The Maid and The Vampire
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
آروم بعد از یه تصادف رانندگی به دنیای عجیبی به نام soltera افتاده و به خاطر رنگ موهاش توسط یک معامله گر برده به عنوان خون اشام به خانه ی دوک فروخته می شود میلارد تراویس دوک خانه ای که او را خریده است یک خون اشام تنها در جهان است . آروم ارزو دارد به هر طریقی زنده بمونه پس به عنوان خدمتکار شخصی میلارد به او خدمت میکند و روز به روز سعی میکند تا میلارد را شاد کند…
The Deathless
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
جوری به نظر میاد که یه دختر معمولیه اما اینطور نیست ! اون دختر چشمای مرگ رو داره!! چشمان مرگی که باعث میشن ثانیه شمار رسیدن مرگ بقیه رو ببینه! حتی اگه از زمان مرگ بقیه ناراحت بشه بازم نمیتونه براشون کاری کنه حتی نمیتونه زندگی خودش رو تموم کنه! اما زندگیش قرار تغییر کنه!
I Became the Younger Sister of a Regretful Obsessive Male Lead
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
یه روز خیلی الکی توی بدن یه شخصیت که پدر و مادرش مرده بودن و توسط خانواده دوک به فرزند خوندگی قبول شده بود تناسخ پیدا کردم، اوه متوجه شدم توی چه رمانی افتادم... یه رمان بی ال با پایان غم انگیز که همه شخصیتا تهش میمیرن، اولین نفریم که میمیره منم دقیقا این وسط ! تازه قراره بوسیله شخصیت مرد مورد علاقم کشته بشم؟
There Must Be Happy Endings
روزی که دیگر به زوج نمایشی بودن پایان دادن ، شوهرش کشته شد . به همسرش لی یئون وو که در ناراحتی فرو رفته بود ، یک فرصت دوباره ۱۰۰ روزه داده میشود ! یئون وو برای جلوگیری از مرگ همسرش سونجه به خودش تکیه میکند …… بالاخره در دومین زنگیش یک زندگی متاهلی ” واقعی ” را شروع میکند . عاشقانه آرام و پرهرج و مرج درباره زن و شوهری که بالاخره شروع به لاس زدن میکنند . ” تو این زندگی مطلقا پایانی شاد میسازم . “
روزی که دیگر به زوج نمایشی بودن پایان دادن ، شوهرش کشته شد . به همسرش لی یئون وو که در ناراحتی فرو رفته بود ، یک فرصت دوباره ۱۰۰ روزه داده میشود ! یئون وو برای جلوگیری از مرگ همسرش سونجه به خودش تکیه میکند …… بالاخره در دومین زنگیش یک زندگی متاهلی ” واقعی ” را شروع میکند . عاشقانه آرام و پرهرج و مرج درباره زن و شوهری که بالاخره شروع به لاس زدن میکنند . ” تو این زندگی مطلقا پایانی شاد میسازم . “