نقد و بررسی - انتقاد پذیر باشین
میدونم خیلیا با نظرم مخالفن با این وجود این دلیل نمیشه ننویسمش
خب قبل از اینکه سولو لولینگ رو بخونم خیلی ازش تعریف شنیده بودم و وقتی شروعش کردم انتظار یه داستان افسانه ای داشتم ولی داستان اصلا اون جوری که تصور میکردم نبود و وقتی تمومش کردم اینجوری بودم الان داستان همین بود؟ اون کسایی که انقد ازش تعریف میکردنم همین داستانی رو خوندن که من الان خوندم؟
من ازین جا به بعد میخوام انتقاد هام رو یکی یکی بگم اگه حوصله انتقاد خوندن ندارین لطفا ادامه رو نخونین
• لول آپ کردنای جین وو و روند قوی تر شدنش به جز تیکه اول مانهوا که اون بلا سرش اومد ادامش خیلی ساده بود مخصوصا آخرش که مجانی مجانی لشکر بزرگ پادشاه تاریکی قبلی (لقب جین وو همین بود دیگه؟ الان درست یادم نمیاد) رو گرفت. مثلا کسایی که The beginning after the end رو خوندن میدونن شخصیت اصلی اون چقد خودشو جر داد تا تونست به قدرت بالایی برسه (طرفدار این مانهوا ام نیستم فک نکنین به خاطر این دارم سولو لولینگ رو کوچیک میکنم فقط چون مشهوره اینو مثال زدم)
• این مانهوا داستانش اینجوری بود که انگار کل انسانای زمین و یسری موجودات از ابعاد مختلفو درگیر خودش میکرد ولی تعداد شخصیتاش نسبت به این همه جمعیت خیلی کم بود! مثلا من یه ناولی میخوندم که تعداد چپتراش تقریبا اندازه سولو لولینگ بود ولی افرادی که درگیر اون سناریو ناول بودن نهایتا به چند هزار نفر میرسیدن با این وجود این ناول به قدری شخصیتای اصلی و فرعی متفاوت داشت که قابل شمارش نبودن. (اینو چون تعداد چپتراش اندازه سولو لولینگ بودن مثال زدم ولی اگه بخوام مانهوای مشهور با تعداد شخصیت زیاد هم بگم Omniscient Readers Viewpoint واقعا تعداد شخصیتای بالایی داشت.)
• در ادامه مورد قبل بگم حتی شخصیتایی هم که بودن داستان خیلی خاص یا فلش بکی نداشتن مثلا Omniscient Readers Viewpoint با اون همه شخصیتی که داشت راجب گذشته همشون یه توضیح کوتاه یا بلندی داد.
• جین وو از یه جایی به بعد تبدیل میشه به قدرت مطلق، نهایتا یه مقدار توی مبارزه بهش فشار میاد و شکست؟ اصلا (مثل سوباسا تو فوتبالیستا) حقیقتا خیلی بدم میاد که شخصیت اصلی اینحوری باشه، اخه چجوری میشه یه فردی تو همه چیز بهترین باشه؟ هر کسی باید نقطه ضعف خودشو داشته باشه اگه نداشته باشه پس چجوری انسانه؟ ( حتی ارن تو attack on titan هم نقطه ضعفای خودشو داشت و تو مبارزات توی حالت انسانیش ضعیف عمل میکرد)
فعلا همینا خیلی رو اعصابم بود گفتم یه عده چیز دیگه ام دارم اما اونا یجورایی بر میگرده به علایق فردی و دوست ندارم زیاد اینحور چیزا رو وارد نقدم کنم، به جز موارد بالا چند تعریف ریزم میخوام بکنم:
• آرتش رو دوست داشتم یه مقدار حالت کشیده صورتشون رو اعصابم بود با این حال رنگ بندی و شکل سرباز های سایه ای رو دوست داشتم.
• پایان بندیش تا حدودی برام جالب بود به نظرم نویسنده نسبتا خوب جمع کرد داستانو (البته اعتقاد دارم نویسنده اگه یکم بیشتر فک میکرد میتونست پایانو بهتر هم در بیاره)
فعلا همینا یادم بود اگه کم و کاستی داره به بزرگی خودتون ببخشین
نقاط قوت
- گفتم
نقاط ضعف
- گفتم
Genesis
نقدت به جاست واقعا چون توی دنیای واقعی ما کسی و نمیشناسیم که یه آدم باشه و توانای مطلق باشه ولی از طرفی خیلی از آدمایی که اینجور مانهوا هارو میخونم از جمله خودم واسه این مورد علاقشون میشه که از دنیای واقعی بیرون میبرتشون.مثلا کسی هست که هیچ علاقه ایی به زندگی ندارم ولی وقتی میبینن که چقدر امید به زندگی و هدف داره شخصیت اصلی براش جالب میشه.
اینکه به این فکر کنی که توام میتونی کسی باشی که پله های ترقی و آنقدر سریع طی بکنه رویاست ولی رویای شیرینیه که خواننده های مثل من دوسش دارن.
توی این جور داستان سلایق به دو دست رویاپرداز و واقع گرا میشه.
ولی در مورد شخصیت های کم من باهات هم عقیده ام و حتی در مورد پایانش.
دوست داشتم پایان بهتری داشته باشه.
noora.x
ممنون از دیدگاهتون تا حالا اینجوری بهش نگاه نکرده بودم
Messmer the impaler
دیدگاه و سلیقت دقیقا نثل منه
احتمالا از مانهوا های
Eternally regressing knight .
Knight under heart
Star embarrassing sword master
A Regressor’s Tale of Cultivation
خوشت بیاد
noora.x
ممنون بابت پیشنهادات الان که درگیر امتحاناتمم بعدشون ایشالا میخونمشون
Messmer the impaler
کسایی که از قبل با دنیای مانها و مانهوا و مانگا آشنایی داشتن با خوندن سولو لولینگ نیگفتن خب که چی
در خیلی از مانهوا های امروزی یه شخصیت اصلی وجود داره که قراره تا آخر داستان همه دشمنا رو بکشه و همه کارا رو در بهترین حالتشون انجام بده
اما در دنیای انیمه و سریال و فیلم و…. داستان پیچ و تاب بیشتری داره قهرمان ممکنه ببازه ، ممکنه ببره
ممکنه پیروز بشه اما بهای پیروزیش گرون باشه…
به همین خاطر هم کسایی که با سولو لولینگ با مانهوا آشنا شدن خیلی ازش خوششون اومد
چون افرادی که با مانهوا ها آشنا نبودن همیشه دوست داشتن یه داستان یا فیلمی باشه که همه تخیلات اونها رو به تصویر بکشه
یا به قول معروف تمام فانتزی های ذهنی اونا رو در بر بگیره..
و مانهوا ها دقیقا همینن
مانهوا ها فانتزی های ذهنی رو به تصویر میکشن…
noora.x
ممنون بابت دیدگاهتون
smakdn
سولو لولینگ وقتی اومد یه انقلاب بود توی صعنت مانهوا و باعث همه گیری و توجه جهانیان به دنیای مانهوا باشه اگه امروزه مانهوای بهتر از سولو لولینگ هست دلیلش خوده سولو لولینگه چون سولو لولینگ پدر ژانر سیستمی مانهوا ها هستش با یه داستان عالی، اگه مانهواهای قبل سولو رو بخونی طراحی چهره سولو خیلی بهتر از اوناس
خودم قبلتر از سولو داشتم مانهوا میخوندم
میتونم بگم اگه سولو نبود داستان های مانهوای امروزی که سیستم دارن هم نبود
noora.x
اره خب همچین چیزایی رو زیاد دیدم مثلا مانهوای «دلیلی که ریانا به عمارت دوک رفت» تقریبا میشه گفت مادر این سناریو های تناسخ به ناوله و بقیه مانهوا هایی که بعد اون اومدن اکثرا تقلیدی ازون بودن. برای همین کسایی که توی همون دوران خوندنش خیلی دوستش دارن. اما من که اول مانهوا های دیگه رو خوندم بعد رفتم سراغ اون برام چندان جذاب نبود چون به نظرم همون سناریو تکراری بود که توی بقیه مانهوا دیدم.
KarenTheCute
نقدتون قطعاً حائز توجه و تمجید هست؛ تنها نکته ای که شایان ذکر میدونم، عنوان نقد هست. «انتقاد پذیر باشین» خب، مشخص نکرده که افراد متعصب به سولولولینگ باید انتقاد پذیر باشن یا کل فندوم این اثر. ممکنه یک فن عادی، این رو به عنوان توهین برداشت کنه و فکر کنه شما راجع به اون اینطور ادعا کردید که «شما انتقاد پذیر نیستید و نمیفهمید، این نقد منه، لطفا سعی کنید بپذیرید که هیچ اثری کامل نیست»، درحالی که ممکنه اونها درواقع انتقاد پذیر باشن و این رو به عنوان تهمت ببینن. اما نقدتون قطعاً نقد قابل تحسینی هست.
noora.x
ممنون بابت نکته تون دفعه بعدی بیشتر به اسم نقدم توجه میکنم