تلگرام
به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی شاهکار‌هایی که انیمه حقشان را ادا نکرد؛ معرفی آثاری که در سایه ماندند

شاهکار‌هایی که انیمه حقشان را ادا نکرد؛ معرفی آثاری که در سایه ماندند

مقدمه

«مانگاش بهتره.»
این جمله را تقریبا اکثر اوتاکوها و مانگا مانهوا خوان ها شنیده‌اند.
اما آیا این فقط یک تعصب قدیمی است یا واقعاً بعضی آثار در نسخه انیمه‌ ای خود بخش مهمی از داستانشان را از دست می‌دهند؟
انیمه‌ ها می‌توانند یک اثر را به میلیون‌ها نفر معرفی کنند، اما محدودیت زمان، بودجه و تصمیمات سازندگان همیشه اجازه نمی‌دهد تمام آنچه نویسنده خلق کرده به تصویر کشیده شود. نتیجه چه میشود؟ گاهی حذف آرک‌های مهم، تغییر مسیر داستان، قربانی شدن شخصیت‌پردازی‌ها و حتی پایان‌هایی است که هیچ شباهتی به نسخه اصلی ندارند.
در این مقاله سراغ آثاری می‌رویم که نسخه انیمه ای آنها نتوانست کیفیت و داستان را به خوبی منبع اصلی روایت کند.


1. وقتی عجله در انیمه‌ ها همه چیز را خراب می‌کند

بعضی از اقتباس‌ها نه به خاطر کیفیت پایین، بلکه به دلیل کمبود زمان آسیب می‌بینند. زمانی که یک استودیو مجبور می‌شود ده‌ها یا حتی صدها فصل از یک مانگا یا مانهوا را در چند قسمت انیمه‌ خلاصه کند، اولین قربانی معمولاً شخصیت‌پردازی، جهان‌سازی و آرک‌های مهم داستان هستند.

The Promised Neverland ؛ از شاهکار‌ تا ناامیدی

اِما، نورمن و ری در یتیم‌خانه‌ای آرام و ایده‌آل زندگی می‌کنند، اما کشف یک راز هولناک همه چیز را تغییر می‌دهد. از آن لحظه، داستان به نبردی برای بقا و فرار از سرنوشتی تبدیل می‌شود که برای کودکان این یتیم‌خانه در نظر گرفته شده است

ناکجاآباد موعود (The Promised Neverland) اینجا یک فاجعه واقعی رخ داد. فصل اول انیمه‌ ناکجاآباد موعود شاهکار بود. وفادار، پرتنش، نفس‌گیر. اما چه اتفاقی برای فصل دوم این انیمه افتاد؟ استودیو بدلیل کمبود وقت تصمیم گرفت یک آرک کامل (و شاید بهترین آرک داستان) را حذف کند، شخصیت‌های مهم را نادیده گرفت و داستان را به سمتی برد که هیچ سنخیتی با مانگا نداشت.


God of high school و Tower of god ؛ وقتی داستان برای زمان اقتباس بیش از حد بزرگ است

در صورتی که علاقه به اطلاعات بیشتر درمورد این دو اثر دارید، شاید برای شما جالب باشد: God of High School و Tower of God؛ دو غول مانهوا با دو مسیر متفاوت

این دو اثر را با هم می‌آورم چون هر دو قربانی یک مشکل شدند: شتابزدگی

همه اقتباس‌های ضعیف به خاطر حذف آرک‌ها یا تغییر داستان آسیب نمی‌بینند. گاهی مشکل اصلی این است که منبع اصلی بسیار بزرگ‌تر از آن چیزی است که یک فصل انیمه‌ بتواند آن را به درستی پوشش دهد. در چنین شرایطی، استودیوها ناچار می‌شوند سرعت روایت را افزایش دهند و بخش زیادی از جزئیات، شخصیت‌پردازی‌ها و جهان‌سازی را فدای پیشروی داستان کنند.نتیجه معمولاً اثری است که برای طرفداران منبع اصلی ناقص به نظر می‌رسد و برای مخاطبان جدید نیز فرصت کافی برای ارتباط گرفتن با شخصیت‌ها و دنیای داستان فراهم نمی‌کند.
بزرگ‌ترین مشکل اقتباس انیمه‌ این دو اثر، کیفیت مبارزات نبود؛ بلکه سرعت سرسام‌آور روایت بود. اتفاقات مهم یکی پس از دیگری رخ می‌دادند، اما مخاطب فرصت کافی برای درک شخصیت‌ها و اهمیت آن‌ها پیدا نمی‌کرد.


2. وقتی استودیو انیمه‌ سازی مسیر خودش را می‌رود

همه مشکلات اقتباس به کمبود زمان یا بودجه مربوط نمی‌شوند. گاهی استودیو تصمیم می‌گیرد به جای دنبال کردن مسیر منبع اصلی، روایت خودش را ارائه دهد. این تغییرات ممکن است به دلیل جلو زدن انیمه از مانگا، محدودیت‌های تولید یا تصمیمات خلاقانه سازندگان اتفاق بیفتد.در بعضی موارد این تغییرات می‌توانند نتیجه قابل قبولی داشته باشند، اما اغلب باعث حذف شخصیت‌پردازی‌ها، تغییر رویدادهای مهم و فاصله گرفتن از آن چیزی می‌شوند که نویسنده در ابتدا خلق کرده بود. در چنین شرایطی، مخاطبانی که فقط انیمه را دیده‌اند، در واقع نسخه متفاوتی از داستان را تجربه می‌کنند

Tokyo ghoul ؛ قربانی معروف این ماجرا

کن کانکی، یک دانشجوی معمولی، پس از حادثه‌ای مرگبار به موجودی نیمه‌انسان و نیمه‌غول تبدیل می‌شود؛ موجوداتی که برای زنده ماندن باید از گوشت انسان تغذیه کنند. او میان دو دنیای متضاد گرفتار می‌شود و به تدریج با حقیقت تلخ جامعه غول‌ها و انسان‌ها روبه‌رو می‌گردد

شاید مشهورترین نمونه این لیست، Tokyo ghoul باشد. انیمه‌ فصل اول وفادار بود اما کوتاه. فصل دوم اما مسیری کاملاً جدا از مانگا رفت و کلی از داستان اصلی را حذف کرد. فصل سوم و چهارم نیز چنان شتابزده جلو رفتند که حجم عظیمی از شخصیت‌پردازی‌ها و توضیحات مهم قربانی شد. نتیجه چه شد؟ چیزی که در اقتباس از دست رفت، فقط صحنه‌ها نبودند؛ بلکه بخش بزرگی از کشمکش‌های درونی کانکی و لایه‌های روان‌شناختی داستان نیز کمرنگ شد اگر فقط انیمه را دیده‌اید، بدانید مانگای توکیو غول تجربه‌ای کاملاً متفاوت و بسیار عمیق‌تر است.


Ajin: Demi-Human

داستان Ajin دربارهٔ یک دانش‌آموز دبیرستانی به نام کی ناگای است که در جریان یک تصادف رانندگی کشته می‌شود، اما بلافاصله دوباره زنده می‌شود و درمی‌یابد انسان نیست، بلکه آجینی اسرارآمیز است که مرگ برایش معنایی ندارد. او که از این حقیقت وحشت‌زده شده، از دست انسان‌ها فرار می‌کند، اما دوستش کای به او پیوسته و در گریزش از تمدن همراهی‌اش می‌کند. سپس کی در میان نبردی میان انسان‌ها و آجین‌ها گرفتار می‌شود و مجبور است یکی از دو طرف را انتخاب کند.

آجین یک مانگای فوق‌العاده با اکشن هوشمندانه و شخصیت‌های خاکستری است. اما انیمه‌اش… باز هم انیمیشن سه بعدی. نه اینکه سه بعدی ذاتاً بد باشد، اما اجرای آن در آجین خیلی از مخاطبان را فراری داد. علاوه بر این، انیمه مسیر داستان را تغییر داد و شخصیت‌پردازی‌های مهمی را حذف کرد.


3. وقتی محدودیت‌های فنی سد راه می‌شوند

همه مشکلات اقتباس به داستان مربوط نمی‌شوند. گاهی یک اثر تقریباً تمام اتفاقات مهم منبع اصلی را حفظ می‌کند، اما در انتقال حس و فضای آن شکست می‌خورد. انتخاب سبک بصری نامناسب، انیمیشن ضعیف یا کارگردانی نه‌چندان موفق می‌تواند باعث شود مخاطب هرگز با اثری که میلیون‌ها نفر عاشقش هستند ارتباط برقرار نکند.

Berserk ؛ شاهکار‌‌ بدون اقتباس شایسته‌

روایت داستانی پر از خشونت و سیاهی است که بیانگر نبردی نابرابر با سرنوشتی شوم است. داستان به قرون وسطی باز می گردد ؛ شخصیت اصلی داستان گاتس نام دارد ؛ یتیم جنگجویی که بواسطه ی زندگی در میان سربازان مزدور بسیار قوی بار آمده و با گذر زمان از تنهایی در می آید و به ارزش همرزم هایش پی می برد.

وی بواسطه ی “نشانی شیطانی” که بر روی گردنش حک شده به عنوان شمشیرزنی سیاهپوش دنبال شیاطینی است که او را به سوی خود فرا می خوانند. گاتس قصد انتقام گرفتن از مردی را دارد که حاضر شد در پی رسیدن به اهدافش او و همرزم هایش را قربانی کند. گاتس قدرتمند به همراه شمشیر بزرگ و دست مصنوعی خود با سرنوشت شوم خود رو به رو می شود و در این راه نبردی نفس گیر و سهمگین در انتظار اوست بطوری که او را در مرز “جنون” (برسرک) قرار می دهد.

برزرک را همه به عنوان یک شاهکار می‌شناسند، اما انیمه‌هایش… انیمه ۱۹۹۷ قدیمی ولی خوب بود ، اما فقط یک آرک را پوشش داد. انیمه ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ یک فاجعه تمام عیار بود: انیمیشن ضعیف سه بعدی، کارگردانی افتضاح و حذف جزئیات کلیدی. خیلی از مردم که فقط این نسخه‌ها را دیده‌اند، اصلاً نمی‌دانند مانگای برزرک چه گنجینه‌ای است. طراحی‌های نفس‌گیر میورا، دیالوگ‌های عمیق و فضای تاریکی که هیچ انیمه‌ای نتوانسته درست منتقل کند.


آرت رسمی آرتور لیوین از مانهوای Th‌  Beginning After the End در حال استفاده از جادو در دنیای فانتزی
پوستر مانهوای The beginning after the end

The beginning after the end ؛ زخمی تازه

شاه آرتور، در جهانی که قدرت رزمی بر همه‌چیز حکم‌فرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بی‌رقیب است. اما تنهایی، همواره سایه‌به‌سایه‌ی کسانی‌ست که قدرتی عظیم دارند. در پشت پرده ظاهر قدرتمند او مردی بی هدف با احساساتی پوچ وجود داشت.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد می‌شود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید می‌کند همه‌چیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث می‌شود شاه گری درباره‌ی هدف از تولد دوباره‌اش و نقش واقعی‌اش در این دنیا، شک کند.


اینجا یک درد مشترک برای خیلی از طرفداران است. مانهوای The Beginning After The End یکی از بهترین آثار ژانر تناسخ است. داستانی احساسی، اکشن خوب و شخصیت‌پردازی قوی. اما انیمه‌اش… بله، انیمه ساخته شد اما کیفیت انیمیشن و کارگردانی آنچنان پایین بود که اقتباس نتوانست انتظارات بخش بزرگی از طرفداران مانهوا را برآورده کند.


آیا اقتباس ضعیف به معنای اثر ضعیف است؟

شاید بزرگ‌ترین اشتباه این باشد که کیفیت یک مانگا یا مانهوا را فقط از روی انیمه آن قضاوت کنیم.
بسیاری از آثاری که امروز شاهکار محسوب می‌شوند، اقتباس‌هایی ناقص یا بحث‌برانگیز داشته‌اند. با این حال نسخه اصلی آن‌ها همچنان تجربه‌ای بسیار کامل‌تر، عمیق‌تر و تأثیرگذارتر ارائه می‌دهد.

نظر نویسنده

اقتباس انیمه‌ای همیشه کار ساده‌ای نیست. محدودیت زمان، بودجه، سیاست‌های استودیو و حتی شرایط تولید می‌توانند مسیر یک اثر را تغییر دهند.
با این حال تاریخ بارها نشان داده که کیفیت یک اقتباس لزوماً نشان‌دهنده کیفیت منبع اصلی نیست.
اگر تاکنون تنها انیمه این آثار را دیده‌اید، شاید وقت آن رسیده باشد نسخه اصلی را نیز تجربه کنید؛ چون بعضی داستان‌ها هنوز بهترین شکل روایت خود را روی صفحات مانگا و مانهوا پیدا می‌کنند. انیمه‌ها فقط یک ویترین هستند. گاهی ویترین آنقدر کثیف است که کسی وارد مغازه نمی‌شود. اما شاهکارها همچنان در قفسه‌ها منتظرند. مانگا و مانهوا های پیشنهادی در بخش های بالایی آثار تضمین شده ای هستند که از خواندنشان پشیمان نمیشوید.

سوالات متداول
1. آیا این مقاله می‌گوید انیمه‌های معرفی‌شده بد هستند؟

خیر. هدف مقاله مقایسه کیفیت انیمه با منبع اصلی است، نه بی‌ارزش دانستن اقتباس‌ها، آثاری مانند Tokyo Ghoul و فصل اول The Promised Neverland همچنان از محبوب‌ترین و تأثیرگذارترین انیمه‌ها محسوب می‌شوند. با این حال، حذف برخی رویدادها، فشرده شدن داستان و تغییر بخشی از محتوای منبع اصلی باعث شده نسخه انیمه‌ای نتواند تمام جزئیات و عمق موجود در مانگا را منتقل کند. به همین دلیل بسیاری از طرفداران، مطالعه نسخه اصلی را تجربه کامل‌تر این آثار می‌دانند.

2. آیا می‌توان Tokyo Ghoul و Tokyo Ghoul:re را جداگانه خواند؟

خیر. Tokyo Ghoul:re ادامه مستقیم داستان Tokyo Ghoul است و روایت جدید یا مستقلی محسوب نمی‌شود. بسیاری از اتفاقات، شخصیت‌ها و رازهای داستان در بخش اول شکل می‌گیرند و سپس در :re ادامه پیدا می‌کنند. به همین دلیل توصیه می‌شود ابتدا Tokyo Ghoul و سپس Tokyo Ghoul:re را مطالعه کنید.

3. چرا لینک مانگای Berserk در این مقاله قرار نگرفته است؟

مانگای برزرک درحال حاظر روی سایت مانگاریوم قرار نگرفته است و احتمال آپلود آن در آینده ای نزدیک وجود دارد.

4. آیا اقتباس ضعیف می‌تواند روی محبوبیت یک اثر تأثیر بگذارد؟

بله. بسیاری از مخاطبان اولین برخورد خود با یک اثر را از طریق انیمه تجربه می‌کنند. اگر اقتباس نتواند کیفیت منبع اصلی را منتقل کند، ممکن است بخشی از مخاطبان هرگز به سراغ نسخه اصلی نروند.

دیدگاه و بحث‌ها

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه

    هنوز دیدگاهی منتشر نشده. اولین دیدگاه را شما بنویسید!