نقد و بررسی - بلو لاک؛ خودخواهی به سبک شونن
مانگای «بلو لاک» به قلم «مونهیوکی کانشیرو» و طراحی «یوسوکه نومورا»، از آگوست ۲۰۱۸ در مجله ویکلی شونن مگزین منتشر شده و به یکی از پرفروشترین و بحثبرانگیزترین آثار ورزشی نسل جدید تبدیل شده. این اثر با کنار گذاشتن کلیشههای رایج «دوستی و کار تیمی» در انیمههای ورزشی، به جای آن، فلسفه «خودخواهی» و رقابت مرگبار رو جایگزین کرده. داستان از جایی شروع میشه که بعد از شکست تیم ملی ژاپن در جام جهانی، اتحادیه فوتبال این کشور، پروژهای به اسم «بلو لاک» رو راه میندازه تا ۳۰۰ مهاجم جوان رو در محیطی بسته قرنطینه کنه و با حذفهای پیاپی، فقط یک نفر رو به عنوان بهترین مهاجم جهان پرورش بده.
روایت داستانی و ساختار
«بلو لاک» در نگاه اول یه انیمه فوتبالی به نظر میرسه، اما در اصل یه شونن جنگیه که لباس فوتبال پوشیده. برخلاف آثاری مثل «هایکیو» که روی همکاری و دوستی تأکید دارن، «بلو لاک» از همون اول قانون «بقای قویترین» رو حاکم میکنه؛ جایی که هر بازیکن، دیگری رو رقیبی برای نابودی میبینه و همکاری فقط وقتی مجازه که به نفع منافع فردی باشه. منتقدان IGN معتقدن این رویکرد، دقیقاً همون چیزیست که «بلو لاک» رو از سایر آثار موجود متمایز میکنه.
با این حال، یکی از مشکلاتی که کاربران توی MyAnimeList بهش اشاره کردن، کشش بیاجازه در آرکهای میانی داستانه. بعضی از آرکها به اندازه کل آرکهای قبلی فصل به خودشون اختصاص دادن و این کندی بیش از حد، حس خستگی و ملال رو به خواننده منتقل میکنه. همچنین، با پیشرفت داستان، فرمول «بیداریهای ناگهانی و قدرتگیریهای اغراقآمیز» جای استراتژی و تاکتیکهای واقعی فوتبال رو میگیره و این مسئله، برای مخاطبانی که به دنبال تحلیلهای فنی هستن، کمی ناامیدکنندهست.
طراحی بصری
در نسخه مانگا، طراحی «نومورا» یکی از نقاط قوت اصلی محسوب میشه. منتقدان در MyAnimeList، هنر اون رو «دیوانهوار» و «بینظیر» توصیف کردن و معتقدن هر صفحه از مانگا، به ویژه صحنههای گلزنی، حس جذابیت خشنی داره. با این حال، بعضی از منتقدان اشاره کردن که در آرکهای بعدی، این هنر عالی تبدیل به یه ابزار بازاریابی برای شبکههای اجتماعی شده و هر صفحه آخر یه آرتورک نفسگیر کشیده میشه که گاهی لذت داستانی رو فدای جذابیت بصری لحظهای میکنه.
اما اون چیزی که واقعاً ناراحتکنندهست، کیفیت فصل دوم انیمهست. کاربران در IMDb به صراحت اعلام کردن که فصل دوم بیشتر شبیه یه «نمایش اسلاید» یا «PNG Lock» هست تا یه انیمه ورزشی پویا. حرکت شخصیتها خشک و بیروح شده، صحنههای بازی با تصاویر ثابت و جلوههای صوتی پر شده، و افت کیفیت اونقدر شدیده که حتی طرفدارا هم اذعان کردن انیمیشن در این فصل تقریباً وجود نداره. با این حال، بعضی از کاربران معتقدن که موسیقی متن و صداگذاری، تا حدی این کمبود رو جبران کرده.
شخصیتها و پرداخت عاطفی
نقطه قوت اصلی «بلو لاک» شخصیتهای جذابشه. «یوییچی ایساگی» به عنوان شخصیت اصلی، سفری از یه بازیکن تیممحور و کماعتمادبهنفس به یه «خودخواه حسابگر» رو طی میکنه و این تحول، به خوبی نشون داده شده. با این حال، بخش اعظم جذابیت اثر به شخصیتهای فرعی برمیگرده.
«مگورو باچیرا» با اون شخصیت عجیب و غریب و سبک بازی مبتنی بر هیجان، «جینپاچی ایگو» با ایدههای انقلابیاش که کل داستان رو پیش میبره، «ریوکه بارو» با غرور بیحد و مرزش، و «شیدو ریو» به عنوان یه آنتاگونیست بیقانون و جذاب، هرکدوم به تنهایی میتونن یه سریال جداگانه داشته باشن. با این حال، بعضی از این شخصیتها در اواسط داستان کمرنگ میشن و دیگه اون درخشش اولیه رو ندارن. کاربران MyAnimeList هم به این موضوع اشاره کردن که برخی شخصیتهای فرعی که در ابتدا جذاب به نظر میرسیدن، در آرکهای بعدی به حاشیه رانده شدن و عمق خودشون رو از دست دادن.
سیستم فوتبال و استراتژی
در «بلو لاک»، فوتبال بیشتر شبیه یه بستر برای نمایش نبردهای ذهنیست تا یه شبیهسازی واقعی از فوتبال. این سیستم بر سه مفهوم کلیدی استواره: «سلطهگری فضایی» (توانایی درک و پیشبینی موقعیتها)، «سلاح» (هر بازیکن یه توانایی انحصاری داره)، و «واکنش شیمیایی» (ترکیب تواناییهای دو بازیکن برای خلق یه موقعیت گلزنی).
با این حال، بزرگترین نقد به این سیستم، نادیده گرفتن اصول فوتبال واقعیه. یه منتقد در IGN اشاره میکنه که این مجموعه به جای تحلیل تاکتیکهای پیچیده، با «قدرتگیریهای اغراقآمیز و فرار از محدودیتها» جلو میره. در دنیای «بلو لاک»، مربیگری، دفاع، و حتی فیزیک بدن گاهی نادیده گرفته میشن تا جای خودشون رو به «بیداریهای ناگهانی» و «مونولوگهای درونی» بدن. با این حال، همین سادهسازی باعث شده که حتی افرادی که به فوتبال علاقه ندارن، جذب این اثر بشن.
جمعبندی
در نهایت، «بلو لاک» یه شونن جنگی هیجانانگیز با لباس فوتباله که با شخصیتهای کاریزماتیک و فلسفهای جسورانه، تونسته مخاطبان زیادی رو جذب کنه. با این حال، کیفیتش به شدت نوسان داره: نسخه مانگا با هنری خیرهکننده، اما روایتی کشدار در آرکهای میانی، و نسخه انیمه با صداگذاری عالی، اما افت فاجعهبار انیمیشن در
نقاط قوت
- شروع جسورانه با ایده «خودخواهی به جای دوستی» که کلیشههای انیمههای ورزشی رو شکسته
- شخصیتهای کاریزماتیک و بهیادماندنی مثل باچیرا، شیدو و ایگو که هرکدوم فلسفه خاص خودشون رو دارن
- طراحی خیرهکننده مانگا، به ویژه در صحنههای گلزنی و حرکات نمایشی
- تحول شخصیت اصلی (ایساگی) از یک بازیکن تیممحور به یک خودخواه حسابگر که به خوبی نشون داده شده
- فضای رقابتی نفسگیر و حس «بقای قویترین» که مخاطب رو تا آخرین لحظات میخکوب میکنه
- موسیقی متن و صداگذاری انیمه که حتی در فصل ضعیف دوم هم عملکرد خوبی داشته
- موفقیت در جذب مخاطبانی که به فوتبال علاقه ندارن، با تبدیل فوتبال به بستری برای نبردهای ذهنی
نقاط ضعف
- افت فاجعهبار کیفیت انیمیشن در فصل دوم که به جای انیمه پویا، بیشتر شبیه نمایش اسلاید شده
- حاشیهنشینی شخصیتهای فرعی که در ابتدا جذاب بودن، اما در آرکهای بعدی عمق خودشون رو از دست میدن
- نادیده گرفتن اصول واقعی فوتبال مثل دفاع و مربیگری که برای مخاطبان خاص آشنا با این ورزش آزاردهندهست
- تکراری شدن فرمول «بیداریهای ناگهانی و قدرتگیریهای اغراقآمیز» که گاها باعث بی هیجان شدن رویداد های مهم میشه

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه