محبوبترین آثار شوونن
Magic Emperor
Blue Lock
Solo Leveling
Boruto: Two Blue Vortex
Jujutsu Kaisen Modulo
Black Clover
Ao no Hako
Tokyo Revengers
Jibaku Shounen Hanako-kun
Haikyuu!!
شوونن (111 اثر)
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
Happy Face From Slave To Arena Legend
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
شاهزاده جوان در سرزمین خودش فراری است! متولد شده بدون توانایی استفاده از ماگوس – به خاطر این بیماری نادر او را بی کفایت می دانند و مناسب تاج و تخت نمیبینند،با این وجود دور به هوش و سرسختی خود اعتماد میکند و با وجود شیاطین و توطئه های مرگبار که وجود بشر را تهدید می کنند ، از پادشاهی (مردمی) که او را مسخره می کنند ، محافظت میکند! آیا او می تواند شیاطین را شکست داده و جایگاه خود را به عنوان پادشاه پس میگیرد؟!
شاهزاده جوان در سرزمین خودش فراری است! متولد شده بدون توانایی استفاده از ماگوس – به خاطر این بیماری نادر او را بی کفایت می دانند و مناسب تاج و تخت نمیبینند،با این وجود دور به هوش و سرسختی خود اعتماد میکند و با وجود شیاطین و توطئه های مرگبار که وجود بشر را تهدید می کنند ، از پادشاهی (مردمی) که او را مسخره می کنند ، محافظت میکند! آیا او می تواند شیاطین را شکست داده و جایگاه خود را به عنوان پادشاه پس میگیرد؟!
Heavenly Inquisition Sword
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حبس شد... بعد از 10 سال یادگیری هنرهای رزمی فراطبیعی توی اون انبار، تونست فرار کنه. " من خانواده یئون رو با نفرت زیاد به خاطر میسپرم." ماجراجویی توقف ناپذیر تنها وارث شمشیر عذاب آسمانی، یئون جئوک-ها هم اکنون آغاز میشه. اثری دیگر از استودیو Redice که کارهایی همچون "Solo leveling" و "Return of disaster-class hero" رو منتشر کرده اند
یئون جئوک-ها بچه همسر دوم بود و بطرز وحشیانه ای توسط همسر اول پدرش و خواهر برادرهاش اذیت میشد، بعد از مرگ پدرش به خاطر مریضی تو یه انباری حبس شد... بعد از 10 سال یادگیری هنرهای رزمی فراطبیعی توی اون انبار، تونست فرار کنه. " من خانواده یئون رو با نفرت زیاد به خاطر میسپرم." ماجراجویی توقف ناپذیر تنها وارث شمشیر عذاب آسمانی، یئون جئوک-ها هم اکنون آغاز میشه. اثری دیگر از استودیو Redice که کارهایی همچون "Solo leveling" و "Return of disaster-class hero" رو منتشر کرده اند
Half Prince
داستان درباره ی درختری ۲۰ ساله به نام فنگ لن هست که در سال ۲۱۰۰ همراه با برادرش قصد داره بازی واقع گریانه ی “زندگی دوم” رو انجام بده. برادر فنگ لن معتقده که دخترا خیلی بی عرضه ان و خودشون نمی تونن توی مبارزات از پس خودشون بر بیان واسه همین فنگ لن تصمیم می گیره تا به صورت یک پسر این بازی رو انجام بده. این منهوای قشنگ داستان اتفاقات جالبیه که واسه فنگ لن در طی بازی رخ میده ….
داستان درباره ی درختری ۲۰ ساله به نام فنگ لن هست که در سال ۲۱۰۰ همراه با برادرش قصد داره بازی واقع گریانه ی “زندگی دوم” رو انجام بده. برادر فنگ لن معتقده که دخترا خیلی بی عرضه ان و خودشون نمی تونن توی مبارزات از پس خودشون بر بیان واسه همین فنگ لن تصمیم می گیره تا به صورت یک پسر این بازی رو انجام بده. این منهوای قشنگ داستان اتفاقات جالبیه که واسه فنگ لن در طی بازی رخ میده ….
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
در این دنیا، هرکودکی با یک خدا متولد میشود. کودکانی که خدایان آن ها ضعیف هستند فاقد ارزش وموجودیت در جامعه هستند وقادر نیستند وارد دبیرستان بشوند. در عوض باید بعد اتمام دوره راهنمایی سرکار بروند. دبیرستان در این دنیا مکانی است که دانش آموزان یادمیگیرند چطور از قدرت خدایان قوی استفاده کنند.یک چیز در همه ی آن ها مشترک هست: اگر بهای خوبی پرداخته شود ،می توانند به خواسته های بزرگی دست پیداکنند. لیرانگ برای چند ثانیه زمان را به عقب برمیگرداند و بهای سنگینی برای آن می پردازد.برای معکوس کردن خواسته اش باید وارد دبیرستان شود تا بتواند از قدرت خدای گربه خود یک بار دیگر استفاده کند.
Delivery Knight
در حالی که اکثر مردم از آلودگی خفه کننده ای که جهانو پوشونده اجتناب می کنند … افراد تحویل دهنده سعیشون رو میکنن تا شهروندان بتونند بسته های مورد نیازشون رو دریافت کنند. اونها به عنوان شوالیه های تحویل شناخته می شن.
در حالی که اکثر مردم از آلودگی خفه کننده ای که جهانو پوشونده اجتناب می کنند … افراد تحویل دهنده سعیشون رو میکنن تا شهروندان بتونند بسته های مورد نیازشون رو دریافت کنند. اونها به عنوان شوالیه های تحویل شناخته می شن.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
مومو آیاسه پس از آنکه بهشکلی تند و بیرحمانه جواب رد میشنود، در حال دلخوری به پسری برمیخورد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. او با مهربانیِ ناگهانیاش پسر را نجات میدهد، اما آن پسر که شیفته مسائل غیبی و ماورایی است، سعی میکند با او درباره علایق مشترکشان به امور فراطبیعی صحبت کند.
آیاسه ادعای او را رد میکند و میگوید خودش به ارواح باور دارد، نه مسائل غیبی؛ و همین موضوع بین آن دو بحثی راه میاندازد درباره اینکه کدامیک واقعیت دارد. برای اینکه مشخص شود چه کسی درست میگوید، قرار میگذارند جداگانه به مکانهایی بروند که به این پدیدهها نسبت داده میشود—آیاسه به جایی مرتبط با امور غیبی میرود و پسر به مکانی که گفته میشود ارواح در آن حضور دارند.
اما وقتی هرکدام به مقصد خود میرسند، معلوم میشود هیچکدام اشتباه نمیکردند؛ هم مسائل غیبی واقعیاند و هم ارواح وجود دارند! این اتفاق سرآغاز ماجراجویی آنها میشود؛ سفری برای روبهرو شدن با عناصر عجیب، فراطبیعی و ماورایی اطرافشان، تا شاید بتوانند دوباره به یک زندگی عادی بازگردند.
Mahou Tsukai No Yome
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
با اینکه توان دیدن موجودات ماورایی را دارد، چیسه هاتوری هرگز خودش را خوششانس ندانسته است. از وقتی والدینش در کودکی رهایش کردند، این زخم محور همهٔ رنجهایش بوده و او را تا جایی پیش برده که فقط برای داشتن جایی که بتواند نام «خانه» رویش بگذارد، خودش را در بازار برده بفروشد.
چیسه بهعنوان یک «اسلی بِگی» کمیاب—موجوداتی با سازگاری غیرمعمول با انرژیهای جادویی—به خریداران عرضه میشود و آخرین امیدش در هیئت الیاس آینزورث پدیدار میگردد؛ جادوگری مرموز که بیشتر جانور مینماید تا انسان. الیاس بهجای نگهداشتن او بهعنوان برده، تصمیم میگیرد چیسه را شاگرد خود—و نیز عروسش—کند.
چیسه نهتنها به حومهٔ انگلستان، جایی که الیاس زندگی میکند، منتقل میشود، بلکه به جهانی پا میگذارد که در آن شگفتیهایی چون پریان و اژدها امری عادیاند. اما خیلی زود درمییابد در زندگی تازهاش به همان اندازه که جای شگفتی است، جای ترس هم هست. و در قلب همهٔ اینها، این پرسش نهفته است که آیا او به دست چیزی بسیار تاریکتر از شیاطین درون خودش افتاده است یا نه.
Wild Strawberry
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
گرچه با هم نسبت خونی ندارند، کینگو و کایانو در یتیمخانه با هم بزرگ شدهاند و نزدیکترین چیزی هستند که هر کدام به خانواده دارند. وقتی به نظر میرسد رؤیای آنها برای به فرزندی پذیرفته شدن قرار است تحقق پیدا کند، والدین جدیدشان در واقع جینکا از آب درمیآیند! درست در لحظهای که کینگو در آستانه خورده شدن است، جینکایی در وجود کایانو شکوفا میشود... اما جینکای او بسیار متفاوت است. او نه قصد آسیب رساندن به کینگو را دارد و نه به دیگر انسانها. کینگو باید هر کاری بکند تا بیماری خواهرش را پنهان نگه دارد، تا مبادا هرس شود. یک روز، در حالیکه بهعنوان یک سرباز ردهپایین برای نیروهای تشییع گل کار میکرد، هشدار حضور یک جینکا نزدیک آپارتمانش را دریافت میکند. او با عجله خودش را به صحنه میرساند و میبیند کایانو محاصره شده است؛ در تلاش برای نجاتش، گلولهای در سرش میخورد. اما وقتی به هوش میآید، خودش را در یک مرکز هرس اسرارآمیز مییابد، خواهرش ناپدید شده و او نیز اکنون به جینکا آلوده شده است—کایانو.
Ansatsu Kyoushitsu
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
در یک چشم برهمزدن، آسمان شب برای همیشه تغییر میکند؛ با انفجاری عظیم، ماه به هلالی همیشگی تبدیل میشود. موجودی زردرنگ با شاخکهایی عجیب، در برابر دولتهای جهان ظاهر میشود و با افتخار اعلام میکند که عامل این فاجعه بوده—و یک سال دیگر همین بلا را بر سر زمین هم خواهد آورد.
این موجود که با سرعتی معادل ماخ ۲۰ حرکت میکند، درخواستی عجیب مطرح میکند: میخواهد معلم مدرسهٔ راهنمایی معتبر «کونوگیگائوکا» شود. دولت که میخواهد او را در یک مکان ثابت نگه دارد، با درخواستش موافقت میکند.
و اینگونه، دانشآموزان کلاس ۳-E با مأموریتی غیرممکن روبهرو میشوند: ترور موجودی که ماه را نابود کرده است.
اما با اینکه سرنوشت جهان روی دوش آنهاست، مشکلات شخصیشان کم نیست. آنها در پایینترین سطح سیستم آموزشی سلسلهمراتبی مدرسه گیر افتادهاند و از سوی معلمان و دانشآموزان دیگر با تبعیضی شدید روبهرو هستند. سرشار از احساس شکست، حتی به موفقیت در زندگی روزمره هم باور ندارند—چه برسد به شکست دادن هیولایی که از توان هر انسانی فراتر است.
با این حال، این موجود مرموز—که آنها لقب «کورو-سِنسه» را به او میدهند—در کنار آموزش فنون ترور، درسهای عادی مدرسه را هم به آنها میآموزد. و همینطور که زمان میگذرد، بچهها کمکم شجاعت پیدا میکنند تا برخیزند و هدف بگیرند… بزرگترین معلمی که دنیا به خود دیده است.
Ayashimon
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
سالها پیش، با مرگ رئیس بدنام «سندیکای انما»—کسی که تمام زیردستانش را متحد کرده بود—گروههای یاکوزای متعددی شکل گرفتند. این گروهها از «آیاشیمون»ها تشکیل شدهاند؛ موجودات فراطبیعی با قدرتهای گوناگون که اکنون در سایههای ژاپن مدرن کمین کردهاند.
ماروئو کایدو که از قهرمانان مانگای موردعلاقهاش الهام گرفته، بیشتر عمرش را بیرحمانه تمرین کرده است. او آنقدر قدرتمند شده که هیچ شرکتی حاضر به استخدامش نیست و هیچ سازمان رزمیای هم او را نمیپذیرد.
درست زمانی که ماروئو به بنبست میرسد، با دختری جوان به نام اورارا روبهرو میشود—رئیس یک گروه یاکوزا که از دست دشمنانش در حال فرار است. اورارا بهدلیل انسان عادی بودنِ ماروئو سعی میکند او را از خود دور کند، اما ماروئو با اشتیاق به دنبال یک نبرد هیجانانگیز است.
حالا که پا به دنیایی تازه و پر از افرادی با تواناییهای خارقالعاده گذاشته، ماروئو احساس میکند دیگر نمیتواند به زندگی کسلکنندهٔ سابقش برگردد. بنابراین تصمیم میگیرد به گروه یاکوزای اورارا بپیوندد—و نخستین عضو آن شود.
Yuukoku no Moriarty
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
در اواخر قرن نوزدهم، امپراتوری بریتانیا به قدرتی جهانی تبدیل شده است. بهدلیل نظام طبقاتی سختگیرانه، شهروندان عادی تقریباً هیچ شانسی برای صعود به بالاترین سطوح جامعه ندارند؛ جایی که اشراف فاسد بر همه حکومت میکنند.
ویلیام جیمز موریارتی، پسر دوم خاندان موریارتی، استاد جوان ریاضیات است که از کودکی نبوغ و زیرکی خارقالعادهای از خود نشان داده است. او همراه با برادرانش، آلبرت و لوئیس، زندگی سادهای در قامت اشرافزادگان دارد.
بیرون از محیط دانشگاه، ویلیام بهعنوان مشاوری خصوصی شناخته میشود که آماده است مشکلات هر فرد نیازمندی را حل کند. اما پشت چهرهٔ آرام و رفتار ملایمش، جایگاه واقعی او پنهان شده است: رهبر گروهی که آمادهاند برای رسیدن به آرزویشان—ساختن جهانی نو از خاکستر دنیای کهنه—دست به آشوب و ویرانی بزنند.
Versus
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
قرنها پیش، دشمن طبیعی بشریت—شیاطین—به جهان حمله کردند و انسانها را شکست دادند. از آن زمان، «شیطان اعظم» و سردارانش بر دنیا فرمانروایی میکنند و نژاد بشر در ترس و وحشت به زندگی ادامه میدهد.
در نهایت استیصال، گروهی ۴۷ نفره از سراسر جهان گرد هم میآیند تا آخرین تلاش خود را برای نجات بشریت از نابودی کامل انجام دهند. این قهرمانان سوگند میخورند ارتش شیاطین را شکست دهند و آزادی انسانها را بازپس بگیرند؛ بیآنکه بدانند این نبرد آنها را وادار خواهد کرد دست به چه اقدامات نومیدانه و هولناکی بزنند…
17-21: Fujimoto Tatsuki Tanpenshuu
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»
۱. Niwa ni wa Niwa Niwatori ga Ita.
«در حیاط، چند مرغ قدقدوکنان بودند.»
۲. Sasaki-kun ga Juudan Tometa
«ساساکی یک گلوله را متوقف کرد»
۳. Koi wa Moumoku
«عشق کور است»
۴. Shikaku
«نقطهٔ کور»