Catastrophic Necromancer
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
ظهور بازی در واقعیت که با تغییر قوانین جهان انسانها را بر آن داشت که در نقش بازیکن پا به این عرصه بگذارند و با کشتار هیولا ها ارتقای سطح پیدا کنند. با تعیین کلاس لین مویو به عنوان نکرومنسر، او به گونه ای نامیرا می شود و تا پایان تمام جنگجو های اسکلتی خود نمی میرد. " من به عنوان خدا روی تخت سلطنت مردگان نشستم و بین مرگ و زندگی قدم میزنم، من خودم یه فاجعه متحرک ام ! "...
The Beginning After the End
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
شاه گری، در جهانی که قدرت رزمی بر همهچیز حکمفرماست، از نظر قدرت، ثروت و جایگاه اجتماعی بیرقیب است. اما تنهایی، همواره سایهبهسایهی کسانیست که قدرتی عظیم دارند. در پشت ظاهر پرزرقوبرق یک پادشاه نیرومند، مردی پوچ و بیهدف پنهان شده است.
او در جهانی تازه، سرشار از جادو و هیولاها، دوباره متولد میشود—فرصتی دوم برای زیستن. اما جبران اشتباهات گذشته تنها چالش او نخواهد بود. در پسِ صلح و شکوفایی این جهان جدید، جریانی پنهان وجود دارد که تهدید میکند همهچیز را نابود کند؛ تهدیدی که باعث میشود شاه گری دربارهی هدف از تولد دوبارهاش و نقش واقعیاش در این دنیا، شک کند. (منبع: Mangadex)
Flawed Almighty
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
کیم جئونجی، کسی که هر روز درگیر خشونت در مدرسه بود، در یک تصادف پاش آسیب دید، از رزم بازنشسته شد (اما چه رزمی؟)، و بعنوان یک وصله ناجور جامعه زندگی خوبی داره. سپس، یک روز، کارش با یک گدای پیر بر روی یک پل، به دعوا کشید، رفتار بدی مقابل او انجام داد… اما گویا این گدای پیر خداست؟!
The Newlywed Life Of A Witch And A Dragon
وندی بلانچت، یک جادوگر نابغه و رئیس بخش تحقیقاتی Rune در برج جادو، بعد از یک شب اشتباه با استخدامشدهی جدید—ایدن وینتر—در شرایطی ناگهانی قرار میگیرد او برای حفظ جایگاه و آبرویش، از او درخواست ازدواج میکند—اما متوجه میشود که در این ازدواج، ایدن یک اژدهاست! این آغاز زندگی تازهایست؛ زندگیای که پر از لحظات شیرین، رازهای پیچیده، و ارتباطی غافلگیرکننده بین یک جادوگر و یک اژدهاست.
وندی بلانچت، یک جادوگر نابغه و رئیس بخش تحقیقاتی Rune در برج جادو، بعد از یک شب اشتباه با استخدامشدهی جدید—ایدن وینتر—در شرایطی ناگهانی قرار میگیرد او برای حفظ جایگاه و آبرویش، از او درخواست ازدواج میکند—اما متوجه میشود که در این ازدواج، ایدن یک اژدهاست! این آغاز زندگی تازهایست؛ زندگیای که پر از لحظات شیرین، رازهای پیچیده، و ارتباطی غافلگیرکننده بین یک جادوگر و یک اژدهاست.
I Will Become the Villains Poison Taster
پس از مرگ در یک تصادف رانندگی , یک کارگر دفتری خود را به عنوان ژیزل روزوین مییابد که یک تبهکار محکوم به مسموم شدن در انتظار محکومیت مرگ است .با اینکه بسیاری از تروریستها سعی میکنند او را مسموم کنند , اما همه آنها شکست میخورند !در واقع سموم ژیزل واقعا مزه خوبی دارند .! ژیزل میتواند از این توانایی برای زنده ماندن در محیط جدیدش استفاده کند ?
پس از مرگ در یک تصادف رانندگی , یک کارگر دفتری خود را به عنوان ژیزل روزوین مییابد که یک تبهکار محکوم به مسموم شدن در انتظار محکومیت مرگ است .با اینکه بسیاری از تروریستها سعی میکنند او را مسموم کنند , اما همه آنها شکست میخورند !در واقع سموم ژیزل واقعا مزه خوبی دارند .! ژیزل میتواند از این توانایی برای زنده ماندن در محیط جدیدش استفاده کند ?
The Viliainess Is A Marionette
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
کاینا، شاهزاده خانم شاهنشاهی، به عنوان زیباترین زن امپراتوری شناخته می شد. او زنی بود که جز شر و تجمل چیزی نمی دونست. با این حال، سرنوشتش نابودی بود: اون به عنوان یک مهره شطرنج توسط برادر کوچکتر خودش برای رسیدن به تاج و تخت استفاده میشه و در آخر توسط شوهر دیوونش کشته میشه!
The Viridescent Crown
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
یک دانشجوی معمولی فارغالتحصیل به رمان "عشق ابدی" که در 15 سالگی نوشته بود، تناسخ پیدا کرد. با این حال، او به جای اینکه از زمان آغاز داستان اصلی به آنجا برسد، به هفت سال قبل از آن تناسخ یافت. او ران رومئا د لاچیا، دختر نامادری شخصیت اصلی مرد شد؛ شخصیتی که قبل از تناسخ حتی نام او را نمی دانست. نامادری، یوستاو را چنان عذاب داد که به زنی اعتماد نکرد. ران سعی میکند حوادثی را که قرار است اتفاق بیفتد تغییر دهد، با این حال والدین و برادر کوچک آنها هنوز میمیرند. ران با در اختیار داشتن یوستاو در آکادمی و کنترل عموم خانوادهاش توسط عمویش، مجبور است به مدت دو سال به عنوان یک خانهدار کار کند و کار در "طرح خوشبختی شخصیت اصلی" را آغاز میکند، جایی که او با قهرمان زن به او میپیوندد و اجازه میدهد شانس او برای خوشبختی بیشتر شود.
Reincarnated Assassin Is Sword Genius
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
من تو زندگی گذشتم یه سگ زنجیر شده بودم. پدر و مادرم رو به یاد نمیاوردم و زندگی بیعاطفه ای داشتم. مثل یه وسیله زندگیم با کشتن وحشتناک اربابم به پایان رسید. فکر میکردم این پایان زندگیمه. اما وقتی دوباره چشمام رو باز کردم، به عنوان کوچکترین فرزند قدرتمندترین خانواده قاره به دنیا اومدم. هم برای انتقام و هم برای کسایی که توی زندگی جدیدم برام ارزش قائلن، به جای خنجر ، شمشیر به دست گرفتم.
Please Dont Come To Villainess Stationery Store
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
"موجود بدرد نخوری مثل تو هیچ ارزشی برای این خونه نداره، این پولو بگیر و گمشو" "بله، هرچی شما بگی" ملانیک بابلوا دختر شروری که در کل زندگیش به عنوان یه موجود بی مصرف خطاب شده، خواهر شخصیت اصلی رمان و همچنین نامزد شخصیت اصلی مرده! حالا چرا بین اینهمه چیز من باید به عنوان شرور تناسخ پیدا کنم؟ دیگه خسته شدم...نمیخوام تو این خونه ای که همشون از ملانیک متنفرن بمونن. اره، من میرم و رویایی که از زندگی قبلیم داشتم رو به واقعیت میپیوندم. "یه مغازه لوازم تحریری" اره، من میرم و مدیر بزرگترین لوازم تحریری کل قاره میشم. حالا از دومینیک هم که در واقع یک شمشیره کمک میگیرم. ولی یکم مشتری های فروشگاهم عجیب غریبن. یعنی چه بلایی سرم میاد؟
Nineteen Twenty-One
یون لی یک دختر جوان ِ که زخمهای عاطفی بزرگی در قلبشه … بخاطر تصادفی که داشته ۲ سال از بهترین سالهای زندگیشو از دست داده سنین بین ۱۹ تا ۲۱ سالگی …زندگی خودشو پر از رنج و بدبختی می دونه … اما هنوز در مدرسه مقدماتی حاضر می شه تا شاید بتونه سال های از دست رفتشو جبران کنه … یون لی با پسر جوانی بر خورد می کنه که بنظر می یاد چیزی که یون لی از دست داده رو ، داره … سنین بینی ۱۹ تا ۲۱ سالگی…
یون لی یک دختر جوان ِ که زخمهای عاطفی بزرگی در قلبشه … بخاطر تصادفی که داشته ۲ سال از بهترین سالهای زندگیشو از دست داده سنین بین ۱۹ تا ۲۱ سالگی …زندگی خودشو پر از رنج و بدبختی می دونه … اما هنوز در مدرسه مقدماتی حاضر می شه تا شاید بتونه سال های از دست رفتشو جبران کنه … یون لی با پسر جوانی بر خورد می کنه که بنظر می یاد چیزی که یون لی از دست داده رو ، داره … سنین بینی ۱۹ تا ۲۱ سالگی…
Maybe Meant to Bee
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
در یک لحظه احساسی، جیا هان پیشنهاد میدهد که برای رهایی از فشارها، بدون عشق ازدواج کنند—و او هم قبول میکند! این ازدواج آرام و بیحاشیه، شروع داستانی طنز، عاشقانه و پر از تضاد شخصیتهای بزرگسال ناپخته را رقم میزند؛ تا جایی که ممکن است این "ازدواج موقت" روزی به عشق واقعی تبدیل شود.
Knight Under Heart
لی یوشین داوطلب شد تا بازی ویدیویی واقعیت مجازیِ جدید کمپانی معروفی رو قبل از ورود اون به بازار فروش، امتحان کنه. اما چیزی که نمیدونست این بود که اون بازی، دنیایی صد درصد واقعی رو برای بازیکنها شبیهسازی میکرد. تو چرخهی بیپایان مرگ و زندگیِ دوباره تو بازیای که خروج ازش غیرممکن به نظر میرسید، و برای فرار از میدون جنگی که دست کمی از جهنم نداشت، یوشین آمادهی مبارزه شد...»
لی یوشین داوطلب شد تا بازی ویدیویی واقعیت مجازیِ جدید کمپانی معروفی رو قبل از ورود اون به بازار فروش، امتحان کنه. اما چیزی که نمیدونست این بود که اون بازی، دنیایی صد درصد واقعی رو برای بازیکنها شبیهسازی میکرد. تو چرخهی بیپایان مرگ و زندگیِ دوباره تو بازیای که خروج ازش غیرممکن به نظر میرسید، و برای فرار از میدون جنگی که دست کمی از جهنم نداشت، یوشین آمادهی مبارزه شد...»
How to Survive as a Maid in a Horror Game
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
I Tamed My Ex-Husbands Mad Dog
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
بیدار شد و خودشو توی مراسم پدرش تو ۱۵سال پیش پیدا کرد. درست زمانی که ولیعهد میکائیل طلاقش داد. ولیعهدی که باعث که مرگ پدرش بود. راینهارت برای انتقام، پای ولیعهد رو با شمشیر سوراخ کرد و تبعید شد. کمی بعد با شخصی روبرو شد… کسی که تو زندگی قبلیش، سگ ولیعهد بود. اون قهرمان جنگ شوهر سابقش بود. این برای راینهارت که تشنهی انتقام بود، یه فرصت عالی بود. راینهارت اسم جدیدی برای این بچه میذاره و تصمیم میگیره ازش برای انتقام استفاده کنه.میخواد از این زندگیش نهایت استفاده رو بکنه چند سال بعد پسرک به جنگ رفت... سه سال گذشت و اون بزرگ شد.دیگه بچهای نبود که اون بزرگش کرد
Hectoascal
پارک هان جون، که زمانی افسانه نامیده می شد، ناامید شده بود، چون چیزی برای از دست دادن نداشت، مقدار زیادی پول بهش میدن. چشم در برابر چشم! من تو رو مجبور می کنم که اون چیزی که از سر گذروندی رو پرداخت کنی!همونطور که خشمش منفجر می شه، اون انتقام شیرین خودش رو می گیره و دشمنانش رو وادار میکنه به اندازه ای که لیاقتش رو دارن کتک بخورن!
پارک هان جون، که زمانی افسانه نامیده می شد، ناامید شده بود، چون چیزی برای از دست دادن نداشت، مقدار زیادی پول بهش میدن. چشم در برابر چشم! من تو رو مجبور می کنم که اون چیزی که از سر گذروندی رو پرداخت کنی!همونطور که خشمش منفجر می شه، اون انتقام شیرین خودش رو می گیره و دشمنانش رو وادار میکنه به اندازه ای که لیاقتش رو دارن کتک بخورن!