—اما وقتی در سالن ورزشی را میگشاید، کاگِیاما را بهعنوان همتیمیاش میبیند و نقشههایش نقش بر آب میشود.
اکنون هیناتا باید جایگاه خود را در تیم پیدا کند و در کنار کاگِیامای چالشبرانگیز کار کند تا ضعفهایش را جبران کند و به رؤیای خود—رسیدن به قلهٔ دنیای والیبال دبیرستان—جامهٔ عمل بپوشاند.
سوت به صدا درمیآید. توپ بالا میرود. یک دریا (دریبل)، یک ست، یک اسپایک.
والیبال؛ ورزشی که در آن دو تیم روبهرو قرار میگیرند و با یک تور بلند و دیوارمانند از هم جدا شدهاند.
«پیرِ کوچک»، با قد تنها ۱۷۰ سانتیمتر، از پس تور غولآسا و دیوار بلاککنندهها برمیآید. شُویو هیناتا، با چشمانی پر از تحسین، به قامت کلاغمانند او خیره میشود. هیناتا که عزمش را جزم کرده تا همچون پیرِ کوچک به ارتفاعات بپرد، در سال آخر راهنمایی بالاخره تیمی تشکیل میدهد و در اولین تورنمنت والیبالش شرکت میکند. اما تیم او در نخستین دیدار مقابل دبیرستان قدرتمند کیتاگاوا دایییچی، که تحت رهبری نابغه اما سرسخت «پادشاه زمین»، توبیو کاگِیاما، قرار دارد، کاملاً شکست میخورد.
هیناتا برای گرفتن انتقام رسمی در رقابتهای دبیرستانی و پیروی از راه پیرِ کوچک، وارد دبیرستان کاراسونو میشود—اما وقتی در سالن ورزشی را میگشاید، کاگِیاما را بهعنوان همتیمیاش میبیند و نقشههایش نقش بر آب میشود.
اکنون هیناتا باید جایگاه خود را در تیم پیدا کند و در کنار کاگِیامای چالشبرانگیز کار کند تا ضعفهایش را جبران کند و به رؤیای خود—رسیدن به قلهٔ دنیای والیبال دبیرستان—جامهٔ عمل بپوشاند.
Bungou Stray Dogs: Beast
ریونوسوکه آکوتاگاوا در زاغههای شهر زندگی میکند و با تکیه بر قدرتش، هر کس جرأت کند دست به خواهرش گین یا دوستانش بزند را بهسختی مجازات میکند. اما اوج زندگی او زمانی رقم میخورد که جنایتکاران مسلح به سراغ گروهش میآیند و دوستانش را به قتل میرسانند. در تلاش برای انتقام، آکوتاگاوا خود را در آستانهٔ مرگ مییابد که مرد مرموزی با لباس سیاه او را نجات میدهد و وعده میدهد تا زمانی که آکوتاگاوا توان مقابله مجدد را نیافته، از گین مراقبت کند.
بیش از چهار سال میگذرد، اما نشانی از آن مرد سیاهپوش یا گین به دست نمیآید. با این حال، آکوتاگاوا دست از جستوجو نمیکشد. هنگامی که ساکونوسوکه اودا از وضعیت زندگی او دلجویی میکند و او را به عضویت «آژانس کارآگاهان مسلح» دعوت میکند، فرصتی برای آکوتاگاوا پیش میآید تا سرنخی از محل گین بیابد.
بیآنکه بداند، گین در کنار «اوسامو دازای» رهبر شریر باند بندر مافیا و جانشینش «آتسوشی ناکاجیما»— معروف به «دروگر سفید»— محافظت میشود. برای نجات خواهرش، آکوتاگاوا باید بر ضعفی که سالها او را آزار میداد غلبه کند و همهچیزش را فدا سازد.
ریونوسوکه آکوتاگاوا در زاغههای شهر زندگی میکند و با تکیه بر قدرتش، هر کس جرأت کند دست به خواهرش گین یا دوستانش بزند را بهسختی مجازات میکند. اما اوج زندگی او زمانی رقم میخورد که جنایتکاران مسلح به سراغ گروهش میآیند و دوستانش را به قتل میرسانند. در تلاش برای انتقام، آکوتاگاوا خود را در آستانهٔ مرگ مییابد که مرد مرموزی با لباس سیاه او را نجات میدهد و وعده میدهد تا زمانی که آکوتاگاوا توان مقابله مجدد را نیافته، از گین مراقبت کند.
بیش از چهار سال میگذرد، اما نشانی از آن مرد سیاهپوش یا گین به دست نمیآید. با این حال، آکوتاگاوا دست از جستوجو نمیکشد. هنگامی که ساکونوسوکه اودا از وضعیت زندگی او دلجویی میکند و او را به عضویت «آژانس کارآگاهان مسلح» دعوت میکند، فرصتی برای آکوتاگاوا پیش میآید تا سرنخی از محل گین بیابد.
بیآنکه بداند، گین در کنار «اوسامو دازای» رهبر شریر باند بندر مافیا و جانشینش «آتسوشی ناکاجیما»— معروف به «دروگر سفید»— محافظت میشود. برای نجات خواهرش، آکوتاگاوا باید بر ضعفی که سالها او را آزار میداد غلبه کند و همهچیزش را فدا سازد.
Bungou Stray Dogs: Dazai, Chuuya, Juugosai
در محلهٔ قانونگریز سوریباچی در یوکوهاما، انواع و اقسام افراد پراکندهاند. برای حفظ امنیت یکدیگر، گروهی از نوجوانان سازمان دفاع شخصیای به نام «گوسفندان» تأسیس کردند که «چویا ناراهارا» پانزدهساله بهعنوان «شاه» آنها شناخته میشود. به لطف توانایی قدرتمند چویا در کنترل گرانش، قلیلاند کسانی که جرات مخالفت با گوسفندان را داشته باشند.
اما خبر نگرانکنندهای در سوریباچی دستبهدست میشود: از رهبر فوتشدهٔ باند «بندر مافیا» گزارش شده که دیده شده دور میزند. جانشین او، اؤگای موری، شاگرد خود «اوسامو دازای» را میفرستد تا راز این بازگشت احتمالی را کشف کند. در جریان تحقیقات، دازای با چویا برخورد میکند و درگیری شدیدی میان آن دو شکل میگیرد. ولی پیش از آنکه چویا ضربهٔ نهایی را وارد کند، اعضای بندر مافیا او را بهاسارت میگیرند.
موری معاملهای به چویا پیشنهاد میکند: اگر این نوجوان به حل معمای احیای ظاهری رهبر پیشین کمک کند، هیچیک از اعضای «گوسفندان» آسیبی نخواهند دید. چویا که در تنگنا قرار گرفته، بیمیل اما ناگزیر میپذیرد. حالا او و دازای باید در کنار هم – هرچند از یکدیگر نفرت دارند – بر اختلافاتشان غلبه کنند تا یوکوهاما را نجات دهند. اما ظهور «آراهاباکی»، خدای بلاها، تهدید کرده است که نقشههای آنها را مختل سازد.
در محلهٔ قانونگریز سوریباچی در یوکوهاما، انواع و اقسام افراد پراکندهاند. برای حفظ امنیت یکدیگر، گروهی از نوجوانان سازمان دفاع شخصیای به نام «گوسفندان» تأسیس کردند که «چویا ناراهارا» پانزدهساله بهعنوان «شاه» آنها شناخته میشود. به لطف توانایی قدرتمند چویا در کنترل گرانش، قلیلاند کسانی که جرات مخالفت با گوسفندان را داشته باشند.
اما خبر نگرانکنندهای در سوریباچی دستبهدست میشود: از رهبر فوتشدهٔ باند «بندر مافیا» گزارش شده که دیده شده دور میزند. جانشین او، اؤگای موری، شاگرد خود «اوسامو دازای» را میفرستد تا راز این بازگشت احتمالی را کشف کند. در جریان تحقیقات، دازای با چویا برخورد میکند و درگیری شدیدی میان آن دو شکل میگیرد. ولی پیش از آنکه چویا ضربهٔ نهایی را وارد کند، اعضای بندر مافیا او را بهاسارت میگیرند.
موری معاملهای به چویا پیشنهاد میکند: اگر این نوجوان به حل معمای احیای ظاهری رهبر پیشین کمک کند، هیچیک از اعضای «گوسفندان» آسیبی نخواهند دید. چویا که در تنگنا قرار گرفته، بیمیل اما ناگزیر میپذیرد. حالا او و دازای باید در کنار هم – هرچند از یکدیگر نفرت دارند – بر اختلافاتشان غلبه کنند تا یوکوهاما را نجات دهند. اما ظهور «آراهاباکی»، خدای بلاها، تهدید کرده است که نقشههای آنها را مختل سازد.
Ao no Hako one-shot
تایکی اینوماتا دانشآموزی ورزشدوست و پرشور است که هر روز با اشتیاق تلاش میکند اولین نفری باشد که به سالن ورزشی مدرسه، معروف به «جعبهی آبی»، میرسد. اما لبخند صبحگاهیاش خیلی زود محو میشود؛ چرا که بارها و بارها رقابت را به رهبر تیم بسکتبال دختران، چیناتسو کانو، میبازد. با وجود این، تایکی در دلش به این دختر ارشد علاقه دارد و تنها دیدن او دوباره روحیهاش را شعلهور میسازد.
با ارادهای محکم، تایکی تصمیم میگیرد به زودی عشقش را به چیناتسو ابراز کند. اما اعتراف به عشق کار آسانی نیست—بهویژه وقتی ممکن است چیناتسو خواستگارهای دیگری داشته باشد و تایکی برایش کاملاً غریبه باشد. آیا عشق جوانانهی تایکی میتواند درون این جعبهی آبی شکوفا شود؟
تایکی اینوماتا دانشآموزی ورزشدوست و پرشور است که هر روز با اشتیاق تلاش میکند اولین نفری باشد که به سالن ورزشی مدرسه، معروف به «جعبهی آبی»، میرسد. اما لبخند صبحگاهیاش خیلی زود محو میشود؛ چرا که بارها و بارها رقابت را به رهبر تیم بسکتبال دختران، چیناتسو کانو، میبازد. با وجود این، تایکی در دلش به این دختر ارشد علاقه دارد و تنها دیدن او دوباره روحیهاش را شعلهور میسازد.
با ارادهای محکم، تایکی تصمیم میگیرد به زودی عشقش را به چیناتسو ابراز کند. اما اعتراف به عشق کار آسانی نیست—بهویژه وقتی ممکن است چیناتسو خواستگارهای دیگری داشته باشد و تایکی برایش کاملاً غریبه باشد. آیا عشق جوانانهی تایکی میتواند درون این جعبهی آبی شکوفا شود؟
گالاکسیاس کشوری است که بهوسیلهی اژدهایان مهاجم ویران شده؛ موجوداتی که هر چیزی را در مسیر خود نابود میکنند. نراید کویپر که در یکی از این حملات خانوادهاش را از دست داده، خود را منزوی کرده و اکنون وظیفهی نگهداری از ایستگاه سیگنال دریایی در باقیماندهی منطقهی قوس (Sagittarius) را بر عهده دارد. تنها کسی که با او صحبت میکند، نیل زایس است؛ یک دانشمند اژدهاشناس و شاگرد سابق پدر مرحوم نراید که مراقب اوست.
روزی هنگام بازگشت به ایستگاه، نراید با اژدهایی بیهوش روبهرو میشود که در برابر چشمانش به دختری جوان تبدیل میشود. دلش به حال این موجود میسوزد و با اینکه میداند پنهان کردن یک اژدها جرم است، او را به خانهاش میبرد. زایس که از این فرصت تحقیقاتی هیجانزده شده، نراید بیاحساس را قانع میکند که مراقب این اژدها باشد؛ به این امید که شاید راهی برای توقف این حملات ویرانگر پیدا کنند — حتی اگر نجات گالاکسیاس از چنگ اژدهایان تلاشی بیثمر به نظر برسد.
گالاکسیاس کشوری است که بهوسیلهی اژدهایان مهاجم ویران شده؛ موجوداتی که هر چیزی را در مسیر خود نابود میکنند. نراید کویپر که در یکی از این حملات خانوادهاش را از دست داده، خود را منزوی کرده و اکنون وظیفهی نگهداری از ایستگاه سیگنال دریایی در باقیماندهی منطقهی قوس (Sagittarius) را بر عهده دارد. تنها کسی که با او صحبت میکند، نیل زایس است؛ یک دانشمند اژدهاشناس و شاگرد سابق پدر مرحوم نراید که مراقب اوست.
روزی هنگام بازگشت به ایستگاه، نراید با اژدهایی بیهوش روبهرو میشود که در برابر چشمانش به دختری جوان تبدیل میشود. دلش به حال این موجود میسوزد و با اینکه میداند پنهان کردن یک اژدها جرم است، او را به خانهاش میبرد. زایس که از این فرصت تحقیقاتی هیجانزده شده، نراید بیاحساس را قانع میکند که مراقب این اژدها باشد؛ به این امید که شاید راهی برای توقف این حملات ویرانگر پیدا کنند — حتی اگر نجات گالاکسیاس از چنگ اژدهایان تلاشی بیثمر به نظر برسد.
Jujutsu Kaisen 0
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
Tokyo Revengers
هانگاکی تاکهمیچی زمانی یک ولگرد بیهدف و شکستخورده بود، اما وقتی در دوران راهنمایی وارد دعوا با یک باند خطرناک شد که از توانش بیشتر بود، از زندگی قبلیاش فرار کرد. حالا که بزرگ شده، همان باندی که زمانی او را میترساند، تبدیل به بزرگترین باند توکیو شده و دست به قتل میزند — از جمله قتل معشوقه سابقش! پس از شنیدن این خبر، نیرویی مرموز او را روی سکو به جلوی قطاری در حال حرکت هل میدهد. در لحظهای که زندگی از برابر چشمانش میگذرد، ناگهان متوجه میشود به دوران راهنمایی و قبل از فرارش از آن باند برگشته! حالا فرصتی دوباره برای جبران اشتباهات گذشته دارد. آیا میتواند جان معشوقهش را در آینده نجات دهد؟ و چه چیزهای دیگری ممکن است تغییر کند وقتی گذشته را از نو مینویسد؟
(منبع: Seven Seas Entertainment)
هانگاکی تاکهمیچی زمانی یک ولگرد بیهدف و شکستخورده بود، اما وقتی در دوران راهنمایی وارد دعوا با یک باند خطرناک شد که از توانش بیشتر بود، از زندگی قبلیاش فرار کرد. حالا که بزرگ شده، همان باندی که زمانی او را میترساند، تبدیل به بزرگترین باند توکیو شده و دست به قتل میزند — از جمله قتل معشوقه سابقش! پس از شنیدن این خبر، نیرویی مرموز او را روی سکو به جلوی قطاری در حال حرکت هل میدهد. در لحظهای که زندگی از برابر چشمانش میگذرد، ناگهان متوجه میشود به دوران راهنمایی و قبل از فرارش از آن باند برگشته! حالا فرصتی دوباره برای جبران اشتباهات گذشته دارد. آیا میتواند جان معشوقهش را در آینده نجات دهد؟ و چه چیزهای دیگری ممکن است تغییر کند وقتی گذشته را از نو مینویسد؟
(منبع: Seven Seas Entertainment)
Solo Leveling
در جهانی که موجودات بیدارشدهای به نام «شکارچیان» باید برای حفاظت از بشریت با هیولاهای مرگبار مبارزه کنند، "سونگ جینوو" که به عنوان «ضعیفترین شکارچی در میان انسانها» شناخته میشود، همواره برای زنده ماندن در تلاش است. تا اینکه روزی، پس از یک نبرد مرگبار در سیاهچالی فوقالعاده خطرناک که باعث نابودی تمام اعضای گروهش میشود و خودش را هم در آستانه مرگ قرار میدهد، یک سیستم مرموز او را به عنوان تنها بازیکن خود انتخاب میکند: جینوو اکنون فرصت نادری برای ارتقاء تواناییهایش به دست آورده، آن هم شاید فراتر از هر محدودیتی که تاکنون شناخته شده است.
سفر جینوو را دنبال کنید؛ از نبرد با دشمنانی هر روز قویتر، چه انسان و چه هیولا، تا کشف رازهای عمیق سیاهچالها و نهایت قدرتی که میتواند به آن دست یابد.
در جهانی که موجودات بیدارشدهای به نام «شکارچیان» باید برای حفاظت از بشریت با هیولاهای مرگبار مبارزه کنند، "سونگ جینوو" که به عنوان «ضعیفترین شکارچی در میان انسانها» شناخته میشود، همواره برای زنده ماندن در تلاش است. تا اینکه روزی، پس از یک نبرد مرگبار در سیاهچالی فوقالعاده خطرناک که باعث نابودی تمام اعضای گروهش میشود و خودش را هم در آستانه مرگ قرار میدهد، یک سیستم مرموز او را به عنوان تنها بازیکن خود انتخاب میکند: جینوو اکنون فرصت نادری برای ارتقاء تواناییهایش به دست آورده، آن هم شاید فراتر از هر محدودیتی که تاکنون شناخته شده است.
سفر جینوو را دنبال کنید؛ از نبرد با دشمنانی هر روز قویتر، چه انسان و چه هیولا، تا کشف رازهای عمیق سیاهچالها و نهایت قدرتی که میتواند به آن دست یابد.