The Deathless
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
I will Seduce the Northern Duke
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
تظاهر کن که معشوقه منی و تو اجتماعات با من باش. سلنا یه ستاره مشهور که توجه جهان رو داره، خیلی اتفاقی وقتی درحال فیلمبرداری بود وارد سرزمین دوک شمالی شد. کالسیون دوک شمالی، که جون سلنا رو از دست هیولاها نجات داد،پیشنهاد یه معامله در ازای برگردوندنش به خونه داد، اینکه وارد مجالس اجتماعی شه و تظاهر کنه معشوقه اونه تااطلاعات جمع کنه.سلنا پیشنهاد رو سریع قبول کرد اما...
Attic Princess
من از زمان تولدم تو این جهنم تاریک زندگی میکنم. توی اتاق زیرشیروونی تاریک و باریک و نمور. چون من دختر یک کولی ام که بدبختی رو ایجاد میکنه. امپراطوری ترامپ مادر بی گناه منو کشت. امپراطور و معبد و کل امپراطوری منو رها کردن. این رها شدن یه فرصته، اینجا داخل امپراطوری ترامپ من انتقام خودمو شروع میکنم. امپراطوری ترامپ باید کمی خشک شود، این خشکی به زودی برای من رودی گرانبها میشود. ...و انتقام را آغاز میکند.
من از زمان تولدم تو این جهنم تاریک زندگی میکنم. توی اتاق زیرشیروونی تاریک و باریک و نمور. چون من دختر یک کولی ام که بدبختی رو ایجاد میکنه. امپراطوری ترامپ مادر بی گناه منو کشت. امپراطور و معبد و کل امپراطوری منو رها کردن. این رها شدن یه فرصته، اینجا داخل امپراطوری ترامپ من انتقام خودمو شروع میکنم. امپراطوری ترامپ باید کمی خشک شود، این خشکی به زودی برای من رودی گرانبها میشود. ...و انتقام را آغاز میکند.
I Tamed My Ex-Husbands Mad Dog
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
آیدن’ شخصیت آهنگر بازی. یک روز، روستاش به دست مدیر سیستم پاک میشه اون و خواهر کوچیکش ‘آلیس’ کشته میشن، او با خودش عهد میبندد. “این سیستم رو با همین دستام نابودش میکنم.” و سپس…! “شما دسترسیهای مدیریتی را باز کردید، مدیر لول.۱” آیدن با قدرتی جدید بیدار میشه، سپس سفرش را بعنوان یک مدیر آغاز میکند…! چه اتفاقی برای آیدن میوفتد ؟
Second Life of A Trash Princess
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپراطوریشو از دست داد و در آخر مرد. اما وقتی از خواب بلند شد به زمانی برگشته بود که هیچ کس آسیبی ندیده بود! اغاز فروپاشی امپراطوری بیداری تئور بردار کوچیک تر و تنها احمق خانواده امپراطوری بود، پس حالا برای جلوگیری از اتفاقات بد باید جلوی دیوونه شدن تئور رو بگیره! برای اینکار نقشه اولش اینه که احمق تر از تئور بشه!
تنها شاهزاده خانم امپراطوری الیاس، رجینا بی الفار در شورش نامزدش، دوک سولوی، با اینکه تا لحظه مرگ با شمشیرش ایستادگی کرد، همه ی مردم و امپراطوریشو از دست داد و در آخر مرد. اما وقتی از خواب بلند شد به زمانی برگشته بود که هیچ کس آسیبی ندیده بود! اغاز فروپاشی امپراطوری بیداری تئور بردار کوچیک تر و تنها احمق خانواده امپراطوری بود، پس حالا برای جلوگیری از اتفاقات بد باید جلوی دیوونه شدن تئور رو بگیره! برای اینکار نقشه اولش اینه که احمق تر از تئور بشه!
Time To Dedicate Your Death
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دوازده ساله تبدیل شد، هیون وینتر! اول از همه خانواده ای که از هم پاشیده باید دوباره مثل اولش بشه، حالا که او به گذشته برگشته است، باید از چیزی که در زندگی قبلی اش نمی توانست محافظت کند، محافظت کند. با این حال... مردی که در زندگی قبلی او را آزار می داد، در این زندگی نیز در مسیر او قرار می گیرد. چون تو ایلیان هنریچ نیستی. گذشته من برای تو چی بود؟
وقتی ایلیان چهل ساله چشمانش را باز کرد، اولین چیزی که دید یک دست کوچک بود. مزدور پیری که بعد از مرگ 10 سال به گذشته برگشت ولی به یک بچه دوازده ساله تبدیل شد، هیون وینتر! اول از همه خانواده ای که از هم پاشیده باید دوباره مثل اولش بشه، حالا که او به گذشته برگشته است، باید از چیزی که در زندگی قبلی اش نمی توانست محافظت کند، محافظت کند. با این حال... مردی که در زندگی قبلی او را آزار می داد، در این زندگی نیز در مسیر او قرار می گیرد. چون تو ایلیان هنریچ نیستی. گذشته من برای تو چی بود؟
Royal Marriage
نماد زیبایی و پول، تاتیانا کارتین، واجد شرایط ترین مجرد امپراتوری فریا. ناامیدی از خیانت کردن نامزد مورد اعتمادش تنها تو یک لحظه طول کشید! چه کسی میتونست حدس بزنه که یک شوک بزرگتر از اینم قرار اتفاق بیوفته. فکر کنم خانواده ام که همیشه فکر می کردم طرفم هستن، از اولم ماهیت نامزدم رو می دونستن. تاتیانا تهدید کرد که هرگز ازدواج نخواهد کرد و مادرش که زمانی او را نوازش می کرد، رهاش کرد! "اگر می گی نمی خوای، فکر می کنم که باید خانه رو هم ترک کنی." "و باید همه چیزهایی که بهت دادیم رو هم پس بدی"
نماد زیبایی و پول، تاتیانا کارتین، واجد شرایط ترین مجرد امپراتوری فریا. ناامیدی از خیانت کردن نامزد مورد اعتمادش تنها تو یک لحظه طول کشید! چه کسی میتونست حدس بزنه که یک شوک بزرگتر از اینم قرار اتفاق بیوفته. فکر کنم خانواده ام که همیشه فکر می کردم طرفم هستن، از اولم ماهیت نامزدم رو می دونستن. تاتیانا تهدید کرد که هرگز ازدواج نخواهد کرد و مادرش که زمانی او را نوازش می کرد، رهاش کرد! "اگر می گی نمی خوای، فکر می کنم که باید خانه رو هم ترک کنی." "و باید همه چیزهایی که بهت دادیم رو هم پس بدی"
My Beloved Oppressor
اَنِت رُزِنبِرگ، از نوادگان خاندان سلطنتی پادانیا و تنها دختر یک فرمانده نظامی. بعد از دو سال آشنایی با یکی از افراد وفادار پدرش، هِینِر والدِمار، باهاش ازدواج میکنه. همه چیز عالی بود. -تا اینکه خانوادش بر اثر خیانت شوهرش سقوط کرد. "تو کنار من تا آخر عمرت غمگین ترین آدم دنیا هستی." اون لحظه بود که اَنِت متوجه چیزی شد. انتقام اون مرد تازه شروع شده بود.
اَنِت رُزِنبِرگ، از نوادگان خاندان سلطنتی پادانیا و تنها دختر یک فرمانده نظامی. بعد از دو سال آشنایی با یکی از افراد وفادار پدرش، هِینِر والدِمار، باهاش ازدواج میکنه. همه چیز عالی بود. -تا اینکه خانوادش بر اثر خیانت شوهرش سقوط کرد. "تو کنار من تا آخر عمرت غمگین ترین آدم دنیا هستی." اون لحظه بود که اَنِت متوجه چیزی شد. انتقام اون مرد تازه شروع شده بود.
My Husband Who Hates Me Has Lost His Memories
لیلی اورت دختر خانواده دوک، به خاطر خانوادش این ازدواجو پذیرفت، اسم همسرش تئودور والنتینو است! که خانوادش داره از هم میپاشه، هیچ قصدی برای پذیرشش نداشت. با پیشروی داستان، یه روز شوهرش حافظش رو از دست میده... ".وقتی خاطراتت برگرده، پشیمون می شی." "نه، من اصلا پشیمون نمیشم."
لیلی اورت دختر خانواده دوک، به خاطر خانوادش این ازدواجو پذیرفت، اسم همسرش تئودور والنتینو است! که خانوادش داره از هم میپاشه، هیچ قصدی برای پذیرشش نداشت. با پیشروی داستان، یه روز شوهرش حافظش رو از دست میده... ".وقتی خاطراتت برگرده، پشیمون می شی." "نه، من اصلا پشیمون نمیشم."
How to Hide the Emperor Child
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"
به هر حال تو هرگز منو دوست نداشتی، درسته؟" زندگی زناشوییش تو یک روز به پایان رسید. از 10 سالگی برای تبدیل شدن به همسر کایزن سخت تلاش کرده بود، اما تنها چیزی که براش باقی مونده بود یه ملکه ننگین بود. توسط خانواده سلطنتی رها شد. مردی که عاشقش بود، کایزن، می خواست ترکش کنه. "آره. حق باتوعه. من تو رو دوست نداشتم!» آستل برای آخرین بار هم دروغ گفت! اون مرد دلیل زندگیش بود فکر کرد دیگه باهاش ارتباطی نخواهد داشت، اما... "من ... فکر می کنم ممکنه که باردار باشم؟!"
The Extra s Touch
من به عنوان کوچکترین دختر یک کنتس تناسخ پیدا کردم. به هر حال ، من در حال نوشیدن یک فنجان چای در تلاش بودم که نبرد بین یئو جو و دختر شرور را تماشا کنم علاوه بر این ، حتی دوست دوران کودکی ام که همیشه کنارم بود و فکر می کرد تا آخر عمر کنارم خواهد بود ، جایی تغییر کرده است. “شما همسر من خواهید بود.” “چی؟” او با چهره ای به من نگاه کرد که یک داستان واقعاً شگفت انگیز شنیده است. اما عجیب ، واکنش او ناخوشایند بود. با اخم از روی من افتاد. “ما دوست هستیم ، مویزل.” ما از کودکی با هم هستیم. او مرد خوبی بود ، و شوهر خوبی بود. بنابراین ، رد قاطعانه او برای من که فکر کردم نیازی به مرد دیگری ندارم یک شوک آور بود. به همین دلیل است که من قهرمان رمان هستم این داستان چطوری جهنم شد؟
من به عنوان کوچکترین دختر یک کنتس تناسخ پیدا کردم. به هر حال ، من در حال نوشیدن یک فنجان چای در تلاش بودم که نبرد بین یئو جو و دختر شرور را تماشا کنم علاوه بر این ، حتی دوست دوران کودکی ام که همیشه کنارم بود و فکر می کرد تا آخر عمر کنارم خواهد بود ، جایی تغییر کرده است. “شما همسر من خواهید بود.” “چی؟” او با چهره ای به من نگاه کرد که یک داستان واقعاً شگفت انگیز شنیده است. اما عجیب ، واکنش او ناخوشایند بود. با اخم از روی من افتاد. “ما دوست هستیم ، مویزل.” ما از کودکی با هم هستیم. او مرد خوبی بود ، و شوهر خوبی بود. بنابراین ، رد قاطعانه او برای من که فکر کردم نیازی به مرد دیگری ندارم یک شوک آور بود. به همین دلیل است که من قهرمان رمان هستم این داستان چطوری جهنم شد؟
I Woke Up as the Ugly Duckling
چه فایدهای دارد که بهعنوان دختر یک دوک دوباره متولد شوی، وقتی مایهٔ ننگ خانواده باشی؟ در حالی که خواهر و برادرهایش بااستعداد و زیبا بودند، سیلویا بیچاره را چاق و زشت مینامیدند و حتی شایعه کرده بودند اخلاق بدی هم دارد. تلاشهایش برای جلب توجه پدر سرد و بیاعتنایش فقط باعث شد از خانه تبعید شود—و در نهایت جان خودش را بگیرد.
اما وقتی «سیلویای» جدید پنج سال پیش از مرگش بیدار میشود، دیگر اهمیتی به طعنهها و قضاوتهای دیگران نمیدهد—او قرار است این زندگی را به شیوهٔ خودش زندگی کند.
در دنیایی پر از شیاطین و دزدها، باید از تمام امکاناتی که در اختیار دارد استفاده کند و خودش را برای بقا آماده سازد. وقتی روی پای خودش بایستد، خانواده و بدگویانش را برای همیشه پشت سر خواهد گذاشت…
اما چرا حالا همان کسانی که قبلاً هیچ اهمیتی به او نمیدادند، ناگهان به او علاقهمند شدهاند؟
چه فایدهای دارد که بهعنوان دختر یک دوک دوباره متولد شوی، وقتی مایهٔ ننگ خانواده باشی؟ در حالی که خواهر و برادرهایش بااستعداد و زیبا بودند، سیلویا بیچاره را چاق و زشت مینامیدند و حتی شایعه کرده بودند اخلاق بدی هم دارد. تلاشهایش برای جلب توجه پدر سرد و بیاعتنایش فقط باعث شد از خانه تبعید شود—و در نهایت جان خودش را بگیرد.
اما وقتی «سیلویای» جدید پنج سال پیش از مرگش بیدار میشود، دیگر اهمیتی به طعنهها و قضاوتهای دیگران نمیدهد—او قرار است این زندگی را به شیوهٔ خودش زندگی کند.
در دنیایی پر از شیاطین و دزدها، باید از تمام امکاناتی که در اختیار دارد استفاده کند و خودش را برای بقا آماده سازد. وقتی روی پای خودش بایستد، خانواده و بدگویانش را برای همیشه پشت سر خواهد گذاشت…
اما چرا حالا همان کسانی که قبلاً هیچ اهمیتی به او نمیدادند، ناگهان به او علاقهمند شدهاند؟