The Regressed Son of a Duke is an Assassin
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
سیان ورت، بهترین قاتل قاره، پس از خیانت توسط برادر خود که تمام عمر به او اعتماد داشت، با مرگ رقت انگیزی روبرو می شود. اگر به من فرصت دیگری برای زندگی داده می شد، آن را طور دیگری زندگی می کردم. من فقط به خودم اعتماد می کنم و به همه چیزهایی که می خواهم به تنهایی دست می یابم بدون اینکه به کسی جز خودم خدمت کنم. اینگونه بود که به من فرصتی دوباره برای زندگی داده شد. سیان ورت، سایه ای که برای دیگران زندگی می کرد، دیگر نیست. من حالا به تنهایی، برای خودم، مسیری را هموار خواهم کرد!
Terminally-Ill Genius Dark Knight
<Inner Lunatic> یک RPG فانتزی است که به دلیل دشواری بسیار بدنام است. با این حال، برای یو چان، که در سنین جوانی به یک بیماری لاعلاج تشخیص داده شد، این بازی تمام زندگی او بود و اکنون به واقعیت تبدیل شده است. از این به بعد، یو چان باید در نقش نوکس وون ، بدترین شرور در اولین اقدام بازی، در این دنیا زنده بماند. آیا او می تواند با خیال راحت به پایان داستان برسد؟
<Inner Lunatic> یک RPG فانتزی است که به دلیل دشواری بسیار بدنام است. با این حال، برای یو چان، که در سنین جوانی به یک بیماری لاعلاج تشخیص داده شد، این بازی تمام زندگی او بود و اکنون به واقعیت تبدیل شده است. از این به بعد، یو چان باید در نقش نوکس وون ، بدترین شرور در اولین اقدام بازی، در این دنیا زنده بماند. آیا او می تواند با خیال راحت به پایان داستان برسد؟
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
I Took over The Academy With a Single Sashimi Knife
《اگه ببرم، قطع ميشه.》 من كه زمانى به عنوان بهترين شمشيرزن كشور بودم، توى يه بازى موبايلى افتادم كه يكم پول براش خرج كرده بودم، به علاوه، بركت خداى شمشير، رو هم دارم..!
《اگه ببرم، قطع ميشه.》 من كه زمانى به عنوان بهترين شمشيرزن كشور بودم، توى يه بازى موبايلى افتادم كه يكم پول براش خرج كرده بودم، به علاوه، بركت خداى شمشير، رو هم دارم..!
I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
The Demon Prince Goes To Academy
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
Surviving The Game as a Barbarian
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
قهرمان داستان، لی هانسو، سرانجام پس از 9 سال بازی "Dungeon and Stone" که هیچ کس نتوانسته بود آن را پاک کند، به مرحله رئیس رسید. با این حال، درست زمانی که وارد اتاق رئیس شد، اعلانی را دید که به او هشدار می داد که آموزش را پاک کرده است و جسد بربر، بیورن جاندل، که یک شخصیت قابل بازی در بازی بود را در اختیار گرفته است. هزارتویی هر ماه باز میشود و به کاشفان فرصتی میدهد تا آن را برای دریافت پاداش پاک کنند. در این دنیایی که بربرها در همه چیز به جز نبرد بی فایده دیده می شوند، بربری که نجنگد نمی تواند زنده بماند. تنها سرنوشتی که در انتظار است تنزل رتبه به «شهروند طبقه پایینتر» است. اگر مشخص شود که شما صاحب شخصیتی هستید که در آن بازی می کنید، "روح شیطانی" نامیده می شوید و کشته می شوید.
The Indomitable Martial King
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
دنیایی که در آن انسان ها گونه های ماورایی را به عنوان برده می فروشند و می خرند. جادو بزرگ ریفنهارت به دلیل کمک به گونه های ماورایی مانند پادشاه شیطان رفتار می شود. گروهی از قهرمانان وارد می شوند تا پادشاه شیطان را پایین بیاورند! ریفنهارت موفق می شود که به شدت قهرمانان را مجروح کند اما با مرگ به دست پادشاه رزمی مواجه می شود؟؟؟ تسلون… “طلسم رگرسیون زمان و مکان.” با این حال، او به طور معجزه آسایی موفق به انجام این طلسم آخرین راه می شود و به گذشته بازمی گردد. اما… “من پادشاه رزمی شدم؟؟؟ تسلون، یکی از قهرمانانی که قصد کشتن من و قوی ترین قاره را داشت؟!» اکنون ماجراهای ریفنهارت به عنوان یک جادوگر بزرگ و قوی ترین مردی که جهان را تغییر می دهد، آغاز می شود!
Death is the only ending for a villainess
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
پنلوپه دختریست که به عنوان یه فرد شرور توی یه بازی ویدئویی تناسخ پیدا می کنه، حالا زندگی اون درست مثل یه بازیه، برای نجات پیدا کردن از مرگ اون باید بتونه این بازی رو تموم کنه…
Latna Saga: Survival of a Sword King
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
هانبین ریو که بهتازگی از خدمت سربازی مرخص شده و بیهدف در زندگی پیش میرود، ناگهان به دنیایی دیگر منتقل میشود. اما «راهنمای سیستمی» او—سیستمی که قرار بود به بقا و رشدش کمک کند—پر از خطاست و باعث میشود بیش از ۲۰ سال در مرحلهی آموزشی (Tutorial) گیر بیفتد.
وقتی سرانجام از این جهنم شخصی آزاد میشود، متوجه میشود که مردم آن دنیا نسبت به دیگرجهانیها مثل او کاملاً دشمن شدهاند. حالا این تازهکارِ سطح پایین که سالها فقط آموزش دیده، چگونه قرار است در دنیایی خصمانه زنده بماند؟
The Extra’s Academy Survival Guide
اد راثتیلور یک ضدقهرمان درجهسه در یک بازی است که بهخاطر خلافکاریهایش از سوی خانوادهاش طرد شده و از خوابگاه هم اخراج شده است.
روزی شخصیت اصلی داستان در قالب همین اد از خواب بیدار میشود و میفهمد که باید یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورد تا بتواند فارغالتحصیل شود و آیندهاش را تضمین کند.
او که حالا در جنگل زندگی میکند، تصمیم میگیرد از قهرمانان داستان دوری کند؛ اما چهار نفر از شخصیتهای زن اصلی دست از سرش برنمیدارند.
از آن بدتر، حضور او کمکم باعث تغییر خط زمانی و اتفاقات بازی میشود!
آیا اد میتواند به پیشرفت داستان کمک کند، در حالی که خودش در حاشیه بماند؟
اد راثتیلور یک ضدقهرمان درجهسه در یک بازی است که بهخاطر خلافکاریهایش از سوی خانوادهاش طرد شده و از خوابگاه هم اخراج شده است.
روزی شخصیت اصلی داستان در قالب همین اد از خواب بیدار میشود و میفهمد که باید یک بورسیه تحصیلی به دست بیاورد تا بتواند فارغالتحصیل شود و آیندهاش را تضمین کند.
او که حالا در جنگل زندگی میکند، تصمیم میگیرد از قهرمانان داستان دوری کند؛ اما چهار نفر از شخصیتهای زن اصلی دست از سرش برنمیدارند.
از آن بدتر، حضور او کمکم باعث تغییر خط زمانی و اتفاقات بازی میشود!
آیا اد میتواند به پیشرفت داستان کمک کند، در حالی که خودش در حاشیه بماند؟
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!