
اتحاد تیم
تیم اتحاد(Ettehad Team) با بیش از سه سال فعالیت در زمینه ترجمهی مانگا و کمیک فارسی فعال است. این گروه با برنامهریزی منظم، آثار جهانی را به زبان فارسی برمیگرداند. ترجمههای اتحاد بر حفظ سبک و لحن اصلی متمرکز است و مفاهیم را بهروشنی منتقل میکند. با انتشار منظم و تعامل با مخاطبان، اتحاد تیم در میان دوستداران مانگا و کمیک فارسی شناخته میشود.
محبوبترین آثار اتحاد تیم
The Horizon
Kokou no Hito
Supergirl: Woman of Tomorrow
I Killed Adolf Hitler
Monster
The End of Astro Boy
Fantastic Four: 1234
Dead Dead Demons Dededede Destruction
Joker’s Asylum: Penguin
Batman: Dark Knight, Dark City
تیم ترجمه اتحاد تیم (17 اثر)
The Horizon
در جهانی که جنگ ویرانش کرده، پسری نوجوان پس از مرگ مادرش در جادهای خلوت قدم میزند. در طول مسیر، تانکهای نظامی، اجساد، و شهر محبوبش را که به ویرانه بدل شده میبیند. با چشمانی مهآلود از اندوه، خودش را وادار میکند که همچنان به پیش برود.
یک صبح، در اتوبوسی متروکه که شب را در آن به سر برده بود، دختری را ملاقات میکند. لحظاتی پس از روبهرو شدنشان، آن حوالی به میدان نبرد بدل میشود و آن دو به کوچهای که سالها متروکه مانده بود میگریزند. این دو غریبه تصمیم میگیرند تا پایان راه کنار هم قدم بزنند؛ آغازی برای رفاقتی که جرقهٔ امیدی نو را در دلهای پژمردهشان میافروزد.
در جهانی که جنگ ویرانش کرده، پسری نوجوان پس از مرگ مادرش در جادهای خلوت قدم میزند. در طول مسیر، تانکهای نظامی، اجساد، و شهر محبوبش را که به ویرانه بدل شده میبیند. با چشمانی مهآلود از اندوه، خودش را وادار میکند که همچنان به پیش برود.
یک صبح، در اتوبوسی متروکه که شب را در آن به سر برده بود، دختری را ملاقات میکند. لحظاتی پس از روبهرو شدنشان، آن حوالی به میدان نبرد بدل میشود و آن دو به کوچهای که سالها متروکه مانده بود میگریزند. این دو غریبه تصمیم میگیرند تا پایان راه کنار هم قدم بزنند؛ آغازی برای رفاقتی که جرقهٔ امیدی نو را در دلهای پژمردهشان میافروزد.
Fantastic Four: 1234
داستانی تاریک از یک، دو، سه و چهار شگفت انگیز دنیای مارول، اوضاع طبق مراد نیست و گروه درحال فروپاشی است، دیگر اون روابط دوستانه و خانوادگی در گروه موج نمیزند، ثینگ سعی به کمک مردم داره اما مردم بخاطر سبک کاریاش به او روی چپ نشان میدهند و از کمکهاش متشکر نیستند، هیومن تورچ طبق معمول به عشق و حال میگذراند و سو... سو دچار شک و تردید در عشق خود به آقای شگفت انگیز شده چرا که جدیدا شوهرش معتاد تفکراتی طولانی مدت شده که باعث سردی روابط یکدیگر شده است و اینجاس که دکتر دووم و... نیمور!؟
داستانی تاریک از یک، دو، سه و چهار شگفت انگیز دنیای مارول، اوضاع طبق مراد نیست و گروه درحال فروپاشی است، دیگر اون روابط دوستانه و خانوادگی در گروه موج نمیزند، ثینگ سعی به کمک مردم داره اما مردم بخاطر سبک کاریاش به او روی چپ نشان میدهند و از کمکهاش متشکر نیستند، هیومن تورچ طبق معمول به عشق و حال میگذراند و سو... سو دچار شک و تردید در عشق خود به آقای شگفت انگیز شده چرا که جدیدا شوهرش معتاد تفکراتی طولانی مدت شده که باعث سردی روابط یکدیگر شده است و اینجاس که دکتر دووم و... نیمور!؟
Daredevil: Yellow
میزان ارزش یک مرد در این نیست که چگونه به تشک کوبیده میشود، بلکه به این است که چگونه از جایش بلند میشود." اینها کلماتی بودند که پدر متئو مرداک به پسرش، همان وکیل نابینای قهرمان، گفت. و بعدها درگذشت. قتل جک مرداک، زنجیرهای از وقایع را شکل داد باعث بهوجود اومدن قهرمانی جدید در خیابان های نیویورک شد- مردی بیباک و آکروبات اما نابینا! این کمیک نامهای عاشقانه از طرف مت مورداک به عشق خود است. لوب و سیل یک داستان اکشن-ماجراجویی الهام بخش گرفته شده و آن را با یک کمدی رمانتیک ترکیب کردهاند. که نتیجهاش، میشه جوهر آتشین و خیرهکننده سیل، این داستان، داستان دلچسب و دلخراش دو جوان عاشق است- متئو مرداک و کارن پیج.
میزان ارزش یک مرد در این نیست که چگونه به تشک کوبیده میشود، بلکه به این است که چگونه از جایش بلند میشود." اینها کلماتی بودند که پدر متئو مرداک به پسرش، همان وکیل نابینای قهرمان، گفت. و بعدها درگذشت. قتل جک مرداک، زنجیرهای از وقایع را شکل داد باعث بهوجود اومدن قهرمانی جدید در خیابان های نیویورک شد- مردی بیباک و آکروبات اما نابینا! این کمیک نامهای عاشقانه از طرف مت مورداک به عشق خود است. لوب و سیل یک داستان اکشن-ماجراجویی الهام بخش گرفته شده و آن را با یک کمدی رمانتیک ترکیب کردهاند. که نتیجهاش، میشه جوهر آتشین و خیرهکننده سیل، این داستان، داستان دلچسب و دلخراش دو جوان عاشق است- متئو مرداک و کارن پیج.
Batman: Dark Knight, Dark City
این بار تاریکی بیش از هر زمان دیگهای گاتهام سیتی را در بر گرفته است، ریدلر دیوانهتر از همیشه ظاهر میشود، او برای مراسماش به چند مورد نیاز دارد: یک تاریکی، یک گاتهام، یک بتمن! ریدلر بتمن را در هزارتوی گاتهام میچرخاند تا بتواند معمای شیطانیاش را حل کند. اون نمیخواهد بتمن بمیرد، چرا که...
این بار تاریکی بیش از هر زمان دیگهای گاتهام سیتی را در بر گرفته است، ریدلر دیوانهتر از همیشه ظاهر میشود، او برای مراسماش به چند مورد نیاز دارد: یک تاریکی، یک گاتهام، یک بتمن! ریدلر بتمن را در هزارتوی گاتهام میچرخاند تا بتواند معمای شیطانیاش را حل کند. اون نمیخواهد بتمن بمیرد، چرا که...
The End of Astro Boy
داستان ۵٠ سال بعد در دنیای آسترو بوی اتفاق میوفتد، آسترو جان خود را در راه نجات انسانها فدا کرده و دیگر فعال نیست و دنیا حسابی تغییر کرده، اما داستان ما روی پسری بنام "تاکئو تتسوکاوا" تمرکز داره که باید وقایع بسیار تاریکی رو از سر بگذرونه و با واقعیتهایی دردناک روبهرو بشه.
داستان ۵٠ سال بعد در دنیای آسترو بوی اتفاق میوفتد، آسترو جان خود را در راه نجات انسانها فدا کرده و دیگر فعال نیست و دنیا حسابی تغییر کرده، اما داستان ما روی پسری بنام "تاکئو تتسوکاوا" تمرکز داره که باید وقایع بسیار تاریکی رو از سر بگذرونه و با واقعیتهایی دردناک روبهرو بشه.
I Killed Adolf Hitler
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
Wolverine: Snikt!
تنها در یک سرزمین بی آب و علف که در آن موجودات رباتیک و انگلی زندگی میکنند، کشندهترین عضو ایکسمن با هر نبرد بیشتر و بیشتر به حالت واقعی، وحشیانه و دیوانهوار خود بازمیگردد. کلید حفظ ارتباط لوگان با انسانیتش ممکن است در دست یک دختر جوان مرموز باشد.
تنها در یک سرزمین بی آب و علف که در آن موجودات رباتیک و انگلی زندگی میکنند، کشندهترین عضو ایکسمن با هر نبرد بیشتر و بیشتر به حالت واقعی، وحشیانه و دیوانهوار خود بازمیگردد. کلید حفظ ارتباط لوگان با انسانیتش ممکن است در دست یک دختر جوان مرموز باشد.
Joker’s Asylum: Penguin
در این کمیک جوکر داستان های شرمآوری از دشمنان بتمن تعریف میکند که به خوانندگان نگاهی درونی به زندگی و ریشههای روانی آنان میاندازد، ما در این داستان با پنگوئن یا همان آزوالد کاپلبات نوجوان و گذشتهاش آشنا میشویم
در این کمیک جوکر داستان های شرمآوری از دشمنان بتمن تعریف میکند که به خوانندگان نگاهی درونی به زندگی و ریشههای روانی آنان میاندازد، ما در این داستان با پنگوئن یا همان آزوالد کاپلبات نوجوان و گذشتهاش آشنا میشویم
Supergirl: Woman of Tomorrow
کارا زور-ال در طول عمرش ماجراجوییهای حماسی زیادی دیده، اما زندگی خود را بیمعنا و هدف مییابد. اینجا او، دختر جوانیست که سیاره اش نابود و به زمین فرستاده شده تا از پسر عموش محافظت کنه که در نهایت فهمید به مراقبتش نیازی نبوده. این همه برای چه بود؟ هرجا که میره، مردم فقط اونو یه آشنای سوپرمن میبینن. درست زمانی که سوپرگرل فکر میکند به اندازه کافی کشیده، او تصمیم میگیرد که هدف خود را پیدا کند اما...
کارا زور-ال در طول عمرش ماجراجوییهای حماسی زیادی دیده، اما زندگی خود را بیمعنا و هدف مییابد. اینجا او، دختر جوانیست که سیاره اش نابود و به زمین فرستاده شده تا از پسر عموش محافظت کنه که در نهایت فهمید به مراقبتش نیازی نبوده. این همه برای چه بود؟ هرجا که میره، مردم فقط اونو یه آشنای سوپرمن میبینن. درست زمانی که سوپرگرل فکر میکند به اندازه کافی کشیده، او تصمیم میگیرد که هدف خود را پیدا کند اما...
Dead Dead Demons Dededede Destruction
وقتی به آسمان نگاه میکنی، چه میبینی؟ آسمانی آبی؟ آزادی؟ آیندهای امیدوارکننده؟ مردم توکیو هیچیک را نمیبینند. در عوض، کشتی مادر تهدیدآمیز بیگانهای بالای شهر سایه انداخته و چشمانداز آسمان را در خود فرو برده است. سه سال پیش آنها آمدند. ورود «تهاجمکنندگان» بزرگترین جنگ تاریخ بشر را شعلهور کرد؛ جنگی که تهدید به پایان دنیا بود. دولت ژاپن برای مبارزه با تهاجمکنندگان عجولانه سلاحها را بهصورت انبوه تولید کرد که همین موضوع به بحثها و جنبشهای صلحطلبانه دامن زد. آن روز، همهچیز تغییر کرد. با این حال، هیچچیز تغییر نکرد. کادوکی کوئیاما و اوران ناکاگاوا روزهای پایانی را مانند همیشه میگذرانند: رفتن به مدرسه، بازی با دوستان و انجام کارهایی که هر دختر دبیرستانی بیخیال در زندگیاش دارد. اما با بزرگتر شدن، درمییابند معنای واقعی بزرگسالی در دنیایی که بزرگترها همچون شیاطینی فریبکار و ویرانگر به نظر میرسند چیست. آنها میآموزند تهدید واقعی بشریت نه از سوی تهاجمکنندگان، بلکه از خود بشریت است.
وقتی به آسمان نگاه میکنی، چه میبینی؟ آسمانی آبی؟ آزادی؟ آیندهای امیدوارکننده؟ مردم توکیو هیچیک را نمیبینند. در عوض، کشتی مادر تهدیدآمیز بیگانهای بالای شهر سایه انداخته و چشمانداز آسمان را در خود فرو برده است. سه سال پیش آنها آمدند. ورود «تهاجمکنندگان» بزرگترین جنگ تاریخ بشر را شعلهور کرد؛ جنگی که تهدید به پایان دنیا بود. دولت ژاپن برای مبارزه با تهاجمکنندگان عجولانه سلاحها را بهصورت انبوه تولید کرد که همین موضوع به بحثها و جنبشهای صلحطلبانه دامن زد. آن روز، همهچیز تغییر کرد. با این حال، هیچچیز تغییر نکرد. کادوکی کوئیاما و اوران ناکاگاوا روزهای پایانی را مانند همیشه میگذرانند: رفتن به مدرسه، بازی با دوستان و انجام کارهایی که هر دختر دبیرستانی بیخیال در زندگیاش دارد. اما با بزرگتر شدن، درمییابند معنای واقعی بزرگسالی در دنیایی که بزرگترها همچون شیاطینی فریبکار و ویرانگر به نظر میرسند چیست. آنها میآموزند تهدید واقعی بشریت نه از سوی تهاجمکنندگان، بلکه از خود بشریت است.
Wolverine: Weapon X
لوگان، مردی با گذشتهای نامعلوم، توسط پروژهای مخفی به نام Weapon X ربوده میشود و تحت آزمایشات بیرحمانه قرار میگیرد. در این پروژه، اسکلت او با فلز آدامانتیوم پوشانده شده و به یک ماشین کشتار تبدیل میشود. دانشمندان سعی دارند ذهن او را بشکنند و او را کنترل کنند، اما لوگان...
لوگان، مردی با گذشتهای نامعلوم، توسط پروژهای مخفی به نام Weapon X ربوده میشود و تحت آزمایشات بیرحمانه قرار میگیرد. در این پروژه، اسکلت او با فلز آدامانتیوم پوشانده شده و به یک ماشین کشتار تبدیل میشود. دانشمندان سعی دارند ذهن او را بشکنند و او را کنترل کنند، اما لوگان...
Justice League International
شروع دوباره لیگ عدالت، اما در شکلی جهانی، طنز و خندهدار.
شروع دوباره لیگ عدالت، اما در شکلی جهانی، طنز و خندهدار.
Monster
کنزو تنما، جراح مغز و اعصاب سرشناس ژاپنی که در دوران پساجنگ در آلمان کار میکند، با انتخاب دشواری روبهرو میشود: اینکه عمل جراحی را روی یوهان لیبرت—پسربچهی یتیم که در آستانهی مرگ قرار دارد—انجام دهد یا روی شهردار دوسلدورف. در نهایت، تنما شهرت خود را به ریسک میاندازد و یوهان را نجات میدهد و عملاً شهردار را به حال خود رها میکند.
در پی این تصمیم، هاینمان، مدیر بیمارستان، تنما را از سمتش برکنار میکند و ایوا، دختر هاینمان، نامزدیشان را بهم میزند. با لکهای بزرگ بر پیشانی و طردشده از سوی همکاران، تنما همه امیدش را به موفقیت حرفهای از دست میدهد—تا اینکه قتل مرموز هاینمان بار دیگر فرصتی برایش فراهم میکند.
نه سال بعد، تنما ریاست بخش جراحی را بر عهده دارد و در آستانهی نشستن بر کرسی مدیر بیمارستان است. هرچند در ابتدا همهچیز خوب به نظر میرسد، بهزودی درگیر سلسلهای از قتلهای هولناک در سراسر آلمان میشود. عامل این جنایات موجودی است—همان موجودی که تنما آن روز سرنوشتساز، نه سال پیش، جانش را نجات داد.
کنزو تنما، جراح مغز و اعصاب سرشناس ژاپنی که در دوران پساجنگ در آلمان کار میکند، با انتخاب دشواری روبهرو میشود: اینکه عمل جراحی را روی یوهان لیبرت—پسربچهی یتیم که در آستانهی مرگ قرار دارد—انجام دهد یا روی شهردار دوسلدورف. در نهایت، تنما شهرت خود را به ریسک میاندازد و یوهان را نجات میدهد و عملاً شهردار را به حال خود رها میکند.
در پی این تصمیم، هاینمان، مدیر بیمارستان، تنما را از سمتش برکنار میکند و ایوا، دختر هاینمان، نامزدیشان را بهم میزند. با لکهای بزرگ بر پیشانی و طردشده از سوی همکاران، تنما همه امیدش را به موفقیت حرفهای از دست میدهد—تا اینکه قتل مرموز هاینمان بار دیگر فرصتی برایش فراهم میکند.
نه سال بعد، تنما ریاست بخش جراحی را بر عهده دارد و در آستانهی نشستن بر کرسی مدیر بیمارستان است. هرچند در ابتدا همهچیز خوب به نظر میرسد، بهزودی درگیر سلسلهای از قتلهای هولناک در سراسر آلمان میشود. عامل این جنایات موجودی است—همان موجودی که تنما آن روز سرنوشتساز، نه سال پیش، جانش را نجات داد.
Batman The Cult
داستان حول محور دیکن بلکفایر، یک رهبر کاریزماتیک و مرموز مذهبی، و فرقهاش که از افراد بیخانمان گاتهام تشکیل شده، میچرخد. بلکفایر بتمن را پیش از آغاز داستان ربوده و با شکنجه، گرسنگی و مواد مخدر او را شستشوی مغزی میدهد تا به فرقه بپیوندد. این روند بتمن را به پایینترین نقطه روانی و عاطفیاش میرساند و حتی او را وادار به انجام اعمالی مانند قتل (در توهم) میکند. بلکفایر با استفاده از فرقهاش، قصد دارد با از بین بردن فساد گاتهام، شهر را تحت کنترل خود درآورد. در این میان، جیسون تاد (رابین دوم) نقش مهمی در نجات بتمن و مقابله با بلکفایر ایفا میکند.
داستان حول محور دیکن بلکفایر، یک رهبر کاریزماتیک و مرموز مذهبی، و فرقهاش که از افراد بیخانمان گاتهام تشکیل شده، میچرخد. بلکفایر بتمن را پیش از آغاز داستان ربوده و با شکنجه، گرسنگی و مواد مخدر او را شستشوی مغزی میدهد تا به فرقه بپیوندد. این روند بتمن را به پایینترین نقطه روانی و عاطفیاش میرساند و حتی او را وادار به انجام اعمالی مانند قتل (در توهم) میکند. بلکفایر با استفاده از فرقهاش، قصد دارد با از بین بردن فساد گاتهام، شهر را تحت کنترل خود درآورد. در این میان، جیسون تاد (رابین دوم) نقش مهمی در نجات بتمن و مقابله با بلکفایر ایفا میکند.
Houseki no Kuni
سالها پیش، زمین از برخورد شش شهابسنگ متحمل صدماتی شد که شش قمر بهوجود آورد و جزیرهای تنها را باقی گذاشت. کسانی که نتوانستند خود را به آن جزیره برسانند، به ته اقیانوس فرو رفتند و به مرور زمان به بلور تبدیل شدند. با گذشت هزاران سال، بیستوهشت تن از این موجودات بلوریشده—که به «درخشانها» مشهورند—از عمقها برخاستند و در همان جزیره ساکن شدند. آنها تحت رهبری خردمند کونگو-سنسی باید از خود در برابر اقمارنشینان بیشمار—ساکنانی که در پی جمعآوری اجساد باارزششان برای ساخت سلاح و جواهرند—دفاع کنند.
داستان «سرزمین جواهرات» (Houseki no Kuni) حول فسفوفسلایت میچرخد، جواهری جوان که در آستانهٔ سیصد سالگی است. دستوپاچلفتی، بسیار شکننده و بیاستعداد بهنظر میرسد، از ضعیفترین جواهرهاست و در مبارزه با اقمارنشینان نمیتواند یاری چندانی برساند. اما هرچه نبرد با این مهاجمان فرازمینی شدت میگیرد، او زود درمییابد که رسیدن به قدرت بهایی دارد که هیچکس نباید مجبور به پرداختش شود.
سالها پیش، زمین از برخورد شش شهابسنگ متحمل صدماتی شد که شش قمر بهوجود آورد و جزیرهای تنها را باقی گذاشت. کسانی که نتوانستند خود را به آن جزیره برسانند، به ته اقیانوس فرو رفتند و به مرور زمان به بلور تبدیل شدند. با گذشت هزاران سال، بیستوهشت تن از این موجودات بلوریشده—که به «درخشانها» مشهورند—از عمقها برخاستند و در همان جزیره ساکن شدند. آنها تحت رهبری خردمند کونگو-سنسی باید از خود در برابر اقمارنشینان بیشمار—ساکنانی که در پی جمعآوری اجساد باارزششان برای ساخت سلاح و جواهرند—دفاع کنند.
داستان «سرزمین جواهرات» (Houseki no Kuni) حول فسفوفسلایت میچرخد، جواهری جوان که در آستانهٔ سیصد سالگی است. دستوپاچلفتی، بسیار شکننده و بیاستعداد بهنظر میرسد، از ضعیفترین جواهرهاست و در مبارزه با اقمارنشینان نمیتواند یاری چندانی برساند. اما هرچه نبرد با این مهاجمان فرازمینی شدت میگیرد، او زود درمییابد که رسیدن به قدرت بهایی دارد که هیچکس نباید مجبور به پرداختش شود.