محبوبترین آثار رنگی
Solo Leveling
The Beginning After the End
Dungeon Reset
Second Life Ranker
Doctor Elise: The Royal Lady with the Lamp
Solo Leveling: Ragnarok
Tower of God
Teenage Mutant Ninja Turtles – The Last Ronin
Ability
Monster Child
رنگی (32 اثر)
Tower of God
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
بام بیستوپنجم تمام عمرش تنها بود تا اینکه راشل را ملاقات کرد. اما حالا راشل تصمیم گرفته از برج بالا برود و حاضر است برای این کار بام را پشت سر بگذارد. پس از آنکه راشل در پردهای از نور ناپدید میشود، بام به دنبال او میرود و سوگند میخورد که از برج بالا برود به امید آنکه دوباره او را ملاقات کند. اما برج مکانی خطرناک پر از رازهای کهن، هیولاهای هولناک و انسانهای شرور است. هر طبقه توسط یک «مدیر» محافظت میشود که چالشگران جسور را با آزمونهای طاقتفرسا میآزماید و آنها را تا مرز توانشان پیش میبرد. هنگامی که بام با «هِدون»، مدیر طبقه اول، روبهرو میشود، درمییابد که او یک «بیقاعده» است—کسی که توسط برج انتخاب نشده اما توانسته بهطور مستقل وارد آن شود؛ رخدادی بسیار نادر در برج. با وجود این کشف، مسیر پیش رویش روشن است: چه ثروت، چه قدرت، چه شکوه، یا حتی دیدار دوباره با راشل—تمامی خواستهها در بالای برج محقق خواهند شد.
Mononoke Hime
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
آشیتاکا، شاهزادهای از قبیلهای دور، میگردد که در اثر نفرین یک گراز خبیث (تاتاریگامی) دچار بیماری مرگبار میشود. او برای یافتن درمان، به سمت غرب ژاپن سفر میکند و در آنجا وارد درگیری میان انسانها (رهبرشان خانم ابوشی و شهر آهن) و ارواح جنگل (به رهبری گرگها و دختر جنگل، سان/شاهزاده مونونوکه) میشود.
Ability
داستان درباره پسری به نام هان یو است که در ظاهر یک فرد معمولی به نظر میرسد و زندگی سادهای دارد. اما او بهطور اتفاقی وارد دنیایی میشود که در آن انسانهایی با تواناییهای ماورایی خاص وجود دارند. او به مرور متوجه میشود که خودش هم قدرتی ویژه دارد و همین باعث میشود درگیر جنگها و کشمکشهای میان افراد با قدرتهای مختلف و سازمانهایی شود که به دنبال کنترل یا نابودی این افراد هستند.
ماجراها حول تلاش او برای کشف حقیقت درباره قدرتش، گذشته پنهان برخی شخصیتها، و رویارویی با دشمنانی قدرتمند شکل میگیرد. در طول مسیر، دوستان و دشمنان زیادی پیدا میکند و سرنوشت او با اتفاقات بزرگ و سرنوشتساز گره میخورد.
داستان درباره پسری به نام هان یو است که در ظاهر یک فرد معمولی به نظر میرسد و زندگی سادهای دارد. اما او بهطور اتفاقی وارد دنیایی میشود که در آن انسانهایی با تواناییهای ماورایی خاص وجود دارند. او به مرور متوجه میشود که خودش هم قدرتی ویژه دارد و همین باعث میشود درگیر جنگها و کشمکشهای میان افراد با قدرتهای مختلف و سازمانهایی شود که به دنبال کنترل یا نابودی این افراد هستند.
ماجراها حول تلاش او برای کشف حقیقت درباره قدرتش، گذشته پنهان برخی شخصیتها، و رویارویی با دشمنانی قدرتمند شکل میگیرد. در طول مسیر، دوستان و دشمنان زیادی پیدا میکند و سرنوشت او با اتفاقات بزرگ و سرنوشتساز گره میخورد.
Monster Child
نوجوانی به نام «کیم هو» که از خانه فرار کرده، توسط مردی مشکوک استخدام میشود تا از نوزادی مراقبت کند. اما خیلی زود متوجه میشود این نوزاد در واقع هیولایی خطرناک است.
کیم هو از آنجا فرار میکند و کودک را با خود میبرد.
اکنون باید از موجودی مراقبت کند که ممکن است روزی همهچیز را نابود کند.
نوجوانی به نام «کیم هو» که از خانه فرار کرده، توسط مردی مشکوک استخدام میشود تا از نوزادی مراقبت کند. اما خیلی زود متوجه میشود این نوزاد در واقع هیولایی خطرناک است.
کیم هو از آنجا فرار میکند و کودک را با خود میبرد.
اکنون باید از موجودی مراقبت کند که ممکن است روزی همهچیز را نابود کند.
Dungeon Reset
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
زندگی عادی داوون زمانی واژگون میشود که به سیاهچال احضار میشود؛ جایی که باید در بازیای مرگبار دوام بیاورد و از هیولاهای خطرناک و تلههای مرگآفرین جان سالم به در ببرد. بدتر از همه اینکه او فقط یک سازندهٔ ساده است، بیهیچ توان رزمی. اما پس از آنکه داوون در تلهای میافتد و با یک «ریست» باگدار زنده میماند، مهارتهایی تصادفی—اما بهطرز عجیبی مفید—به دست میآورد. او باید خلاق شود تا بازی را پشت سر بگذارد و به خانه برگردد؛ با دستیاری خونتشنگ و یک سنجاب زمینیِ بانمک که همسفرش شدهاند. حالا که قوانین دیگر شامل حال او نمیشود، چه امکانهایی در تونلهای زیرین در انتظارش است؟
Second Life Ranker
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
سالها پیش برادر یئونوو ناپدید شد و او با شنیدن خبر مرگش از هم میپاشد. در حالی که میکوشد با این فقدان کنار بیاید، ساعتی جیبی به او میدهند و میفهمد پشت مرگ برادرش ماجرای بیشتری بوده: هنگام رقابت در «برج خدای خورشید» به او خیانت شده بود. حالا نوبت یئونوو است که از دانشی که برادرش بر جا گذاشته بهره بگیرد. آیا یئونوو (با اسم رمز: کِین) میتواند در آن دنیا راهش را پیدا کند و آنقدر قدرت و تجربه به دست آورد که به بالای برج برسد و دشمنان برادرش—و هر کسی که سر راهش میایستد—را شکست دهد؟
Creepy Cat
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
فلورا به عمارتی رازآلود نقلمکان میکند و میفهمد موجودی عجیب در آن ساکن است—«کریپی کت»! از همینجا زندگیِ عجیب و گاه خطرناک او با همخانهای گربهسان آغاز میشود. این کمدی گوتیک هم میخنداند... و هم میترساند!
Fantastic Four: 1234
داستانی تاریک از یک، دو، سه و چهار شگفت انگیز دنیای مارول، اوضاع طبق مراد نیست و گروه درحال فروپاشی است، دیگر اون روابط دوستانه و خانوادگی در گروه موج نمیزند، ثینگ سعی به کمک مردم داره اما مردم بخاطر سبک کاریاش به او روی چپ نشان میدهند و از کمکهاش متشکر نیستند، هیومن تورچ طبق معمول به عشق و حال میگذراند و سو... سو دچار شک و تردید در عشق خود به آقای شگفت انگیز شده چرا که جدیدا شوهرش معتاد تفکراتی طولانی مدت شده که باعث سردی روابط یکدیگر شده است و اینجاس که دکتر دووم و... نیمور!؟
داستانی تاریک از یک، دو، سه و چهار شگفت انگیز دنیای مارول، اوضاع طبق مراد نیست و گروه درحال فروپاشی است، دیگر اون روابط دوستانه و خانوادگی در گروه موج نمیزند، ثینگ سعی به کمک مردم داره اما مردم بخاطر سبک کاریاش به او روی چپ نشان میدهند و از کمکهاش متشکر نیستند، هیومن تورچ طبق معمول به عشق و حال میگذراند و سو... سو دچار شک و تردید در عشق خود به آقای شگفت انگیز شده چرا که جدیدا شوهرش معتاد تفکراتی طولانی مدت شده که باعث سردی روابط یکدیگر شده است و اینجاس که دکتر دووم و... نیمور!؟
Daredevil: Yellow
میزان ارزش یک مرد در این نیست که چگونه به تشک کوبیده میشود، بلکه به این است که چگونه از جایش بلند میشود." اینها کلماتی بودند که پدر متئو مرداک به پسرش، همان وکیل نابینای قهرمان، گفت. و بعدها درگذشت. قتل جک مرداک، زنجیرهای از وقایع را شکل داد باعث بهوجود اومدن قهرمانی جدید در خیابان های نیویورک شد- مردی بیباک و آکروبات اما نابینا! این کمیک نامهای عاشقانه از طرف مت مورداک به عشق خود است. لوب و سیل یک داستان اکشن-ماجراجویی الهام بخش گرفته شده و آن را با یک کمدی رمانتیک ترکیب کردهاند. که نتیجهاش، میشه جوهر آتشین و خیرهکننده سیل، این داستان، داستان دلچسب و دلخراش دو جوان عاشق است- متئو مرداک و کارن پیج.
میزان ارزش یک مرد در این نیست که چگونه به تشک کوبیده میشود، بلکه به این است که چگونه از جایش بلند میشود." اینها کلماتی بودند که پدر متئو مرداک به پسرش، همان وکیل نابینای قهرمان، گفت. و بعدها درگذشت. قتل جک مرداک، زنجیرهای از وقایع را شکل داد باعث بهوجود اومدن قهرمانی جدید در خیابان های نیویورک شد- مردی بیباک و آکروبات اما نابینا! این کمیک نامهای عاشقانه از طرف مت مورداک به عشق خود است. لوب و سیل یک داستان اکشن-ماجراجویی الهام بخش گرفته شده و آن را با یک کمدی رمانتیک ترکیب کردهاند. که نتیجهاش، میشه جوهر آتشین و خیرهکننده سیل، این داستان، داستان دلچسب و دلخراش دو جوان عاشق است- متئو مرداک و کارن پیج.
Batman: Dark Knight, Dark City
این بار تاریکی بیش از هر زمان دیگهای گاتهام سیتی را در بر گرفته است، ریدلر دیوانهتر از همیشه ظاهر میشود، او برای مراسماش به چند مورد نیاز دارد: یک تاریکی، یک گاتهام، یک بتمن! ریدلر بتمن را در هزارتوی گاتهام میچرخاند تا بتواند معمای شیطانیاش را حل کند. اون نمیخواهد بتمن بمیرد، چرا که...
این بار تاریکی بیش از هر زمان دیگهای گاتهام سیتی را در بر گرفته است، ریدلر دیوانهتر از همیشه ظاهر میشود، او برای مراسماش به چند مورد نیاز دارد: یک تاریکی، یک گاتهام، یک بتمن! ریدلر بتمن را در هزارتوی گاتهام میچرخاند تا بتواند معمای شیطانیاش را حل کند. اون نمیخواهد بتمن بمیرد، چرا که...
I Killed Adolf Hitler
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
چه میشد اگر ما در دنیایی زندگی میکردیم که "آدمکش مواجببگیر" هم مانند پزشکان و وکلا، حرفهای قانونی و همهگیر تلقی میشد؟ چه میشد اگر دانشمندی به منظور رسیدن به شگفتانگیزترین نقطه عطف شغل خود، چنین آدمکشی را استخدام میکرد... تا در زمان به عقب سفر کند و آدولف هیتلر را پیش از آنکه خوی شیطانیاش به قدر برسد، بکُشد؟ چه میشد اگر هیتلر از این اقدام به ترور جان سالم بهدر میبرد، ماشین زمان را میدزدید، خود را به قرن ٢١ـم میرساند... و قاتل هنوز به قدرت نرسیده همان ٧٠ سال پیش سرگردان و آشفته رها میکرد؟ اگر خیال میکنید که جوابی برای این پرسشها دارید... سخت در اشتباهید. و شما باید من آدولف هیتلر را کُشتم، آخرین اثر شاهکار جیسون را بخوانید.
Wolverine: Snikt!
تنها در یک سرزمین بی آب و علف که در آن موجودات رباتیک و انگلی زندگی میکنند، کشندهترین عضو ایکسمن با هر نبرد بیشتر و بیشتر به حالت واقعی، وحشیانه و دیوانهوار خود بازمیگردد. کلید حفظ ارتباط لوگان با انسانیتش ممکن است در دست یک دختر جوان مرموز باشد.
تنها در یک سرزمین بی آب و علف که در آن موجودات رباتیک و انگلی زندگی میکنند، کشندهترین عضو ایکسمن با هر نبرد بیشتر و بیشتر به حالت واقعی، وحشیانه و دیوانهوار خود بازمیگردد. کلید حفظ ارتباط لوگان با انسانیتش ممکن است در دست یک دختر جوان مرموز باشد.
Joker’s Asylum: Penguin
در این کمیک جوکر داستان های شرمآوری از دشمنان بتمن تعریف میکند که به خوانندگان نگاهی درونی به زندگی و ریشههای روانی آنان میاندازد، ما در این داستان با پنگوئن یا همان آزوالد کاپلبات نوجوان و گذشتهاش آشنا میشویم
در این کمیک جوکر داستان های شرمآوری از دشمنان بتمن تعریف میکند که به خوانندگان نگاهی درونی به زندگی و ریشههای روانی آنان میاندازد، ما در این داستان با پنگوئن یا همان آزوالد کاپلبات نوجوان و گذشتهاش آشنا میشویم
Supergirl: Woman of Tomorrow
کارا زور-ال در طول عمرش ماجراجوییهای حماسی زیادی دیده، اما زندگی خود را بیمعنا و هدف مییابد. اینجا او، دختر جوانیست که سیاره اش نابود و به زمین فرستاده شده تا از پسر عموش محافظت کنه که در نهایت فهمید به مراقبتش نیازی نبوده. این همه برای چه بود؟ هرجا که میره، مردم فقط اونو یه آشنای سوپرمن میبینن. درست زمانی که سوپرگرل فکر میکند به اندازه کافی کشیده، او تصمیم میگیرد که هدف خود را پیدا کند اما...
کارا زور-ال در طول عمرش ماجراجوییهای حماسی زیادی دیده، اما زندگی خود را بیمعنا و هدف مییابد. اینجا او، دختر جوانیست که سیاره اش نابود و به زمین فرستاده شده تا از پسر عموش محافظت کنه که در نهایت فهمید به مراقبتش نیازی نبوده. این همه برای چه بود؟ هرجا که میره، مردم فقط اونو یه آشنای سوپرمن میبینن. درست زمانی که سوپرگرل فکر میکند به اندازه کافی کشیده، او تصمیم میگیرد که هدف خود را پیدا کند اما...
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.