The Executioner
در دنیایی که قهرمانان از کشتن حتی بدترین شرورها خودداری میکنند، گانگیو سئو، یکی از اعضای تیم قهرمانان، پس از کشته شدن برادرش توسط یک جنایتکار در زندان، سوگند خود را میشکند. او با دریافت مجوزی ویژه، به عنوان "جلاد" وارد زندان Ruculus میشود تا با استفاده از قدرتهای خود، عدالت را به شیوهای خشن اجرا کند و با شرورترین مجرمان مقابله کند.
در دنیایی که قهرمانان از کشتن حتی بدترین شرورها خودداری میکنند، گانگیو سئو، یکی از اعضای تیم قهرمانان، پس از کشته شدن برادرش توسط یک جنایتکار در زندان، سوگند خود را میشکند. او با دریافت مجوزی ویژه، به عنوان "جلاد" وارد زندان Ruculus میشود تا با استفاده از قدرتهای خود، عدالت را به شیوهای خشن اجرا کند و با شرورترین مجرمان مقابله کند.
Attic Princess
من از زمان تولدم تو این جهنم تاریک زندگی میکنم. توی اتاق زیرشیروونی تاریک و باریک و نمور. چون من دختر یک کولی ام که بدبختی رو ایجاد میکنه. امپراطوری ترامپ مادر بی گناه منو کشت. امپراطور و معبد و کل امپراطوری منو رها کردن. این رها شدن یه فرصته، اینجا داخل امپراطوری ترامپ من انتقام خودمو شروع میکنم. امپراطوری ترامپ باید کمی خشک شود، این خشکی به زودی برای من رودی گرانبها میشود. ...و انتقام را آغاز میکند.
من از زمان تولدم تو این جهنم تاریک زندگی میکنم. توی اتاق زیرشیروونی تاریک و باریک و نمور. چون من دختر یک کولی ام که بدبختی رو ایجاد میکنه. امپراطوری ترامپ مادر بی گناه منو کشت. امپراطور و معبد و کل امپراطوری منو رها کردن. این رها شدن یه فرصته، اینجا داخل امپراطوری ترامپ من انتقام خودمو شروع میکنم. امپراطوری ترامپ باید کمی خشک شود، این خشکی به زودی برای من رودی گرانبها میشود. ...و انتقام را آغاز میکند.
Kill the Villainess
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.