محبوبترین آثار 2013
Shingeki no Kyojin: Before the Fall
A Certain Scientific Accelerator
Mahoutsukai no Yome
Shingeki no Kyojin: Kuinaki Sentaku
Arslan Senki
Monster of Earth
2013 (6 اثر)
Shingeki no Kyojin: Kuinaki Sentaku
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
یک مانگای شوجوی فرعی که بر گذشتهی لیوای و اروین تمرکز دارد. اروین اسمیت جوان ستارهای در حال ظهور در لژیون شناسایی است، تنها امید بشریت برای شکست دادن هیولاهای آدمخوار معروف به تایتانها. بیرحم و بیاحساس، ذهن اروین وقف استراتژیها و دسیسههاست. اما در زیر پای او دنیای دیگری به نام «زیرزمین» قرار دارد، جایی که انسانها در میان زبالههایی که پایتخت دور میاندازد به دنیا میآیند و میمیرند. در اینجا، خلافکاری به نام لیوای با زیرکی و چابکیاش زنده میماند. اما وقتی این دو مرد جاهطلب راه یکدیگر را قطع میکنند، کدامیک خود را قویتر ثابت خواهد کرد؟
Shingeki no Kyojin: Before the Fall
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
یک نوزاد در میان تودهای از استفراغ تایتان و میان شعلههای تایتانهای مرده در حال گریه پیدا میشود. این کودک «فرزند تایتان» نامیده میشود و در واقع توسط مردم داخل دیوارها مورد نفرت قرار میگیرد. او همچنین بهطور غیرطبیعی سریع رشد میکند. این نوزاد که «کولو» نامگذاری میشود، خود را از گذشته و تربیتش جدا میسازد و با پیوستن به لژیون شناسایی، بر سر سرنوشت بشریت قمار میکند.
A Certain Scientific Accelerator
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
توانایان ذهنی شهر آکادمی در شش سطح دستهبندی میشوند؛ سطح ۰ بدون هیچ قدرتی و سطح ۵ با نیرویی سرشکنکننده. از میان چندین میلیون توانای ذهنی ساکن شهر آکادمی، تنها هفت نفر به سطح ۵ رسیدهاند که قدرتمندترینشان اکسلریتور نام دارد. داستان «Toaru Kagaku no Accelerator» حول قدرتمندترین توانای ذهنی میچرخد که پس از فداکاری برای محافظت از لاست اُردر به قیمت از دست دادن بخش عمدهای از قدرتش، در بیمارستان دوران بهبودی را میگذراند. او زندگی نسبتاً آرامی را تجربه میکند تا اینکه با نجات جان اِستِل روکسنتال، دختری مرموز که عکسی از لاست اُردر به همراه دارد، خود را درگیر ماجرایی تازه میبیند. متأسفانه، اکنون اکسلریتور در برابر سازمان شومی به نام «عملیات انضباطی» قرار گرفته که میخواهد لاست اُردر را برای مأموریتی خطرناک به کار گیرد. حال که آنها نقشهشان را به اجرا گذاشته و در تعقیب دختر هستند، قدرتمندترین توانای ذهنی جهان و همراه تازهاش باید از لاست اُردر محافظت کنند و شهر آکادمی را امن نگه دارند.
Mahoutsukai no Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
Monster of Earth
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
برای حفاظت از زمین در برابر هجوم هیولاهای فضایی، دایکیشی اوگامی ۵۲ ساله باید به غولی عظیمالجثه تبدیل شود و با این موجودات عجیب مبارزه کند. با این حال، او اکنون سوژه تمسخر شده و نبردهایش به چشم تفریح و سرگرمی بسیاری دیده میشود. پسرش، دایچی، از اینکه تلاشهای پدر برای حفظ بشریت کوچک شمرده و کمارزش جلوه داده میشود، ناراحت است. دایچی که آرزو دارد همه این مبارزات را جدی بگیرند، تصمیم میگیرد خود قهرمان شود.
Arslan Senki
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.
در سایهٔ رهبری بیرحم پادشاه آندرگوراس سوم، پادشاهی پارس رونق مییابد، در حالی که شاهزاده سادهدل و مهربان، ارسلان، زیر نظر استادان تربیت میشود تا میراث پدرش را ادامه دهد. ارسلان بر این باور است که پارس سرزمینی شاد و عادل است—تا آنکه بردهای همسن و سالش از ملت خصم لوزیتانیا میگریزد و او را به گروگان میگیرد و وحشتها و ستمهایی را که بردگان متحمل میشوند، برایش آشکار میسازد. هرچند ارسلان نجات مییابد، اما این تجربه تأثیری عمیق بر او میگذارد.
سه سال میگذرد و نبرد نخست ارسلان با ارتش لوزیتانیا فرا میرسد. با بهرهگیری لوزیتانیها از جاسوسان و تلهها، جنگ به فاجعهای تمامعیار بدل میشود و اکثریت سپاهیان پارس کشته میشوند. تنها با کمک دوست وفادار و محافظش، داریون، شاهزادهٔ مصیبتدیده به سختی جان به در میبرد. در حالی که هیچ نشانی از پدرش نیست و میهنش زیر سلطهٔ دشمن درآمده، ارسلان همه چیز را یکجا از دست میدهد.
برای یافتن پناه، داریون ارسلان را به نزد دوستش نارسیس میبرد؛ استراتژیستی برانگیزاننده و در عین حال نابغه. با یاری نارسیس و دیگر کسانی که در مسیر با آنها روبهرو میشود، ارسلان کارزار بازپسگیری پادشاهیاش را آغاز میکند. این راه سرشار از دشواری است—از اشراف حریص تا جنگجویی مرموز به نام «نقاب نقرهای»—اما ارسلان هرگز در مأموریت نجات پارس از دشمنان بیرونی و فساد درونیاش تزلزلی نشان نمیدهد.