نقد و بررسی - ༺ کینگدام؛ حماسهای در دل تاریخ༻
مانگای «کینگدام» به قلم یاسوهیسا هارا از سال ۲۰۰۶ در مجله ویکلی یانگ جامپ منتشر میشود و با بیش از هفتاد جلد، به یکی از طولانیترین و پرفروشترین مانگاهای ژانر تاریخی-حماسی تبدیل شده است و در کنار آن به عنوان یکی از بهترین 132 اثر در تاریخ MAL تبدیل گشته. هارا که دستیار تاکهیکو اینوئه (خالق واگاباند) بوده، سبکی منحصربهفرد در تلفیق نبردهای دستهجمعی با درام سیاسی پیدا کرده است. این اثر با وجود شروع ضعیف و طراحی خام اولیه، طی سالها توانسته مخاطبان وفاداری پیدا کند و در کنار آثاری همچون «سه پادشاهی» یوکویاما قرار گیرد.
روایت داستانی و ساختار
داستان در دوره «جنگهای هفت کشور» چین باستان روایت میشود. شین، پسر بردهای که پس از مرگ دوستش هیو، به پادشاه جوان چین برای متحد کردن کشور کمک میکند. قوس «ائتلاف علیه چین» نقطه اوج اثر است؛ جایی که پنج کشور متحد میشوند و تنش به حداکثر میرسد. در مقابل، برخی قوسها مانند «تهاجم به غرب ژائو» کشش نامتعادل دارند. فرمول «ظهور دشمن قدرتمند، شکست اولیه، پیروزی نهایی با دوئل» نیز در درازمدت تکراری میشود.
طراحی بصری
طراحی جلدهای اولیه ضعیف و خام است. خطوط ضخیم و ناموزون، تناسبات بدنی نادرست، و نبود سبک ثابت از مشکلات اصلی این دوره است. هارا در طول زمان پیشرفت چشمگیری کرده، اما این پیشرفت همراه با بازطراحی کامل چهره بسیاری از شخصیتها بوده است. شین، کیو کای و ای سی الان اصلاً شبیه جلدهای اول نیستند و این تغییرات ثبات بصری را خدشهدار کرده است. نقطه قوت مطلق، طراحی نبردهای دستهجمعی و پانلهای باز است. وسعت میدان جنگ، صفآرایی هزاران سرباز، و حرکت آنها در این پانلها به خوبی منتقل میشود. هارا در به تصویر کشیدن هرج و مرج نبرد و عظمت ژنرالها مهارتی کمنظیر دارد. در مقابل، اغراق در آناتومی شخصیتهایی مانند موبو ،هوکن،رنپا ، اوکی و دیگران و همچنین حذف جزئیات پسزمینه در صحنههای غیرجنگی از نقاط ضعف باقیمانده است.
شخصیتپردازی
شخصیتهای فرعی «کینگدام» یکی از غنیترین نمونهها در کل مانگا هستند. ری بوکو، برخلاف بسیاری از شخصیتهای منفی، شریر محض نیست؛ او استراتژیستی وفادار به کشورش است و انگیزههایش برای مخاطب قابل درک است. کان کی ژنرالی است که هیچ خط قرمز اخلاقی ندارد؛ حضور او در هر صحنه، تنش و عدم قطعیت ایجاد میکند. او کی با وجود حضور کوتاه، چنان کاریزمایی دارد که تأثیرش تا صدها جلد بعد باقی میماند. اوسن، مو بو، دوک هیو، و کارین هرکدام نماینده یک فلسفه فرماندهی هستند. اما نقطه ضعف اصلی، شخصیت شین است. او حتی پس از هشتصد فصل، از همان سطح بلوغ عاطفی جلدهای اول برخوردار است. هیجانزدگیهای مکرر و اتکا به احساسات، رشد شخصیتی او را متوقف کرده است. همچنین شخصیتهای مستعدی مانند کیو کای به حاشیه رانده میشوند.
سیستم جنگی و استراتژی
هارا در به تصویر کشیدن هزینههای واقعی جنگ، از جمله تلفات انسانی، مشکلات لجستیکی و تأثیر روحی نبرد بر سربازان، موفق عمل کرده است. نبرد سانیو نمونه درخشانی است؛ جایی که شین برای اولین بار طعم تلخ مسئولیت و پیامدهای تصمیم اشتباه را میچشد. برخی نبردها مانند تهاجم به چو، دارای لایههای استراتژیک پیچیدهای هستند. تاکتیکهای محاصره، استفاده از زمین، فریب دشمن، و مدیریت نیروها، با جزئیات قابل قبولی روایت شدهاند. اما نقطه ضعف اصلی، اتکای بیش از حد به دوئلهای تن به تن بین ژنرالهاست. ارتشهای صد هزار نفری عملاً به تماشاگرانی تبدیل میشوند که منتظرند ببینند کدام فرمانده در شمشیرزنی پیروز میشود. این رویکرد با ماهیت استراتژیمحوری که اثر ادعایش را دارد، در تضاد است. مفهوم «غریزه» که برای ژنرالهایی مانند دوک هیو به کار میرود، گاهی بهانهای برای کنار گذاشتن منطق میگردد.
جمعبندی
«کینگدام» مانگایی است با عظمتی غیرقابل انکار در ژانر تاریخی-حماسی. قوس ائتلاف، شخصیتهای فرعی ماندگار و نبردهای نفسگیر از نقاط قوت آن هستند. در مقابل، رشد نکردن شین، تکرار فرمول دوئل، کشش نامتعادل برخی قوسها و ضعفهای بصری از نقاط ضعف آن به شمار میروند. با این حال، برای مخاطب داستانهای بلند و تاریخی، اثری ارزشمند و ضروری است. این مانگا مانند یک جنگ واقعی است؛ زخمهایی دارد، اما عظمتش غیرقابل انکار است.
نقاط قوت
- طراحی نبردهای دستهجمعی و پانلهای باز، وسعت و عظمت میدان جنگ را به خوبی منتقل میکند.
- شخصیتهای فرعی غنی و ماندگار با انگیزههای قابل درک و تنوع فلسفه فرماندهی.
- نمایش واقعگرایانه هزینههای جنگ (تلفات انسانی، مشکلات لجستیکی، تأثیر روحی نبرد بر سربازان).
- پیشرفت ملموس و تدریجی شخصیت اصلی از یک سرباز گمنام به یک ژنرال صاحبنام.
- وفاداری نسبی به ترتیب رویدادهای تاریخی و نتایج نبردها.
- لحظات احساسی تأثیرگذار که در ذهن مخاطب باقی میماند.
- جسارت در کشتن شخصیتهای محبوب و حفظ حس واقعی تهدید در طول داستان.
نقاط ضعف
- طراحی جلدهای اولیه ضعیف، خام و بیثبات (خطوط ضخیم، تناسبات نادرست، سبک متغیر).
- تغییرات اساسی و ناگهانی در چهره شخصیتها که ثبات بصری را خدشهدار کرده است.
- توقف رشد شخصیت اصلی؛ او حتی پس از هشتصد فصل، همان سطح بلوغ عاطفی جلدهای اول را دارد.
- اغراق افراطی در آناتومی برخی شخصیتها که از فضای جدی اثر فاصله میگیرد.
- اتکای بیش از حد به دوئلهای تن به تن بین ژنرالها برای تعیین نتیجه نبردها.
- تکرار فرمول روایی در درازمدت.
- حاشیهنشینی شخصیتهای فرعی مستعد پس از مدتی حضور مؤثر.
عکسهای ضمیمهشده



Niè Míng
البته اینم بگم که این نقد بیشتر تلاش کرده نقاظ ضعف رو بررسی کنه و اینکه خیلی از اینها شاید برای مایی که یه مدتیه همراهیم واضح نباشه و ما مشکلی نداشته باشیم اما خب برای اونایی که اول شروعشونه قطعا به جشم میاد وگرنه به خودم خودم بود حاضر بودم به غیر از طراحی که 9 میدادم کلشو ده بدم.این اثر باز هم جز132 اثر برتر MAL هست دوستانی هم که نمیدونن MAL چیه بگم حکم IMDB رو برای مانگا مانهوا و مانها داره
My Anime Listگول اسمشو نخورین اینا هم بررسی کرده
Niè Míng
دیدگاه حاوی اسپویل است.
نمایش دیدگاهاین دیدگاه هم بگم شاید شدیدترین اسپویل کل مانگا باشه شایدم هارا منبعشو عوض کرد همه چیز عوض شد
بخونین امکان داره حس و حالتون نسبت به مانگا رو از دست بدین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بر اساس منابع تاریخی چین (بهویژه کتاب **«شیجی»** اثر سیما چیان)، سرانجام این شخصیتهای واقعی به شرح زیر است:
شین
شین اصلی اصلا فقیر و یتیم نبوده اشراف زاده بوده ای سی اوسن و شین رو صدا میزنه میگه هرکدومتون چقدر نیرو برای فتح چو میخواین شین میگه200000اوسن میگه600000 نداشته باشم فتح چو غیرممکنه ای سی شین رو به همراهی موتن میفرسته با200000 میرسن چو یه عالمه فتح الفتوح وسط راه به خاطر یه سری خیانت از بین ژنرال های اصلی ارتش ارتش چو در یک جا با 500000نفر کمین میذاره ارتش شین رو از بین میبره موتن و شین برمیگردن ای سی میبخشتشون اوسن میره دیگه حالا میجنگه و اینا وسطا شوهیکونم کار خرابی میکنه ول میکنه میره میشه اخرین شاه چو(اشراف زاده چو بوده قبلا)با اوسن میجنگه اما چون ارتش اوضاعش خراب بود شکست میخوره میگن یکی از عوامل شکست شین شوهیکون بوده که از دربار به خاطر دو دلی بین شین و چو به عنوان وزیر جنگ کاری نمیکنه بعضیا هم میگن خیانت اصلی رو شوهیکون انجام داده.حالا ولش شین برمیگرد بعدش با اوهون میرن یان یان رو میگیرن فکر کنم شاه یان فرار کرد شین اینقدردنبالش کرد تا گیرش اورد سرش رو زد.بعدش با اوهون رفتن سراغ کی ارتش کی هم به خاطر ضعف و اینکه جنگ ندیده و تنبل بودن و فساد داخلیم بوده با کمترین خونریزی در میان 6 پادشاهی تسلیم میشن.و دیگه چین متحد میشه ای سی تاج گذاری مجدد به عنوان پادشاه تمام چین میکنه شین هم به بالاترین درجه اشرافیت ارتقا پیدا میکنه با اوهون و موتن و شین میره توی یک استان مهم مرکزی فرماندار میشه و با مرگ طبیعی از اونجا دار فانی رو وداع میگه.800 سال بعد خاندان تانگ از نسل لی شین هستن صعود میکنن به تخت پادشاهی بعد از شکست دادن سو میان میشن شاه و امپراتوری تانگ تاسیس میشه یکی از دوران های طلایی چین بوده.
ای سی
میدونین دیگه چینو متحد میکنه 49 سالگی میخواست جاودانه شه جیوه میخوره فکر میکردن جادوییه میمیره مثل همونی که میخواست بگه آب یه رودخونه ای تو فرانسه سالمه و قابل شرب میخوره میمیره
ریبوکو(دلم واسش سوخت)
این بدبخت تو تاریخ حتی اوسن و شوهیکون هم نمیتونن شکستش بدن پول میدن به حذب مخالف اونا زیر شاهو میدن بالا بیا اینو بکش دو تا روایت تاریخیه یکی میگن خودش سم خورد خودکشی کرد یکیی میگن در ملا عام از دار اویخته شد بعد مرگش کاینه رو به زور فراری میدن بچشو به دنیا میاره(تو چین رسمه که خائن رو با خاندانش اعدام کنن خیانت به پادشاه هفت و پشت و هفت نسل اعدام داشت زنده نباشن بچتو و زنتو میگشن برای نابودی هفت نسل اگر پدریپدر بزرگی داشتی میکشتن مرده بودن هر چی اثار ازشون بود محو میکردن )
شوهیکون(همون لرد چانگپین)
صدر اعظم و وزیر چین بود گفتم دیگه خیانت میکنه شین از اونجا شکست میخوره بعدشم میره تو یه نبرد تنگاتنگ با اوسن تهش میبازه میمیره(خائن پست ازت بدم میاد)
اوسن
بر خلاف مانگا خاندانش اونقدر خاندان کبیری نبودن میلی هم به پادشاهی نداشت ژائو رو میگیره چو رو میگیره میگن استراتژی حمله به یان هم چیده
اوهون
با هوش سرشارش جریان رودخونه رو برعکس میکنه پایتخت وی رو سیل میبره وی تسلیم میشه وی رو میگیره یان هم به عنوان ژنرال همراه شین رفت گرفتن کی هم باز همینطور اونجا هم گرفتن بعدشم با پادشاه رفیق میشه پادشاه بعضی وقتا احضارش میکنه از اینور قصر تا اونورش قدم میزدن حرف میزدن بعضی وقتا هم موتن و شین رو هم با خودش میبرد شکار
موتن
دستاوردای نظامیش زیاد نبود در عوض دیوار بزرگ چین رو ساخت و بزرگترین حامی ولیعهد بود یه خواجه ای(خواجه ها چقد رو مخن)به اسم جائو گائو به شاهزاده دوم کمک میکنه شورش میکنن یه سری بازی در میارن حزب اینا رو محکوم به خیانت میکنن موتن و اون داداشش رو مجبور به خود کوشی با سم میکنن میگن برادرش مقاومت زیادی داشت ولی وقطی خبر خودکشی موتن بهش رسید خودشو کشت.زورشون به سر شین و اوهون و اوسن پیر نرسید اونا هم حامی ولیعهد اسبق بودن.
اوکی و شش ژنرل هم بگم خدمتتون واگعی نیست به ژنرالی به اسم وانگ چی اشاره داره(با اوسن و اوهون هم خانواده بود اوسن–>وانگ جیان/اوهون–>وانگ بن)این بنده خدا تو فتح دو تا دژ که یکیشون بایو هست اسمش اومده میگن هر دو تا بدون جنگ دروازه باز کردن شده افسانه شش ژنرال
Niè Míng
تقصیر من نیست هارا کتاب شیجی رو میزاره جلوش داستان مینویسه
Niè Míng
دیدگاه حاوی اسپویل است.
نمایش دیدگاهخب دوستان گفتم شکست شین رو بررسی میکنم علتش رو میگم:
داستان از 50 سال پیش شروع میشه وقتی که هاکوکی(واقعا واسه خودش خدایی بوده 2 میلیون نفر رو قتل عام کرد ولی اخرش شاه شو بهش دستو خودکشی با شمشیر داد چون سرکش بود)هاکوکی یینگ رو میگیره پایتخت اسبق چو..میاد تو خاک شین.وقتی که شین در فتح هر 4 کشور یان ژائو هان و وی جز افراد صلی بوده به خودش مغرور میشه و با200000تا میره چو.اوسن هم عصبی میشه با تمام ارتشش برمیگرده قلعش میگه مریضم.ای سی شوهیکون که پدرش شاه اسبق چو(همونی که هاکوکی پایتختشو گرفت و خودش به خاطر شکست فرار کرد)رو میفرسته فرماندار استان یینگ، شین از یینگ، رد میشه میره به قلب چو.شوهیکون راهش رو میبنده با200000 سرباز به 300000سرباز ژنرال اعظم چو میپیونده و 3روز و 3 شب شین رو تعقیب میکنن 7 ژنرال ارشد میمیرن بعدش خب دیدین چو شاهش یه نی نیه صدراعظم داره شوهیکون به عنوان برادر بزرگتر میشه شاه .شین برمیگرده ای سی عصبانی میخواد شین رو خودش بکشه اوسن میاد میگه که من داخل نبرد با ژائو از ریبوکو سنگین ترین شکست ها رو خوردم و 20 ژنرال ارشد رو فدا کردم تو این 7 تا رو به من ببخش و اگر از 13 تا ژنرال من بیشتر کشته دادم تو سر شین رو بزن و همچنین این تقصیر توعه که محتمل ترین ولیعهد وسیع ترین ایالت رو گذاشتی صدر اعظم و فرماندار پایتخت اسبق چو این بابا گروگان سیاسی بوده نه پسرخاله پادشاه اسبق.اوسن میره حمله میکنه به چو به ای سی میگو از شرق موبو رو بفرست موبو از شرق میاد شوهیکون سه تا روایت داره مرگش:
1-به دست یکی از ده کمان با اصابت تیری دقیق کشته میشه در یک حرکت
2-شین شبانگاه به دستور اوسن بهش شبیخون میزنه و بعد از یک دوئل دو شقش میکنه
3-موبو اسیرش میکنه و زنده زنده میسوزونتش
که هر کدوم باشه حقشه من مشکلی ندارم 200 هزار آدم رو لامصب به چوخ داد.
Niè Míng
دیدگاه حاوی اسپویل است.
نمایش دیدگاهدرباره توطئه و مرگ موتن هم بگم که اوسن و اوهون و شین بخاطر اینکه بزرگترین تهدید ها برای امپراتوری بوندند خودشون تصمیم گرفتن تا با ارتششون گوشه نشین بشن.گفته میشه قدرت ارتش هر یک از اون ها برای ویران کردن چین کافی بود.موتن 300000سرباز تحت اختیار داشت ولی اون خواجه یه بی همه چیز اونا رو برای سد راه ارتش شین و اوهون فرستاد که مزاخمتی براش پیش نیاد ترسشون از اوسن به حدی بود که حدود400000سرباز برای دور نگه داشتن اون فرستادن اما اونا چون از سیاست کناره گرفته بودن خیلی اهمیت ندادن و به خاطر محاصره اطلاعاتی یک ماه بعد از مرگ موتن خبر دار شدن جسدش رو از شاه گرفتن محترمانه دفنش کردن.نمونه واضح قتل عام 7 پشت و هفت نسل هم در خاندان موتن رخ داد مقبره پدرش ویران شد فرزندانش زنش برادرش و تمام اقوام نزدیک کشته شدن.تمامش هم به خاطر این بود که علاوه بر اینکه بهش نشان ژنرال 300000نفریو داده بود بهش یک مهر مخصوص داد که در مواقع حساس برای خاندان سلطنتی بتونه 500000سرباز رو احضار کنه اونا فوسو رو بهش زهر دادن خودکشی کرد موتن هر چی تلاش کرد اما به خاطر خیانت سربازاش نتونست کاری کنه و در نهایت همراه برادرش خود کشی کرد
Niè Míng
دیدگاه حاوی اسپویل است.
نمایش دیدگاهباز بریم ادامه تاریخ اوسن که گفتیم سیاست یا شکست بخور و همراه من شو یا من تو را از سر راه بر میدارم رو اجرا کرد احتمالا اون راه شکست ریبوکو همین باج بوده و اینکه کانکی (کان کی/هوان یی)در واقع بر خلاف مانگا نمیمیره.شکست سنگین میخوره و 100000نفر کشته میده اما مسئله اینجاست ای سی حقیقی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییی مستبد و زورگو و ظالم و خونریز و خودخواه بوده ده میلیارد برابر این ای سی هوان یی میدونست که اگر برگرده تیکه تیکه میکننش به خاطر همین فرار کرد به یان پیش ولیعهد یان رفت و سوگند وفاداری خورد اما همون شب وقتی خوابه ولیعهد قاتل میفرسته سرش رو ببرن بعدش سر رو بر میداره میره پیش ای سی معامله .این هم بگم که بزرگترین کشته توسط یک ژنرال و در یک جنگ توسط شین داده شد با اون 200000 شهیدی که پشت سرش گذاشت.اوسن نبود شین میمیرد.بعد از اینکه ای سی التماس کرد اوسن برگرده به شین گفت که بره یک گوشه دنبال کار خودش.شین برگشت به استانش و تا ابد به غیر از چند باری که با شاه رفتن شکار اونم به خاطر اینکه از اشراف بود میرفت میگن شین تا آخر عمرش استانش رو تبدیل به یک ناحیه نظامی کرد که اوضاعش خیلی خشن بود.فرزندانش تبدیل به خاندان های قدرتمنی میشن تا وقتی که در زمان یکی از نوادگانش لیانگ غربی تاسیس رو تاسیس میکنه و نهمین نواده ی اون موسس لیانگ غربی تانگ رو تاسیس میکنه.پسر اوهون میشه وانگ لی وانگ لی تو جنگ اسیر وسرش زده میشه توسط شورشیا ولی دو تا بچه داشته دو خاندان میشن یکیشون شمال چین رو تحت کنترل داشت و دیگری جنوب ولی خاندان جنوبی خیلییییییییییییی قوی بود از نسلشون 36 ملکه اول و 90 صدراعظم وارد دربار شدن.خاندان مو هم که منقرض شدن
Niè Míng
فقط چند نکته اشاره کنم.چو و ژائو اینجایکین در واقع یکی دیگه از اسم هایی که برای ژائو برده شده تلفظش میشه چو .این چورو با اون چو اشتباه نگیرین. ری بوکو/لی مو یکین دیگه میشناسینش.نشناختینم طوری نیست جلوتر برین میشناسین .فامیل و اسمش رو جدا کردم.
K n i g h t
اشتراک ویژه
باور کن این مانگا تا 3 نسل دیگمونم تموم نمیشه انقدر که حجم داستان زیاده (البته ژائو بخاطر ریبوکو خیلی سرش موندن) حالا بماند به کشورا دیگه که اونا چقد طول میکشن
Niè Míng
دیدگاه حاوی اسپویل است.
نمایش دیدگاهفکر کنم داری فانی را وداع گفتن ریبوکو همراه با دار فانی را وداع گفتن ما باشه تا ۱۰ نسل خاندان هارا مانگا رو مینویسن ۸۰۰ چپتر کلش به غیر از اتلاف جنگ با ژایو و هانه رسما هانم کلا ۸۰ تا چپتر بیش نیس.طولانی ترین نوشتار در تاریخ جهان.این مانگا همین الانشم فکر کنم قطر این و شیجیو بزاری کنار هم این بیشتر شده