Child of the Sheath
این جهانی است که در آن درختی جادویی از پشت یک شمشیرزن میروید، دختری لال توسط مادرش به یک سلاح زنده تبدیل میشود، اژدهای یخی در آسمانها پرسه میزند و به دنبال انتقام است، و موجوداتی با قدرتهای خدایی برای حفظ تعادل طبیعت با هم درگیر میشوند. در میان همهی اینها، «بیرا» پسر یتیمی است که روزهایش را با خوشحالی در جنگلی دورافتاده به ماهیگیری میگذراند. سپس او با «تانیو» آشنا میشود، ژنرال سابقی که در جستجوی دوست دوران کودکیاش است. آن دو با هم سفری را به سرزمینی افسونشده آغاز میکنند که مانند هیچجای دیگری نیست.
این جهانی است که در آن درختی جادویی از پشت یک شمشیرزن میروید، دختری لال توسط مادرش به یک سلاح زنده تبدیل میشود، اژدهای یخی در آسمانها پرسه میزند و به دنبال انتقام است، و موجوداتی با قدرتهای خدایی برای حفظ تعادل طبیعت با هم درگیر میشوند. در میان همهی اینها، «بیرا» پسر یتیمی است که روزهایش را با خوشحالی در جنگلی دورافتاده به ماهیگیری میگذراند. سپس او با «تانیو» آشنا میشود، ژنرال سابقی که در جستجوی دوست دوران کودکیاش است. آن دو با هم سفری را به سرزمینی افسونشده آغاز میکنند که مانند هیچجای دیگری نیست.
Shirahimeshou
افسانهها میگویند وقتی برف میبارد، دلیلش گریهی شاهزادهخانم برف است. این اثر مجموعهای از سه داستان تراژیک است که همگی با پیوندی به نام برف به هم متصل میشوند. «شیراهیمهشو» ادای احترام CLAMP به فرم و روایت سنتی ژاپنی است. با آبرنگهای دلنشین و ضربهقلمهای لطیف، این اثر جدایی زیبایی از آثار معمول CLAMP به شمار میرود. راز پشت پردهی برف را خودتان کشف کنید...
افسانهها میگویند وقتی برف میبارد، دلیلش گریهی شاهزادهخانم برف است. این اثر مجموعهای از سه داستان تراژیک است که همگی با پیوندی به نام برف به هم متصل میشوند. «شیراهیمهشو» ادای احترام CLAMP به فرم و روایت سنتی ژاپنی است. با آبرنگهای دلنشین و ضربهقلمهای لطیف، این اثر جدایی زیبایی از آثار معمول CLAMP به شمار میرود. راز پشت پردهی برف را خودتان کشف کنید...
Mononoke Hime
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
Promise of an Orchid
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.
«منتظرت میمونم…» این را زنی مرموز با موهای قرمز در گوش یائهسین یانگ زمزمه میکند—خوابی تکرارشونده که او هر شب از دوران کودکیاش و پس از قتلعام غمانگیز یتیمخانه، میبیند. وقتی یائهسین به خیابان بدنام و تسخیرشدهی «ارکیده» نقل مکان میکند تا معنای پشت رؤیاهایش را کشف کند، همان شب اول نزدیک است که توسط شیطانی انتقامجو کشته شود. اما دختری زیبا به نام «سوچئون»—که به طرز عجیبی شبیه همان زن در خوابهایش است—او را نجات میدهد.
از آن پس، آنها با یکدیگر متحد میشوند تا به شیاطین بیگناه کمک کرده و در برابر نقشههای شوم «گومگوان»، ارباب تمامی شیاطین، مبارزه کنند.