
اتحاد تیم
تیم اتحاد(Ettehad Team) با بیش از سه سال فعالیت در زمینه ترجمهی مانگا و کمیک فارسی فعال است. این گروه با برنامهریزی منظم، آثار جهانی را به زبان فارسی برمیگرداند. ترجمههای اتحاد بر حفظ سبک و لحن اصلی متمرکز است و مفاهیم را بهروشنی منتقل میکند. با انتشار منظم و تعامل با مخاطبان، اتحاد تیم در میان دوستداران مانگا و کمیک فارسی شناخته میشود.
محبوبترین آثار اتحاد تیم
The Horizon
Kokou no Hito
Supergirl: Woman of Tomorrow
I Killed Adolf Hitler
Monster
The End of Astro Boy
Fantastic Four: 1234
Dead Dead Demons Dededede Destruction
Joker’s Asylum: Penguin
Batman: Dark Knight, Dark City
تیم ترجمه اتحاد تیم (17 اثر)
Billy Bat
کوین یاماگاتا خالق کمیک آمریکایی «بیلی بت» است، که در آن یک خفاش انسانگون در ماجراهای مختلف نقش اصلی را دارد. پس از یک ملاقات کوتاه با پلیس، کوین به ژاپن بازمیگردد—جایی که در جریان جنگ جهانی دوم بهعنوان مترجم برای نیروهای متفقین خدمت کرده بود—تا منشأ کمیک خود و توطئهای چندنسلی با ریشهای بسیار ماورایی را کشف کند. با پیشرفت داستان، جابهجاییهای زمانی بهصورت غیرخطی به جلو و عقب اتفاق میافتند و راز علامتهای خفاش، رویدادهای تاریخی ناشی از تأثیر آنها و کسانی که دچار تواناییهای پیشگویانهشان شدهاند، آشکار میشود.
کوین یاماگاتا خالق کمیک آمریکایی «بیلی بت» است، که در آن یک خفاش انسانگون در ماجراهای مختلف نقش اصلی را دارد. پس از یک ملاقات کوتاه با پلیس، کوین به ژاپن بازمیگردد—جایی که در جریان جنگ جهانی دوم بهعنوان مترجم برای نیروهای متفقین خدمت کرده بود—تا منشأ کمیک خود و توطئهای چندنسلی با ریشهای بسیار ماورایی را کشف کند. با پیشرفت داستان، جابهجاییهای زمانی بهصورت غیرخطی به جلو و عقب اتفاق میافتند و راز علامتهای خفاش، رویدادهای تاریخی ناشی از تأثیر آنها و کسانی که دچار تواناییهای پیشگویانهشان شدهاند، آشکار میشود.
Kokou no Hito
در اولین روز انتقالش به یک دبیرستان جدید، پسری منزوی به نام «موری بونتارو» توسط یکی از همکلاسیهایش ترغیب میشود تا از ساختمان مدرسه بالا برود. با اینکه میداند تنها یک لغزش ممکن است او را به کام مرگ بفرستد، به صعود ادامه میدهد. وقتی بالاخره به پشتبام میرسد، حس رضایت عمیقی را تجربه میکند — حسی که گویی به او میگوید: «زندهای!»
همین احساس، جرقهای میشود برای تولد شور و هیجانش نسبت به صخرهنوردی.
در اولین روز انتقالش به یک دبیرستان جدید، پسری منزوی به نام «موری بونتارو» توسط یکی از همکلاسیهایش ترغیب میشود تا از ساختمان مدرسه بالا برود. با اینکه میداند تنها یک لغزش ممکن است او را به کام مرگ بفرستد، به صعود ادامه میدهد. وقتی بالاخره به پشتبام میرسد، حس رضایت عمیقی را تجربه میکند — حسی که گویی به او میگوید: «زندهای!»
همین احساس، جرقهای میشود برای تولد شور و هیجانش نسبت به صخرهنوردی.