تلگرام
به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی نقد و گفتوگو شاهکاری فرای انتظار
Hunterx
3 ماه قبل

نقد و بررسی -  شاهکاری فرای انتظار

داستان
10 از 10
طراحی
9.5 از 10
شخصیت‌پردازی
10 از 10
جذابیت
10 از 10

درود
حالا که داری این نقدو میخونی احتمالا برات جالب شده که بدونی چرا عنوان نقدومو گذاشتم (( شاهکاری فرای انتظار)) و شاید فکر کنی که دارم مبالغه میکنم ولی اینطور نیست.
حقیقت اینه که من این اثرو دوبار با ترجمه انگلیسی تا جایی که بیرون اومده مطالعه کردم و حالا یک بار دیگه میخوام با ترجمه فارسی تو سایت مانگاریوم میخوام بخونمش چرا که این اثر هر چند بار هم که مطالعه بشه جذابیت خودشو از دست نمیده.
اثر به شدت قوی اینجا داریم حالا شاید بپرسید چرا؟
اول از همه اینکه کاراکتر اصلی شخصیت قوی از همون ابتدای داستان داره و طی گذر زمان و هر چقد جلوتر میره این شخصیت رشد میکنه و از اتفاقاتی که حین داستان براش میوفته درس عبرت میگیره خلاصه بخوام بگم با یه کاراکتر اصلی احمق که با صحبت کردن با چهارتا دختر بلاش میزنه و با قدرت دوستی حریفاشو شکست میده روبرو نیستیم پشت کاراش فکر و استراتژی هست و همین جذابش میکنه و با اینکه نویسنده سعی کرده کاراکتر اصلی مارو OP بسازه ونشونش بده اما از یه جایی به بعد میفهمیم که کاراکتر اصلی هنوز خیلی چیز ها برای یادگرفتن داره
ساید کاراکتر ها رو فراموش نکنیم که به شدت شخصیت پردازی قوی دارند و اگر بخوام در موردش توضیح بدم نقد خیلی طولانی میشه پس فقط خلاصه میگم که شخصیت پردازی این اثر خودش یه شاهکار جداست
میرسیم به داستان این اثر که خیلی جذابه و یکاری میکنه که اصلا گذر زمانو متوجه نشید و پر از پیچ و خم های جذاب و داستان های خفن ساید کاراکتر ها که شمارو به شدت به خودش جذب میکنه و همچنین کمدی خاص خودش رو داره
دنیا سازی (world building) خوبی داره میشه گفت تقریبا متفاوته
آرت استایل منحصر به فرد و خاصی داره که شمارو به خودش جذب میکنه و صحنه های فایت به شدت تمیز در اومده و بخاطر آرت استایل خاصش یه کمدی منحصربه فرد و کیوت هم داره
به شدت پیشنهادش میکنم و شاید 4, 5 چپتر اول یکم حوصله سر بر باشه ولی بعدش یه دفعه میبینید که با یه شاهکار بصری روبر هستید
یه فکت فان هم درموردش بگم این که این اثر یه ناول داره ولی مانهواکار این اثر بعد خوندن ناول وقتی میبینه که ناول این اثر ضعیفه خودش دست به کار میشه و هم کشیدن و هم نوشتن داستان این اثرو خودش دست میگیره یعمی عملا ما با یه شاهکاری روبرو هستیم که اورجیناله

شما می‌توانید آثار همچون مانهوا Dungeon Odyssey با ترجمه فارسی را از مانگاریوم بخوانید.

نقاط قوت

  • داستان جذاب
  • آرت استایل منحصر به فرد
  • شخصیت پردازی شاهکار
  • جهان سازی قوی

نقاط ضعف

  • برای بعضی افراد ممکنه 4 ,5 چپتر اول حوصله سر بر باشه

دیدگاه و بحث‌ها

13 دیدگاه
نمایش دیدگاه

  1. من وقتی این نقدو خوندم سریع مانهوا رو شروعش کردم و میشه گفت یکی از بهترین مانهواهایی بود که من تا الان خونده بودم درکل همه چیز این اثر در هر زمینه ای عالی بود صحنه های فانه زیادی هم داشت درکل اثر معرکه تی بود

    4
    0

    1. دیدگاه حاوی اسپویل است.

      نمایش دیدگاه

      دوتا چیز
      اول اینکه بنظرت چقد ازت کلاهبرداری شده؟
      دوم اینکه من یه مقداری توی نقدم اغراق کرده بودم و اینو قبول دارم ولی اثر اثر قوی‌ایه اینو نمیتونم از حق بگذرم شاید به اون اندازه‌ای که نوشتم شاهکاری فرای انتظار نباشه برای خیلیا و بنظرشون خیلی اثرای بهترم خونده باشن ولی برای من واقعا اثر جذابی بود و بنظرم شاهکار بود شاید در آینده با خوندن اثرای دیگه باعث شه که دیگه نسبت به این اثر اون حس قبلی که شاهکار برام بوده رو نداشته باشم ولی باید در نظر بگیریم که در نهایت یه منتقد و کسی که نقد مینویسه هم انسانه و چه دوست داشته باشیم قبول کنیم چه نه تحت تاثیر احساساتش هست در نهایت
      حتی بزرگترین منتقد ها هم از این قائده مستثنا نیستند چه برسه به من
      نمیدونم تا کجاشو خوندی ولی چندتا چیز که برای من خیلیییی جالب بود تو اثر و تو اثرای دیگه‌ای که خوندم ندیدم یکیش همین قضیه بک استوری شخصیت اصلی و عمق دانجن بود یکی دیگشم همین ریگرس شدن شاه نامیرا ها تو بدن یکی از مار ها و ادامه داستاناش بود
      یه چیزی هم بگم که اثر تا چپتر ۱۳۳ اینجا آپلود شده من انگلیسشو تا چپتر ۱۴۶ خوندم و دقیقا سر همین چپتر ۱۴۶ یه اتفاق میوفته که اثر دوباره یه لول آپ به خصوص دیگه میگیره
      در کل دوست دارم نظر تو رو هم بدونم پس حتما بهم بگو

      0
      0

      1. دیدگاه حاوی اسپویل است.

        نمایش دیدگاه

        سلام مجدد
        امیدوارم حالتون خوب باشه.
        بنده با اینکه اغراق کردید موافقم ولی با اینکه میگید ” یکم ” مخالفم. به نظر من خیلی اغراق داشتید
        حرف دیگه ای که گفتین و برای حداقل بنده قابل قبول نیست اینه که “شاید به دیدگاه بقیه شاهکار به نظر نیاد به فلان دلایل اما به نظر خودتون شاهکاره پس بهش بالاترین نمرات رو دادین ”
        در خصوص این موضوع باید بگم این حرف زمانی اشکال منطقی نداشت که به عنوان دیدگاه بیان بشه نه به عنوان نقد
        چون نقد یعنی تحلیل و بررسی بی طرفانه و اینکه گفتین بزرگترین منتقدان هم ناگزیر مجبور به دخالت احساساتشون میشن هم تا حدودی نادرسته. بله نمیشه کاملا احساسات رو سرکوب کرد بلاخره ولی میشه نهایت تلاش برای بی طرفی رو انجام داد چون بلاخره باید با مخاطب صادق بود. تو متن شما همچین چیزی نبود و احساسات شخصی به شدت غالب بود تا حدودی که تقریبا به نقاط ضعف اثر اشاره ای نشد.
        اگر نقد های نوشته شده توسط نقاد های نه چندان بزرگ رو هم ببینین متوجه میشین که نهایت سعی بر اینه که اثر رو بی طرفانه و با کمترین دخالت علایق و عواطف شخصی بررسی کنن
        در رابطه به سوال اولتون باید بگم تا حد زیادی.
        بزارید توضیح بدم چرا.
        بیاید از شخصیت پردازی شروع کنیم.
        در کل این اثر شخصیت پردازی ای که کمی قابل قبول باشه مربوط به کرکتر اصلی و کیم جین وو اصلی هست و مابقی جز یکسری کرکتر همه وسیله برای مصرف توسط پلات هستن و یا در جهت عمق بخشی به پروتاگونیست خرج میشن.
        توی این اثر تقریبا تمامی شخصیت ها به اصطلاح تایپ کرکترن نه کرکتر واقعی از دستیار تا خون آشام و تقریبا تمانی کرکترهای دیگه
        ناگفته نمونه که بخش عمده شون با یک الگوی تکراری رایج به مصرف پلات در اومدن‌ که این کمی اثر رو قابل پیشبینی میکنه و‌میتونه به عنوان نقطه ضعفی در اجرا تلقی بشه. در کل اما این موضوع به خودی خود بد هم نیست و برای این چنین اثاری خصوصا توی ژانر فانتزی طبیعیه اما خب نباید برچسب شخصیت پردازی عمیق و… رو بهشون چسبوند چون حقیقت ماجرا چیز دیگه ایه. یک مثال در این رابطه با اجرای خوب اگر بخوام بزنم وانپیس هست. مملو از تایپ کرکترهای مختلف و متنوع که باعث‌میشه از حالت یکنواختی تا حدودی بیرون بیاد ولی خب.
        حتی پروتاگونیست داستان هم کرکتری ساخته شده با حجم زیادی از کلیشه های رایجه.
        مثلا تو نقدتون گفتین که کرکتری که با دیدن چندتا شخصیت زن اصطلاحا صورتش قرمز نمیشه و با استراتژی میره جلو و… . در این‌خصوص باید عرض کنم که اولا این ها همه رایج و مرسومه و چیز جدیدی نیستن که بگیم خب با یه کرکتر متفاوت و جدید رو به رو هستیم نه اینطور نیست. بزارید از همین صنعت مانهوا یه مثال معروف بزنم که دقیقا همین خصوصیات رو داشت
        سونگ جینوو از سولولولینگ مشهور ترینشه و اگه شما بقیه اثار این سبکی رو خونده باشید با انبوهی از این مدل تایپ ها مواجه میشین

        ثانیا اینکه ویژگی هایی که بیان کردین و‌توی اثر هم نمایانه خصوصیات مربوط به یک تایپ کرکتر هستن و شخصیت پردازی رو عمیق نمیکنن یا کرکتری که اینارو داشته باشه کرکتری با شخصیت پردازی شاهکار و فلان نیست.
        رفتار ها ، انگیزه ها، تضادها و تناقضات درونی یک‌کرکتر هستن که اون رو عمیق میکنن و کرکتری خوبه که باورپذیرتر و انسانی تر باشه به قولی، که توی این اثر کیم جینوو اصلی فردی که کرکتر اصلی رو مورد شستشوی مغزی قرار داد واقعا کرکتری جالب و با رفتار های انسانی و باورپذیر بود ، کرکتری که در اخر رفتاری هرچند شاید بعضی بگین کلیشه ای اما در تضاد با اعتقادات و… انجام داد در شرایطی ناص که بهش باورپذیری بیشتری میبخشه و یکی از نکات مثبت داستان حضور همین کرکتر بود واقعا.
        از حق نگذریم کرکتر اصلی بعضا چنین رفتارهایی رو‌نشون میده و همین در درجه قابل قبولی از پرداخت در چنین ژانری قرارش میده.
        ( یک موضوع رو فقط بنده عرض کنم که استفاده از کلیشه چندان هم بد نیست اما باید حداقل تلاش برای خلاقیت هم بشه و اینکه اگر از کلیشه استفاده ای میشه باید به درستی و با روش های جدید اجراش کرد یک مثال اگر بزنم نمیدونم اثر سایبرپانک اجرانرز رو دیدین یا نه اما اثر داستانش کلیشه ای رایج و مشهوره اما اجرای به شدت خوب و نویی داره و همین موضوع کار رو با ارزش میکنه )
        *ادامه رو در کامنت بعد میگم چون محدودیت هست

        0
        0

        1. دیدگاه حاوی اسپویل است.

          نمایش دیدگاه

          توی مقوله شخصیت پردازی اگر به انتاگونیست ها و ویلن ها هم نگاهی بندازیم زیاد چیز خاصی چشممون رو نخواهد گرفت ازونجایی که ویلن ها پردازش آنچنان خاصی ندارن و اونها هم پله ای برای پرداخت به کرکتر اصلی هستن وسیله ای که توسط پلات و ایده مصرف میشن
          اکثریت هم از یک الگوی تکراری پیروی میکنن و کرکترهایی با عمق، انگیزه مشخص، تضاد و …نیستن بیشتر کرکترهایی کلیشه ای هستن که پرداخت مناسبی هم بهشون نشده ولی خب این‌وسط یکی دوتا هستن که میتونن واقعا پردازش مناسبی داشته باشن و نشون دادن که از استعداد و پتانسیل خوبی برخوردارن مثلا ارباب مرداب.

          منباب ارباب مردگان که ذکر کردین با توجه به توضیحات قبلی که دادم همین ایشون هم یک تایپ کرکتره. بازگشتش به دنیا و ادامه داستانش با یک قصه ی کلیشه ای و سطحی بدون عمق خاصی با فقط یه انگیزه سطحی انتقام تا اینجا که بی فایده بوده و به نظرم بهتر بود به دوتراگونیست و تتراگونیست های داستان پرداخته میشد تا روایت همچین قصه جانبی که تاثیر خاصی توی پلات نداشته و احتمالا هم نداره و صرفا جنبه فان و یا در آینده شاید کلیشه ای احساسی داشته باشه. اما نمیخوام کم لطفی کنم و باید بگم پتانسیل اینو داشت که از نوشتار خوبی بهره ببره ولی چنین نشد متاسفانه مثلا میشد از این رگرشن استفاده های به مراتب بهتری برای عمیق تر کردن داستان کرد.

          و یک نکته دیگه اینکه بازگشت یا اصطلاحا رگرشن همچین مدل کرکتر هایی که معمولا هم در تقابل با پروتاگونیست هستن توی این ژانر هم چیز جدید یا قابل توجهی نیست که بشه گفت خب اوکی به اثر عمق ببخشه و باعث ترقیش بشه. اگر‌ کمی آشنایی با ژانر فانتزی داشته باشین چنین ایده هایی بسیارن.بازم بگم که ناحقی نکرده باشم استفاده از این ایده های تکراری چیز بدی نیست مهم اجرای اون ایده است
          به نظرم صحبت درباره کرکترپردازی کافی باشه با اجازه بنده میرم سراغ دنیاسازی.
          نویسنده سعی کرده تو این بخش واقعا کمی تفاوت و نویی نشون بده و این چیز خوبیه اما پرداخت به دنیا زیاد قابل قبول نیست. دنیاسازی ای خوبه که (بدون توجه به وسعتش یعنی چه‌مینیمال باشه مثل دنیای مونوگاتاری چه وسیع و گسترده مثل made in abyss یا omniscient reader’s viewpoint ) باورپذیر ، دارای چارچوبی مشخص و مهم تر از همه پویا باشه یعنی رابطه دوسویه با پلات و روایت و کرکتر ها داشته باشه اما دنیای این اثر تا اینجای کار با اینکه توی طراحی خلاقیت جالبی بکار رفته اما پرداختی سطحی تر داشته در کل ولی قابل پذیرشه حداقل در مقایسه با خیلی از اثار دیکه توی صنعت مانهوا اوکیه

          از این بخش که بگذریم وارد بخش طراحی بشیم که بنده حقیقتا این بخش رو خیلی سلیقه ای میدونم و زیاد با نمره دهی تون مشکلی ندارم
          خودم هم زیاد با طراحی مشکل خاصی ندارم ولی خب این بخش چون ذاتا سلیقه افراد رو تحت تاثیر قرار میده میتونه نمرات مختلفی از افراد مختلف بگیره.
          به نظر بنده طراحی جالب و بامزه بود اما خب نباید از حق گذشت که بعضا کمی اذیت کننده هم میشه.

          در آخر هم بخش روایت و داستان پردازی . بنده اثر رو تا حایی مه اینجا منتشر شده کامل مطالعه کردم و باید بگم
          انصافا روایت اثر جذابه البته که توی اینچنین اثار طبیعت ثانویه شون هست معمولا ولی خب واقعا جذابیت داشته هرچند توی بعضی از قسمت ها کمی داستان رو به اصطلاح کشش پیدا میکرد و شاید کمی طولانی میشد و یک‌مقدار از گیرایی کاسته میشد ولی در مجموع حداقل نمره هفت از ده برای روایتش خوبه.
          در خصوص داستان پردازی هم اثر با اینکه میگم مملو از کلیشه است اما خب پوینت های متفاوت ، متنوع و جدیدی رو توی پلات قرار داده و این بخش قابل قبوله. حقیقتا اثر تا حالا پیچش خاص یا نقطه عطفی نداشته یا مثلا خیلی عمق خاصی درش دیده نمیشه ولی خب میپذیرم.
          به نظرم نه بده نه خوب متوسط و صد البته مه جای پیشرفت داره.

          به صورت کلی اگر کلیت اثر رو بخوام نظری دربارش بدم به نظرم برای سرگرمی مناسبه و توی رده متوسطیه حداقل تا اینجای ماجرا و باید دید در ادامه چی میشه. سنجش من نسبت به اثاری توی همین صنعته اگر بخوام به نسبت کل فیکشن در نظر بگیرم جایگاه پایین تری داره.

          با توجه به این گفته ها الان حس میکنم متوجه شدین چرا تا حد زیادی حس میکنم ازم کلاه برادری شده و اما خب امیدوارم از بنده دلخور نشده باشید اگر حرفی زدم که خاطرتون رو آزرده کرده
          نکته اخر اینکه سعی کنید متنی رو که عنوان نقد بهش میدید رو کمی بیشتر بالا پایین کنین یا مثلا با بی طرفی و انصاف بیشتری بنویسنش چون در نهایت نقد یک راهنما برای مخاطبه و لازمه که در ارائه اش صداقت رو رعایت کرد
          صداقت منطقی نه احساسی و بلاخره نقد با نظر شخصی از خیلی جهات متفاوته اگر نبود که دوتا چیز مجزا نبودن

          سرتون رو بیشتر به در نمیارم
          در پناه حق.

          0
          0

          1. درود
            منم امیدوارم حالتون خوب باشه.
            اول اینکه به شدت تجزیه و تحلیل کاملی بود و همشو خوندم و به شدتم برام جذاب بود طوری که امیدوارم کسی اگر اومد و نقد منو خوند حتما به قسمت کامنتا یه سر بزنه و تحلیل شمارو بخونه و ازش لذت ببره چون خیلی اعتبار بیشتری داره تا نقد بنده.
            دوم اینکه حرفتون درمورد اینکه چیزی که من نوشتم بیشتر شبیه به یه دیدگاه هست تا یک نقد کاملا درسته چون حالا که فکرش رو میکنم و به عقب برمیگردم میبینم زمان نوشتن این نقد خیلی تحت تاثر احساسات بودم و هیجان خیلی زیادی داشتم تا هر چه زودتر برای اثری که خیلی بهش علاقه دارم یه نقد بنویسم و بقیه رو متقاعد کنم که این اثرو بخونن که همین امر باعث شد که چیزی که نوشتم بیشتر تبدیل بشه به یک دیدگاه.
            سوم اینکه نکاتی که توضیح دادین خیلی خوب بودن میخوام ازشون درس بگیرم و مطالعه‌ام رو در زمینه نقد نوشتن بیشتر کنم تا در آینده بتونم نقدای بهتر و منتقدانه تری بنویسم که خواننده نقدم بعدا احساس نکنه که سرش کلاه گذاشتم.
            چهارم اینکه واقعا شخصیتتون برام خیلی جالب شده و دوست دارم بدونم که چقد مطالعه داشتین چون کم پیش میاد همچین افراد به قول رفیقم بنگر(banger) رو آدم تو اینترنت ببینه و باهاشون همکلام بشه.
            پنجم اینکه پسر واقعا پخته شدم از هر طرفی که فکرشو بکنم😂
            تو طول عمرم انقد منطقی و جذاب پخته نشده بودم توسط یکی دیگه پشمام ریخته واقعا کاشکی آیدی بله، روبیکا چیزی میدادم اونجا میزدی داغونم میکردی نه اینطوری کف سایت😂
            و کلام آخرم اینکه آره خلاصه سعی میکنم تو این قضیه بهتر بشم ممنون از کمکت و حرفات
            اگر پیشنهاد دیگه‌ای هم داری مثل کتابی مقاله‌ای یا چیزی که میتونه بهم کمک کنه تو این قضیه حتما بهم بگو
            مراقبت کن مشتی

            1
            0

    2. ببین حاجی من بعد ۲ ماه اومدم بگم برو بشین این اثر از چپتر ۱۳۵ تا ۱۵۹ رو بخون واقعا peak هستش بنظرم
      درسته نقطه ضعف هایی داره اثر ولی نقاط قوتش میچربه همچنان
      شخصیت پردازی تو همین ۲۰ چپتر ۱۰۰۰ لول بالاتر رفته و بنظرم اثر داره به اوجش میرسه و رفته زیبا و زیبا تر میشه
      شاید دنیا سازی به قوی‌ای orv نداشته باشه ولی در حد خودش بنظرم عالیه بعدشم مقایسه کردن دنیا سازی یه اثر با orv که نویسنده تمام قدرت خودشو گذاشته رو دنیاسازی لزوما ظلم و هیت به اثر دیگر هست
      آرت اثر همونطور که قبلا اشاره کردم یونیک هست ممکنه همه پسنده نباشه
      شخصیت پردازی هم کلی لول آپ شده تو همین ۲۰ چپتر من دقیق نمیدونم دیگه شما دنبال چی هستید
      اگر دنبال یه شخصیت مردازی مثل lord of the mysteries هستین که خود اون اثر بالغ بر ۱۳۹۴ چپتر تو ناول داشت و طول کشید که خود اون اثر هم به شخصیت پردازی معرکه برسه(اضافه کنم که Lotm دنیاسازی خیلی خفنی هم داره)
      آره خلاصه بنظرم با اثر دوباره یه نگاهی بندازید نا امیدتونم نمیکنه

      0
      0

      1. سلام امیدوارم حالت خوب باشه. خلاصه میگم
        اول اینکه حرفات هنوز اغراق داره
        توی بیست چپتری که گفتی آنچنان تحولی که کلا شخصیت پردازی اثرو از این رو به این رو کنه نداریم. اصن اثر function محوره.
        به این‌آثار اصطلاحا میگن مدیوم وایر اصن در حد او ار وی یا لوتم نیست.

        مقایسه اش با او ار وی اشتباهه، چون orv کلا یه چند سر و گردن بالاتره از این اثر و جدای دنیاش رو کرکتر هاشم تمرکز کرده، نمیدونم ناول رو خوندی یا نه‌ولی هان سویونگ، دوکجا و یوجونگ هیوک کرکترایی ان که به خوبی بهش پرداخت شده. تو مانهوا هم تا همینجایی که اومدن اوکی ان. اگه بخوایم نمره بدیم (فقط تو سطح همین مدیوم میسنجیم) به این اثر بین ۴ یا پنج بدیم به او ار وی ۷ یا ۸.
        مقایسه با لوتم هم کاملا اشتباهه.
        اول بزار یه نکته ای رو بگم، ما تو فانتزی معمولا انتظار کرکترپردازی فوق عمیق روانشناختی نداریم چون میتونه بدون اون عللی باشه مثل لوتم یا خیلی از فانتزهای بزرگ دیگه، اصا نیازی بهش نیست معمولا (البته بستگی به اثرش داره ولی خب میگم معمولا) و تقریبا اکثر فانتزی ها همینطوری ان تو هر مدیومی به جز یه سری ها. تو بستر فانتزی برای کرکترپردازی بیشتر از آرکتایپ ها استفاده میشه و تمرکز رو دنیا و روایته.
        لوتم هم با اینکه‌ پیسینگ افتضاحی داره و یه سری ضعفای دیگه‌ ولی از همون جلد اول شخصیت پردازی کلاین خوبه(اگر دنیا و کرکترپردازی کلاین نبود شاید دراپش میکرپم چون‌پیسینگش واقعا بده، ۲۰۰ و خورده ای چپتر رو‌میشد تو هفتاد یا هشتاد تا جمع کرد) و برای شخصیت پردازی فرعی هم از آرکتایپ(که این‌موضوع بسته به دیدگاه های مختلف میتونه ضعف باشه یا نباشه) استفاده کرده. نقطه قوتش دنیاسازی و اتمسفر و پاورسیستم فوق العاده اشه. توی تلفیق ساب ژانر های مختلف هم یک‌خلاقیت زیبا انجام شده.

        0
        0