تلگرام
✈ به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی Tokyo Revengers؛ داستانی از رفاقت، خیانت و تغییر سرنوشت

Tokyo Revengers؛ داستانی از رفاقت، خیانت و تغییر سرنوشت

مقدمه

همه آدم‌ها وقتی به گذشته فکر می‌کنند، خاطراتی را به یاد می‌آورند که دوست دارند فراموششان کنند. اشتباه‌هایی که دیگر نمی‌شود اصلاحشان کرد. آدم‌هایی که از دست رفته‌اند و تصمیم‌هایی که اگر فقط یک بار فرصت دوباره داشتیم، شاید همه‌چیز را جور دیگری رقم می‌زدیم. اما برای تاکمیچی هاناگاکی در Tokyo Revengers، گذشته فقط یک خاطره نیست.


دوازده سال از دوران دبیرستانش گذشته و زندگی آن‌طور که تصور می‌کرد پیش نرفته است. یک آپارتمان کوچک، کاری معمولی و روزهایی که بیشتر از آنکه شبیه زندگی باشند، شبیه تکرار یک شکست قدیمی‌اند. تا اینکه یک روز، خبری همه‌چیز را به هم می‌ریزد. هیناتا تاچیبانا، تنها دختری که زمانی دوستش داشت، در حادثه‌ای که توسط یک گنگ و خلافکاران خیابانی به نام Tokyo Manji Gang رخ داد، کشته شده‌است.

انیمه توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی در حال سقوط روی ریل قطار در ایستگاه شلوغ، با پیراهن قرمز و کوله‌پشتی، قطار سبز در حال حرکت و مسافران در سکو
لحظه پرتاب شدن تاکیمیچی جلوی مترو در Tokyo Revengers


تاکمیچی حتی فرصت نمی‌کند با این حقیقت کنار بیاید. بهت زده در کنار مترو ایستاده است که ناگهان شخص ناشناسی او را روی ریل ها هول می‌دهد و کمی قبل از برخورد او با مترو، شخص دیگری دستش را می‌گرد و حادثه‌ای عجیب او را دوازده سال به گذشته پرتاب می‌کند. درست به همان دوره‌ای که هنوز هیناتا زنده است و آدم‌هایی که بعدها تبدیل به نام‌هایی ترسناک در دنیای خلافکاران می‌شوند، فقط چند نوجوان دبیرستانی هستند.
اینجاست که Tokyo Revengers سؤال اصلی خودش را مطرح می‌کند:


اگر بتوانی به گذشته برگردی، واقعاً تا کجا حاضر می‌شوی برای تغییر آینده بجنگی؟
چون تاکمیچی قرار نیست فقط هیناتا را نجات دهد. او خیلی زود متوجه می‌شود برای تغییر یک آینده‌ی خراب، باید آدم‌هایی را نجات دهد که هنوز نمی‌دانند قرار است چه بلایی سر زندگی‌شان بیاید.


فصل اول: سیستم بازگشت به گذشته در Tokyo Revengers

انیمه توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی ایستاده در کنار نائوتو تاچیبانا نشسته روی تاب در پارک شبانه، زیر نور چراغ خیابان و ساختمان‌های روشن در پس‌زمینه
تامیکیچی و ناوتو – Tokyo Revengers

تاکمیچی که با برگشتش به گذشته کنار آمده‌بود و به دیدار هینا، دختر موردعلاقه‌اش رفته‌بود ، با برادر کوچکتر هینا یعنی ناوتو ، که پسربچه‌ مدرسه‌ای کوچکی بود نیز دیدار کرد. به او گفت که من از آینده اومدم و مواظب خواهر بزرگترش باشد، خیال کرد که چون او بچه است این حرف را شوخی کوچیک و بی‌مزه ای می‌بیند و زود فراموش می‌کند. با او دست داد تا خدافظی کند، و در همین لحظه دوباره به ۱۲ سال بعد، یعنی زمان حال بازگشت.


چشمانش را روی تخت باز کرد و متوجه شد که در اداره پلیس به هوش‌آمده و مامور پلیسی جوان آنجا حضور دارد، برادر دوست دختر سابق‌اش که در زمان حال از دنیا‌رفته، ناوتو. ناوتو به او توضیح می‌دهد که هنگامی که مترو‌ میخواست با او اصابت کند ، دستش را‌گرفته و تاکمیچی را نجات‌داده.

انیمه توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی با پیراهن قرمز و شلوارک در حال سقوط روی ریل قطار، در حالی که نائوتو تاچیبانا با کت و شلوار دست او را گرفته و از سقوط نجاتش می‌دهد، لحظه سفر در زمان
لحظه‌ای که ناوتو دست تاکیمیچی را گرفت – Tokyo Revengers


ناوتو اضافه کرد که وقتی بی‌هوش بودی می‌دونستم که الان در گذشته به سر می‌بری! ۱۲ سال پیش، روزی که بهم گفتی از آینده اومدی باورت کردم و کل عمرم رو صرف تحقیق راجب این موضوع کردم. خواهرم الان مرده وتو اون روز بهم گفتی مواظبش باشم چون از این اتفاق خبر داشتی، چون واقعا از آینده اومده بودی. شغل پلیس‌بودن رو انتخاب کردم تا دستم برای تحقیقات پرونده کشته‌شدن خواهرم باز باشد. بعد از کلی تحقیق به این نتیجه رسیدم. تاکمیچی تو انتخاب شدی که خواهرم، معشوقه خودت رو، هینا رو نجات بدی.


و البته نه فقط تو، ما. کلید سفر به‌گذشته تو فقط یک‌ چیزه، دست‌دادن با روی دیگر سکه یعنی من. در ایستگاه مترو وقتی نجاتت دادم دستت رو گرفتم برا همین به گذشته برگشتی، و در اونجا لابد با نسخه بچگی من دست دادی که دوباره تونستی به زمان حال برگردی. تو ناجی هستی، و من کلید. تاکمیچی ؛ باید هینا رو نجات بدیم.

انیمه توکیو ریونجرز - نائوتو تاچیبانا با پیراهن آبی در کنار تاکمیچی هانگاکی با پیراهن سفید در اتاق کارآگاهی، مقابل تخته‌ای پر از عکس‌های تحقیقاتی و پرونده‌های توکیو مانجی، قفسه‌های کتاب در پس‌زمینه
تاکیمیچی و ناوتو در اداره پلیس – Tokyo Revengers

سفر در زمان تاکمیچی برخلاف بسیاری از داستان‌های مشابه، یک توانایی آزاد و بدون محدودیت نیست. او نمی‌تواند هر زمان که بخواهد به هر تاریخی برود و گذشته را بارها از نو امتحان کند. سازوکار سفر او به رابطه‌ای مشخص با ناوتو تاچیبانا، برادر کوچک‌تر هینا وابسته است و همین قانون ساده، بخش بزرگی از تعلیق داستان را می‌سازد.


این دست دادن فقط یک صحنه نمادین نیست؛ در سیستم سفر در زمان Tokyo Revengers، ارتباط تاکمیچی و ناوتو به نوعی تبدیل به کلید رفت‌وبرگشت میان گذشته و آینده می‌شود.
تاکمیچی در گذشته قرار می‌گیرد، اما قرار نیست برای همیشه همان‌جا بماند. مقصد او همیشه یک نقطه مشخص در گذشته است: دوازده سال قبل از زمان فعلی. بنابراین اگر در زمان حال سال خاصی باشد، تاکمیچی دقیقا به همان روز در دوازده سال پیش بازمی‌گردد. نه ده سال، نه پنج سال و نه هر تاریخی که خودش انتخاب کند.

انیمه توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی با پیراهن سفید و دست بانداژ شده، دستش را به سمت نائوتو تاچیبانا با پیراهن آبی دراز کرده و هیناتا تاچیبانا نیز در راهروی خانه حضور دارد
تاکیمیچی هنگان دست دادن با ناوتو، در کنار هینا- Tokyo Revengers


همین محدودیت باعث می‌شود سفرهای تاکمیچی شکل متفاوتی پیدا کنند. او باید در همان بازه زمانی که به آن فرستاده شده، اتفاق‌هایی را که آینده را می‌سازند پیدا کند و روی آن‌ها تأثیر بگذارد.
وقتی ارتباط میان او و ناوتو دوباره برقرار شود، تاکمیچی به آینده بازمی‌گردد و نتیجه‌ی تغییراتش را می‌بیند.
اما اینجا یک نکته بسیار مهم وجود دارد که اگر از همان ابتدا آن را ندانیم، بخش زیادی از داستان Tokyo Revengers اشتباه فهمیده می‌شود:

گذشته دکمه Undo ندارد


تاکمیچی نمی‌تواند هر بار که کسی می‌میرد، چند دقیقه یا چند ساعت به عقب برگردد و از وقوع آن جلوگیری کند.
اگر اتفاقی در گذشته رخ دهد، برای آن خط زمانی ، واقعی است.
اگر کسی در گذشته جانش را از دست بدهد، تاکمیچی نمی‌تواند صرفاً با یک سفر زمانی دیگر او را برگرداند؛ باید از قبل شرایطی را که به آن اتفاق منجر می‌شود تغییر داده باشد. در واقع اتفاقات زمان حال را با بازگشت به گذشته می‌توان حل کرد، اما اتفاقات خود زمان گذشته دیگر تغییرناپذیرند و قطعا تاثیر خود را در آینده نشان خواهند داد.

انیمه توکیو ریونجرز - اعضای گروه توکیو مانجی شامل تاکمیچی هانگاکی، دراکن (کن ریوگوجی)، مایکی (مانجیرو سانو)، تاکاشی میتسویا، هاکای شیبا و چیفویو ماتسونو با یونیفرم‌های سفید و مشکی در حال خندیدن و شوخی در انبار، صحنه شاد و گروهی
تاکیمیچی به همراه اعضای اصلی توکیو مانجی گنگ(تومان) – Tokyo Revengers


این مسئله، سفر در زمان را از یک قدرت جادویی به یک مسئولیت سنگین تبدیل می‌کند. تاکمیچی وقتی وارد گذشته می‌شود، فقط فرصت تغییر دادن تاریخ را ندارد؛ در واقع با یک فرصت محدود روبه‌روست که باید از آن درست و بی‌نقص استفاده کند.
این قانون، اهمیت تصمیم‌های تاکمیچی را چند برابر می‌کند.
او نمی‌تواند روی بی‌نهایت تلاش حساب کند؛ هر بار که به گذشته می‌رود، باید با اطلاعاتی که از آینده دارد بهترین تصمیم ممکن را بگیرد.

• تغییر گذشته، آینده را هم عوض می‌کند

انیمه توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی با پیراهن سفید و دستبند، صورت زخمی و چشمان گریان در راهروی تاریک، در حالی که دو مرد با کت و شلوار در کنارش ایستاده‌اند
تاکیمیچی در اینده‌ای که انتظارش را نداشت – Tokyo Revengers


نکته جذاب‌تر اینجاست که تغییر گذشته فقط یک اتفاق را از تاریخ حذف نمی‌کند؛ می‌تواند کل آینده را تغییر دهد.
تاکمیچی ممکن است به گذشته برگردد تا یک نفر را نجات دهد و وقتی به زمان حال بازمی‌گردد، متوجه شود زندگی آدم‌های دیگری هم تغییر کرده است. بعضی‌ها نجات پیدا کرده‌اند، بعضی‌ها دیگر در همان جای قبلی نیستند و حتی ممکن است مشکلی که تاکمیچی برای حل آن سفر کرده بود، به شکل دیگری ظاهر شده باشد.
به همین دلیل، هر بار که تاکمیچی به آینده برمی‌گردد، در واقع دارد نتیجه‌ی انتخاب‌های خودش را بررسی می‌کند.
او گذشته را تغییر می‌دهد، به حال برمی‌گردد و می‌بیند:


آیا این بار هینا زنده است؟
اگر جواب نه باشد، یعنی هنوز چیزی در گذشته اشتباه است.
اگر جواب بله باشد، باز هم ممکن است مشکل دیگری وجود داشته باشد.

انیمه توکیو ریونجرز - هیناتا تاچیبانا در دو دوره مختلف، سمت چپ با موهای کوتاه صورتی و لباس نارنجی در حال خندیدن در خیابان شهر، سمت راست با موهای بلند، پیراهن سفید خونی و زخمی در محیط تاریک و آتش‌گرفته
هیناتا در آینده و گذشته – Tokyo Revengers


و همین چرخه است که Tokyo Revengers را از یک داستان ساده درباره سفر در زمان جدا می‌کند. تاکمیچی قرار نیست یک بار به گذشته برگردد و همه‌چیز را درست کند؛ او باید بارها بفهمد کدام نقطه از تاریخ نیاز به تغییر دارد و چرا تغییر یک اتفاق، گاهی اتفاق دیگری را به وجود می‌آورد.
در واقع، هر سفر برای تاکمیچی یک سؤال تازه ایجاد می‌کند:
این بار چه چیزی را باید تغییر بدهم تا آینده‌ای که می‌خواهم، واقعاً ساخته شود؟


فصل دوم: تاکمیچی؛ قهرمانی که قرار نیست قوی‌ترین آدم اتاق باشد

مانگا توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی با موهای بلوند و یونیفرم مشکی گروه توکیو مانجی، در حالی که مشت خود را به نشانه پیروزی بالا برده و ارتش بزرگی از اعضای گروه در انبار پشت سرش ایستاده‌اند، صحنه حماسی و قدرتمند
ایستادگی مصمم تاکیمیچی – Tokyo Revengers

شاید یکی از متفاوت‌ترین تصمیم‌های کن واکویی این باشد که قهرمان داستانش را شبیه قهرمان‌های معمول ژانر اکشن نمی‌سازد.
تاکمیچی در شروع داستان مبارز قدرتمندی نیست. حتی اگر بخواهیم صادق باشیم، بخش زیادی از جذابیت او دقیقاً از همین ضعف می‌آید.
او می‌ترسد. گریه می‌کند. شکست می‌خورد و بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که از نظر قدرت فیزیکی هیچ شانسی برای پیروزی ندارد.
اما یک ویژگی دارد که به مرور از هر مشت و لگدی مهم‌تر می‌شود: نمی‌تواند نسبت به سرنوشت آدم‌هایی که دوستشان دارد بی‌تفاوت بماند.
هر بار که تاکمیچی به گذشته برمی‌گردد، قرار نیست همه‌چیز طبق برنامه پیش برود. نجات یک نفر ممکن است زندگی شخص دیگری را تغییر دهد و جلوگیری از یک اتفاق، گاهی فقط شکل فاجعه‌ی بعدی را عوض می‌کند.

مانگا توکیو ریونجرز - تاکمیچی هانگاکی با صورت زخمی و چشمان گریان در حال صحبت با مایکی (مانجیرو سانو) که با لبخند ایستاده، صحنه احساسی در خیابان شهر


به همین دلیل سفر در زمان در Tokyo Revengers فقط یک قدرت جذاب نیست؛ یک مسئولیت است.
تاکمیچی هر بار با آینده‌ای روبه‌رو می‌شود که نتیجه‌ی تصمیم‌های گذشته است و باید بفهمد دقیقاً کدام نقطه را باید تغییر دهد تا زنجیره‌ی اتفاقات از هم باز شود.
و همین موضوع باعث می‌شود قهرمانی او بیشتر از آنکه به قدرت مربوط باشد، به استقامت مربوط شود.


فصل سوم: توکیو مانجی گنگ؛ جایی که رفاقت از قدرت مهم‌تر است

انیمه توکیو ریونجرز - اعضای گروه توکیو مانجی شامل مایکی، دراکن، باجی، کازوتورا، چیفویو، تاکمیچی، میتسویا، هاکای شیبا، په‌یان و دیگر اعضا با یونیفرم‌های مشکی، پرچم گروه و برج توکیو در پس‌زمینه شبانه شهر
توکیو مانجی گنگ(تومان) به رهبری مایکی – Tokyo Revengers

وقتی تاکمیچی وارد دنیای Tokyo Manji Gang یا همان Toman می‌شود، با گروهی از نوجوان‌ها روبه‌رو می‌شود که در نگاه اول شاید فقط یک باند خیابانی دردسرساز به نظر برسند.
اما چیزی که داستان را جذاب می‌کند، رابطه‌ی میان اعضای این گروه است.


در مرکز Toman دو شخصیت قرار دارند که خیلی زود تبدیل به ستون‌های اصلی داستان می‌شوند: مایکی و دراکن.
مایکی، رهبر کاریزماتیک Toman، در ظاهر پسری کوچک‌اندام و حتی شوخ‌طبع است، اما وقتی پای مبارزه وسط می‌آید، اختلاف میان ظاهر و توانایی واقعی‌اش به یکی از ویژگی‌های مشهور شخصیت تبدیل می‌شود.
در طرف دیگر، دراکن قرار دارد؛ فردی آرام‌تر، منطقی‌تر و شبیه همان دوستی که وقتی همه‌چیز از کنترل خارج می‌شود، سعی می‌کند بقیه را سر جای خودشان برگرداند.


رابطه‌ی این دو نفر یکی از پایه‌های مهم Toman است. آن‌ها فقط رهبر و معاون نیستند؛ نوعی تعادل میان دو شخصیت متفاوت‌اند.
و تاکمیچی خیلی زود می‌فهمد که اگر مراقب این تعادل نباشد آینده هم بطرز فجیعی تغییر می‌کند.


فصل چهارم: اولین آزمون؛ نجات دراکن

مانگا توکیو ریونجرز - دراکن (کن ریوگوجی) با موهای بافته و تتوی اژدها روی سر، یونیفرم مشکی گروه توکیو مانجی، در نمای نیم‌رخ با نگاه جدی و نوشته "DRAKEN" در پس‌زمینه، صحنه سیاه و سفید و حماسی
دراکن؛ معاون توکیو مانچی گنگ – Tokyo Revengers

یکی از نقاطی که Tokyo Revengers واقعاً نشان می‌دهد قرار نیست صرفاً درباره‌ی سفر در زمان باشد، ماجرای دراکن است.
تاکمیچی در یکی از اولین تلاش‌های جدی خود برای تغییر آینده متوجه می‌شود دراکن قرار است کشته شود. مشکل اینجاست که نجات دادن او فقط به معنی جلوگیری از یک مرگ نیست؛ دراکن یکی از شخصیت‌هایی است که حضورش روی مسیر Toman و رابطه‌ی میان اعضای گروه تأثیر مستقیم دارد و اگر دراکن حذف شود، تومان باز درآینده به فسادی که نباید، کشیده می‌شود.


تاکمیچی که از نظر قدرت فیزیکی نمی‌تواند با بسیاری از آدم‌های این دنیا رقابت کند، مجبور می‌شود کاری کند که شاید برای یک قهرمان معمولی عجیب باشد: وسط دعوایی که می‌داند ممکن است از آن سالم بیرون نیاید، بایستد و عقب نکشد.
این همان جایی است که مایکی و دراکن متوجه می‌شوند تاکمیچی، با تمام ضعف‌هایش، چیزی دارد که بسیاری از آدم‌های قدرتمند اطرافشان ندارند.
او وقتی همه فرار می‌کنند، می‌ایستد.
و این ویژگی به مرور باعث می‌شود جایگاه تاکمیچی در میان اعضای Toman ارتقا یابد و از یک عضو ساده به رهبر یکی از ده تا تیم اصلی تومان تبدیل شود، و البته دوست صمیمی اعضای اصلی نیز باشد.


فصل پنجم: بوی خیانت؛ کیساکی

انیمه توکیو ریونجرز - تتا کیساکی در دو دوره مختلف، نسخه کوچک‌تر با عینک، کت خز سفید و گوشواره در کنار نسخه بزرگ‌تر با کت و شلوار رسمی، پیراهن سفید و کراوات در دفتر
کیساکی تتا، در اینده و گذشته – Tokyo Revengers

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های Tokyo Revengers زمانی شروع می‌شود که داستان نشان می‌دهد بزرگ‌ترین تهدید همیشه یک گروه رقیب نیست.
گاهی دشمن کسی است که کنار خودت ایستاده.
کیساكي تتا یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این موضوع و یکی از اعضای اصلی تومان بود؛ شخصیتی که از همان ابتدا نشان می‌دهد در دنیای Tokyo Revengers، قدرت فقط در مشت و مبارزه خلاصه نمی‌شود.


کیساکی باهوش، حسابگر و جاه‌طلب است و برخلاف بسیاری از شخصیت‌های دیگر، بیشتر از آنکه بخواهد با قدرت فیزیکی همه‌چیز را حل کند، آدم‌ها و موقعیت‌ها را به حرکت درمی‌آورد.


این ویژگی باعث می‌شود حضور او بیشتر شبیه یک سایه باشد؛ گاهی مستقیم نمی‌بینیم که چه اتفاقی در حال رخ دادن است، اما وقتی قطعات پازل کنار هم قرار می‌گیرند، می‌فهمیم بعضی اتفاقات اصلاً تصادفی نبوده‌اند.
همین جاست که Tokyo Revengers از یک داستان باندی ساده فاصله می‌گیرد و تبدیل به داستانی درباره‌ی زنجیره‌ی تصمیم‌ها می‌شود.
یک تصمیم کوچک در گذشته می‌تواند سال‌ها بعد یک زندگی را نابود کند.


فصل ششم: والاهالا و نبردی که رفاقت را امتحان می‌کند

انیمه توکیو ریونجرز - کازوتورا هانمیا با موهای دو رنگ مشکی و بلوند و یونیفرم سفید گروه براهمان، در حالی که دستانش را باز کرده و اعضای گروهش در حیاط پشت سر او ایستاده‌اند، صحنه قدرتمند و رهبری
کازوتورا به همراه گروه والهالا – Tokyo Revengers

اگر بخواهیم یکی از آرک‌هایی را نام ببریم که Tokyo Revengers در آن به معنای واقعی کلمه اوج می‌گیرد، باید سراغ Bloody Halloween برویم.
در این بخش، درگیری Toman با Valhalla فقط یک مبارزه میان دو گروه نیست. گذشته‌ی بعضی از مهم‌ترین شخصیت‌ها، رابطه‌های شکسته و زخم‌هایی که هنوز بسته نشده‌اند، همه در یک نقطه به هم می‌رسند.


باجی کیسوکه، یکی از اعضای مهم Toman، در مرکز این ماجرا قرار می‌گیرد و رابطه‌ی او با مایکی و کازوتورا نشان می‌دهد که گاهی یک تصمیم از گذشته می‌تواند سال‌ها بعد، هنوز مثل زخمی باز باقی مانده باشد.
داستان در این مرحله مدام مخاطب را بین دو سؤال نگه می‌دارد:
آیا تاکمیچی می‌تواند آینده را تغییر دهد؟
و اگر موفق شود، آیا آینده‌ی جدید واقعاً بهتر خواهد بود؟
این دقیقاً همان چیزی است که Tokyo Revengers را جذاب می‌کند. چون سفر در زمان قرار نیست مشکل‌ها را پاک کند؛ فقط فرصت دوباره‌ای برای حل آن‌ها می‌دهد.


فصل هفتم: از رفاقت تا فروپاشی؛ مایکی‌ای که دیگر شبیه گذشته نیست

مانگا توکیو ریونجرز - مایکی (مانجیرو سانو) با موهای بلوند، پیراهن سفید و شنل مشکی گروه توکیو مانجی، نشسته روی تلی از بدن اعضای شکست‌خورده دشمن در حالی که نامش با فونت درشت در پس‌زمینه نوشته شده، صحنه حماسی و قدرتمند
مایکی، رهبر تومان- Tokyo Revengers

شاید یکی از دردناک‌ترین بخش‌های داستان، تغییر تدریجی مایکی باشد.
مایکی در گذشته شخصیتی کاریزماتیک و قدرتمند است که اعضای Toman به او اعتماد دارند. او گروه حودشو یک گنگ خوب معرفی کرده بود و می‌خواست با قلبه و حذف کردن باقی گنگ ها خلافکارهای بد ذات رو خانه‌نشین کند و آرامش را به توکیو بازگزداند. اما هرچه تاکمیچی آینده‌های مختلف را می‌بیند، بیشتر متوجه می‌شود که نجات جان یک نفر لزوماً به معنی نجات کامل آینده او نیست.


در بعضی آینده‌ها، مایکی به شخصیتی تبدیل می‌شود که حتی نزدیک‌ترین دوستانش هم دیگر نمی‌توانند او را بشناسند.
اینجاست که Tokyo Revengers از داستان «نجات هیناتا» فراتر می‌رود.
تاکمیچی دیگر فقط دنبال نجات دختری که دوستش دارد نیست؛ او می‌خواهد آدم‌هایی را نجات دهد که زمانی برایش تبدیل به خانواده شده‌اند.
و این تغییر، یکی از مهم‌ترین بخش‌های رشد شخصیت اوست.

انیمه توکیو ریونجرز - مایکی (مانجیرو سانو) با موهای تیره کوتاه، تتوی گردن، پیراهن سفید و تاپ مشکی در میان خرابه‌های ساختمان و نور طلایی غروب، صحنه آرام و سینمایی
ورژنی از مایکی در آینده که آرمان هایش را از دست داده و طبهکار شده


در ابتدا، تاکمیچی می‌خواهد گذشته را تغییر دهد تا آینده‌ی خودش بهتر شود. اما هرچه جلوتر می‌رود، دلیل مبارزه‌اش کمتر شخصی و بیشتر انسانی می‌شود.
او دیگر نمی‌خواهد فقط خودش خوشحال باشد.
می‌خواهد آدم‌هایی که دوستشان دارد هم فرصتی برای زندگی داشته باشند.


فصل هشتم: چرا سفر در زمان در Tokyo Revengers درست جواب می‌دهد؟

انیمه توکیو ریونجرز - اعضای گروه توکیو مانجی شامل میتسویا، تاکمیچی هانگاکی، هاکای شیبا، دراکن (کن ریوگوجی)، په‌یان و دوقلوهای کاواتا (ناهویا ملقب به اسمایلی و سویا ملقب به انگری) با لباس های مختلف در حیاط مقابل معبد، روز آفتابی و آسمان آبی
اعضای تومان به مرکزیت تاکمیچی – Tokyo Revengers

سفر در زمان در بسیاری از داستان‌ها یک ابزار برای نمایش اتفاقات عجیب است؛ اما در Tokyo Revengers، این مکانیزم تبدیل به قلب داستان شده است.
هر بار که تاکمیچی به گذشته می‌رود، آینده‌ی جدیدی شکل می‌گیرد. گاهی نتیجه بهتر است، گاهی فقط مشکل دیگری جای مشکل قبلی را می‌گیرد.
به همین دلیل مخاطب همیشه مطمئن نیست که «نجات دادن» یک شخصیت واقعاً پایان خوشی به همراه خواهد داشت.
همین عدم اطمینان، تنش داستان را بالا می‌برد.
حتی اتفاقی که تصور می‌کنی بالاخره اصلاح شده، ممکن است در آینده شکل دیگری پیدا کند.
در نتیجه، Tokyo Revengers بیشتر از اینکه درباره‌ی سفر در زمان باشد، درباره‌ی پیامد تصمیم‌ها است؛ درباره‌ی اینکه اگر فقط یک انتخاب را تغییر دهیم، چه تعداد زندگی ممکن است مسیر دیگری پیدا کند.


فصل نهم: جزئیاتی که شخصیت‌ها را واقعی‌تر می‌کنند

انیمه توکیو ریونجرز - چیفویو ماتسونو با موهای بلوند و یونیفرم مشکی گروه توکیو مانجی نشسته روی پله‌ها، در حالی که باجی (کیساکی باجی) با موهای بلند مشکی و لبخند دستش را روی شانه او گذاشته، غروب زیبا در پس‌زمینه
باجی به همراه چیفیو، دوتا از شخصیت های مهم و اصلی داستان Tokyo Revengers

یکی از نقاط قوت Tokyo Revengers این است که شخصیت‌هایش فقط برای پر کردن صحنه‌های مبارزه ساخته نشده‌اند.
هرکدام گذشته، روابط و زخم‌های خودشان را دارند.
مایکی فقط رهبر Toman نیست؛ رابطه‌اش با برادرش شینیچیرو، خانواده‌اش و دوستانش بخش مهمی از شخصیتی است که بعدها می‌بینیم.
دراکن فقط معاون مایکی نیست؛ گذشته و رابطه‌اش با اعضای Toman توضیح می‌دهد چرا تا این حد برای حفظ تعادل گروه اهمیت قائل است.
باجی، کازوتورا، چیفیو، میتسویا و حتی شخصیت‌هایی مثل هینا، هرکدام به شکلی متفاوت بخشی از مفهوم «رفاقت» در داستان را نمایندگی می‌کنند.
همین جزئیات باعث می‌شود وقتی اتفاق بدی برای یکی از آن‌ها رخ می‌دهد، ما فقط یک شخصیت داستانی را از دست‌رفته نمی‌بینیم؛ احساس می‌کنیم یک رابطه، یک خاطره و بخشی از جهانی که داستان ساخته بود در حال فرو ریختن است.


فصل دهم: چیزی بیشتر از یک داستان درباره‌ی باندها

انیمه توکیو ریونجرز - ایزانا کوروکاوا با موهای سفید و لباس قرمز در کنار مایکی (مانجیرو سانو) با موهای بلوند و یونیفرم مشکی گروه توکیو مانجی، دست در دست هم در محوطه بندر و کانتینرها در غروب، صحنه احساسی
مایکی علیه برادرش ایزانا – Tokyo Revengers

اگر Tokyo Revengers فقط درباره‌ی کتک‌کاری چند باند نوجوان بود، احتمالاً خیلی زود فراموش می‌شد.
اما داستان کن واکویی از همان ابتدا موضوع بزرگ‌تری را دنبال می‌کند: آدم‌ها چطور تحت تأثیر یکدیگر قرار می‌گیرند؟
یک دوست می‌تواند تو را نجات دهد.
یک دشمن می‌تواند زندگی‌ات را نابود کند.
یک تصمیم کوچک می‌تواند آینده‌ای کاملاً متفاوت بسازد.
و گاهی یک نفر که خودش را ضعیف‌ترین آدم جمع می‌داند، تبدیل به کسی می‌شود که همه برای ادامه دادن به او نگاه می‌کنند.
به همین دلیل، حتی وقتی داستان وارد درگیری‌های بزرگ‌تر می‌شود، هسته‌ی اصلی آن همچنان همان رفاقت‌هاست.
Tokyo Revengers در نهایت بیشتر از آنکه درباره‌ی پیروزی یک باند بر باند دیگر باشد، درباره‌ی این است که برای نجات آدم‌هایی که دوستشان داریم، تا کجا حاضر به مبارزه‌ایم؟

جمع بندی

Tokyo Revengers داستان پسری است که از یک زندگی شکست‌خورده شروع می‌کند و به گذشته برمی‌گردد تا چیزی را تغییر دهد که در ابتدا تصور می‌کند غیرقابل تغییر است.
اما هرچه جلوتر می‌رود، می‌فهمد تغییر سرنوشت به این سادگی نیست.
هر نجات، هزینه‌ای دارد.
هر تصمیم، نتیجه‌ای دارد.


و هر بار که فکر می‌کنی بالاخره آینده را درست کرده‌ای، ممکن است یک اتفاق تازه نشان دهد که هنوز چیزی برای از دست دادن وجود دارد.
شاید جذاب‌ترین بخش داستان همین باشد که تاکمیچی قهرمان شکست‌ناپذیر نیست. او بارها می‌ترسد، بارها شکست می‌خورد و حتی گاهی تنها چیزی که برای ادامه دادن دارد، این است که حاضر نیست آدمی را که دوست دارد رها کند.
و همین ویژگی، او را به قهرمانی متفاوت تبدیل می‌کند.
Tokyo Revengers در ظاهر درباره‌ی سفر در زمان، باندهای خیابانی و درگیری میان نوجوانان است؛ اما در قلب خودش داستانی درباره‌ی رفاقت، فقدان، خیانت، پشیمانی و فرصت دوباره است.


داستانی که مدام از تو می‌پرسد:
اگر فقط یک بار فرصت داشتی به گذشته برگردی، واقعاً چه چیزی را تغییر می‌دادی؟
و مهم‌تر از آن…
اگر می‌دانستی تغییر یک اتفاق ممکن است سرنوشت ده‌ها نفر را عوض کند، باز هم حاضر بودی دست به کار شوی؟
شاید جواب همین سؤال است که Tokyo Revengers را از یک داستان معمولی درباره‌ی سفر در زمان جدا می‌کند؛ چون در این دنیا، برگشتن به گذشته پایان مشکل نیست.
شروع واقعی مبارزه است.

نوشته شده توسط: amiryuta41148

دیدگاه و بحث‌ها

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه

    هنوز دیدگاهی منتشر نشده. اولین دیدگاه را شما بنویسید!