محبوبترین آثار Ooima Yoshitoki
Koe no Katachi
Koe no Katachi
Fumetsu no Anata e
Ooima Yoshitoki (3 اثر)
Koe no Katachi
شویا ایشیدا، دانشآموزی شیطان و بازیگوش در دوران دبستان، با ورود شوکو نیشیمیا، دانشآموز انتقالی ناشنوا، دچار آشفتگی میشود. شوکو با وجود تلاشهای صادقانهاش برای دوست شدن با همکلاسیهای جدیدش، در نگاه شویا و دوستانش فقط فردی مزاحم به نظر میرسد و همین باعث میشود آنها در هر فرصتی او را مسخره کنند.
خیلی زود، این تمسخرها به آزار و اذیتهای مداوم تبدیل میشود؛ اما معلمها بیرحمانه نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند. کارهای نادرست شویا سرانجام زمانی متوقف میشود که شوکو به مدرسهای دیگر منتقل میشود. با این حال، تمام کلاس با انکار نقش خود، همه تقصیرها را گردن شویا میاندازد.
شویا که حالا خودش قربانی زورگویی شده، کمکم به فردی آرام، منزوی و گوشهگیر تبدیل میشود و سالها با تحقیر و بیاعتنایی دیگران زندگی میکند. اکنون، در دوران دبیرستان، شویا پس از پنج سال دوباره با شوکو روبهرو میشود. او که هنوز از کارهای گذشتهاش رنج میبرد، مصمم است اشتباهاتش را جبران کند و با زخمهای روحی خود روبهرو شود؛ حتی اگر در این مسیر با موانعی سخت و طاقتفرسا مواجه شود.
شویا ایشیدا، دانشآموزی شیطان و بازیگوش در دوران دبستان، با ورود شوکو نیشیمیا، دانشآموز انتقالی ناشنوا، دچار آشفتگی میشود. شوکو با وجود تلاشهای صادقانهاش برای دوست شدن با همکلاسیهای جدیدش، در نگاه شویا و دوستانش فقط فردی مزاحم به نظر میرسد و همین باعث میشود آنها در هر فرصتی او را مسخره کنند.
خیلی زود، این تمسخرها به آزار و اذیتهای مداوم تبدیل میشود؛ اما معلمها بیرحمانه نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند. کارهای نادرست شویا سرانجام زمانی متوقف میشود که شوکو به مدرسهای دیگر منتقل میشود. با این حال، تمام کلاس با انکار نقش خود، همه تقصیرها را گردن شویا میاندازد.
شویا که حالا خودش قربانی زورگویی شده، کمکم به فردی آرام، منزوی و گوشهگیر تبدیل میشود و سالها با تحقیر و بیاعتنایی دیگران زندگی میکند. اکنون، در دوران دبیرستان، شویا پس از پنج سال دوباره با شوکو روبهرو میشود. او که هنوز از کارهای گذشتهاش رنج میبرد، مصمم است اشتباهاتش را جبران کند و با زخمهای روحی خود روبهرو شود؛ حتی اگر در این مسیر با موانعی سخت و طاقتفرسا مواجه شود.
Koe no Katachi
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
شویای ایشیدا، دانشآموز دبستانی، وقتی شوکو نیشیمیا، دختری آرام و کمشنوا، به کلاسشان منتقل میشود، حس بدی نسبت به او پیدا میکند. بعد از ورود شوکو، شویا و دوستانش شروع به آزار و اذیت او میکنند و او را به هدفی بیدفاع برای تمسخر و خشونت تبدیل میکنند. این زورگوییهای مداوم مدرسه را برای شوکو به جهنمی واقعی بدل میکند؛ جایی که حتی معلمها هم نسبت به این وضعیت بیتفاوت میمانند.
Koe no Katachi داستانی تلخ و تأثیرگذار از قربانی شدن شوکو در برابر زورگویی روایت میکند؛ اما در کنار آن، قصهای درباره امید، پشیمانی و رستگاری نیز هست.
Fumetsu no Anata e
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.
موجودی اسرارآمیز و جاودانه، بدون احساس و هویت، به زمین فرستاده میشود. با این حال، او توانایی گرفتن شکل موجوداتی را دارد که نیروی محرکهی قویای در درونشان هست.
در ابتدا، او به شکل یک کره است. سپس خود را به شکل سنگ درمیآورد. با پایین آمدن دما و بارش برف بر روی خزهها، خزهها را به خود میگیرد. وقتی گرگی زخمی و تنها با لنگلنگان از کنار میگذرد و روی زمین میافتد تا بمیرد، شکل آن حیوان را به خود میگیرد. در نهایت، او به خودآگاهی میرسد و شروع به عبور از سرزمین یخزده و خالی میکند تا اینکه با پسری برخورد میکند.
آن پسر در شهری متروکه زندگی میکند، شهری که بزرگترها سالها پیش آن را ترک کردند و بهدنبال بهشتی رفتند که گفته میشد فراتر از دریایی بیپایان از دشتهای سفید برف وجود دارد. اما تلاشهای آنها بینتیجه ماند و اکنون پسر در وضعیت بحرانی بهسر میبرد.
وقتی او شکل پسر را به خود میگیرد، سفری بیپایان را آغاز میکند تا به دنبال تجربهها، مکانها و آدمهای جدید بگردد.