محبوبترین آثار روانشناختی
I Killed An Academy Player
I Am the Fated Villain
Kill the Villainess
20th Century Boys
Surviving Romance
Tokyo Ghoul
Yuukoku no Moriarty
Attack on Titan
Reincarnator
How to Survive as a Maid in a Horror Game
روانشناختی (48 اثر)
I Killed An Academy Player
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
یک پسر نوجوان به نام جین، که همیشه به عنوان ضعیف ترین و بیارزش ترین شاگرد آکادمی جادویی شناخته میشه، زندگیش توی سکوت و تحقیر سپری میشه و هیچکس باور نداره که آینده ای براش وجود داشته باشه. اما همه چی شبی در یه رویداد اسرارآمیز و ترسناک تغییر میکنه—وقتی جین ناخواسته یک بازیکن رده بالای آکادمی رو به قتل میرسونه. حالا تمام زندگیش زیر و رو شده؛ چون نه تنها باید راز مرگ اون بازیکن رو پنهان کنه، بلکه به چشم دشمن و تهدید بهش نگاه میشه و دشمنان پنهان و جدیدی به سراغش میان. با این حادثه، جین مجبور میشه خودش رو به همه ثابت کنه و توی مسیری افتاده که پر از نبردهای مرگبار، دوستیهای غیرمنتظره و کشف رازهایی درباره هویت خودش و آکادمیه.
Reincarnator
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
خدا مغاک را آفرید تا از کسالت رهایی یابد. به دام افتاده در پرتگاه جهنمی، بشریت در مسیر آخرالزمان بود.«دیگه همه چی تموم شد؟...» در آستانه نابودی بشریت، چهارتا از قوی ترین بازمانده ها سعی کردند با سفر به گذشته به نقطه قبل از پایان بروند تا از آن جلوگیری کنند. بشریت به ورطه کشیده شد. اما تنها یکی از آنها توانست به گذشته برگردد. "چه چیزی برای فکر کردن هست؟ از قبل تصمیم گرفته نشده که کی میره؟ قوی ترین بین ما، کانگ هانسو. کانگ هانسو برای نجات بشریت از عذاب بازگشت. او میتواند همه را نجات دهد؟
Unlimited Passive
در دنیایی ناشناخته به نام L.A.G، انسانها با بیدار شدن تواناییهای خاص، در برابر هیولاها و مأموریتهای خطرناک در هر طبقه و اتاق قرار میگیرند. هدف اصلی، رسیدن به پایینترین سطح این دنیا است. قهرمان داستان، پس از تجربههای مکرر مرگ و زندگی، این بار با توانایی کسب مهارتهای غیرفعال نامحدود، فرصتی برای فرار پیدا میکند. اما با تغییرات مداوم در L.A.G، آیندهای نامشخص پیش روی اوست و باید برای بقا در این جهنم بیپایان مبارزه کند.
در دنیایی ناشناخته به نام L.A.G، انسانها با بیدار شدن تواناییهای خاص، در برابر هیولاها و مأموریتهای خطرناک در هر طبقه و اتاق قرار میگیرند. هدف اصلی، رسیدن به پایینترین سطح این دنیا است. قهرمان داستان، پس از تجربههای مکرر مرگ و زندگی، این بار با توانایی کسب مهارتهای غیرفعال نامحدود، فرصتی برای فرار پیدا میکند. اما با تغییرات مداوم در L.A.G، آیندهای نامشخص پیش روی اوست و باید برای بقا در این جهنم بیپایان مبارزه کند.
How to Survive as a Maid in a Horror Game
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
"از کجا فهمیدی؟ من مطمعن شدم که خوب پنهانش کنم." آدریان سزار فون دو پالتزگراف، جانشین خانواده پالزگراف. همه اونو به عنوان یه فرشته که اومده تو این دنیا صدا میزنن، اما فقط من میدونستم که تمام قتلهای زنجیرهای که داره تو اون منطقه اتفاق میوفته و مردم درباره ش صحبت میکردند، توسط همین آقای جوان و خوشقیافه انجام شده بود. [قصد قتل آدریان افزایش یافته است.] [آدریان را متقاعد کنید که قصد قتل خود را کاهش دهد. وگرنه، میمیری.] [نیت قتل آدریان 92% است.] من تنها کسی هستم که میدونم. چون من تنها کسی بودم که به دنیای این بازی ترسناک مضحک کشیده شدم.
The Tears Of A Jester
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
دو شاهزاده خانم، یک تاج و تخت. زندگی برای یک شوخی دادگاه سخته. من نه فقط به عنوان یه کیسه بوکس عاطفی برای خاندان سلطنتی و اشراف خدمت می کنم و مجبورم هر هوس اونارو انجام بدم، بلکه حالا بین دو شاهزاده خانمم گیر افتادم. یعنی این یه کمدیه؟ یا این داستان به تراژدی ختم میشه؟
The Blood of Butterfly
توی جهانی پر از موجوداتی به نام حشره که بشریت رو تهدید به نابودی میکنه، هیچکس به جز یک گروه انسانی که قدرتی به اسم پروانه دارن نمیتونه با اونها مقابله کنه. بک میهوا کسی که با خواهرش هیونا زندگی میکنه و دوست داره توسط مردم دوست داشته بشه و تنها نباشه طی یک اتفاق ناگوار سرنوشتش به دانشمندانی که پروانه ها رو به وجود آوردن گره میخوره. آیا اون میتونه راجب خودش چیزی بفهمه؟ اینکه چرا با دیدن خون خودش کنترلش رو از دست میده یا اینکه چرا خاطرهای از بچگیش تا سیزده سالگیش نداره؟ اون میتونه چیزی از گذشتش به یاد بیاره؟
توی جهانی پر از موجوداتی به نام حشره که بشریت رو تهدید به نابودی میکنه، هیچکس به جز یک گروه انسانی که قدرتی به اسم پروانه دارن نمیتونه با اونها مقابله کنه. بک میهوا کسی که با خواهرش هیونا زندگی میکنه و دوست داره توسط مردم دوست داشته بشه و تنها نباشه طی یک اتفاق ناگوار سرنوشتش به دانشمندانی که پروانه ها رو به وجود آوردن گره میخوره. آیا اون میتونه راجب خودش چیزی بفهمه؟ اینکه چرا با دیدن خون خودش کنترلش رو از دست میده یا اینکه چرا خاطرهای از بچگیش تا سیزده سالگیش نداره؟ اون میتونه چیزی از گذشتش به یاد بیاره؟
The Executioner
در دنیایی که قهرمانان از کشتن حتی بدترین شرورها خودداری میکنند، گانگیو سئو، یکی از اعضای تیم قهرمانان، پس از کشته شدن برادرش توسط یک جنایتکار در زندان، سوگند خود را میشکند. او با دریافت مجوزی ویژه، به عنوان "جلاد" وارد زندان Ruculus میشود تا با استفاده از قدرتهای خود، عدالت را به شیوهای خشن اجرا کند و با شرورترین مجرمان مقابله کند.
در دنیایی که قهرمانان از کشتن حتی بدترین شرورها خودداری میکنند، گانگیو سئو، یکی از اعضای تیم قهرمانان، پس از کشته شدن برادرش توسط یک جنایتکار در زندان، سوگند خود را میشکند. او با دریافت مجوزی ویژه، به عنوان "جلاد" وارد زندان Ruculus میشود تا با استفاده از قدرتهای خود، عدالت را به شیوهای خشن اجرا کند و با شرورترین مجرمان مقابله کند.
Invisible People
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"...
دختر نابینا با موجودی مرموز زندگی می کند که همیشه به نوعی ازش محافظت می کرد . اما دختر تمام مدت ته دلش از همه چیز آگاه بود! که این موجود "یه هیولای وحشتناکه"...
Full Time Awakening
به عنوان فرمانده جوخه الهی و قویترین بیدار شده، بای یی مورد خیانت یکی از همرزم هاش قرار میگیره و شاهد مرگ همه هم تیمی هاش جلوی چشماش میشه. تازه اون موقع میفهمه که همیشه بازیچه ی دست افراد قدرتمند بوده. بعد از از دست دادن همه چیز به ۲۰ سال قبل برمیگرده، به دوران کلاس راهنماییش قبل از بیداری. اون موقع خانواده و هم تیمی هاش هنوز زندن. برای نجاتشون و انتقام از فرد خائن و براندازی کل سیستم حکومت فاسد به تنهایی در مسیر قدرت قدم میذاره.
به عنوان فرمانده جوخه الهی و قویترین بیدار شده، بای یی مورد خیانت یکی از همرزم هاش قرار میگیره و شاهد مرگ همه هم تیمی هاش جلوی چشماش میشه. تازه اون موقع میفهمه که همیشه بازیچه ی دست افراد قدرتمند بوده. بعد از از دست دادن همه چیز به ۲۰ سال قبل برمیگرده، به دوران کلاس راهنماییش قبل از بیداری. اون موقع خانواده و هم تیمی هاش هنوز زندن. برای نجاتشون و انتقام از فرد خائن و براندازی کل سیستم حکومت فاسد به تنهایی در مسیر قدرت قدم میذاره.
I Am the Fated Villain
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
بعد از آنکه گو چانگه فهمید که به مرزهای یک دنیای فانتزی وارد شده است، نقش اصلی دنیا، و فرد منتخب بخت، سوگند خورد تا از او انتقام بگیرد. در حالی که همه به او حسادت میورزند، نه تنها صاحب عشق نقش اول زن را داراست؛ بلکه به هر جا هم که میرود به عنوان مهمانی ویژه از او پذیرایی میشود. خوشبختانه، قدرت و اعتبار گو چانگه از همه برتر است، برای همین، نابود کردن یک فرد منتخبِ بختِ ساده نباید چندان سخت باشد؟ صبر کنید… سیستمی برای دوشیدن و بهرهبرداری از نقش اصلی وجود دارد؟ گو چانگه پوزخندی زد. “ظاهراً حتی سرنوشت هم از من میخواد که تقدیرم رو به عنوان شرور این دنیا به انجام برسونم!”
Daedalus of the Crows
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی با نیروهای ناشناخته دارن. با پیشروی داستان، مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشه. شخصیت اصلی وارد چرخهای از کشف رازها، درگیریهای ذهنی و مواجهه با گذشتهای تاریک میشه که به تدریج ابعاد روانی و ماورایی داستان رو عمیقتر میکنه. فضای کار سنگینه؛ تمرکز روی تحلیل ذهن شخصیتها، تعلیق مداوم، و حس ناامنی روانیه. این اثر بیشتر از اینکه صرفاً اکشن باشه، روی اتمسفر، راز و فشار روانی کار میکنه.
داستان حول شخصیتی میچرخه که درگیر دنیایی تاریک و پر از راز میشه؛ جایی که کلاغها نماد چیزی فراتر از پرندههای معمولی هستن و ارتباط مستقیمی با نیروهای ناشناخته دارن. با پیشروی داستان، مرز بین واقعیت و توهم کمرنگ میشه. شخصیت اصلی وارد چرخهای از کشف رازها، درگیریهای ذهنی و مواجهه با گذشتهای تاریک میشه که به تدریج ابعاد روانی و ماورایی داستان رو عمیقتر میکنه. فضای کار سنگینه؛ تمرکز روی تحلیل ذهن شخصیتها، تعلیق مداوم، و حس ناامنی روانیه. این اثر بیشتر از اینکه صرفاً اکشن باشه، روی اتمسفر، راز و فشار روانی کار میکنه.
To Not Die
داجون پسری که هر روز توی مدرسه اذیت میشه . از روی ناچاری باور داره که گرفتن جونش به عذابش پایان میده ولی زود به این نتیجه میرسه اون کسی نیست که باید بمیره …
داجون پسری که هر روز توی مدرسه اذیت میشه . از روی ناچاری باور داره که گرفتن جونش به عذابش پایان میده ولی زود به این نتیجه میرسه اون کسی نیست که باید بمیره …
999000 Lives Before the Hunter
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
کانگ هیون جون یه شکارچی درجه یک عادی همیشه برای قدرت تغییر زندگیش دعا میکرد. یه روز، دعای اون مستجاب شد...! [آخرین شمشیر مقدس، شجاعت تورو ستایش میکنه.] [استاد در سایههای شماست.] «و 990 هزار زندگی گذشتهاش در مقابل اون ظاهر شد.
Annarasumanara
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق نرود. اگرچه وجود سرنوشت، زندگیه غیر قابل انعطاف و خسته کننده اون باعث تغییر دادن سبک زندگیش شد و بعد از اینکه همه چیز رو ازش گرفت، اونو به چالش های مختلف دعوت کرد.
از همون اول بهمراه درد و بدبختی،سرسختانه جنگید و بزرگ شد. شین آ تصمیم گرفت که دیگر کاری به کار مردم نداشته باشد هیچوقتم سراغ چیزی به نام عشق نرود. اگرچه وجود سرنوشت، زندگیه غیر قابل انعطاف و خسته کننده اون باعث تغییر دادن سبک زندگیش شد و بعد از اینکه همه چیز رو ازش گرفت، اونو به چالش های مختلف دعوت کرد.
Beastars
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.