نقد و بررسی - آتاناسیای دوست داشتنی
اولش فقط بخاطر اینکه هربار میدیدم جزو پربازدیدترین آثار سایته برام جالب شده بود بخونمش ببینم چیه که انقد بازدید بالایی داره. شروعش کردم و دیدم نمیتونم جلوی خودمو بگیرم که نخونمش و یه روزه خوندم تموم کردم 🤝
معمولا تو داستانها به عشقی که منجر به رابطه میشه پرداخته میشه؛ اما اینجا عشقی بود که اعضای خانواده بهم دارن و باید داشته باشن.
داستان روند و کشش خوبی داشت و آرت استایلشم قشنگ بود.
کلود واقعا مثل به خدای یونانی بود😭🤌
شخصیت پردازی هم بیشتر برای شخصیتهای اصلی خوب پردازش شده بود اما جوری نبود که شخصیتهای فرعی خیلی هم بیشتر از این نیاز داشته باشن
پایان خوبی هم داشت اگه دنبال خوندن پایان خوش هستین پیشنهاد میکنم بخونید✨
من دوست داشتم آتاناسیا با لوکاس بره و بنظرم طبق چیزی که تو چپتر آخر گفته شد همینطور هم شد.
شاید بعدا ناول هم پیدا کنم بخونم چون بنظر میرسید یه جاهایی حذف شده از ناول.
در کل دوسش داشتم و از خوندنش لذت بردم و برام جالب شد کار دیگه نویسنده هم بخونم.
نقاط قوت
- طراحی شخصیت کلود واقعا قشنگ بود و دوست داشتم
- پلات داستانیش هم به عنوان مانهوا تو این سبک خوب بود
- آرت استایل خوب
- رشد شخصیتی خوبی هم داشت
- شوخیهای بجایی داشت و باعث لبخند میشد حین خوندن
نقاط ضعف
- به پایان میتونست یکم کاملتر بپردازه
عکسهای ضمیمهشده

siren
خیلی مانهوای قشنگی هستش😭
کلود جدی خیلی جیگرهههه
ولی من هنوزم نمیتونم ببخشمش🥀🥀
Hikaru
حالا کاری با زندگی قبلی آتاناسیا ندارم
اونو پدر دختر حل کردن بین خودشون
ولی قتلهای دیگه به هر حال قتل بود حتی اگه پادشاه باشه
اما باز میگم این پادشاه بود اون یکی مانهوای نویسنده بدتر بود از این نظر
بعد دقیقا همین آدم هم مثبتترین کرکتر نشون میده
با این مورد واقعا مشکل داشتم و یه چیز دیگه که گفتنش اسپویله
ELHAM1238
یکی از اولین مانهوایی بود که خوندم یه شاهکاره ( ◜‿◝ )♡
Hikaru
قشنگ بود
از اون یکی اثر نویسنده هم بهتر بود