KumaPlus
محبوبترین آثار KumaPlus
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
The Demon Prince Goes To Academy
Dungeon Odyssey
Regression Of The Yong Clan Heir
Strongest Curse Master
Happy Face From Slave To Arena Legend
تیم ترجمه KumaPlus (6 اثر)
The Skeleton Soldier Failed to Defend the Dungeon
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
اسکلتسرباز جنگجویی نحیف اما بهشدت وفادار است که برای محافظت از سرورش، لیدی ساکاباس، خدمت میکند. رؤیای یک زندگی آرام در کنار او وقتی یک روز هر دویشان بهطرز بیرحمانهای توسط گروهی از جنگجویان کشته میشوند، در هم میشکند.
اما آنچه میتوانست پایان تأسفبار یک روح معمولی باشد، جرقه آغاز جدیدی میشود: وقتی اسکلتسرباز بار دیگر چشمانش را باز میکند، به بیست سال پیش بازگشته است!
«باید به لیدی ساکاباس درباره تمام اتفاقات آینده هشدار دهم!»
اما بدون مهارت رزمی ویژه و با سابقهای از شکست و ناکامی، چگونه میتواند مانع وقوع دوباره آن حوادث وحشتناک شود؟
در سختترین مأموریتش همراه اسکلتسرباز باشید — بازنویسی پایان داستان خودش.
Strongest Curse Master
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخره کردنش. چرا؟! چون اجرای این نوع جادوها عمر آدم رو کم میکنه، و بیشتر جادوگرهای ممنوعه در جوونی می میرن ولی فقط خود یه لین می دونست که اون بدنش جاودانه ست، پس نقطه ضعف مرگبارش براش بی معنی شد. وقتی یه لین خیلی ریلکسی صدها جادوی ممنوعه رو با یه حرکت اجرا کرد، همه دهنشون باز موند: «چند تا جون داری؟!» «جادوی ممنوعه رو مثل ضربه معمولی اجرا میکنی؟!» چطوری......
یه لین یک دفعه توی دنیایی پر از شیطان و هیولا منتقل میشه. روزه تغییر سطحش شد یه "جادوگر ممنوعه درجه SSS"—همون لحظه، همه شروع کردن به مسخره کردنش. چرا؟! چون اجرای این نوع جادوها عمر آدم رو کم میکنه، و بیشتر جادوگرهای ممنوعه در جوونی می میرن ولی فقط خود یه لین می دونست که اون بدنش جاودانه ست، پس نقطه ضعف مرگبارش براش بی معنی شد. وقتی یه لین خیلی ریلکسی صدها جادوی ممنوعه رو با یه حرکت اجرا کرد، همه دهنشون باز موند: «چند تا جون داری؟!» «جادوی ممنوعه رو مثل ضربه معمولی اجرا میکنی؟!» چطوری......
The Demon Prince Goes To Academy
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
وقتی داشتم کامنتهای مخرب رمانم رو میخوندم مردم. هنوز تو شوک مرگم بودم که یه فرشتهی مرگ پیداش شد و بهم گفت نویسندهی بد بودن گناه منه و برای جبرانش و رفتن به بهشت باید بعد تا پایان یکی از رمانهام زنده بمونم. و اینطوری وارد رمان «پادشاه شیاطین مُرده» شدم... «گندش بزنن!! چرا همهی این بلاها سر من اومده؟!» از شانس بد، شخصیتی که به جاش تناسخ پیدا کردم شاهزادهی شیاطین بود، شخصیتی که هیچ مهارت رزمیای نداشت و همون اول داستان مُرد!!
Regression Of The Yong Clan Heir
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
یونگ هوارین، به عنوان وارث قبیله ی تیان ژونگ مریضی از پا درش آورد و ضعیفش کرد و در آخر هنر های رزمی رو ول کرد و بعد از ازدواج کردن با یه خانواده ی دیگه به عنوان یه تاجر زندگی کرد. آخرین لحظه های زندگیش با پشیمونی همراه بود و به صورت غیر منتظره ای به گذشته ای برگشت که فکر میکرد دیگه هیچوقت نمیبینتش…! با برگشتن به زمانی که تو بدترین حالت خودش بود، با قلب متلاشی شدش قسم خورد که....
Dungeon Odyssey
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
فرزندان بشر در پیچ و خم های سیاه چال ها پرورش یافته و شیر موجودات دیگر را نوشیده اند تا رشد کنند. اکنون "کیم جین وو" کسی که در عمیق ترین سیاه چال ها بزرگ شده است، از اعماق سیاه چال بیرون می آید. " من هیچوقت آرزو نکردم که قدرتمند بشم، من فقط آرزو میکردم که کاش بتونم طاقت بیارم.
Happy Face From Slave To Arena Legend
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....
از شنهای خونین میدان مسابقه تا اوج قدرت، این داستان پسری است که هرگز لبخند از روی لبانش پاک نشد، نه چون فقط همچین چیزی را میخواهد، بلکه چون نمیتواند. دنیا به این صورته خندان اجازه ی آرام گرفتن نمیدهد، هویت او به عنوان یک برده ی سابق رزمگاه، جنگهای بیپایان علیه جرم و جنایت و صد البته اسرار مدفون تولدش؛ همه ی این ها پسر داستان ما را به نبردهای جدیدی میکشاند، هر کدام وحشیانهتر از قبلی که در نهایت وقتی.....