محبوبترین آثار شوونن
Jujutsu Kaisen Modulo
Solo Leveling
Magic Emperor
Blue Lock
Tokyo Revengers
Komi-san wa, Comyushou desu.
Ao no Hako
Haikyuu!!
Jibaku Shounen Hanako-kun
Chainsaw Man
شوونن (58 اثر)
Magic Emperor
امپراطور جادو ژویی فان که میراث امپراطور باستانی را بدست آورده بود مورد خیانت قرار میگیره و به دست شاگرد خودش کشته میشه. اون بعد از تناسخ، تمام قدرت خودش رو از دست داده و اسیر طلسم قلب شیطان شده و چاره ای نداره به جز اینکه به خدمت بانوی جوان خانواده لو در بیاد. اون چطور قراره با این طلسم روبرو بشه و با رسوندن خاندان لو به اوج قاره، شکوه گذشته خودش رو باز پس بگیره.
امپراطور جادو ژویی فان که میراث امپراطور باستانی را بدست آورده بود مورد خیانت قرار میگیره و به دست شاگرد خودش کشته میشه. اون بعد از تناسخ، تمام قدرت خودش رو از دست داده و اسیر طلسم قلب شیطان شده و چاره ای نداره به جز اینکه به خدمت بانوی جوان خانواده لو در بیاد. اون چطور قراره با این طلسم روبرو بشه و با رسوندن خاندان لو به اوج قاره، شکوه گذشته خودش رو باز پس بگیره.
Komi-san wa, Comyushou desu.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
اولین روز حضور شوکو کومی در دبیرستان خصوصی و معتبر ایتان است، اما او خیلی زود به محبوبترین و دستنیافتنیترین دختر مدرسه تبدیل میشود. با موهای بلند و مشکی و ظاهری قدبلند و باوقار، توجه هر کسی را که میبیندش به خود جلب میکند. فقط یک مشکل کوچک وجود دارد؛ با وجود این همه محبوبیت، شوکو در برقراری ارتباط با دیگران بسیار ضعیف است.
در این میان، هیتوهیتو تادانو یک دانشآموز کاملاً معمولی دبیرستانی است که شعار زندگیاش «شرایط را بسنج و از دردسر دوری کن» است. اما خیلی زود میفهمد که نشستن کنار شوکو، او را به دشمن شماره یک تمام همکلاسیهایش تبدیل کرده است!
یک روز، هیتوهیتو بهطور اتفاقی بیهوش میشود و وقتی به هوش میآید، صدای «میو»ی شوکو را میشنود. او تظاهر میکند که چیزی نشنیده و همین باعث میشود شوکو فرار کند. اما قبل از اینکه بتواند دور شود، هیتوهیتو به این نتیجه میرسد که شوکو در صحبت کردن با دیگران مشکل جدی دارد—در واقع، او تا به حال حتی یک دوست هم نداشته است.
از همینجا، هیتوهیتو تصمیم میگیرد به شوکو کمک کند تا به هدفش برسد: پیدا کردن صد دوست، تا بتواند بر اختلال ارتباطیاش غلبه کند.
Sakamoto Days
تارو ساکاموتو بهعنوان بزرگترین آدمکش تمام دوران شناخته میشد. بسیاری از او وحشت داشتند و او بر فراز دنیای زیرزمینی ایستاده بود تا زمانی که با زنی آشنا شد و عاشقش گردید. همین اتفاق باعث شد ساکاموتو زندگی جنایتکارانهاش را رها کند و اکنون بهعنوان فروشنده در یک فروشگاه کوچک کار میکند.
اما کنار گذاشتن گذشتهٔ تاریکش به آن آسانی که تصور میکرد نیست. بسیاری از رقیبان و همکاران سابقش باور ندارند که او واقعاً از این کار دست کشیده و برای از بین بردنش ظاهر میشوند. از آنجا که دیگر اجازهٔ کشتن ندارد، ساکاموتو باید راههای خلاقانهای برای مهار دشمنانش پیدا کند و مانع شود که آسیبی به خانوادهاش، فروشگاهش و شهر کوچکی که در آن زندگی میکند برسانند.
تارو ساکاموتو بهعنوان بزرگترین آدمکش تمام دوران شناخته میشد. بسیاری از او وحشت داشتند و او بر فراز دنیای زیرزمینی ایستاده بود تا زمانی که با زنی آشنا شد و عاشقش گردید. همین اتفاق باعث شد ساکاموتو زندگی جنایتکارانهاش را رها کند و اکنون بهعنوان فروشنده در یک فروشگاه کوچک کار میکند.
اما کنار گذاشتن گذشتهٔ تاریکش به آن آسانی که تصور میکرد نیست. بسیاری از رقیبان و همکاران سابقش باور ندارند که او واقعاً از این کار دست کشیده و برای از بین بردنش ظاهر میشوند. از آنجا که دیگر اجازهٔ کشتن ندارد، ساکاموتو باید راههای خلاقانهای برای مهار دشمنانش پیدا کند و مانع شود که آسیبی به خانوادهاش، فروشگاهش و شهر کوچکی که در آن زندگی میکند برسانند.
Chainsaw Man
دنجی رویای سادهای دارد؛ اینکه زندگیای شاد و آرام داشته باشد و وقتش را با دختری که دوستش دارد بگذراند. اما واقعیت فاصلهی زیادی با این رویا دارد. دنجی برای پرداخت بدهیهای سنگینی که کمرش را شکستهاند، مجبور میشود به دستور یاکوزا به شکار و کشتن شیاطین بپردازد. او از شیطان خانگیاش، پوچیتا، بهعنوان سلاح استفاده میکند و برای بهدست آوردن اندکی پول حاضر است هر کاری انجام دهد.
با این حال، زمانی میرسد که دیگر به درد یاکوزا نمیخورد و بهدست شیطانی که با آنها قرارداد دارد، کشته میشود. اما در چرخشی غیرمنتظره، پوچیتا با بدن بیجان دنجی یکی میشود و قدرتهای شیطان ارهبرقی را به او میبخشد. دنجی که دوباره زنده شده، حالا میتواند بخشهایی از بدنش را به ارهبرقی تبدیل کند و با استفاده از این تواناییهای جدید، دشمنانش را به شکلی سریع و بیرحمانه نابود کند.
این قدرتها توجه شکارچیان رسمی شیطان را که از سوی ادارهی امنیت عمومی به محل آمدهاند، جلب میکند و به دنجی پیشنهاد میشود بهعنوان یکی از آنها مشغول به کار شود. حالا که توان رویارویی با حتی خطرناکترین دشمنان را دارد، دنجی از هیچ تلاشی برای رسیدن به رویاهای سادهی نوجوانانهاش دریغ نخواهد کرد.
دنجی رویای سادهای دارد؛ اینکه زندگیای شاد و آرام داشته باشد و وقتش را با دختری که دوستش دارد بگذراند. اما واقعیت فاصلهی زیادی با این رویا دارد. دنجی برای پرداخت بدهیهای سنگینی که کمرش را شکستهاند، مجبور میشود به دستور یاکوزا به شکار و کشتن شیاطین بپردازد. او از شیطان خانگیاش، پوچیتا، بهعنوان سلاح استفاده میکند و برای بهدست آوردن اندکی پول حاضر است هر کاری انجام دهد.
با این حال، زمانی میرسد که دیگر به درد یاکوزا نمیخورد و بهدست شیطانی که با آنها قرارداد دارد، کشته میشود. اما در چرخشی غیرمنتظره، پوچیتا با بدن بیجان دنجی یکی میشود و قدرتهای شیطان ارهبرقی را به او میبخشد. دنجی که دوباره زنده شده، حالا میتواند بخشهایی از بدنش را به ارهبرقی تبدیل کند و با استفاده از این تواناییهای جدید، دشمنانش را به شکلی سریع و بیرحمانه نابود کند.
این قدرتها توجه شکارچیان رسمی شیطان را که از سوی ادارهی امنیت عمومی به محل آمدهاند، جلب میکند و به دنجی پیشنهاد میشود بهعنوان یکی از آنها مشغول به کار شود. حالا که توان رویارویی با حتی خطرناکترین دشمنان را دارد، دنجی از هیچ تلاشی برای رسیدن به رویاهای سادهی نوجوانانهاش دریغ نخواهد کرد.
Kamonohashi Ron no Kindan Suiri
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
با وجود اینکه توتومارو ایشیکی مهارتهای لازم برای جایگاهش در تیم تحقیقات ادارهی پلیس متروپولیتن را ندارد، اما عمیقاً میخواهد پروندههای قتل را حل کند و به مردم کمک برساند. او به توصیهی یکی از همکاران ارشدش، تصمیم میگیرد از رون کامونوهـاشی، کارآگاهی منزوی و گوشهگیر، کمک بگیرد.
پنج سال پیش، رون درخشانترین و آیندهدارترین کارآگاه آکادمی معتبر آموزش کارآگاهی «بلو» بود؛ اما به دلایلی که برای عموم ناشناخته مانده، ناگهان از صحنه ناپدید شد و به فراموشی سپرده شد. توتومارو انتظار دارد با مردی خوشپوش و آرام روبهرو شود، اما در عوض با فردی عجیبوغریب، بیقید و با موهایی آشفته مواجه میشود.
رون که سالها در انزوا زندگی کرده، دیگر شباهت چندانی به گذشتهی پرافتخارش ندارد و در ابتدا حتی حاضر نیست به حرفهای توتومارو گوش دهد. با این حال، به همان سرعتی که او را پس میزند، ناگهان نظرش عوض میشود و بیدرنگ خود را در دل یک پروندهی قتل سریالی فعلی میاندازد.
دلیل واقعی کنارهگیری رون از دنیای کارآگاهی، بیعلاقگی نبود؛ بلکه مسئلهای خارج از کنترل او باعث این اتفاق شده بود—و شاید توتومارو همان کلیدی باشد که راه بازگشت رون به مسیر واقعیاش را هموار میکند.
این افسر سادهدل و این کارآگاه نامتعادل، در کنار هم با هر معمایی که سر راهشان قرار میگیرد روبهرو میشوند.
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
Jujutsu Kaisen Modulo
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
Boruto: Two Blue Vortex
در یک چرخش بیرحمانهی سرنوشت، بهواسطهی یک جوتسوی بسیار قدرتمند، زندگی بوروتو و کاواکـی با یکدیگر جابهجا میشود. حالا بوروتو بهعنوان یک خائن شناخته شده و مجبور است از دهکده فرار کند؛ در حالی که تحت آموزش ساسکه قرار دارد.
اما وقتی کونوها مورد حمله قرار میگیرد، زمان آن فرا میرسد که بوروتوی بزرگشده به خانه بازگردد و نشان دهد تا چه اندازه قدرتمند شده است.
در یک چرخش بیرحمانهی سرنوشت، بهواسطهی یک جوتسوی بسیار قدرتمند، زندگی بوروتو و کاواکـی با یکدیگر جابهجا میشود. حالا بوروتو بهعنوان یک خائن شناخته شده و مجبور است از دهکده فرار کند؛ در حالی که تحت آموزش ساسکه قرار دارد.
اما وقتی کونوها مورد حمله قرار میگیرد، زمان آن فرا میرسد که بوروتوی بزرگشده به خانه بازگردد و نشان دهد تا چه اندازه قدرتمند شده است.
Boruto: Naruto Next Generations
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
ناروتو اوزوماکی سرانجام به رؤیای خود دست یافته و به مقام هوکاگه، رهبر دهکدهی مخفی برگ، رسیده است؛ دهکدهای که سالهای نوجوانیاش را صرف جنگیدن برای محافظت از آن کرده بود. ناروتو و همنسلانش اکنون در دنیایی نسبتاً آرام زندگی میکنند و با تکیه بر حسن نیت و دیپلماسی، برای حفظ آتشبس و صلح میان کشورها تلاش میکنند.
اما این آرامش بهایی شخصی برای قهرمان سالخورده دارد. ناروتو و دیگر شینوبیهایی که در کنارشان بزرگ شده، درمییابند که حفظ این دنیای بیطرف آنقدر زمان و انرژی میطلبد که آنها را از خانوادههایشان دور میکند. حتی جنگجویان افسانهای نسل ناروتو نیز با این واقعیت روبهرو میشوند که در نقش والدین، چندان موفق نیستند؛ موضوعی که باعث دلخوری فرزندانشان، از جمله پسر خود ناروتو، بوروتو، میشود.
بوروتو اوزوماکی در دنیایی کاملاً متفاوت از دنیای پدرش رشد میکند و فاصلهی میان آن دو برایش دردسرهای خاصی به همراه دارد. او باید با جامعهای روبهرو شود که بهدلیل پسرِ هوکاگه بودن، فشار سنگینی بر دوشش میگذارد. با این حال، بوروتو تصمیم میگیرد مسیر خودش را در زندگی بسازد و برای اثبات هویت و نام خود بجنگد؛ آن هم در حالی که نیروهای شرور در کمیناند تا صلحی را که پدرش برایش زحمت کشیده، در هم بشکنند.
Kuroshitsuji
هجده سال پیش، در جریان جنگِ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا مشهورترین مردِ ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرسازِ چیرهدست، شش تیغهٔ جادویی ساخت که هر یک قدرتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش چیهیرو به کوهستانها بازنشسته شد و چیهیرو با جدیت به فراگیری این فن پرداخت. در آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش، چیهیرو—با آنکه ذهنی باثبات و آیندهنگر داشت—مصمم بود روزی جانشین پدر شود. اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از سحرگران قدرتمند را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را دزدیدند.
سه سال پس از آن حادثه، چیهیرو با کینهای زنده در دل و اشتیاقی سوزان برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه خلق کرده بود، شروران وابسته به سازمان «هیشاکو»—سازمانی که مسئول مرگ پدرش میداند—را از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز موفق به آزاد کردن تمام توان انتن یا کمال بخشیدن به شمشیرزنیاش نشده است، اما برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدر و گرامیداشتِ میراث او از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.
هجده سال پیش، در جریان جنگِ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا مشهورترین مردِ ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرسازِ چیرهدست، شش تیغهٔ جادویی ساخت که هر یک قدرتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش چیهیرو به کوهستانها بازنشسته شد و چیهیرو با جدیت به فراگیری این فن پرداخت. در آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش، چیهیرو—با آنکه ذهنی باثبات و آیندهنگر داشت—مصمم بود روزی جانشین پدر شود. اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از سحرگران قدرتمند را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را دزدیدند.
سه سال پس از آن حادثه، چیهیرو با کینهای زنده در دل و اشتیاقی سوزان برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه خلق کرده بود، شروران وابسته به سازمان «هیشاکو»—سازمانی که مسئول مرگ پدرش میداند—را از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز موفق به آزاد کردن تمام توان انتن یا کمال بخشیدن به شمشیرزنیاش نشده است، اما برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدر و گرامیداشتِ میراث او از هیچ تلاشی دریغ نخواهد کرد.
Wild Strawberry
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
Kimetsu no Yaiba Gaiden
Kimetsu no Yaiba Gaiden مجموعهای از داستانهای فرعی کوتاه است که بر شخصیتهای محبوب دنیای شیطانکش تمرکز دارد و به وقایعی میپردازد که در داستان اصلی کمتر به آنها پرداخته شده است. این اثر بیشتر زندگی، مأموریتها و گذشتهی هاشیراها (ستونها) را نشان میدهد و جنبههای انسانیتر و شخصیتر آنها را برجسته میکند.
Kimetsu no Yaiba Gaiden مجموعهای از داستانهای فرعی کوتاه است که بر شخصیتهای محبوب دنیای شیطانکش تمرکز دارد و به وقایعی میپردازد که در داستان اصلی کمتر به آنها پرداخته شده است. این اثر بیشتر زندگی، مأموریتها و گذشتهی هاشیراها (ستونها) را نشان میدهد و جنبههای انسانیتر و شخصیتر آنها را برجسته میکند.
Ao no Hako
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
Sekai no Owari no Pen-friend
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
کاسومی آرایی تنها شش سال داشت که جهان در هرجومرج فرو رفت؛ زمینلرزهها آغاز شدند، بیماریها مانند آتش گسترش یافتند و جامعه در چنگال زمستانی ابدی رو به فروپاشی رفت. تنها دلخوشی او در زمان حال، یک مغازهی قدیمی و متروکهی لوازمالتحریر است که در میان آشوب دنیا، در برابر گذر زمان دوام آورده است. کاسومی اغلب در آنجا، با استفاده از مجموعهای بزرگ از خودکارهای رنگارنگ، شخصیت انیمهی محبوبش میراکل مومو را نقاشی میکند تا وقتش بگذرد.
در سوی دیگر، پس از مرور خاطرات روزهای پیش از پایان دنیا با یکی از دوستانش، جوانی تصمیم میگیرد به مغازهی لوازمالتحریر خانوادگیشان بازگردد. او در آنجا با نقاشی کاسومی روبهرو میشود. این تصویر حس نوستالژی را در او زنده میکند و باعث میشود همان شخصیت انیمه را بکشد؛ کاری که به شکل غیرمنتظرهای آغازگر نوعی ارتباط میان این دو فرد نامحتمل میشود.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.