Black Clover
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
در دنیایی سرشار از جادو، آستا—یتیمی پرهیاهو و پرانرژی—هیچ ذرهای جادو در وجودش ندارد. با این حال، رؤیای او تبدیل شدن به «پادشاه جادوگران» است؛ عنوانی که به قدرتمندترین جادوگر پادشاهی شبدر داده میشود.
یونو، دوست دوران کودکی و رقیب آستا، همین آرزو را دارد، اما برخلاف او از توانایی کنترل جادوی قدرتمند باد برخوردار است. با وجود فاصلهٔ عظیمی که میان آنهاست، آستا هر روز بیوقفه بدنش را تمرین میدهد، به این امید که somehow توانایی جادوییاش بیدار شود و بتواند به یونو برسد.
در پادشاهی شبدر، وقتی کسی به پانزدهسالگی میرسد، مراسمی برگزار میشود تا «گریمور» خود را دریافت کند—کتابی جادویی که به صاحبش اجازه میدهد از قدرتهایش بهطور کامل استفاده کند. در این مراسم، یونو گریوری با شبدر چهاربرگ افسانهای دریافت میکند که نشانهٔ قدرت استثنایی صاحب آن است؛ در حالی که آستا بیهوده منتظر کتاب خودش میماند.
با اینکه دلسرد شده، اما تسلیم نمیشود. زمانی که جادوگری سعی میکند گریور ویژهٔ یونو را بدزدد، آستا میبیند دوستش گرفتار شده است. هرچند در برابر آن جادوگر کاملاً ناتوان است، ارادهٔ آستا برای ادامهٔ مبارزه پاداش میگیرد—او نیز گریور مخصوص خود را به دست میآورد؛ گریوری با شبدر سیاه پنجبرگ، نشانهای که هرگز پیش از آن دیده نشده بود.
Catastrophic Necromancer
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
Jujutsu Kaisen Modulo
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
۶۸ سال از بازی پاکسازی گذشته است. در سال ۲۰۸۶، نژادی بیگانه به نام «سیموریَنها» با یک سفینه فضایی به زمین میآیند. سرنوشت جهان اکنون در دستان دو جادوگر جوجوتسو به نامهای «یوکا» و «تسوروگی اوکوتسو» قرار دارد. جادوگران جوجوتسو و موجودات فضایی — چه هرجومرجی از این برخورد به وجود خواهد آمد؟
Sousou no Frieren
ماجراجویی تمام شده است ولی زندگی برای یک الف جادوگر ادامه دارد. الفی که تازه دارد معنای زندگی را درک میکند.
الف جادوگر فریرن و ماجراجوهای شجاعی که همراه او هستند به تازگی پادشاه شیاطین را شکست دادهاند و صلح برای سرزمین به ارمغان آوردهاند. با تمام شدن این سختی بزرگ همگی راه خودشان را میروند تا زندگیِ آرام خود را داشته باشند. ولی فریرن، به عنوان یک الف، تقریباً نامیراست و بیشتر از تمام افراد گروهش زنده خواهد ماند. او چگونه با مرگ دوستانش کنار خواهد آمد؟ چگونه در زندگیِ خودش به حس رضایت خواهد رسید؟ چگونه او میتواند درک کند که زندگی برای انسانهای اطرافش چه معنایی دارد؟ فریرن ماجرای خودش را شروع میکند تا پاسخ را پیدا کند.
ماجراجویی تمام شده است ولی زندگی برای یک الف جادوگر ادامه دارد. الفی که تازه دارد معنای زندگی را درک میکند.
الف جادوگر فریرن و ماجراجوهای شجاعی که همراه او هستند به تازگی پادشاه شیاطین را شکست دادهاند و صلح برای سرزمین به ارمغان آوردهاند. با تمام شدن این سختی بزرگ همگی راه خودشان را میروند تا زندگیِ آرام خود را داشته باشند. ولی فریرن، به عنوان یک الف، تقریباً نامیراست و بیشتر از تمام افراد گروهش زنده خواهد ماند. او چگونه با مرگ دوستانش کنار خواهد آمد؟ چگونه در زندگیِ خودش به حس رضایت خواهد رسید؟ چگونه او میتواند درک کند که زندگی برای انسانهای اطرافش چه معنایی دارد؟ فریرن ماجرای خودش را شروع میکند تا پاسخ را پیدا کند.
Kaijuu 8-gou
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
هیولاهای کریهالمنظره و شبیه گودزیلا که «کایجو» نامیده میشوند، سالهاست در سراسر ژاپن ظاهر میشوند. برای مبارزه با این مرغان، واحد نخبهای نظامی به نام «کورپوس دفاعی» هر روز جان خود را کف دست گرفته و از غیرنظامیان محافظت میکند. پس از کشته شدن یک موجود، تیمهای پاکسازی—که زیر نظر «شرکت حرفهای پاککنندگان کایجو» فعالیت میکنند—باقیماندههای آن را جمعآوری و دفع میکنند.
کافکا هیبینو، مرد ۳۲ سالهای که از شغلش بهعنوان پاککننده ناراضی است، از کودکی آرزو داشت به «کورپوس دفاعی» بپیوندد و به شکار کایجوها بپردازد. اما پس از چند بار تلاش ناموفق، آن رؤیا را رها کرد و به زندگی معمولی با حقوق قابلقبول رضایت داد. با این حال، وقتی رنو ایچیکاوا، سرباز تازهنفسی ۱۸ ساله، به تیم پاکسازی او میپیوندد، اشتیاق دیرین کافکا برای پیوستن به نیروهای نظامی بار دیگر بیدار میشود.
در پی رویدادهای شوم و تلاقی با همکار جوانش، کافکا با نوعی کایجوی انگلوار مواجه میشود که از راه دهان وارد بدنش شده و او را به یک هیولای انسانوار تبدیل میکند. اکنون با قدرتهای جدیدش، کافکا تصمیم دارد شانس آخرش را برای تحقق رویای دیرینهاش امتحان کند.
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
برای همهی مردم دنیایی که تحت سلطهی جادو است، مش برندد جوان و بیجادو تهدیدی برای نژاد بشری محسوب میشود و باید حذف شود. او که مخفیانه در جنگل زندگی میکند، هر روز را به تمرین بدنی میگذراند تا عضلاتی بسازد که به اندازهی جادو قدرتمند باشند!
اما زمانی که هویت واقعیاش فاش میشود و زندگی آرامش به خطر میافتد، مش تصمیم میگیرد برای تبدیل شدن به یک بینای الهی (Divine Visionary) تلاش کند؛ مقامی چنان والا که جامعه ناچار شود وجودش را بپذیرد.
به همین دلیل، برای حفظ زندگی آرام خود، مش بدون داشتن کوچکترین توانایی جادویی، وارد آکادمی معتبر جادوی ایستون میشود؛ جایی که باید با فرزندان نخبگان و قدرتمندترین افراد سرزمین رقابت کند. او که فاقد اصلیترین مهارت لازم برای زندهماندن در ایستون، یعنی جادو است، از همان ابتدا در برابر همکلاسیهایش در موضع ضعف قرار دارد.
با این حال، برای رسیدن به هدفش، مش باید با مشتهایش از پس هر چالشی بربیاید، جادو را با عضله شکست دهد، و همهی اینها را تنها برای رسیدن به عنوان پرشکوه بینای الهی انجام دهد!
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
«Wanted!» یکی از پنج داستان کوتاه اودا ایچیرو است که پیش از تبدیل «وان پیس» به موفقیتی بزرگ منتشر شد. داستان دربارهٔ پسری جوان است که بهطور اتفاقی نقشهٔ گنجی باستانی را پیدا میکند و همراه با دوستانش راهی سفری پرماجرا میشود. در مسیر، آنها با تلهها، دشمنان و معماهای متعددی روبهرو میشوند و هر یک درسهایی دربارهٔ شجاعت، دوستی و کشف قدرتهای درونیشان میآموزند.
Kagurabachi
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
هجده سال پیش، در جریان جنگ سایتِی، کونیشیگه روکوهیرا برجستهترین مرد ژاپن بود. او بهعنوان یک شمشیرساز ماهر، شش تیغهٔ افسونشده ساخت که هر کدام حکمتی ویژه داشت و پیروزی کشور را تضمین کرد. پس از پایان جنگ، کونیشیگه همراه پسرش، چیهیرو، به کوهها retiro کرد و چیهیرو کوشا به آموختن هنر شمشیرسازی پرداخت. وقتی به آستانهٔ پانزدهمین سالگرد تولدش نزدیک شد، چیهیرو با عقل سلیم تصمیم گرفت روزی جانشین پدر شود، اما نقشههایش زمانی نقش بر آب شد که گروهی از جادوگران مقتدر را دید که پدرش را کشتند و تیغههای مقدس را به سرقت بردند.
سه سال پس از آن رخداد، چیهیرو با کینهای فروخورده و عطشی سیریناپذیر برای انتقام زندگی میکند. او با در دست گرفتن «انتِن»، هفتمین و آخرین تیغهٔ جادویی که کونیشیگه مخفیانه ساخته بود، شرارتپیشههایی را که به سازمان «هیشاکو» وابستهاند—سازمانی که چیهیرو بهخاطر مرگ پدرش مسئول میداند—از پای درمیآورد. چیهیرو هنوز نتوانسته نیروی کامل انتن را آزاد کند یا شمشیرزنیاش را به کمال برساند، ولی برای بازپسگیری کاتانایهای دزدیدهشده، انتقام پدرش و پاسداشت میراث او، از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد.
Haikyuu!!
سوت به صدا درمیآید. توپ بالا میرود. یک دریا (دریبل)، یک ست، یک اسپایک.
والیبال؛ ورزشی که در آن دو تیم روبهرو قرار میگیرند و با یک تور بلند و دیوارمانند از هم جدا شدهاند.
«پیرِ کوچک»، با قد تنها ۱۷۰ سانتیمتر، از پس تور غولآسا و دیوار بلاککنندهها برمیآید. شُویو هیناتا، با چشمانی پر از تحسین، به قامت کلاغمانند او خیره میشود. هیناتا که عزمش را جزم کرده تا همچون پیرِ کوچک به ارتفاعات بپرد، در سال آخر راهنمایی بالاخره تیمی تشکیل میدهد و در اولین تورنمنت والیبالش شرکت میکند. اما تیم او در نخستین دیدار مقابل دبیرستان قدرتمند کیتاگاوا دایییچی، که تحت رهبری نابغه اما سرسخت «پادشاه زمین»، توبیو کاگِیاما، قرار دارد، کاملاً شکست میخورد.
هیناتا برای گرفتن انتقام رسمی در رقابتهای دبیرستانی و پیروی از راه پیرِ کوچک، وارد دبیرستان کاراسونو میشود—اما وقتی در سالن ورزشی را میگشاید، کاگِیاما را بهعنوان همتیمیاش میبیند و نقشههایش نقش بر آب میشود.
اکنون هیناتا باید جایگاه خود را در تیم پیدا کند و در کنار کاگِیامای چالشبرانگیز کار کند تا ضعفهایش را جبران کند و به رؤیای خود—رسیدن به قلهٔ دنیای والیبال دبیرستان—جامهٔ عمل بپوشاند.
سوت به صدا درمیآید. توپ بالا میرود. یک دریا (دریبل)، یک ست، یک اسپایک.
والیبال؛ ورزشی که در آن دو تیم روبهرو قرار میگیرند و با یک تور بلند و دیوارمانند از هم جدا شدهاند.
«پیرِ کوچک»، با قد تنها ۱۷۰ سانتیمتر، از پس تور غولآسا و دیوار بلاککنندهها برمیآید. شُویو هیناتا، با چشمانی پر از تحسین، به قامت کلاغمانند او خیره میشود. هیناتا که عزمش را جزم کرده تا همچون پیرِ کوچک به ارتفاعات بپرد، در سال آخر راهنمایی بالاخره تیمی تشکیل میدهد و در اولین تورنمنت والیبالش شرکت میکند. اما تیم او در نخستین دیدار مقابل دبیرستان قدرتمند کیتاگاوا دایییچی، که تحت رهبری نابغه اما سرسخت «پادشاه زمین»، توبیو کاگِیاما، قرار دارد، کاملاً شکست میخورد.
هیناتا برای گرفتن انتقام رسمی در رقابتهای دبیرستانی و پیروی از راه پیرِ کوچک، وارد دبیرستان کاراسونو میشود—اما وقتی در سالن ورزشی را میگشاید، کاگِیاما را بهعنوان همتیمیاش میبیند و نقشههایش نقش بر آب میشود.
اکنون هیناتا باید جایگاه خود را در تیم پیدا کند و در کنار کاگِیامای چالشبرانگیز کار کند تا ضعفهایش را جبران کند و به رؤیای خود—رسیدن به قلهٔ دنیای والیبال دبیرستان—جامهٔ عمل بپوشاند.
Attack on Titan
چند صد سال پیش، انسانها تا مرز نابودی توسط تایتانها پیش رفتند. تایتانها معمولاً چندین متر قد دارند، به نظر میرسد فاقد هوش هستند، انسانها را میبلعند و بدتر از همه اینکه این کار را نه برای تغذیه، بلکه از روی لذت انجام میدهند.
بخش کوچکی از بشریت با ساختن شهری که دیوارهایی بسیار بلندتر از بزرگترین تایتانها داشت، جان سالم به در بردند. حالا در زمان حال، منطقه جنوبی شینگنشینا بیش از صد سال است که تایتانی به خود ندیده.
پسر نوجوانی به نام ارن و خواهرخواندهاش میکاسا شاهد واقعهای وحشتناک هستند؛ یکی از دیوارهای بیرونی توسط تایتانی ۶۰ متری تخریب شده و شکافی بزرگ در دیوار ایجاد میشود. با ورود تایتانهای کوچکتر به شهر، آن دو کودک با چشمان خود وقایع دلخراشی را تماشا میکنند؛ تایتانها بدون مانع مردم را میبلعند.
ارن سوگند میخورد که تکتک تایتانها را نابود کند و انتقام بشریت را بگیرد.
برنده جایزه مانگای کودانشا در بخش شونن در سال ۲۰۱۱
برنده جایزه فرهنگی انتشارات نوما در سال ۲۰۲۱
چند صد سال پیش، انسانها تا مرز نابودی توسط تایتانها پیش رفتند. تایتانها معمولاً چندین متر قد دارند، به نظر میرسد فاقد هوش هستند، انسانها را میبلعند و بدتر از همه اینکه این کار را نه برای تغذیه، بلکه از روی لذت انجام میدهند.
بخش کوچکی از بشریت با ساختن شهری که دیوارهایی بسیار بلندتر از بزرگترین تایتانها داشت، جان سالم به در بردند. حالا در زمان حال، منطقه جنوبی شینگنشینا بیش از صد سال است که تایتانی به خود ندیده.
پسر نوجوانی به نام ارن و خواهرخواندهاش میکاسا شاهد واقعهای وحشتناک هستند؛ یکی از دیوارهای بیرونی توسط تایتانی ۶۰ متری تخریب شده و شکافی بزرگ در دیوار ایجاد میشود. با ورود تایتانهای کوچکتر به شهر، آن دو کودک با چشمان خود وقایع دلخراشی را تماشا میکنند؛ تایتانها بدون مانع مردم را میبلعند.
ارن سوگند میخورد که تکتک تایتانها را نابود کند و انتقام بشریت را بگیرد.
برنده جایزه مانگای کودانشا در بخش شونن در سال ۲۰۱۱
برنده جایزه فرهنگی انتشارات نوما در سال ۲۰۲۱
Jujutsu Kaisen 0
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
یوتا اوکوتسو، دانشآموز دبیرستانی کمرو و دستپاچلفتی، با یک مشکل عجیب دستوپنجه نرم میکند: دوست دوران کودکیاش، ریکا، تبدیل به یک «نفرین» شده و نمیگذارد لحظهای از دستش راحت باشد. این وضعیت باعث میشود یوتا تواناییهای خاص و خطرناکی به دست بیاورد، اما در عین حال زندگیاش هم بههمریخته میشود.
ساتورو گوجو، استاد قدرتمند مدرسهی جوجوتسو، از ماجرای او خبردار میشود و با اصرار او را به مدرسه میبرد؛ جایی که جادوگران جوجوتسو آموزش میبینند چگونه با نفرینها مبارزه کنند. حالا یوتا باید در کوتاهترین زمان ممکن یاد بگیرد چطور از نیروی تازهبهدستآمدهاش استفاده کند و این روح سرکش را که زندگیاش را تسخیر کرده، آرام کند
Jujutsu Kaisen
ایتادوری یوجی، دانشآموزی شگفتانگیز در ورزش، بهجای تمرین دائمی ترجیح میدهد وقتش را با باشگاه ماوراءالطبیعه بگذراند. همهچیز تا وقتی عادی بهنظر میرسد که یکی از اعضای باشگاه زیر حمله موجودات فراطبیعی قرار میگیرد و یوجی متوجه میشود این دنیا فراتر از کتابهای علم غیب، واقعاً تاریک و خطرناک است.
در همین حال، فوشیگورو مگومی—یک جادوگر جوجوتسو مرموز—دنبال یک شیء نفرینشده با درجهویژه میگردد و سرنخهایش او را به یوجی میرساند. از اینجا به بعد، زندگی یوجی وارد مسیری میشود که نهتنها آیندهاش، بلکه سرنوشت دنیای مرئی و نامرئی را رقم خواهد زد.
ایتادوری یوجی، دانشآموزی شگفتانگیز در ورزش، بهجای تمرین دائمی ترجیح میدهد وقتش را با باشگاه ماوراءالطبیعه بگذراند. همهچیز تا وقتی عادی بهنظر میرسد که یکی از اعضای باشگاه زیر حمله موجودات فراطبیعی قرار میگیرد و یوجی متوجه میشود این دنیا فراتر از کتابهای علم غیب، واقعاً تاریک و خطرناک است.
در همین حال، فوشیگورو مگومی—یک جادوگر جوجوتسو مرموز—دنبال یک شیء نفرینشده با درجهویژه میگردد و سرنخهایش او را به یوجی میرساند. از اینجا به بعد، زندگی یوجی وارد مسیری میشود که نهتنها آیندهاش، بلکه سرنوشت دنیای مرئی و نامرئی را رقم خواهد زد.