محبوبترین آثار تناسخ
Who Made Me a Princess
The Beginning After the End
Oshi no Ko
The Extra’s Academy Survival Guide
Death is the only ending for a villainess
The Greatest Estate Developer
Catastrophic Necromancer
Revenge of the Iron-Blooded Sword Hound
Father I Dont Want to Get Married
I Killed An Academy Player
تناسخ (67 اثر)
Second Life of A Trash Princess
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپراطوریشو از دست داد و در آخر مرد. اما وقتی از خواب بلند شد به زمانی برگشته بود که هیچ کس آسیبی ندیده بود! اغاز فروپاشی امپراطوری بیداری تئور بردار کوچیک تر و تنها احمق خانواده امپراطوری بود، پس حالا برای جلوگیری از اتفاقات بد باید جلوی دیوونه شدن تئور رو بگیره! برای اینکار نقشه اولش اینه که احمق تر از تئور بشه!
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپراطوریشو از دست داد و در آخر مرد. اما وقتی از خواب بلند شد به زمانی برگشته بود که هیچ کس آسیبی ندیده بود! اغاز فروپاشی امپراطوری بیداری تئور بردار کوچیک تر و تنها احمق خانواده امپراطوری بود، پس حالا برای جلوگیری از اتفاقات بد باید جلوی دیوونه شدن تئور رو بگیره! برای اینکار نقشه اولش اینه که احمق تر از تئور بشه!
I Became the Younger Sister of a Regretful Obsessive Male Lead
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
I Become The Wife Of Monstrous Crown Prince
من بعنوان آنسیا، همسر ولیعهد هیولا، تو یه رمان بزرگسالانه تناسخ پیدا کردم! تو داستان اصلی، آنسیا بخاطر اینکه همسر ولیعهد هیولا یعنی بِلِیک میشه تو روز عروسیش خودشو تو دریاچه میندازه و خودکشی میکنه و من درست وقتی تو بدن آنسیا تناسخ پیدا کردم که بلیک منو از تو دریاچه بیرون کشید و نجاتم داد!! حالا من با این ولیعهد نفرین شده ای که الان مثل یه خرگوش ناز و گوگولیه و نفرینشم فقط به دست شخصیت اصلی زن داستان که دیانا، خواهر ناتتی منه، شکسته میشه، چیکار کنم؟!
من بعنوان آنسیا، همسر ولیعهد هیولا، تو یه رمان بزرگسالانه تناسخ پیدا کردم! تو داستان اصلی، آنسیا بخاطر اینکه همسر ولیعهد هیولا یعنی بِلِیک میشه تو روز عروسیش خودشو تو دریاچه میندازه و خودکشی میکنه و من درست وقتی تو بدن آنسیا تناسخ پیدا کردم که بلیک منو از تو دریاچه بیرون کشید و نجاتم داد!! حالا من با این ولیعهد نفرین شده ای که الان مثل یه خرگوش ناز و گوگولیه و نفرینشم فقط به دست شخصیت اصلی زن داستان که دیانا، خواهر ناتتی منه، شکسته میشه، چیکار کنم؟!
Trees Have Branches
داستان دربارهی دختریست که در دنیای مدرن زندگی میکرد اما پس از مرگ، خود را در بدن دختری نجیبزاده در دوران باستانی و پر از قدرتهای اسرارآمیز مییابد. او در خانوادهای پرنفوذ و میان بازیهای سیاسی، مجبور است برای بقا نقاب بزند و از هوش و زیرکیاش استفاده کند.
داستان دربارهی دختریست که در دنیای مدرن زندگی میکرد اما پس از مرگ، خود را در بدن دختری نجیبزاده در دوران باستانی و پر از قدرتهای اسرارآمیز مییابد. او در خانوادهای پرنفوذ و میان بازیهای سیاسی، مجبور است برای بقا نقاب بزند و از هوش و زیرکیاش استفاده کند.
Time To Dedicate Your Death
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دوازده ساله تبدیل شد، هیون وینتر! اول از همه خانواده ای که از هم پاشیده باید دوباره مثل اولش بشه، حالا که او به گذشته برگشته است، باید از چیزی که در زندگی قبلی اش نمی توانست محافظت کند، محافظت کند. با این حال... مردی که در زندگی قبلی او را آزار می داد، در این زندگی نیز در مسیر او قرار می گیرد. چون تو ایلیان هنریچ نیستی. گذشته من برای تو چی بود؟
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دوازده ساله تبدیل شد، هیون وینتر! اول از همه خانواده ای که از هم پاشیده باید دوباره مثل اولش بشه، حالا که او به گذشته برگشته است، باید از چیزی که در زندگی قبلی اش نمی توانست محافظت کند، محافظت کند. با این حال... مردی که در زندگی قبلی او را آزار می داد، در این زندگی نیز در مسیر او قرار می گیرد. چون تو ایلیان هنریچ نیستی. گذشته من برای تو چی بود؟
This Villainess Wants a Divorce!
دختری از دنیای مدرن وقتی بیدار میشود، خودش را در بدن یک دوشس شرور داخل یک رمان عاشقانه پیدا میکند. طبق داستان اصلی، او قرار است به اجبار با شاهزاده ازدواج کند و سپس بهدلیل نقش "شرور" داستان، در نهایت سرنوشتش تبعید یا مرگ باشد.
دختری از دنیای مدرن وقتی بیدار میشود، خودش را در بدن یک دوشس شرور داخل یک رمان عاشقانه پیدا میکند. طبق داستان اصلی، او قرار است به اجبار با شاهزاده ازدواج کند و سپس بهدلیل نقش "شرور" داستان، در نهایت سرنوشتش تبعید یا مرگ باشد.
I Became Tyrant Tutor
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
پریمابل وقتی از خواب بیدار می شود که خود را در رمانی از ساخته خودش به عنوان یک نقاش مبهم که توسط قهرمان مرد، شاهزاده راینسیس کشته می شود، شگفت زده می کند. دنیایی که او خلق کرد با Rainsis مهربان نبود. او علاوه بر کوررنگی، در تمام زندگیاش از او دوری میکرد و از او میترسید، زیرا پیشگویی گفته شده بود که «کسی که در دنیای سیاه و سفید به دام افتاده است، امپراتوری را غرق خون خواهد کرد». پریمابل پس از مشاهده بدبختی خود تصمیم می گیرد پیشگویی را رد کند. برای انجام این کار، او باید نیمه دیگر سرنوشت او را ردیابی کند. تنها مشکل؟ تنها چیزی که او در مورد زیبایی منصفانه می داند این است که موهای مشکی و چشمان زرشکی دارد. آیا پریمابل میتواند به Rainsis کمک کند تا دنیا را با تمام رنگهای درخشانش ببیند و خوشبختی واقعی را بیابد؟
The Dark Magician Transmigrates After 66666 Years
دیابلو وولفیر، جادوگر سیاه قدرتمندی است که در نبردی با ۱۲ خدای قدرتمند شکست میخورد و به مدت 66,666 سال مهر و موم میشود. او پس از این مدت طولانی، در بدن نوزادی به نام جیمی ولتون بیدار میشود. با وجود از دست دادن بخش زیادی از قدرتهایش، جیمی با خانوادهای مهربان بزرگ میشود و تصمیم میگیرد انتقام خود را از خدایانی که او را مهر و موم کردهاند، بگیرد.
دیابلو وولفیر، جادوگر سیاه قدرتمندی است که در نبردی با ۱۲ خدای قدرتمند شکست میخورد و به مدت 66,666 سال مهر و موم میشود. او پس از این مدت طولانی، در بدن نوزادی به نام جیمی ولتون بیدار میشود. با وجود از دست دادن بخش زیادی از قدرتهایش، جیمی با خانوادهای مهربان بزرگ میشود و تصمیم میگیرد انتقام خود را از خدایانی که او را مهر و موم کردهاند، بگیرد.
The Heavenly Demon Cant Live a Normal Life
بک-جونگ هیوک "شیطان آسمانی" که پس از مرگ، چشمان خود را در بدن پسر بزرگ خانواده دیمیتری باز میکند. ملقب به کودن خاندان دیمیتری ، که توسط پسر دوم خاندان، کنار زده شد. "شیطان آسمانی"، نه،رومن دیمیتری ، نمی تواند زندگی عادی داشته باشد. داستان فانتزی یک «شیطان آسمانی» قدرتمند!
بک-جونگ هیوک "شیطان آسمانی" که پس از مرگ، چشمان خود را در بدن پسر بزرگ خانواده دیمیتری باز میکند. ملقب به کودن خاندان دیمیتری ، که توسط پسر دوم خاندان، کنار زده شد. "شیطان آسمانی"، نه،رومن دیمیتری ، نمی تواند زندگی عادی داشته باشد. داستان فانتزی یک «شیطان آسمانی» قدرتمند!
Trapped in a Cursed Game
شری ازریل، داروساز روستای دوور یک زندگی عادی داره. یه دفعه یه روز، متوجه میشه که دو ساله تو یه بازی ویدیویی NPC (کاراکتر غیرقابل بازی) هست! اگه نتونه از بازی خارج بشه جسمش بیرون بازی از گرسنگی می میره این یعنی تنها راه نجات نزدیک شدن به نقش اول مرد، "ارباب کابوس ها" و کمک به دوستاش برای شکست دادن شرور نهاییه. پس چاره ای نداره جز اینکه منتظر بمونه تا بازی تموم بشه... سطح سختی، داستان، در این حده که قبلاً هیچکس توش برنده نشده... "ارباب کابوس ها میل شدیدی برای کشتن من داره." به نوعی، شری باور داره که مردن به دست نقش اصلی مرد سریعتره
شری ازریل، داروساز روستای دوور یک زندگی عادی داره. یه دفعه یه روز، متوجه میشه که دو ساله تو یه بازی ویدیویی NPC (کاراکتر غیرقابل بازی) هست! اگه نتونه از بازی خارج بشه جسمش بیرون بازی از گرسنگی می میره این یعنی تنها راه نجات نزدیک شدن به نقش اول مرد، "ارباب کابوس ها" و کمک به دوستاش برای شکست دادن شرور نهاییه. پس چاره ای نداره جز اینکه منتظر بمونه تا بازی تموم بشه... سطح سختی، داستان، در این حده که قبلاً هیچکس توش برنده نشده... "ارباب کابوس ها میل شدیدی برای کشتن من داره." به نوعی، شری باور داره که مردن به دست نقش اصلی مرد سریعتره
Perfect Secret Love The Bad New Wife Is A Little Sweet
یه وان وان قبل از تولد دوباره اش دیوانه وار عاشق نامزدش بود و از اینکه سی یه هان اونو توی عمارتش زندانی کرده بود متنفر بود ولی بعد از تولد دوباره اش، دیدش نسبت به سی یه هان کاملا عوض شد. با خودش فکر کرد که شاید این مرد واقعا میتونه تغییر کنه؟ توی زندگی گذشته اش نامزد جذاب و عوضی اش بهش خیانت کرد و مهمتر از همه، فهمید بهترین و تنها دوستش که همیشه هواشو داشت تموم مدت داشته پشت سرش براش دسیسه می چیده حالا این ملکه برای انتقام برگشته
یه وان وان قبل از تولد دوباره اش دیوانه وار عاشق نامزدش بود و از اینکه سی یه هان اونو توی عمارتش زندانی کرده بود متنفر بود ولی بعد از تولد دوباره اش، دیدش نسبت به سی یه هان کاملا عوض شد. با خودش فکر کرد که شاید این مرد واقعا میتونه تغییر کنه؟ توی زندگی گذشته اش نامزد جذاب و عوضی اش بهش خیانت کرد و مهمتر از همه، فهمید بهترین و تنها دوستش که همیشه هواشو داشت تموم مدت داشته پشت سرش براش دسیسه می چیده حالا این ملکه برای انتقام برگشته
The ancient sovereign of eternity
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
در زمان های قدیم، یکی از ۱۰ امپراطور بزرگ رزمی یعنی گو فی یانگ، در کوه تیان دانگ مرد و ۱۵ سال بعد در بدن لی یون شیائو تناسخ پیدا کرد و حالا مسیری پر پیچ و خم رو باید پیش ببره تا بتونه......
The Back-Alley Mages Return
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته و زندگیش رو از دست میده. وقتی چشماش را باز میکنه، خودش رو در دوران بی خانمانیش پیدا میکند در منطقه ی خاکستری...! "من کتابخونه ای رو که رویای همرزمانم بود رو میسازم، نه، یه برج حتی بهتر از اون رو میسازم!" "به عنوان یه مزیت اضافه، کتاب راهنمای خاندان دکلن رو داخل طبقه اول به نمایش میزارم" استر به دوران آوارگیش برگشت!
اَستر، یک حل کننده از خاندان جادوی دکلن است، که قبلا بی خانمان بود. او برای رسیدن به آزادی از خاندان دکلن فرار میکنه، اما در نهایت گیر میفته و زندگیش رو از دست میده. وقتی چشماش را باز میکنه، خودش رو در دوران بی خانمانیش پیدا میکند در منطقه ی خاکستری...! "من کتابخونه ای رو که رویای همرزمانم بود رو میسازم، نه، یه برج حتی بهتر از اون رو میسازم!" "به عنوان یه مزیت اضافه، کتاب راهنمای خاندان دکلن رو داخل طبقه اول به نمایش میزارم" استر به دوران آوارگیش برگشت!
I Am the Fated Villain
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
Becoming the Cheon Clans Mad Dog
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.
زمانی یه جنگجوی بینام بود که تمام عمرش رو وقف محافظت و خدمت به چئون موریانگ، بزرگترین اربابزاده خاندان چئون کرد. اما آخرش همون چئون موریانگ بهش خیانت کرد و اون جنگجو جونش رو از دست داد. ولی وقتی دوباره چشم باز کرد، دید توی بدن قاتل خودش یعنی چئون موریانگه: سگِ دیوانهی بدنام و پسر ارشد خاندان چئون. حالا با خاطرات زندگی گذشته، مهارتهای رزمیاش و تصمیمی عاری از احساس و حسابشده، نقاب یه آدم پست فطرت رو به صورت میزنه و وارد درگیریهای داخلی خاندان برای قدرت میشه. از درون شروع میکنه به نجات دادن خاندان چئون از نابودی... تا آینده رو از نو بنویسه.