RinkaOfficial
محبوبترین آثار RinkaOfficial
Beastars
Satsuriku no Tenshi
تیم ترجمه RinkaOfficial (2 اثر)
Beastars
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
توی دنیای حیوانات انسان نما، گیاهخواران و گوشتخواران با همدیگه زندگی میکنن و همزیستی دارن.برای دانش آموزان به بلوغ رسیده مدرسه چِریتون، زندگی دانش آموزی مملو از امید، عشق، بیاعتمادی و ناامیدی است.شخصیت اصلی داستان یه گرگ به نام لِگوشی، یکی از عضوهای باشگاه تئاتر مدرسه است که بر خلاف تجربههای ترسناکش قلب خیلی مهربونی داره.در طول همه عمرش، همه ازش میترسیدن و نفرت داشتن و اون یه جورایی به این زندگی عادت کرده.ولی خیلی زود، بیشتر درگیر معاشرت با همکلاسی هایی که باهاشون کار میکنه میشه، کسایی که تعریف خاص خودشون و از ناامنی دارن و این باعث میشه که زندگی لگوشی توی مدرسه به مرور تغییر کنه.
Satsuriku no Tenshi
پس از آنکه شاهد مرگ کسی میشود، ریچل «ری» گاردنرِ سیزدهساله برای مشاوره به بیمارستان منتقل میشود. اما بهجای آن، در طبقه ششمِ زیرزمینِ ساختمانی متروکه از خواب بیدار میشود، بیآنکه هیچ خاطرهای به یاد داشته باشد.
در حالی که کورکورانه در ساختمان پرسه میزند، بهعنوان «قربانی» نشانگذاری میشود و با مردی شنلپوش روبهرو میشود که از سر تا پا در باند پیچیده شده و داسی در دست دارد. این مرد نقابدار، آیزاک «زَک» فاستر، در ابتدا قصد کشتن ری را دارد؛ اما وقتی او را خستهکننده تشخیص میدهد، از تصمیمش منصرف میشود و در عوض با او همکاری میکند تا از این بنای رو به ویرانی فرار کنند.
«ساتسوریکو نو تنشی» که اقتباسی از بازی ماجراجویی-ترسناک ژاپنی به همین نام است، داستان ری و زک را دنبال میکند؛ در حالی که از موانع، تلهها و نگهبانان متعدد میگریزند و همزمان پرده از گذشتههای تاریک هر دویشان برمیدارند.
پس از آنکه شاهد مرگ کسی میشود، ریچل «ری» گاردنرِ سیزدهساله برای مشاوره به بیمارستان منتقل میشود. اما بهجای آن، در طبقه ششمِ زیرزمینِ ساختمانی متروکه از خواب بیدار میشود، بیآنکه هیچ خاطرهای به یاد داشته باشد.
در حالی که کورکورانه در ساختمان پرسه میزند، بهعنوان «قربانی» نشانگذاری میشود و با مردی شنلپوش روبهرو میشود که از سر تا پا در باند پیچیده شده و داسی در دست دارد. این مرد نقابدار، آیزاک «زَک» فاستر، در ابتدا قصد کشتن ری را دارد؛ اما وقتی او را خستهکننده تشخیص میدهد، از تصمیمش منصرف میشود و در عوض با او همکاری میکند تا از این بنای رو به ویرانی فرار کنند.
«ساتسوریکو نو تنشی» که اقتباسی از بازی ماجراجویی-ترسناک ژاپنی به همین نام است، داستان ری و زک را دنبال میکند؛ در حالی که از موانع، تلهها و نگهبانان متعدد میگریزند و همزمان پرده از گذشتههای تاریک هر دویشان برمیدارند.