محبوبترین آثار شوونن
Blue Lock
Magic Emperor
Solo Leveling
Ao no Hako
Jibaku Shounen Hanako-kun
Tokyo Revengers
Boruto: Two Blue Vortex
Owari no Seraph
Chronicles of the Demon faction
Pick Me Up
شوونن (115 اثر)
Boruto: Two Blue Vortex
در یک چرخش بیرحمانهی سرنوشت، بهواسطهی یک جوتسوی بسیار قدرتمند، زندگی بوروتو و کاواکـی با یکدیگر جابهجا میشود. حالا بوروتو بهعنوان یک خائن شناخته شده و مجبور است از دهکده فرار کند؛ در حالی که تحت آموزش ساسکه قرار دارد.
اما وقتی کونوها مورد حمله قرار میگیرد، زمان آن فرا میرسد که بوروتوی بزرگشده به خانه بازگردد و نشان دهد تا چه اندازه قدرتمند شده است.
در یک چرخش بیرحمانهی سرنوشت، بهواسطهی یک جوتسوی بسیار قدرتمند، زندگی بوروتو و کاواکـی با یکدیگر جابهجا میشود. حالا بوروتو بهعنوان یک خائن شناخته شده و مجبور است از دهکده فرار کند؛ در حالی که تحت آموزش ساسکه قرار دارد.
اما وقتی کونوها مورد حمله قرار میگیرد، زمان آن فرا میرسد که بوروتوی بزرگشده به خانه بازگردد و نشان دهد تا چه اندازه قدرتمند شده است.
Magic Emperor
امپراطور جادو ژویی فان که میراث امپراطور باستانی را بدست آورده بود مورد خیانت قرار میگیره و به دست شاگرد خودش کشته میشه. اون بعد از تناسخ، تمام قدرت خودش رو از دست داده و اسیر طلسم قلب شیطان شده و چاره ای نداره به جز اینکه به خدمت بانوی جوان خانواده لو در بیاد. اون چطور قراره با این طلسم روبرو بشه و با رسوندن خاندان لو به اوج قاره، شکوه گذشته خودش رو باز پس بگیره.
امپراطور جادو ژویی فان که میراث امپراطور باستانی را بدست آورده بود مورد خیانت قرار میگیره و به دست شاگرد خودش کشته میشه. اون بعد از تناسخ، تمام قدرت خودش رو از دست داده و اسیر طلسم قلب شیطان شده و چاره ای نداره به جز اینکه به خدمت بانوی جوان خانواده لو در بیاد. اون چطور قراره با این طلسم روبرو بشه و با رسوندن خاندان لو به اوج قاره، شکوه گذشته خودش رو باز پس بگیره.
Sakamoto Days
تارو ساکاموتو بهعنوان بزرگترین آدمکش تمام دوران شناخته میشد. بسیاری از او وحشت داشتند و او بر فراز دنیای زیرزمینی ایستاده بود تا زمانی که با زنی آشنا شد و عاشقش گردید. همین اتفاق باعث شد ساکاموتو زندگی جنایتکارانهاش را رها کند و اکنون بهعنوان فروشنده در یک فروشگاه کوچک کار میکند.
اما کنار گذاشتن گذشتهٔ تاریکش به آن آسانی که تصور میکرد نیست. بسیاری از رقیبان و همکاران سابقش باور ندارند که او واقعاً از این کار دست کشیده و برای از بین بردنش ظاهر میشوند. از آنجا که دیگر اجازهٔ کشتن ندارد، ساکاموتو باید راههای خلاقانهای برای مهار دشمنانش پیدا کند و مانع شود که آسیبی به خانوادهاش، فروشگاهش و شهر کوچکی که در آن زندگی میکند برسانند.
تارو ساکاموتو بهعنوان بزرگترین آدمکش تمام دوران شناخته میشد. بسیاری از او وحشت داشتند و او بر فراز دنیای زیرزمینی ایستاده بود تا زمانی که با زنی آشنا شد و عاشقش گردید. همین اتفاق باعث شد ساکاموتو زندگی جنایتکارانهاش را رها کند و اکنون بهعنوان فروشنده در یک فروشگاه کوچک کار میکند.
اما کنار گذاشتن گذشتهٔ تاریکش به آن آسانی که تصور میکرد نیست. بسیاری از رقیبان و همکاران سابقش باور ندارند که او واقعاً از این کار دست کشیده و برای از بین بردنش ظاهر میشوند. از آنجا که دیگر اجازهٔ کشتن ندارد، ساکاموتو باید راههای خلاقانهای برای مهار دشمنانش پیدا کند و مانع شود که آسیبی به خانوادهاش، فروشگاهش و شهر کوچکی که در آن زندگی میکند برسانند.
Fumetsu no Anata e
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.
Hunter x Hunter
گنجینههای مخفی، ثروتهای کشفنشده… مکانهای اسرارآمیز، سرزمینهای ناشناخته… «دنیای مرموز و ناشناخته.» این کلمات برای کسانی که اسیر جادویشان شدهاند، حالوهوای خاصی دارند. به این افراد میگویند «هانتر»!
گون فریکس میخواهد هانتر شود تا بتواند پدرش را پیدا کند؛ مردی که او را رها کرد تا دنبال زندگی پرماجرا و ماجراجویانه خودش برود. اما ماجرا به این سادگیها نیست: از هر صد هزار نفر، فقط یک نفر میتواند آزمون هانتر را قبول شود، و این تازه اولین مانع در مسیر اوست.
در طول آزمون هانتر، گون با چند داوطلب دیگر دوست میشود؛ از جمله کیلوای مرموز، کوراپیکای انتقامجو، و لئوریو که میخواهد پزشک شود. دنیایی پر از ماجراجویی و خطر در انتظارشان است، و کسانی که با آغوش باز به استقبالش بروند، میتوانند به بزرگترین هانترهای دنیا تبدیل شوند!
گنجینههای مخفی، ثروتهای کشفنشده… مکانهای اسرارآمیز، سرزمینهای ناشناخته… «دنیای مرموز و ناشناخته.» این کلمات برای کسانی که اسیر جادویشان شدهاند، حالوهوای خاصی دارند. به این افراد میگویند «هانتر»!
گون فریکس میخواهد هانتر شود تا بتواند پدرش را پیدا کند؛ مردی که او را رها کرد تا دنبال زندگی پرماجرا و ماجراجویانه خودش برود. اما ماجرا به این سادگیها نیست: از هر صد هزار نفر، فقط یک نفر میتواند آزمون هانتر را قبول شود، و این تازه اولین مانع در مسیر اوست.
در طول آزمون هانتر، گون با چند داوطلب دیگر دوست میشود؛ از جمله کیلوای مرموز، کوراپیکای انتقامجو، و لئوریو که میخواهد پزشک شود. دنیایی پر از ماجراجویی و خطر در انتظارشان است، و کسانی که با آغوش باز به استقبالش بروند، میتوانند به بزرگترین هانترهای دنیا تبدیل شوند!
به عنوان استاد مدرسه هنر های شیطانی و به عنوان شیطان آشکار شکست ناپذیر، متاسفانه موک هیانگ به وسیله جادو دشمنش (مدرسه هنر های خونین) به یه دنیای فانتزی فرستاده میشه.توی این دنیای جدید،دربین الف ها، جادوگر ها، شوالیه، و اژدها، موک هیانگ, به دنبال راهیه که به بتونه به دنیای خودش (موریم) برگرده.
به عنوان استاد مدرسه هنر های شیطانی و به عنوان شیطان آشکار شکست ناپذیر، متاسفانه موک هیانگ به وسیله جادو دشمنش (مدرسه هنر های خونین) به یه دنیای فانتزی فرستاده میشه.توی این دنیای جدید،دربین الف ها، جادوگر ها، شوالیه، و اژدها، موک هیانگ, به دنبال راهیه که به بتونه به دنیای خودش (موریم) برگرده.
Ao no Hako
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
تایکی اینوماتا، دانشآموز سال سوم راهنمایی، در آکادمی ایمی تحصیل میکند؛ مدرسهای یکپارچه با برنامهای قوی در زمینه ورزش. او به تیم بدمینتون دبیرستان پیوسته و تلاش میکند تا هرچه زودتر در تمرینات آزاد شرکت کند. اما هر چقدر هم زود برسد، همیشه دومین نفری است که وارد سالن ورزشی میشود. نفر اول همیشه چیناتسو کانو است؛ دانشآموز سال اول دبیرستان و کسی که تایکی به او علاقه دارد.
چیناتسو ستارهی نوظهور تیم بسکتبال است و فاصلهی میان او و تایکی بسیار زیاد به نظر میرسد. با اینکه تایکی بازیکن خوبی در بدمینتون است، اما محبوبیت او اصلاً قابل مقایسه با چیناتسو نیست و همین موضوع باعث میشود احتمال اینکه احساساتش پاسخ داده شود، کمتر شود. اما در یک پیچش عجیب سرنوشت، چیناتسو به خانهی تایکی نقل مکان میکند!
تایکی که میخواهد همسطح و شایستهی چیناتسو شود، تصمیم میگیرد رویای مشترکی را دنبال کند: شرکت در مسابقات کشوری. او تمریناتش را با جدیت بیشتری آغاز میکند، تنها برای اینکه رابطهای قوی با همخانهای جدیدش بسازد.
Owari no Seraph
یوئیچیرو آمانه که پدر و مادرش را از دست داده، در هشتسالگی به یتیمخانه هیاکویا سپرده میشود؛ جایی که کنار آمدن با «خانواده» جدیدش برای او چندان آسان نیست. اما خیلی زود این مسئله به کوچکترین نگرانیاش تبدیل میشود؛ زیرا ناگهان یک بیماری همهگیر مرگبار در سراسر جهان شیوع پیدا میکند و تمام افراد بالای ۱۳ سال را از بین میبرد.
در میانه این آشوب، خونآشامهایی که تا آن زمان در اعماق زمین پنهان بودند، سر برمیآورند و انسانهای بازمانده را به بردگی میگیرند؛ انسانهایی که حالا چیزی جز منبعی برای تأمین خون آنها نیستند.
چهار سال بعد، یوئیچیرو و خانوادهاش تا حدی به زندگی تحت سلطه خونآشامها عادت کردهاند، اما او همچنان آرزو دارد تمام خونآشامها را نابود کند و به حکومت وحشت آنها پایان دهد. همین طرز فکر اغلب باعث اختلاف او با میکائلا هیاکویا، یکی دیگر از بچههای یتیمخانه، میشود؛ کسی که معتقد است برای زنده ماندن باید به جای خشم و درگیری مستقیم، از هوش و زیرکی استفاده کرد.
میکائلا که توانسته اعتماد برخی از خونآشامهای بلندپایه را به دست آورد، به اطلاعاتی محرمانه دسترسی پیدا میکند و با استفاده از آنها نقشهای جسورانه برای فرار میکشد. اما هنگام اجرای نقشه، گروه بچههای یتیم با فرید باتوری، یکی از افسران خونآشام، روبهرو میشوند و او بیرحمانه آنها را قتلعام میکند.
یوئیچیرو تنها کسی است که موفق میشود از آن مهلکه جان سالم به در ببرد و خود را به سطح زمین برساند. در آنجا، اعضای «گروهان شیاطین ماه» او را پیدا میکنند؛ یک واحد نظامی ویژه که مأموریتش شکار و نابودی خونآشامهاست. وقتی به یوئیچیرو پیشنهاد میشود به آنها بپیوندد، او بیدرنگ قبول میکند؛ زیرا سرانجام فرصتی پیدا کرده تا به هدف دیرینهاش برسد و انتقام خانوادهاش را بگیرد.
یوئیچیرو آمانه که پدر و مادرش را از دست داده، در هشتسالگی به یتیمخانه هیاکویا سپرده میشود؛ جایی که کنار آمدن با «خانواده» جدیدش برای او چندان آسان نیست. اما خیلی زود این مسئله به کوچکترین نگرانیاش تبدیل میشود؛ زیرا ناگهان یک بیماری همهگیر مرگبار در سراسر جهان شیوع پیدا میکند و تمام افراد بالای ۱۳ سال را از بین میبرد.
در میانه این آشوب، خونآشامهایی که تا آن زمان در اعماق زمین پنهان بودند، سر برمیآورند و انسانهای بازمانده را به بردگی میگیرند؛ انسانهایی که حالا چیزی جز منبعی برای تأمین خون آنها نیستند.
چهار سال بعد، یوئیچیرو و خانوادهاش تا حدی به زندگی تحت سلطه خونآشامها عادت کردهاند، اما او همچنان آرزو دارد تمام خونآشامها را نابود کند و به حکومت وحشت آنها پایان دهد. همین طرز فکر اغلب باعث اختلاف او با میکائلا هیاکویا، یکی دیگر از بچههای یتیمخانه، میشود؛ کسی که معتقد است برای زنده ماندن باید به جای خشم و درگیری مستقیم، از هوش و زیرکی استفاده کرد.
میکائلا که توانسته اعتماد برخی از خونآشامهای بلندپایه را به دست آورد، به اطلاعاتی محرمانه دسترسی پیدا میکند و با استفاده از آنها نقشهای جسورانه برای فرار میکشد. اما هنگام اجرای نقشه، گروه بچههای یتیم با فرید باتوری، یکی از افسران خونآشام، روبهرو میشوند و او بیرحمانه آنها را قتلعام میکند.
یوئیچیرو تنها کسی است که موفق میشود از آن مهلکه جان سالم به در ببرد و خود را به سطح زمین برساند. در آنجا، اعضای «گروهان شیاطین ماه» او را پیدا میکنند؛ یک واحد نظامی ویژه که مأموریتش شکار و نابودی خونآشامهاست. وقتی به یوئیچیرو پیشنهاد میشود به آنها بپیوندد، او بیدرنگ قبول میکند؛ زیرا سرانجام فرصتی پیدا کرده تا به هدف دیرینهاش برسد و انتقام خانوادهاش را بگیرد.
Blue Lock
پس از بررسی وضعیت فعلی فوتبال ژاپن، فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم میگیرد برای تحقق رؤیای قهرمانی در جام جهانی، مربی مرموز و عجیبوغریب جینپاچی اِگو را استخدام کند. اِگو معتقد است فوتبال ژاپن همواره فاقد یک مهاجم خودمحور و تشنهی گل بوده است. به همین دلیل، او پروژهای به نام بلو لاک (Blue Lock) را راهاندازی میکند؛ تأسیساتی شبیه به زندان که در آن سیصد مهاجم بااستعداد از دبیرستانهای سراسر ژاپن گرد هم آورده شده و وادار میشوند با یکدیگر رقابت کنند.
تنها فردی که در بلو لاک باقی بماند، حق تبدیل شدن به مهاجم اصلی تیم ملی ژاپن را به دست میآورد و کسانی که شکست بخورند، برای همیشه از حضور در تیم ملی محروم خواهند شد.
یکی از انتخابشدگان این پروژهی پرخطر، یوئیچی ایسیگی است؛ مهاجمی که نتوانست تیم دبیرستانش را به مسابقات کشوری برساند. او در لحظهای سرنوشتساز، بهجای اینکه خودش گل بزند، توپ را به همتیمیاش پاس داد؛ پاسي که به گل تبدیل نشد. همین اتفاق باعث میشود او مدام از خود بپرسد که اگر خودخواهتر بود، آیا نتیجه تغییر میکرد یا نه.
اکنون، با استفاده از این فرصت طلایی که پروژهی بلو لاک در اختیارش گذاشته، یوئیچی تصمیم میگیرد به تردیدهایش پاسخ دهد و به دنبال بزرگترین آرزویش برود: تبدیل شدن به بهترین مهاجم جهان و رساندن ژاپن به افتخار قهرمانی جام جهانی.
پس از بررسی وضعیت فعلی فوتبال ژاپن، فدراسیون فوتبال این کشور تصمیم میگیرد برای تحقق رؤیای قهرمانی در جام جهانی، مربی مرموز و عجیبوغریب جینپاچی اِگو را استخدام کند. اِگو معتقد است فوتبال ژاپن همواره فاقد یک مهاجم خودمحور و تشنهی گل بوده است. به همین دلیل، او پروژهای به نام بلو لاک (Blue Lock) را راهاندازی میکند؛ تأسیساتی شبیه به زندان که در آن سیصد مهاجم بااستعداد از دبیرستانهای سراسر ژاپن گرد هم آورده شده و وادار میشوند با یکدیگر رقابت کنند.
تنها فردی که در بلو لاک باقی بماند، حق تبدیل شدن به مهاجم اصلی تیم ملی ژاپن را به دست میآورد و کسانی که شکست بخورند، برای همیشه از حضور در تیم ملی محروم خواهند شد.
یکی از انتخابشدگان این پروژهی پرخطر، یوئیچی ایسیگی است؛ مهاجمی که نتوانست تیم دبیرستانش را به مسابقات کشوری برساند. او در لحظهای سرنوشتساز، بهجای اینکه خودش گل بزند، توپ را به همتیمیاش پاس داد؛ پاسي که به گل تبدیل نشد. همین اتفاق باعث میشود او مدام از خود بپرسد که اگر خودخواهتر بود، آیا نتیجه تغییر میکرد یا نه.
اکنون، با استفاده از این فرصت طلایی که پروژهی بلو لاک در اختیارش گذاشته، یوئیچی تصمیم میگیرد به تردیدهایش پاسخ دهد و به دنبال بزرگترین آرزویش برود: تبدیل شدن به بهترین مهاجم جهان و رساندن ژاپن به افتخار قهرمانی جام جهانی.
Gokurakugai
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
«ماگا»—موجوداتی خطرناک و قدرتمند که از اجساد انسانها و حیوانات دوباره زنده میشوند—پشت ناپدید شدنهای مرموزی هستند که هر روز رخ میدهد. در منطقهٔ شلوغ «گوکوراکو»، جایی که انسانها و «جانورمردان» طبقهٔ پایین (موجوداتی با ویژگیهای انسانی و حیوانی) در کنار هم زندگی میکنند، اوضاع تفاوتی ندارد؛ بلکه بهطرزی عجیب رو به وخامت هم هست.
در این منطقه، دفتری مرموز قرار دارد که محل فعالیت «آژانس رفع مشکلات گوکوراکوگای» است. تائو، رهبر خونسرد، و آلما، جوانی با شهود قوی—تنها دو عضو این آژانس—هر کاری را میپذیرند؛ از رسیدگی به پروندههای خصوصی گرفته تا یافتن افراد گمشده… البته اگر مشتری توان پرداختش را داشته باشد.
اما این دو رازی در سینه دارند: هدف اصلیشان تحقیق دربارهٔ پروندههای هولناکی است که ماگاها ایجاد کردهاند و نابود کردن تکتک آنها.
Naruto Gaiden: The Seventh Hokage and the Scarlet Spring
داستان ناروتو گایدن حدود چند سال بعد از پایان جنگ چهارم نینجا اتفاق میافتد؛ زمانی که اوزوماکی ناروتو هوکاگه هفتم دهکده برگ شده و نسل جدید نینجاها وارد میدان شدهاند.تمرکز اصلی داستان روی سارادا دختر ساسکه و ساکوراست. سارادا که از کودکی پدرش را ندیده کمکم نسبت به حقیقت خانوادهاش شک میکند؛ مخصوصاً وقتی متوجه شباهت عجیب خودش با فردی دیگر میشود. همین موضوع باعث میشود سفری را آغاز کند تا حقیقت را درباره پدرش، مادرش و هویت واقعی خودش بفهمد.در همین بین، تهدیدی جدید با قدرت شارینگان ظاهر میشود و دوباره سارادا و ناروتو مجبور میشوند وارد نبرد شوند...
داستان ناروتو گایدن حدود چند سال بعد از پایان جنگ چهارم نینجا اتفاق میافتد؛ زمانی که اوزوماکی ناروتو هوکاگه هفتم دهکده برگ شده و نسل جدید نینجاها وارد میدان شدهاند.تمرکز اصلی داستان روی سارادا دختر ساسکه و ساکوراست. سارادا که از کودکی پدرش را ندیده کمکم نسبت به حقیقت خانوادهاش شک میکند؛ مخصوصاً وقتی متوجه شباهت عجیب خودش با فردی دیگر میشود. همین موضوع باعث میشود سفری را آغاز کند تا حقیقت را درباره پدرش، مادرش و هویت واقعی خودش بفهمد.در همین بین، تهدیدی جدید با قدرت شارینگان ظاهر میشود و دوباره سارادا و ناروتو مجبور میشوند وارد نبرد شوند...
Naruto Shinden: Parent and Child Day
این ناول، روایتی متفاوت از دنیای ناروتو را به تصویر میکشد؛ جایی که پس از پایان جنگ ها و برقراری صلح، تمرکز داستان از میدانهای نبرد به روابط خانوادگی و زندگی روزمره شینوبیها منتقل میشود. دهکده کونوها روزی ویژه با عنوان «روز والدین و کودک» تعیین میکند تا والدین زمانی را در کنار فرزندان خود سپری کنند. در این میان، ناروتو با وجود مسئولیتهای سنگین هوکاگه بودن تلاش میکند پدری بهتر برای هیماواری باشد و ساسکه نیز در تلاش است فاصلهای را که سال ها میان او و دخترش شکل گرفته، از بین ببرد...
این ناول، روایتی متفاوت از دنیای ناروتو را به تصویر میکشد؛ جایی که پس از پایان جنگ ها و برقراری صلح، تمرکز داستان از میدانهای نبرد به روابط خانوادگی و زندگی روزمره شینوبیها منتقل میشود. دهکده کونوها روزی ویژه با عنوان «روز والدین و کودک» تعیین میکند تا والدین زمانی را در کنار فرزندان خود سپری کنند. در این میان، ناروتو با وجود مسئولیتهای سنگین هوکاگه بودن تلاش میکند پدری بهتر برای هیماواری باشد و ساسکه نیز در تلاش است فاصلهای را که سال ها میان او و دخترش شکل گرفته، از بین ببرد...
هر بار که ناروتو اوزوماکی اعلام میکند روزی هوکاگه خواهد شد ــ عنوانی که به بهترین نینجای دهکده پنهان در میان برگها داده میشود ــ هیچکس او را جدی نمیگیرد. ناروتو از بدو تولد از سوی اهالی دهکده طرد و مسخره شده است؛ اما این نفرت به خاطر پرحرفی، شیطنت یا ناتوانیاش در هنرهای نینجایی نیست، بلکه به این دلیل است که درون او هیولایی مهر و موم شده است.
پیش از تولد ناروتو، روباه نهدمِ قدرتمند و مرگبار به دهکده حمله کرد. برای متوقف کردن این فاجعه، هوکاگه چهارم جان خود را فدا کرد و آن هیولا را در بدن ناروتوی تازهمتولدشده مهر و موم کرد.
وقتی ناروتو به تیم ۷ ملحق میشود ــ همراه با همتیمیهای جدیدش، ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو، زیر نظر نینجای باتجربهای به نام کاکاشی هاتاکه ــ برای نخستین بار در زندگیاش مجبور میشود با دیگران همکاری کند. ناروتو با پشت سر گذاشتن تمرینهای سخت و انجام مأموریتهای دشوار، باید یاد بگیرد کار تیمی یعنی چه و مسیر خودش را برای تبدیل شدن به نینجایی تمامعیار که مورد قبول دهکدهاش باشد، بسازد.
هر بار که ناروتو اوزوماکی اعلام میکند روزی هوکاگه خواهد شد ــ عنوانی که به بهترین نینجای دهکده پنهان در میان برگها داده میشود ــ هیچکس او را جدی نمیگیرد. ناروتو از بدو تولد از سوی اهالی دهکده طرد و مسخره شده است؛ اما این نفرت به خاطر پرحرفی، شیطنت یا ناتوانیاش در هنرهای نینجایی نیست، بلکه به این دلیل است که درون او هیولایی مهر و موم شده است.
پیش از تولد ناروتو، روباه نهدمِ قدرتمند و مرگبار به دهکده حمله کرد. برای متوقف کردن این فاجعه، هوکاگه چهارم جان خود را فدا کرد و آن هیولا را در بدن ناروتوی تازهمتولدشده مهر و موم کرد.
وقتی ناروتو به تیم ۷ ملحق میشود ــ همراه با همتیمیهای جدیدش، ساسکه اوچیها و ساکورا هارونو، زیر نظر نینجای باتجربهای به نام کاکاشی هاتاکه ــ برای نخستین بار در زندگیاش مجبور میشود با دیگران همکاری کند. ناروتو با پشت سر گذاشتن تمرینهای سخت و انجام مأموریتهای دشوار، باید یاد بگیرد کار تیمی یعنی چه و مسیر خودش را برای تبدیل شدن به نینجایی تمامعیار که مورد قبول دهکدهاش باشد، بسازد.
Chronicles of the Demon faction
استاد قاتل حاجین چئون که از یوغ اتحاد عدالت الهی خسته شده است، تلاش می کند تا فرار کند، اما با رزمی کاران از همه وفاداری ها، اعم از ارتدکس و منحرف مواجه می شود. تسلیم زخم های مبارزه وحشیانه اش برای آزادی، او در بدن ریانگ سئو، شاهزاده فرقه شیطانی بدنام بهشتی که از اختلالی رنج می برد که او را از استفاده از چی منع می کند، بیدار می شود. هاجین برای زنده ماندن در زندگی جدید خود باید با خطرات و دشمنان زیادی که در کمین فرقه وجود دارد مبارزه کند
استاد قاتل حاجین چئون که از یوغ اتحاد عدالت الهی خسته شده است، تلاش می کند تا فرار کند، اما با رزمی کاران از همه وفاداری ها، اعم از ارتدکس و منحرف مواجه می شود. تسلیم زخم های مبارزه وحشیانه اش برای آزادی، او در بدن ریانگ سئو، شاهزاده فرقه شیطانی بدنام بهشتی که از اختلالی رنج می برد که او را از استفاده از چی منع می کند، بیدار می شود. هاجین برای زنده ماندن در زندگی جدید خود باید با خطرات و دشمنان زیادی که در کمین فرقه وجود دارد مبارزه کند
Koe no Katachi
شویا ایشیدا، دانشآموزی شیطان و بازیگوش در دوران دبستان، با ورود شوکو نیشیمیا، دانشآموز انتقالی ناشنوا، دچار آشفتگی میشود. شوکو با وجود تلاشهای صادقانهاش برای دوست شدن با همکلاسیهای جدیدش، در نگاه شویا و دوستانش فقط فردی مزاحم به نظر میرسد و همین باعث میشود آنها در هر فرصتی او را مسخره کنند.
خیلی زود، این تمسخرها به آزار و اذیتهای مداوم تبدیل میشود؛ اما معلمها بیرحمانه نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند. کارهای نادرست شویا سرانجام زمانی متوقف میشود که شوکو به مدرسهای دیگر منتقل میشود. با این حال، تمام کلاس با انکار نقش خود، همه تقصیرها را گردن شویا میاندازد.
شویا که حالا خودش قربانی زورگویی شده، کمکم به فردی آرام، منزوی و گوشهگیر تبدیل میشود و سالها با تحقیر و بیاعتنایی دیگران زندگی میکند. اکنون، در دوران دبیرستان، شویا پس از پنج سال دوباره با شوکو روبهرو میشود. او که هنوز از کارهای گذشتهاش رنج میبرد، مصمم است اشتباهاتش را جبران کند و با زخمهای روحی خود روبهرو شود؛ حتی اگر در این مسیر با موانعی سخت و طاقتفرسا مواجه شود.
شویا ایشیدا، دانشآموزی شیطان و بازیگوش در دوران دبستان، با ورود شوکو نیشیمیا، دانشآموز انتقالی ناشنوا، دچار آشفتگی میشود. شوکو با وجود تلاشهای صادقانهاش برای دوست شدن با همکلاسیهای جدیدش، در نگاه شویا و دوستانش فقط فردی مزاحم به نظر میرسد و همین باعث میشود آنها در هر فرصتی او را مسخره کنند.
خیلی زود، این تمسخرها به آزار و اذیتهای مداوم تبدیل میشود؛ اما معلمها بیرحمانه نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند. کارهای نادرست شویا سرانجام زمانی متوقف میشود که شوکو به مدرسهای دیگر منتقل میشود. با این حال، تمام کلاس با انکار نقش خود، همه تقصیرها را گردن شویا میاندازد.
شویا که حالا خودش قربانی زورگویی شده، کمکم به فردی آرام، منزوی و گوشهگیر تبدیل میشود و سالها با تحقیر و بیاعتنایی دیگران زندگی میکند. اکنون، در دوران دبیرستان، شویا پس از پنج سال دوباره با شوکو روبهرو میشود. او که هنوز از کارهای گذشتهاش رنج میبرد، مصمم است اشتباهاتش را جبران کند و با زخمهای روحی خود روبهرو شود؛ حتی اگر در این مسیر با موانعی سخت و طاقتفرسا مواجه شود.