محبوبترین آثار 2021
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
The Greatest Estate Developer
Return of the Blossoming Blade
Doom Breaker
The Return of the Disaster-Class Hero
Kill the Villainess
Ao no Hako
Dandadan
The Lady I Served Became a Master
One Pair Lady
2021 (24 اثر)
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
Surviving Romance
چائرین بهعنوان شخصیت اصلی یک رمان عاشقانه، زندگی آرام و شیرینی دارد. تمام توجهش فقط معطوف به قهرمان مرد داستان، جها، است؛ آنقدر که بقیه شخصیتهای فرعی در نظرش فقط سایههای سیاه و بیاهمیتاند.
اما یک روز، ناگهان ژانر داستانش تغییر میکند! حالا چائرین میفهمد اگر میخواهد زنده بماند، باید با همان شخصیتهای فرعی که قبلاً نادیده میگرفت متحد شود و همراه آنها برای بقا بجنگد.
چائرین بهعنوان شخصیت اصلی یک رمان عاشقانه، زندگی آرام و شیرینی دارد. تمام توجهش فقط معطوف به قهرمان مرد داستان، جها، است؛ آنقدر که بقیه شخصیتهای فرعی در نظرش فقط سایههای سیاه و بیاهمیتاند.
اما یک روز، ناگهان ژانر داستانش تغییر میکند! حالا چائرین میفهمد اگر میخواهد زنده بماند، باید با همان شخصیتهای فرعی که قبلاً نادیده میگرفت متحد شود و همراه آنها برای بقا بجنگد.
The Fragrant Flower Blooms with Dignity
در جایی نهچندان دور، دو دبیرستان همسایه وجود دارند:
دبیرستان چیدوری، مدرسهای پسرانه با سطح پایین که محل تجمع بچههای شیطون و نادونه،
و دبیرستان دخترانه کیکیو، مدرسهای معتبر و خوشنام برای دختران.
رینتارو تسوموگی، دانشآموز سال دومی آرام و قویهیکل در دبیرستان چیدوری، زمانی که در شیرینیفروشی خانوادگیشان کمک میکند، با دختری به نام کائوروکو واگوری آشنا میشود که بهعنوان مشتری به آنجا میآید. رینتارو از بودن با او احساس آرامش میکند. اما مشکل اینجاست که کائوروکو دانشآموز مدرسه دخترانه کیکیو است—مدرسهای که دشمنی عمیقی با دبیرستان چیدوری دارد.
در جایی نهچندان دور، دو دبیرستان همسایه وجود دارند:
دبیرستان چیدوری، مدرسهای پسرانه با سطح پایین که محل تجمع بچههای شیطون و نادونه،
و دبیرستان دخترانه کیکیو، مدرسهای معتبر و خوشنام برای دختران.
رینتارو تسوموگی، دانشآموز سال دومی آرام و قویهیکل در دبیرستان چیدوری، زمانی که در شیرینیفروشی خانوادگیشان کمک میکند، با دختری به نام کائوروکو واگوری آشنا میشود که بهعنوان مشتری به آنجا میآید. رینتارو از بودن با او احساس آرامش میکند. اما مشکل اینجاست که کائوروکو دانشآموز مدرسه دخترانه کیکیو است—مدرسهای که دشمنی عمیقی با دبیرستان چیدوری دارد.
Return of the Mad Demon
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
«جها لی»، شیطان دیوانه، رؤیای تبدیل شدن به خدای هنرهای رزمی را در سر دارد. اما وقتی پس از دزدیدن «یشمِ آسمان» در حال فرار از فرقهٔ شیطانی از صخرهای سقوط میکند، آرزوهایش نقش بر آب میشود.
با این حال، این پایان کار او نیست—جها پس از سقوط بیدار میشود و میبیند دوباره به بیستسالگیاش بازگشته است. حالا با دانشی که از آینده و هنرهای رزمی دارد، فرصتی تازه برای انتقام و جبران اشتباهات گذشته پیش رویش قرار گرفته است.
آیا این بار میتواند رؤیایش را محقق کند، یا محکوم است بار دیگر با همان سرنوشت روبهرو شود؟
Ayashimon
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
Return of the Blossoming Blade
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
وقتی چونگمیونگ از فرقهٔ «کوه هوا» صد سال بعد در آینده بیدار میشود، آخرین چیزی که به یاد دارد نبردی خونین با رهبر فرقهٔ شیطانی، «چئونما»ی پلید، است. آن نبرد تا آستانهٔ نابودی «ده فرقهٔ بزرگ» چین باستان پیش رفت؛ تا اینکه چونگمیونگ با ضربهای سرنوشتساز، چئونما را از پا درآورد و به آن مبارزهٔ نفسگیر پایان داد.
اما اندکی بعد، او نیز بر اثر زخمهایش جان باخت—در حالی که از این پیروزیِ بهبهای گزاف به دست آمده، احساسی آمیخته به حسرت داشت.
با این حال، همهچیز از دست نرفته است؛ زیرا او فرصتی دوباره برای زندگی پیدا میکند. چونگمیونگ که با ناباوری میبیند فرقهٔ محبوب «کوه هوا» در زمان حال به سایهای از گذشتهٔ پرافتخارش تبدیل شده، سفری را آغاز میکند تا شکوه پیشین آن را دوباره زنده کند.
The Lady I Served Became a Master
وقتی سوا در دنیای رمان محبوبش و در قالب شخصیتی به نام بلر از خواب بیدار میشود، تصمیم میگیرد به قهرمان داستان، کلوئی، کمک کند تا تاریکترین دوران زندگیاش را پشت سر بگذارد. کلوئی سالها بهخاطر نامشروع بودنش با تبعیض و آزار روبهرو بوده است. بلر خدمتکار و محرم راز او میشود و میانشان دوستی عمیقی شکل میگیرد.
اما کلوئی آنطور که در کتاب توصیف شده بود نیست. او از جادوی سیاه استفاده میکند، بلر را دنبال معجونهای مرموز میفرستد و هیچ علاقهای هم به گزینههای مرد داستان ندارد.
تا اینکه روزی مردی خوشچهره که شباهت عجیبی به کلوئی دارد، جلوی خانهٔ بلر ظاهر میشود. نکند او همان بانویی باشد که بلر زمانی خدمتش را میکرد؟!
در این داستان غیرقابلپیشبینی از عشق و رستگاری، پیچشهای پیاپی داستان همهچیز را زیرورو میکند.
وقتی سوا در دنیای رمان محبوبش و در قالب شخصیتی به نام بلر از خواب بیدار میشود، تصمیم میگیرد به قهرمان داستان، کلوئی، کمک کند تا تاریکترین دوران زندگیاش را پشت سر بگذارد. کلوئی سالها بهخاطر نامشروع بودنش با تبعیض و آزار روبهرو بوده است. بلر خدمتکار و محرم راز او میشود و میانشان دوستی عمیقی شکل میگیرد.
اما کلوئی آنطور که در کتاب توصیف شده بود نیست. او از جادوی سیاه استفاده میکند، بلر را دنبال معجونهای مرموز میفرستد و هیچ علاقهای هم به گزینههای مرد داستان ندارد.
تا اینکه روزی مردی خوشچهره که شباهت عجیبی به کلوئی دارد، جلوی خانهٔ بلر ظاهر میشود. نکند او همان بانویی باشد که بلر زمانی خدمتش را میکرد؟!
در این داستان غیرقابلپیشبینی از عشق و رستگاری، پیچشهای پیاپی داستان همهچیز را زیرورو میکند.
Disney Twisted-Wonderland the Comic: Episode of Heartslabyul
یوکن «یو» انما، دانشآموزی معمولی در دبیرستانی در ژاپن است که خودش را برای یک مسابقهٔ کندو آماده میکند. اما شب پیش از رقابت، کالسکهای سیاه به او برخورد میکند. وقتی به هوش میآید، خودش را در کالج نایت ریون مییابد—مؤسسهای برتر در دنیای جادویی «تویستد واندرلند».
تنها افراد برگزیده با استعداد جادویی خارقالعاده اجازهٔ ورود به این مدرسه را دارند، بنابراین اینکه چگونه یک انسانِ بیبهره از جادو سر از آنجا درآورده، معمایی بزرگ است. یو هرچند میخواهد به خانه بازگردد، اما این کار آسان نیست. در حالی که مدیر مدرسه به دنبال راهی برای بازگرداندن اوست، یو به کارهای خدماتی در محوطهٔ مدرسه گماشته میشود.
با این حال، آشوبی که هنگام مراسم ورودی مدرسه و پس از ورود او رخ میدهد، باعث میشود از نگاه ریدل رزهارتز، رهبر خوابگاه هارتاسلبیول، یو به هدفی دردسرساز تبدیل شود. یو با دو دانشجوی سال اول این خوابگاه، ایس تراپولا و دیوس اسپید، آشنا شده و با آنها دوست میشود؛ اما خیلی زود این دو درگیر ماجرایی میشوند که به اخراجشان میانجامد.
در حالی که ایس و دیوس تلاش میکنند اشتباهشان را جبران کنند، یو نیز آنها را در مأموریتی پرخطر برای تعمیر اموال مدرسه همراهی میکند. اما جلب بخشش «ستمگر سرخ» که بر هارتاسلبیول حکومت میکند، کار سادهای نیست—بهویژه وقتی به نظر میرسد سختگیریهای او انگیزهای پنهان در پس خود دارد.
یوکن «یو» انما، دانشآموزی معمولی در دبیرستانی در ژاپن است که خودش را برای یک مسابقهٔ کندو آماده میکند. اما شب پیش از رقابت، کالسکهای سیاه به او برخورد میکند. وقتی به هوش میآید، خودش را در کالج نایت ریون مییابد—مؤسسهای برتر در دنیای جادویی «تویستد واندرلند».
تنها افراد برگزیده با استعداد جادویی خارقالعاده اجازهٔ ورود به این مدرسه را دارند، بنابراین اینکه چگونه یک انسانِ بیبهره از جادو سر از آنجا درآورده، معمایی بزرگ است. یو هرچند میخواهد به خانه بازگردد، اما این کار آسان نیست. در حالی که مدیر مدرسه به دنبال راهی برای بازگرداندن اوست، یو به کارهای خدماتی در محوطهٔ مدرسه گماشته میشود.
با این حال، آشوبی که هنگام مراسم ورودی مدرسه و پس از ورود او رخ میدهد، باعث میشود از نگاه ریدل رزهارتز، رهبر خوابگاه هارتاسلبیول، یو به هدفی دردسرساز تبدیل شود. یو با دو دانشجوی سال اول این خوابگاه، ایس تراپولا و دیوس اسپید، آشنا شده و با آنها دوست میشود؛ اما خیلی زود این دو درگیر ماجرایی میشوند که به اخراجشان میانجامد.
در حالی که ایس و دیوس تلاش میکنند اشتباهشان را جبران کنند، یو نیز آنها را در مأموریتی پرخطر برای تعمیر اموال مدرسه همراهی میکند. اما جلب بخشش «ستمگر سرخ» که بر هارتاسلبیول حکومت میکند، کار سادهای نیست—بهویژه وقتی به نظر میرسد سختگیریهای او انگیزهای پنهان در پس خود دارد.
Cyberpunk 2077: Trauma Team
داستان در سال ۲۰۷۷ و در دل شهر خشن و بیرحم Night City روایت میشود؛ جایی که جان انسانها ارزشی برابر با میزان اعتبار حساب بانکیشان دارد. شرکت خصوصی Trauma Team International سازمانی شبهنظامی است که در ازای پرداخت حق اشتراکهای گرانقیمت، در سریعترین زمان ممکن مشتریان خود را—حتی در میان درگیریهای مسلحانه—نجات میدهد.
داستان در سال ۲۰۷۷ و در دل شهر خشن و بیرحم Night City روایت میشود؛ جایی که جان انسانها ارزشی برابر با میزان اعتبار حساب بانکیشان دارد. شرکت خصوصی Trauma Team International سازمانی شبهنظامی است که در ازای پرداخت حق اشتراکهای گرانقیمت، در سریعترین زمان ممکن مشتریان خود را—حتی در میان درگیریهای مسلحانه—نجات میدهد.
One Pair Lady
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
بعد از اینکه آدل پسربچهای را نجات میدهد و بهطور اتفاقی یک انگشتر جادویی به دست میآورد، ناگهان ده سال به آینده منتقل میشود—آن هم در قالب یک قمارباز حرفهای و مشهور.
به درخواست گرندمستر رودی، او در یک تورنمنت قمار شرکت میکند و در آنجا با «یانگ مستر الفنهایم» روبهرو میشود؛ کسی که نام، طرز صحبت و ظاهرش به شکلی عجیب برایش آشناست. این حس عجیب دژاوو از کجا میآید؟
«نمیدانم تا به حال شنیدهای یا نه، اما یانگ مستر الفنهایم حتی با یک کشتی راهی دریا شد تا با استفاده از یک آونگ بهعنوان طعمه، عشق اولش را پیدا کند.»
«عشق اولش؟»
و از همه عجیبتر اینکه، ظاهراً آدل شباهت زیادی به توصیفی دارد که از عشق اول او شده است…
Kill the Villainess
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
چه با پرت کردن خودش از بالکن، چه با نوشیدن سم یا حتی فرو کردن خنجر در بدنش، اریس میسریان هر راهی را برای پایان دادن به زندگی فلاکتبارش امتحان کرده تا به خانهٔ واقعیاش در کرهٔ جنوبی برگردد.
اما او در دنیای رمانی گیر افتاده که فقط نگاهی گذرا به آن انداخته بود—و تا زمانی که نقش خود را بهعنوان یک شخصیت فرعی، یک شرور دیوانه، کامل نکند، مرگ هم از او دریغ میشود. هیچ نقطهٔ روشنی در وضعیتش وجود ندارد؛ اطرافش پر است از کسانی که مشتاق دیدن تحقیر و رنج کشیدنش هستند.
اریس بهجای تلاش برای تغییر داستان، کاملاً نقش «شرور داستان» را میپذیرد. آرزویش این است که بمیرد و دیگر در این دنیا تناسخ نشود تا هرچه زودتر به واقعیت خودش بازگردد. برای همین باید بگذارد داستان همانطور که نوشته شده پیش برود و در نهایت با حکم اعدام بمیرد.
در این میان، از جایگاه والای اجتماعیاش استفاده میکند تا دیگران را به بازی بگیرد و کسانی را پیدا کند که بتوانند روحش را به کره بازگردانند. حتی اگر قوانین سختگیرانهٔ داستان سد راهش باشند، اریس تصمیم گرفته هر قانونی را بشکند تا بالاخره از این دنیای نفرینشده فرار کند.
Nige Jouzu no Wakagimi
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
توکیوکی هوجو، پسربچهای هشتساله و وارث بعدی شوگونسالاری کاماکورا، در همه چیز بیاستعداد است—بهجز قایمباشک!
روزی زندگی بیدغدغهاش ناگهان زیرورو میشود؛ زمانی که تاکائوجی آشیکاگا بهطرزی بیرحمانه قدرت را از خاندان هوجو میگیرد و به حکومت کاماکورا پایان میدهد. توکیوکی بهدست کشیشی که خود را پیشگو مینامد نجات پیدا میکند و بهسختی جان سالم به در میبرد.
اکنون او باید از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند بگریزد و در عین حال یارانی گرد آورد تا به او کمک کنند شوگونسالاری کاماکورا را به شکوه گذشتهاش بازگرداند.
داستان Nige Jouzu no Wakagimi که در دوره نانبوکو-چو از تاریخ ژاپن روایت میشود، حکایتی از رستگاری است؛ روایتی از زندگی قهرمانی فراموششده که با گریختن، سرنوشت ژاپن را دگرگون کرد.
The Warrior Returns
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
پس از نجات یک دنیا، جنگجویی به نام مینسو کیم به زمین بازمیگردد، اما متوجه میشود همهچیزش را از دست داده است... و همین باعث میشود تصمیم بگیرد دنیایی را که زمانی خانهاش مینامید نابود کند. او در جریان ویرانگریاش، نوجوانی به نام جونگسو پارک و خانوادهاش را به قتل میرساند.
اما جونگسو بهجای آنکه بهطور عادی بمیرد، به دنیای دیگری منتقل میشود؛ جایی که درمییابد خودش نیز به یک جنگجو تبدیل شده است. او پس از کشتن پادشاه شیاطین در آن دنیای موازی و تقویت مهارتهایش بهعنوان یک مبارز، به زمین بازمیگردد؛ با عطشی سیریناپذیر برای انتقام از مینسو.
اکنون که سرنوشت کشورشان در گرو نبرد این دو جنگجوست، کدامیک پیروز میدان خواهد شد؟
The Return of the Disaster-Class Hero
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
انسانها به آنها میگویند "آذرنگها" - موجوداتی ناشناخته و تخریبگر که به ناگه روی زمین پدیدار شدند. برای مواجهه با این آذرنگها، خدایان زودیاک ۱۲ انسان را برانگیختند و قدیس نامیدند. اما یک نفر دیگر هم برانگیخته شد - برگزیده نبود اما بهترین این قهرمانان بود: جیان لی. همراهانش به او خیانت کرده و رهایش کردند تا بمیرد، اما حالا، بعد از ۲۰ سال، او از همیشه قدرتمندتر است و آماده برای این که به دوستان "قدیس" خود درسی بدهد که هیجگاه فراموش نکنند.
The Greatest Estate Developer
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!
هیچ آدم عوضیای روی زمین بدتر از لوید فرونترا نیست. او پسر ارشد خانواده است، اما تمام کاری که میکند نوشیدن الکل و ترساندن دیگران است و با این رفتارها، اندک ثروت باقیماندهی خانوادهاش را هم به باد میدهد. شوالیهی خاندان فرونترا، خاویر اسراهان، سرنوشتی درخشان در پیش دارد و قرار است به یک شمشیرزن افسانهای تبدیل شود؛ در حالی که خانوادهی لوید با بدهیهای کمرشکن، یکییکی به مرگی فلاکتبار دچار میشوند و سرزمینشان به نابودی کشیده میشود.
در این میان، کیم سوهو که روزی یک دانشجوی معمولی مهندسی عمران در کره بود، ناگهان روی یک جادهی خاکی به هوش میآید—آن هم در بدن لوید، همان اراذل نفرتانگیزی که در ابتدای داستان کتابی دربارهی خاویر، قهرمان اصلی، حضور داشت. یک پنجرهی وضعیت گستاخ کمی به او کمک میکند تا هویت جدیدش را درک کند، اما سوهو بیش از هر چیز نگران سقوط حتمی پیشِروست.
برای اینکه به یک گدا تبدیل نشود—و در نهایت زندگی راحت و شیرینی داشته باشد—سوهو تصمیم میگیرد تصویر ننگین لوید را اصلاح کند. با تکیه بر دانش مهندسی خودش و تقویت مهارتهای ساختوساز جادویی، او نوآوریهای مدرن و پروژههای شهری را وارد این دنیای شبهقرونوسطایی میکند و کیفیت زندگی مردم را بهشکل چشمگیری بالا میبرد—البته در ازای مقدار قابلتوجهی پول!