Gokurakugai
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
Ansatsu Kyoushitsu
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
Gokurakugai
داستان در محلهای به نام گوکوراکوگای میگذرد؛ منطقهای شلوغ و پرآشوب که در ظاهر عادی به نظر میرسد، اما در پسِ آن اتفاقات تاریک و خطرناکی جریان دارد. دو شخصیت اصلی داستان با انجام کارهای مختلف برای مردم این محله روزگار میگذرانند، اما فعالیت واقعی آنها مقابله با موجودات و تهدیدهایی است که انسانهای عادی از وجودشان بیخبرند.
وانشات Gokurakugai با فضایی تیره، خشن و رازآلود، ترکیبی از اکشن، ماوراءالطبیعه و درام را ارائه میدهد و تصویری از مرز باریک میان زندگی روزمره و دنیای هیولاها را به نمایش میگذارد؛ داستانی که هم زمینهی جهان اثر را معرفی میکند و هم پایههای روایت اصلی مانگا را میسازد.
داستان در محلهای به نام گوکوراکوگای میگذرد؛ منطقهای شلوغ و پرآشوب که در ظاهر عادی به نظر میرسد، اما در پسِ آن اتفاقات تاریک و خطرناکی جریان دارد. دو شخصیت اصلی داستان با انجام کارهای مختلف برای مردم این محله روزگار میگذرانند، اما فعالیت واقعی آنها مقابله با موجودات و تهدیدهایی است که انسانهای عادی از وجودشان بیخبرند.
وانشات Gokurakugai با فضایی تیره، خشن و رازآلود، ترکیبی از اکشن، ماوراءالطبیعه و درام را ارائه میدهد و تصویری از مرز باریک میان زندگی روزمره و دنیای هیولاها را به نمایش میگذارد؛ داستانی که هم زمینهی جهان اثر را معرفی میکند و هم پایههای روایت اصلی مانگا را میسازد.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
آیومو فوجینو، دانشآموز کلاس چهارم، بهطور منظم مانگای چهارقابی برای روزنامهی مدرسه میکشد و بهعنوان بهترین طراح کلاسش مورد تحسین قرار میگیرد. اما یک روز، معلمش از او میخواهد که یکی از بخشهای مانگای روزنامه را به دانشآموزی غایب به نام کیوموتو واگذار کند.
وقتی مانگای کیوموتو در کنار اثر فوجینو منتشر میشود، بهخاطر جزئیات هنری فوقالعادهاش تحسین زیادی دریافت میکند؛ موضوعی که حسادت شدید فوجینو را برمیانگیزد. او که حاضر نیست از کسی شکست بخورد که بهندرت به مدرسه میآید، با تمام توان خود را وقف یادگیری و پیشرفت در مانگاکشی میکند.
با گذشت زمان اما، هرچه تلاش میکند، فاصلهاش با کیوموتو کمتر نمیشود و هدف پیشی گرفتن از او بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. در نهایت، فوجینو که حالا به کلاس ششم رسیده، تسلیم میشود و مانگا کشیدن را کنار میگذارد.
روز فارغالتحصیلی فرا میرسد و از فوجینو خواسته میشود مدرک فارغالتحصیلی کیوموتو را به او تحویل دهد. این اتفاق باعث میشود آن دو بهطور غیرمنتظرهای با هم روبهرو شوند؛ دیداری تصادفی که پیامدهایش بسیار فراتر از چیزی خواهد بود که هرکدام میتوانستند تصور کنند.
Just Listen to the Song
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
دانشآموزی برای ابراز علاقهاش، ترانهای عاشقانه مینویسد، خودش آن را اجرا و ضبط میکند و در یوتیوب بارگذاری میکند و از دختر مورد علاقهاش میخواهد پیش از پاسخ دادن، ویدئو را تماشا کند. اما وقتی روز بعد به مدرسه برمیگردد، متوجه میشود که دختر ویدئو را در گروه لاین با کل کلاس به اشتراک گذاشته است.
در میان تمسخر همکلاسیها، دختر با لحنی طعنهآمیز از او عذرخواهی میکند و توضیح میدهد که ویدئو آنقدر خندهدار بوده که ارزش به اشتراک گذاشتن داشته است. با این حال، وقتی شبحی در ویدئو دیده میشود، تصمیم او برای حذف ویدئو متوقف میشود و یکی از همکلاسیها به او هشدار میدهد که بهتر است آن را پاک نکند.
بهتدریج، پست یوتیوب او محبوبیت پیدا میکند؛ چرا که مخاطبان بیشتری متوجه ناهنجاریها و اتفاقات عجیب در ویدئو میشوند و همگی در تلاشاند پیامهای پنهانی را رمزگشایی کنند—پیامهایی که حتی خودِ سازندهی ویدئو هم هرگز قصد انتقالشان را نداشته است.
Shingeki no Kyojin Volume 0
شامل نسخهی اولیهی مانگای اصلی است که پیشتر هرگز منتشر نشده بود و توسط «هاجیمه ایسایاما» در سن ۱۹ سالگی برای مسابقهی Magazine Grand Prix در سال ۲۰۰۶ ترسیم شد.
شامل نسخهی اولیهی مانگای اصلی است که پیشتر هرگز منتشر نشده بود و توسط «هاجیمه ایسایاما» در سن ۱۹ سالگی برای مسابقهی Magazine Grand Prix در سال ۲۰۰۶ ترسیم شد.
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
در شهر کورووزو-چو، کیریه گوشیما زندگی نسبتاً عادیای در کنار خانوادهاش دارد. روزی که برای دیدار با دوستپسرش، شوئیچی سایتو، به ایستگاه قطار میرود، متوجه میشود پدر او در کوچهای به صدف حلزون خیره شده است. کیریه اهمیت چندانی نمیدهد و ماجرا را با شوئیچی درمیان میگذارد. شوئیچی میگوید پدرش مدتی است رفتاری عجیب از خود نشان میدهد و خودش هم آرزوی ترک شهر را با کیریه دارد، چرا که معتقد است شهر به نوعی آلوده به مارپیچها شده است.
اما وسواس پدر نسبت به این شکل به زودی تبعات مرگباری به همراه میآورد و زنجیرهای از اتفاقات هولناک و غیرقابل توضیح را آغاز میکند که ساکنان کورووزو-چو را به تدریج در چنگال جنون مارپیچی فرو میبرد.
در شهر کورووزو-چو، کیریه گوشیما زندگی نسبتاً عادیای در کنار خانوادهاش دارد. روزی که برای دیدار با دوستپسرش، شوئیچی سایتو، به ایستگاه قطار میرود، متوجه میشود پدر او در کوچهای به صدف حلزون خیره شده است. کیریه اهمیت چندانی نمیدهد و ماجرا را با شوئیچی درمیان میگذارد. شوئیچی میگوید پدرش مدتی است رفتاری عجیب از خود نشان میدهد و خودش هم آرزوی ترک شهر را با کیریه دارد، چرا که معتقد است شهر به نوعی آلوده به مارپیچها شده است.
اما وسواس پدر نسبت به این شکل به زودی تبعات مرگباری به همراه میآورد و زنجیرهای از اتفاقات هولناک و غیرقابل توضیح را آغاز میکند که ساکنان کورووزو-چو را به تدریج در چنگال جنون مارپیچی فرو میبرد.