تلگرام
به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی Assassination Classroom؛ شوننی که در قلب‌ها ماندگار شد

Assassination Classroom؛ شوننی که در قلب‌ها ماندگار شد

مقدمه

Assassination Classroom ؛ یک شروع عجیب، اگر کسی به تو بگوید یکی از بهترین شونن‌های دهه اخیر، داستان کلاسی است که مأمور کشتن معلمش‌شده، احتمالاً اولین واکنشت خنده‌باشد.
اما عجیب‌تر از خود این ایده، معلم آن کلاس است.
موجودی زردرنگ، شاخک‌دار و تقریباً شکست‌ناپذیر که می‌تواند با سرعتی فراتر از ۲۰ماخ حرکت کند. ۷۰ درصد از ماه را نابود‌کرده و هشدار داده که تا پایان سال تحصیلی، زمین نیز سرنوشتی مشابه ماه خواهد‌ داشت و تا پایان سال فرصت میدهد تا او را بکشند.


با این حال، او نه مخفی می‌شود، نه حمله بعدی‌اش را آغاز می‌کند و نه حتی از ارتش‌های جهان فرار می‌کند.
تنها خواسته‌اش این است که معلم یک کلاس دبیرستان باشد.
کلاسی که تقریباً همه از آن ناامید شده‌اند.


همین چند جمله کافی است تا Assassination Classroom روی کاغذ بیشتر شبیه یک ایده احمقانه به نظر برسد تا آغاز یکی از موفق‌ترین شونن‌های نسل جدید اما یوسی ماتسویی، زمانی که این مانگا را در سال ۲۰۱۲ در صفحات Weekly Shonen Jump آغاز کرد، یکی از عمیق‌ترین و محبوب‌ترین داستان‌های تاریخ شونن جامپ را ساخت. داستانی که وقتی چهار سال بعد تمام شد، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان احساس کردند که بخشی از زندگی‌شان را از دست داده‌اند.
نتیجه، اثری‌شد که نه‌تنها میلیون‌ها نسخه فروش‌رفت و یکی از محبوب‌ترین مانگاهای دهه خود‌شد، بلکه سال‌ها بعد از پایانش هم هنوز نامش در کنار ماندگارترین شونن‌های مدرن دیده‌می‌شود.


دلیل این ماندگاری هم نه نبردهای بزرگش اشو نه پیچش‌های داستانی.
بلکه معلمی است که قرار بود بزرگ‌ترین تهدید زمین باشد، اما در نهایت به یکی از فراموش‌نشدنی‌ترین شخصیت‌های دنیای مانگا تبدیل شد. کوروسنسی؛ نامی که خود بچه‌ها به او دادند.

کورو-سنسه در جلوی کلاس ایستاده و دانش‌آموزان کلاس 3-E از همه جهت با تفنگ‌ها و سلاح‌های مخصوص به سمت او نشانه گرفته‌اند. فضای کلاس تاریک و پرتنش است و نور سرد از پنجره‌ها وارد می‌شود. میزها و صندلی‌ها بین دانش‌آموزان پراکنده‌اند و صحنه تضاد طنز و جدیت همیشگی Assassination Classroom را به نمایش می‌گذارد؛ جایی که یک کلاس درس معمولی به میدان ترور معلم تبدیل شده است.
تصویری از حمله دانشآموزان به کوروسنسی

فصل اول: داستان؛ مأموریت اصلی: کشتن معلم

داستان در دبیرستان کونوگیگائوکا آغاز می‌شود. کلاس E-3؛ این کلاس محل تبعید است. جایی که دانش‌آموزانی که نمراتشان پایین است، در قواعد مدرسه جا نمی‌گیرند، یا به هر دلیلی «مشکل‌ساز» تلقی می‌شوند، فرستاده‌می‌شوند. مدرسه برای حفظ اعتبار آموزشی خود این کلاس را جدا از ساختمان اصلی مدرسه، در یک سازه‌ی کوچک روی تپه و دور از چشم بقیه بنا کرده است.


برای مدیران مدرسه، این کلاس محلی برای آموزش نیست؛ ابزاری است برای ایجاد ترس. برای دانش‌آموزان دیگر هر روز با دیدن وضعیت کلاس 3-E یادآوری می‌شود که اگر از رقابت تحصیلی عقب بمانند، سرنوشتشان چیزی جز تبعید به این کلاس نخواهد بود.
اعضای این کلاس هم کم‌کم همین باور را پذیرفته‌اند. بیشترشان تصور می‌کنند شکست، هویت آن‌هاست؛ نه اتفاقی که بتوان آن را تغییر داد.
اما درست زمانی که به نظر می‌رسد هیچ چیز عجیب‌تر از این سیستم آموزشی وجود ندارد، موجودی ناشناخته وارد کلاس می‌شود.
هیولایی که پیش‌تر بخش بزرگی از ماه را نابود کرده و حالا اعلام می‌کند یک سال دیگر، نوبت زمین خواهد بود.
دولت ژاپن و قدرت‌های بزرگ جهان هیچ راهی برای از بین بردن او پیدا نمی‌کنند. هیچ سلاحی روی او اثر ندارد و هیچ انسانی حتی نمی‌تواند به سرعتش نزدیک شود.


اما این موجود، پیشنهادی غیرمنتظره مطرح می‌کند.
او می‌خواهد معلم کلاس 3-E شود. فقط بچه های این کلاس یک‌سال فرصت دارند تا او را بکشند، تا پایان سال تحصیلی. دولت هم ناچار می‌شود با این تصمیم موافقت کند و بچه های کلاس E-3 موظف می‌شوند معلم خود را ترور کنند. البته در صورت موفقیت هم بزرگ‌ترین جایزه نقدی تاریخ انتظارشان را می‌کشد.
اینجاست که برای Assassination Classroom یکی از هوشمندانه‌ترین تصمیم‌ها گرفته می‌شود.
داستان، مأموریت «کشتن» را به نقطه شروع تبدیل می‌کند، نه هدف نهایی.


از همان چپتر‌های ابتدایی مشخص است که سؤال اصلی این نیست که آیا دانش‌آموزان موفق به ترور کوروسنسی می‌شوند یا نه؛ سؤال واقعی این است که چرا چنین موجودی اصلاً این کلاس را انتخاب کرده است؟ اصلا آن‌ها را از کجا میشناسد؟
چرا باید وقتش را صرف آموزش نوجوان‌هایی تلف کند که تمام دنیا آن‌ها را شکست‌خورده می‌داند؟
یا اصلا چرا تا پایان سال تحصیلی صبر می‌کند؟
و مهم‌تر از همه، چرا با وجود قدرتی که می‌تواند هر تهدیدی را در یک لحظه از بین ببرد، این‌قدر برای آینده این بچه‌ها اهمیت قائل است؟ این پاسخ ها مرتبط با گذشته کوروسنسی هستند، گذشته ای که در یک نقطه با گذشته این بچه‌ها تلقی می‌کند.


منتها داستان پاسخ این پرسش‌ها را خیلی زود در اختیار مخاطب نمی‌گذارد. برعکس، هرچه جلوتر می‌روی، سؤال‌های بیشتری شکل می‌گیرند و همین رازآلود بودن، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که خواننده را چپتر به چپتر با خود همراه می‌کند.

تصویری از یوسی ماتسویی خالق Assassination classroom در سمت چپ ، و در سمت راست چندین پنل از شخصیت‌های اصلی انیمه از جمله ناگیسا شیوتا (مو آبی)، کارما آکابانه (مو قرمز)، کایده کایانو (مو سبز) و کورو-سنسی قرار گرفته‌اند. در مرکز تصویر، عنوان بزرگ و برجسته «THE GENIUS BEHIND ASSASSINATION CLASSROOM» با رنگ‌های سفید، قرمز و زرد دیده می‌شود. کورو-سنسی در چند بخش تصویر حضور دارد و فضای کلی با افکت‌های نور، ذرات درخشان و کنتراست بالا، حس یک مستند یا تحلیل حرفه‌ای درباره خالق و پشت‌صحنه این انیمه را القا می‌کند.
یوسی ماتسویی خالق Assassination classroom

فصل دوم: نویسنده و ایده‌ای که از یک تصویر ساده شروع شد

یوسی ماتسویی می‌گوید که ایده‌ی کل این مانگا از یک تصویر واحد شروع شد؛ دانش‌آموزانی که اسلحه به سمت معلمشان نشانه رفته‌اند. او این صحنه را در ذهنش دید و بعد شروع کرد به ساختن دنیا و شخصیت‌هایی که این یک لحظه را معنادار می‌کردند. این دومین اثر بزرگ ماتسویی در Weekly Shonen Jump بود، بعد از Neuro: Supernatural Detective. و برخلاف آنچه ممکن است انتظار داشته باشی، این مانگا در ابتدای راهش هیچ هایپی نداشت. یک شروع آرام، تقریباً بی‌سروصدا اما تا مه ۲۰۱۳، فقط ده ماه بعد از شروع، جلد اول به یک میلیون نسخه رسید. عددی که برای یک مانگای تازه‌کار غافلگیرکننده بود. تا جولای همان سال، این عدد به بالای صد هزار نسخه در هر هفته رسید، رقمی که کمتر مانگای جدیدی به آن دست پیدا می‌کند. Assassination Classroom بدون هیچ زمینه‌چینی خاصی، آرام‌آرام تبدیل به یکی از پرفروش‌ترین سری‌های Weekly Shonen Jump شد.

کلاس 3-E از Assassination Classroom در حیاط مدرسه چوبی کوهستانی برای عکس گروهی جمع شده‌اند؛ کورو-سنسه با لبخند همیشگی در مرکز ایستاده و دانش‌آموزان در اطراف او زیر شکوفه‌های گیلاس و مقابل ساختمان کلاس قرار گرفته‌اند. فضای تصویر صمیمی، نوستالژیک و گروهی است و بر پیوند میان معلم و شاگردان تأکید دارد.
کاراکتر های Assassination classroom جلوی کلاس E-3

فصل سوم: کلاس 3-E؛ شکست‌خورده‌هایی که کسی آن‌ها را ندیده بود

اگر کوروسنسی قلب Assassination Classroom باشد، کلاس 3-E روح آن است.

این کلاس فقط گروهی از شخصیت‌های فرعی نیست که کنار قهرمان اصلی قرار گرفته‌باشند. حتی به یقین می‌توان گفت شخصیت اصلی این داستان یک نفر نیست، شخصیت اصلی این داستان کوروسنسی + دانش‌آموزان کلاس E-3 هستند. هر کدام از دانش‌آموزان، نماینده نوع متفاوتی از شکست هستند.

یکی زیر فشار خانواده، اعتمادبه‌نفسش را از دست داده‌است.

دیگری آن‌قدر باهوش است که هیچ‌وقت فرصت نشان‌دادن توانایی‌هایش را پیدا‌ نکرده.

یکی از گذشته خودش فرار می‌کند و دیگری حتی باور ندارد استعدادی داشته باشد.

جذابیت داستان دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. ماتسویی تلاش نمی‌کند همه شخصیت‌ها را شبیه هم بنویسد یا با یک اتفاق، تمام مشکلاتشان را حل کند. هر دانش‌آموز مسیر متفاوتی برای رشد دارد و این مسیر، به‌اندازه‌ای طبیعی طی می‌شود که تغییر آن‌ها کاملاً قابل باور به نظر می‌رسد.

در میان اعضای کلاس، ناگیسا شیوتا از همان ابتدا توجه مخاطب را جلب می‌کند. پسری آرام که با قدرت بدنی پایین و ذهن تحلیل‌گرش شناخته می‌شود و نگاهش به اتفاقات، تفاوت زیادی با دیگران دارد. در نقطه مقابل، کارما آکابانه قرار‌گرفته. نابغه‌ای سرکش که قوانین را بیشتر از آنکه رعایت کند، به چالش می‌کشد و حضورش، انرژی متفاوتی به داستان می‌دهد.

البته زیبایی Assassination Classroom این است که هیچ‌وقت همه چیز را به این چند شخصیت محدود نمی‌کند. تقریباً تمام اعضای کلاس، دیر یا زود فرصت درخشیدن پیدا می‌کنند و همین باعث می‌شود کلاس 3-E بیشتر از آنکه شبیه گروهی از شخصیت‌های مکمل باشد، حس یک خانواده واقعی را منتقل کند.

اما شاید مهم‌تر از همه، تغییری است که به‌تدریج در نگاه خود دانش‌آموزان شکل می‌گیرد.

آن‌ها ابتدا فقط می‌خواهند مأموریتشان را انجام دهند، جایزه را به دست بیاورند و از این فلاکت راحت شوند.

اما کم‌کم هدف دیگری پیدا می‌کنند.

هدفی که هیچ ارتباطی با پول یا ترور ندارد.

هدفی که کوروسنسی، آرام و بی‌سروصدا، در وجود تک‌تک آن‌ها پرورش می‌دهد.

پوستر مینیمال و احساسی از کورو-سنسه در Assassination Classroom با پس‌زمینه روشن و ساده؛ شخصیت زردرنگ با لبخند همیشگی و کلاه فارغ‌التحصیلی در نمای نیم‌تنه دیده می‌شود. ترکیب‌بندی خلوت، تایپوگرافی بزرگ «KORO SENSEI» و رنگ‌های گرم طلایی، حس احترام، پایان یک دوران و وداعی تأثیرگذار را منتقل می‌کند.
کوروسنسی

فصل چهارم: معلمی که هیچ شباهتی به یک هیولا ندارد

قلب این داستان کورو-سنسی است و این قطعا یک تناقض است، چون او یک هیولا با قدرت‌های غیرقابل تصور است، اما در همان حال، شاید بهترین معلمی است که در تاریخ شونن جامپ نوشته‌شده است.

ظاهرش فریاد می‌زند که باید از او ترسید.

قدرتش می‌گوید شکست دادنش تقریباً غیرممکن است.

گذشته‌اش پر از سؤال است.

اما رفتارهایش، تصویر کاملاً متفاوتی می‌سازند.

او برای هر امتحان ساعت‌ها وقت می‌گذارد، برای دانش‌آموزانش برنامه آموزشی جداگانه طراحی می‌کند، ضعف‌هایشان را بهتر از خودشان می‌شناسد و حتی در ساده‌ترین اتفاقات روزمره هم تلاش می‌کند چیزی به آن‌ها یاد بدهد. او با وجود اینکه یک هیولای نابودگر است که قصد نابودی زمین را دارد، هر روز، هر لحظه، متوجه جزئیات کوچک زندگی دانش‌آموزانش می‌شود. مشکلات خانوادگی‌شان را می‌بیند. ترس‌های پنهانشان را کشف می‌کند و به هرکدام دقیقاً همان چیزی را می‌دهد که برای رشد کردن لازم دارند.

همین تضاد است که کوروسنسی را به شخصیتی متفاوت تبدیل می‌کند.

خواننده مدام از خودش می‌پرسد چگونه ممکن است موجودی که قرار است زمین را نابود کند، این‌قدر صبور، دلسوز و متعهد باشد؟

این تضاد، بین هیولایی که باید کشته‌شود و معلمی که واقعاً دوست داشتنی است، همان چیزی است که Assassination Classroom را از یک کمدی اکشن ساده به یک اثر ماندگار تبدیل می‌کند. شخصیت‌هایی مثل ناگیسا شیوتا، پسری آرام با استعداد پنهان در ترور، و کارما آکابانه، نابغه‌ی سرکش کلاس، هرکدام مسیر رشدی دارند که کورو-سنسی با دقت و صبر هدایتشان می‌کند، حتی وقتی می‌داند که این‌ها همان دانش‌آموزانی هستند که قرار است او را بکشند.

در Assassination Classroom، هر سؤال دلیل و جواب دارد.

و همین باعث می‌شود کشف حقیقت، بخشی از لذت اصلی دنبال کردن داستان باشد.

فصل پنجم: آناتومی یک اثر موفق

چه عواملی باعث شده‌است تا Asssassination classroom به یک یک اثر موفق تبدیل‌شود؟ بزرگترین اشتباه راجب این اثر این است که خیال کنید محتوای آن صرفا آموزش، و ژانرش صرفا مدرسه‌ای است.

اول: اکشن و نفس‌گیر

دو پنل سیاه‌وسفید از مانگای Assassination Classroom در کنار هم. در پنل سمت چپ، ناگیسا شیوتا با لباس استتاری و چاقوی آموزشی در دست، در حال هدایت یک عملیات ترور گروهی دیده می‌شود و اطراف او وضعیت اعضای تیم نمایش داده شده است. در پنل سمت راست، صحنه‌ای اکشن از نبرد تن‌به‌تن میان دانش‌آموزان دیده می‌شود؛ یکی از شخصیت‌ها در هوا معلق است و دیگری در حال حمله با چاقو، در حالی که خطوط سرعت و کادربندی پویا حس تنش و سرعت را القا می‌کنند. تصویر بر تاکتیک، همکاری تیمی و مهارت‌های رزمی دانش‌آموزان کلاس 3-E تأکید دارد
دو پنل از مانگای Assassination classroom


با وجود تمام لایه‌های احساسی و شخصیت‌پردازی، Assassination Classroom هرگز فراموش نمی‌کند که یک شونن است.
داستان مدام از فضای کلاس درس خارج می‌شود و دانش‌آموزان را وارد مأموریت‌هایی می‌کند که هر کدام، چالش تازه‌ای برای آن‌ها به همراه دارند. رقابت با قاتلان حرفه‌ای دنیا، سازمان‌های خطرناک، آزمون‌های سخت و رویارویی با دشمنانی که هر کدام سبک مبارزه و تفکر متفاوتی دارند برای تقویت مهارت بچه ها در ترور، باعث می‌شوند ریتم داستان همیشه پویا باقی بماند.


اما تفاوت بزرگ این مانگا با بسیاری از شونن‌های دیگر در این است که اکشن، هیچ‌وقت برای نمایش قدرت صرف طراحی نشده است.
در بسیاری از آثار این ژانر، نبردها راهی برای معرفی توانایی‌های جدید یا بالا بردن مقیاس قدرت هستند؛ اما در Assassination Classroom تقریباً هر رویارویی، بخشی از مسیر رشد شخصیت‌ها را کامل می‌کند. حتی زمانی که دانش‌آموزان شکست می‌خورند، احساس نمی‌شود که داستان متوقف شده باشد؛ چون همان شکست، به تجربه‌ای تبدیل می‌شود که در ادامه مسیر به کارشان می‌آید.
در کنار این فضای جدی، مانگا گاهی با شوخی‌های کوتاه و واکنش‌های اغراق‌آمیز کوروسنسی، اجازه نمی‌دهد روایت بیش از حد سنگین شود. کوروسنسی برخلاف تصور بسیار شوخ‌طبع و شخصیت حساسی دارد، با وجود قدرت فراونش از گربه‌ها می‌ترسد، همراه بچه ها جشن می‌گیرد، خجالت‌زده می‌شود و شخصیتی فعال و بامزه دارد. دلیل این شخصیت انسانی او در طول داستان با آشکار شدن گذشته‌اش، مشخص می‌شود.


دوم: شوننی که رشد را جایگزین قدرت می‌کند

صفحه‌ای احساسی از مانگای Assassination Classroom با چندین پنل سیاه‌وسفید که واکنش دانش‌آموزان کلاس 3-E را نشان می‌دهد. بیشتر شخصیت‌ها در حال گریه، پنهان کردن اشک‌ها یا ابراز اندوه عمیق هستند. در پنل بالایی، کایهده کایانو با چشمانی اشک‌آلود دستانش را روی صورتش گذاشته است. در سایر پنل‌ها، اعضای کلاس با چهره‌هایی غمگین و درمانده دیده می‌شوند. در پایین صفحه، ناگیسا شیوتا با چشمانی پر از اشک و حالتی آشفته به تصویر کشیده شده است. ترکیب‌بندی پنل‌ها و تمرکز بر حالات چهره، حس فقدان، سوگواری و پایان یک دوران مهم را منتقل می‌کند.
پنل هایی از مانگا

Assassination Classroom در ظاهر تمام عناصر آشنای یک شونن را دارد؛ مبارزه، رقابت، دشمنان قدرتمند، تمرین‌های سخت و شخصیت‌هایی که هر روز از قبل قوی‌تر می‌شوند؛ اما چیزی که آن را از بسیاری از آثار هم‌سبکش متمایز می‌کند، تعریف متفاوتی است که از «قدرت» ارائه می‌دهد.
در اینجا، رشد شخصیت‌ها فقط به قوی‌تر شدن در نبرد خلاصه نمی‌شود.


بزرگ‌ترین پیروزی‌های کلاس 3-E زمانی رقم می‌خورند که یکی از دانش‌آموزان بر ترسش غلبه می‌کند، دیگری یاد می‌گیرد به هم‌تیمی‌هایش اعتماد کند یا کسی که سال‌ها خودش را شکست‌خورده می‌دانسته، بالاخره به توانایی‌هایش ایمان می‌آورد.
به همین دلیل، مأموریت‌های ترور هیچ‌وقت صرفاً صحنه‌هایی برای نمایش اکشن نیستند. هر عملیات، هر شکست و هر نقشه‌ای که به نتیجه نمی‌رسد، بخشی از فرآیند آموزش این دانش‌آموزان است. کوروسنسی به آن‌ها یاد می‌دهد که اشتباه کردن پایان مسیر نیست و مهم‌ترین درس‌ها دقیقاً از دل همان شکست‌ها به دست می‌آیند.
این نگاه، باعث می‌شود نبردهای مانگا معنایی فراتر از پیروزی یا شکست پیدا کنند. خواننده فقط منتظر نتیجه مبارزه نیست؛ می‌خواهد ببیند این بار شخصیت‌ها چه چیزی درباره خودشان یاد خواهند گرفت.


سوم: شخصیت‌هایی که فقط برای پر کردن داستان نیستند

تصویری سه‌پنلی از انیمه Assassination Classroom در فضایی احساسی و رمانتیک. در پنل بالایی، کاراسوما با چهره‌ای جدی یک رز قرمز مقابل صورتش گرفته و در پس‌زمینه کورو-سنسه و چند دانش‌آموز دیده می‌شوند. در پنل میانی، نمای نزدیک از چشم آبی ایرینا یلاویچ با حالتی متعجب و خیره به گل رز نمایش داده شده است. در پنل پایینی، ایرینا با گونه‌هایی سرخ و لبخندی ملایم به رز قرمزی که در دست دارد نگاه می‌کند. نورپردازی گرم، رنگ‌های ملایم و ترکیب‌بندی سینمایی تصویر، حس عشق، غافلگیری و لحظه‌ای تأثیرگذار میان شخصیت‌ها را منتقل می‌کند.
ایرینا و کاراسوما ، دو معلم دیگر کلاس E-3

یکی از بزرگ‌ترین دلایلی که Assassination Classroom تا این اندازه در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود، شخصیت‌پردازی آن است.
در بسیاری از شونن‌ها، تمرکز اصلی روی چند شخصیت محدود قرار می‌گیرد و بقیه اعضای گروه، بیشتر برای کامل کردن ترکیب تیم حضور دارند، اما اینجا تقریباً هر دانش‌آموز کلاس 3-E فرصت پیدا می‌کند تا هویت خودش را پیدا کند.


هر کدام از آن‌ها با زخمی متفاوت وارد داستان می‌شوند. یکی زیر فشار خانواده زندگی می‌کند، دیگری اعتمادبه‌نفسش را از دست داده، یکی از شکست‌های گذشته فرار می‌کند و دیگری بیش از حد ترسو است. نکته مهم اینجاست که داستان هیچ‌وقت برای حل این مشکلات عجله نمی‌کند. رشد شخصیت‌ها نتیجه ده‌ها تجربه، اشتباه و تصمیمی است که در طول مسیر می‌گیرند و همین باعث می‌شود تغییر آن‌ها واقعی و باورپذیر به نظر برسد.
در میان این جمع، شخصیت‌هایی مانند ناگیسا شیوتا و کارما آکابانه بیش از دیگران فرصت درخشیدن پیدا می‌کنند، اما داستان هیچ‌وقت اجازه نمی‌دهد سایر اعضای کلاس به سایه آن‌ها تبدیل شوند. هر دانش‌آموز، در مقطعی از روایت، نقشی تعیین‌کننده پیدا می‌کند و همین باعث می‌شود کلاس 3-E بیشتر از آنکه یک گروه از شخصیت‌های فرعی باشد، حس یک کلاس واقعی را منتقل کند.


جذابیت شخصیت‌پردازی فقط به دانش‌آموزان محدود نمی‌شود. اعضای خانواده دانش‌آموزان، قاتلان حرفه‌ای و حتی معلمان دیگر این کلاس که در واقع این معلم‌ها مأمورانی هستند که دولت برای آموزش فنون ترور برای این بچه ها استخدام‌ کرده نیز هر کدام شخصیت و انگیزه مخصوص به خود را دارند. جالب‌تر اینکه با وجود هدف مشترک همه آن‌ها برای از بین بردن کوروسنسی، او هیچ‌وقت با نفرت یا دشمنی با آن‌ها رفتار نمی‌کند. برعکس، بارها می‌بینیم که میان او و همین قاتلان حرفه‌ای و ماموران دولت در کلاس نیز نوعی احترام متقابل شکل می‌گیرد. کوروسنسی حتی با آنها شوخی می‌کند یا برای خرید از آن‌ها نظر می‌خواهد، به آنان در آموزش به بچه ها برای ترور خود کمک می‌کند و واقعا با آن‌ها صمیمی است مانند دوستان چند ساله. موضوعی که باز هم این سؤال را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که این موجود مرموز واقعاً چه کسی است و چرا برخلاف چیزی که از یک تهدید جهانی انتظار داریم رفتار می‌کند.


در نهایت، همین ارتباط‌های انسانی است که کلاس 3-E را به چیزی فراتر از یک گروه دانش‌آموز تبدیل می‌کند. روابط میان اعضای کلاس، رقابت‌ها، دوستی‌ها، اختلاف‌ها و لحظه‌هایی که کنار هم رشد می‌کنند، باعث می‌شود وقتی داستان به پایان می‌رسد، احساس نکنی فقط با چند شخصیت خداحافظی کرده‌ای؛ انگار از جمعی از آدم‌هایی جدا شده‌ای که در تمام این مسیر، قدم‌به‌قدم همراهشان بوده‌ای.

عکس یادگاری احساسی کلاس 3-E از Assassination Classroom روی یک میز چوبی قرار دارد. کورو-سنسه با لبخند همیشگی در کنار دانش‌آموزان دیده می‌شود و همه با چهره‌هایی شاد و صمیمی برای دوربین ژست گرفته‌اند. ناگیسا، کارما، کائه‌ده و سایر اعضای کلاس در مرکز تصویر حضور دارند و فضای گرم و نوستالژیک پایان داستان را تداعی می‌کند. در گوشه عکس، نمایشگر گوشی تصویری از یکی از اعضای غایب کلاس را نشان می‌دهد و حس دوستی و خاطرات مشترک را پررنگ‌تر می‌کند.
عکس یادگاری کلاس E-3 با کوروسنسی

فصل ششم: فصل ششم: اعدادی که یک پدیده را نشان می‌دهند

بیایید به سراغ اعداد برویم، چون اینجاست که ابعاد واقعی این موفقیت روشن می‌شود.

فروش سالانه در ژاپنسال
4,595,820 نسخه (رتبه هفتم)2013
4,622,108 نسخه (رتبه دهم)2014
8,605,861 نسخه (رتبه چهارم)2015
6,887,192 نسخه (رتبه دوم، پشت One piece)2016 (پايان سريال)

تا اکتبر ۲۰۲۳، بیش از ۲۷ میلیون نسخه از این مانگا در گردش بود؛ عددی که هفت سال بعد از پایان انتشارش، همچنان نشان‌دهنده‌ی یک وفاداری نادر در میان خوانندگان نسیت به اثراست.
از نظر جوایز هم Assassination Classroom مسیر پرافتخاری داشت. در ۲۰۱۳، اول در لیست «توصیه‌ی کارمندان کتابفروشی‌های سراسر ژاپن» شد. نامزد ششمین دوره‌ی Manga Taishō شد. در نظرسنجی مجله‌ی Da Vinci، دوم شد. در فوریه ۲۰۱۵، یکی از نه نامزد نهایی جایزه فرهنگی تزوکا اوسامو بود و در ۲۰۱۶ نامزد جایزه‌ی Eisner برای بهترین نسخه‌ی آمریکایی از یک اثر آسیایی شد. افتخاری که کمتر مانگایی به آن می‌رسد.

تصویری احساسی و رنگارنگ از دانش‌آموزان کلاس 3-E در Assassination Classroom که دور کورو-سنسه جمع شده‌اند. همه با لبخند، خنده و چهره‌های شاد در میان شکوفه‌های صورتی و نور گرم غروب دیده می‌شوند. کورو-سنسه در مرکز تصویر با کلاه فارغ‌التحصیلی و دسته‌گل ایستاده و شاگردانش از اطراف او را احاطه کرده‌اند. فضای تصویر سرشار از دوستی، قدردانی و حس خداحافظی شیرین پس از پایان یک دوره خاطره‌انگیز است.
کوروسنسی همراه اعضای کلاس E-3

فصل هفتم: انیمه و میراثی که همچنان زنده است

انیمه‌ی این مانگا توسط استودیو Lerche ساخته شد و در دو فصل، از ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶ پخش شد؛ اقتباسی که به شدت به داستان اصلی وفادار ماند و آرک‌های پایانی را با همان قدرت احساسی روایت کرد. دو فیلم لایو-اکشن هم ساخته شد که هر دو در گیشه‌ی ژاپن موفقیت بزرگی بودند اما شاید جالب‌ترین بخش این میراث، چیزی است که در سال‌های اخیر اتفاق افتاد. در Polygon، این اثر در لیست بهترین انیمه‌های دهه‌ی ۲۰۱۰ قرار گرفت. و در سپتامبر ۲۰۲۵، یک موزیک ویدیوی مشترک بین انیمه و خواننده‌ای به نام Keina Suda منتشر شد.

نشانه‌ای از اینکه این اثر، نزدیک به یک دهه بعد از پایانش، هنوز به شکلی زنده در فرهنگ پاپ حضور دارد. جالب اینکه این مانگا در سال‌های اخیر با یک چالش دیگر هم روبرو شد. طبق گزارش PEN America در ۲۰۲۵، این اثر حداقل ۵۴ بار از کتابخانه‌های مدارس آمریکا در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ برداشته شده، عمدتاً به خاطر تصویرسازی خشونت. این بحث‌ها، هرچقدر هم جنجالی باشند، نشان می‌دهند که این مانگا هنوز، سال‌ها بعد از پایانش، موضوع گفتگو و بحث است؛ چیزی که تنها آثار واقعاً ماندگار به آن می‌رسند.

نمایی از کلاس درس خالی در Assassination Classroom با نور گرم و فضایی نوستالژیک. روی تخته‌سیاه بزرگ انتهای کلاس، تصویری گروهی از دانش‌آموزان کلاس 3-E و کورو-سنسه با گچ‌های رنگی کشیده شده است. خطوط رنگارنگ و جزئیات چهره‌ها حس خاطرات، دوستی و پایان یک دوران را منتقل می‌کنند. میزهای چوبی در پیش‌زمینه و دیوارهای قدیمی کلاس، فضایی آرام و احساسی ایجاد کرده‌اند؛ گویی یادگاری ماندگاری از روزهای مشترک معلم و شاگردان روی تخته باقی مانده است.
Assassination classroom

فصل هشتم: چرا کوروسنسی این کلاس را انتخاب کرد؟


یکی از بزرگ‌ترین برگ‌های برنده Assassination Classroom این است که تقریباً از همان فصل اول، ذهن مخاطب را درگیر مجموعه‌ای از سؤال‌ها می‌کند.
چرا موجودی که می‌تواند ظرف چند ثانیه از هر تهدیدی فرار کند، خودش را در اختیار دولت‌ها قرار داده‌است؟
چرا کلاس 3-E؟
یا چرا دانش‌آموزانی که از نگاه همه شکست‌خورده‌اند؟
چرا باید تمام انرژی‌اش را صرف آموزش آن‌ها کند، در حالی که خودش ادعا می‌کند فقط یک سال دیگر زمین را نابود خواهد کرد؟ اصلا چرا می‌خواهد زمین را نابود کند؟
این سؤال‌ها فقط برای ایجاد تعلیق نیستند.


هرچه داستان جلوتر می‌رود، رفتارهای کوروسنسی باعث می‌شود مخاطب بیش از پیش به او شک کند؛ نه از این جهت که آیا شخصیت شروری است یا نه، بلکه از این جهت که آیا حقیقتی که درباره او می‌دانیم، اصلاً تمام حقیقت است؟
مانگا عجله‌ای برای پاسخ دادن ندارد.
در عوض، با هر آرک، تکه کوچکی از این پازل را کنار هم قرار می‌دهد و کاری می‌کند که خواننده خودش بخواهد حقیقت را کشف کند. این همان چیزی است که باعث می‌شود Assassination Classroom فقط یک شونن اکشن نباشد؛ بلکه اثری باشد که عنصر معما را هم تا آخرین فصل زنده نگه می‌دارد.
اگر از آن دسته مخاطبانی هستید که دوست دارید داستان، مدام شما را وادار به حدس زدن و سؤال پرسیدن کند، این مانگا ناامیدتان نخواهد‌ کرد.

پایان‌بندی احساسی Assassination Classroom در شبی پرستاره؛ دانش‌آموزان کلاس 3-E از پشت سر به آسمان خیره شده‌اند و ردی درخشان از نور و هزاران ذره طلایی مانند آتش‌بازی یا شهاب به سمت آسمان اوج می‌گیرد. فضای تصویر سرشار از حس خداحافظی، خاطرات مشترک و پایان یک سفر فراموش‌نشدنی است.
تصویری احساسی از انیمه Assassination classroom

فصل نهم: پایانی که ارزش تمام این مسیر را دارد

وقتی به پایان نزدیک می‌شوی، متوجه می‌شوی بسیاری از اتفاقاتی که در ابتدا ساده یا حتی بی‌اهمیت به نظر می‌رسیدند، بخشی از تصویری بزرگ‌تر بوده‌اند. داستان بدون عجله، قطعات پازل را کنار هم قرار می‌دهد و به سؤالاتی پاسخ می‌دهد که از همان فصل‌های نخست در ذهن مخاطب شکل گرفته بودند.
نکته مهم‌تر این است که پایان اثر، بیش از آنکه بخواهد با شوک یا پیچش‌های پی‌درپی مخاطب را غافلگیر کند، روی احساسی تکیه دارد که طی تمام این مسیر ساخته است.


وقتی آخرین چپتر را می‌بندی، بیشتر از آنکه حس کنی یک نبرد بزرگ به پایان رسیده، انگار از کلاسی خداحافظی کرده‌ای که برای مدتی بخشی از زندگی‌ات شده بود؛ با همین کلاسی که روز اول فقط راجب کشتن بود، اما در پایان، معنای کاملاً متفاوتی پیدا کرده بود.
شاید همین دلیل باشد که سال‌ها بعد از پایان انتشار مانگا، هنوز هم بسیاری از طرفداران از Assassination Classroom به عنوان یکی از تأثیرگذارترین شونن‌های مدرن یاد می‌کنند.


ماتسویی از همان ابتدا می‌دانست داستانش کجا تمام می‌شود. با ۱۸۰ چپتر و ۲۱ جلد، در مارس ۲۰۱۶، این مانگا دقیقاً همان‌طور که او می‌خواست به پایان رسید؛ نه یک چپتر بیشتر، نه یک چپتر کمتر. این تصمیم، ریتم داستان را فشرده و پرمعنا نگه داشت و همین است که بسیاری از طرفداران هنوز آن را یکی از بهترین‌های شونن جامپ از نظر ریتم‌بندی می‌دانند. وقتی این مانگا در ۲۰۱۶ تمام شد، واکنش‌ها ترکیبی از رضایت و اندوه بود. خیلی از خوانندگان از اینکه ماتسویی به چشم‌انداز خودش وفادار ماند خوشحال بودند، اما همزمان از خداحافظی با کوروسنسی و کلاس ۳-E غمگین. این حس دوگانه، رضایت همراه با دلتنگی، دقیقاً همان چیزی است که پایان این مانگا را ماندگار کرده‌است.

جمع‌بندی

روی کاغذ، Assassination Classroom داستانی است درباره گروهی از دانش‌آموزان که باید معلمشان را ترور کنند.

اما در عمل، با اثری روبه‌رو هستیم که از دل همین ایده عجیب، یکی از متفاوت‌ترین روایت‌های شونن را خلق می‌کند.

روایتی که در آن، اکشن همیشه در خدمت شخصیت‌هاست، معماها تا پایان مخاطب را با خود همراه می‌کنند و رابطه میان یک معلم و شاگردانش، به قلب تپنده داستان تبدیل می‌شود.

شاید اگر فقط چند صفحه اول مانگا را بخوانید، تصور کنید قرار است با یک کمدی عجیب یا یک اکشن غیرمنطقی روبه‌رو شوید. اما کافی است کمی بیشتر به آن فرصت بدهید. خواهید که این اثر با وجود حجم نسبتا کمش در مقایسه با شاهکار های دنیا مثل بیگ ثری، مانند آن‌ها یک اثر کامل است. شونن دارد، کمدی دارد، صحنه های احساسی و عاشقانه دارد، درام و غم‌انگیز دارد، هیجان خالص و تماشای رشد و پیشرفت کاراکتر ها در مهارت های ادمکشی و مشکلات در زندگی شخصیشان از اول تا اخر را هم به خوبی نشان می‌دهد.

خیلی زود متوجه می‌شوید که پشت این ایده غیرمعمول، داستانی کامل و لذت‌بخش وجود دارد.
داستانی که بدون اسپویل کردن رازهایش، مدام شما را به جلو هل می‌دهد تا پاسخ سؤال‌هایش را پیدا کنید.

و وقتی همه چیز به پایان می‌رسد، احتمالاً چیزی که بیشتر از همه در ذهنتان باقی می‌ماند، نه سرعت ۲۰ماخ کوروسنسی است، نه مأموریت ترور و نه حتی نبردهای داستان.

بلکه کلاسی است که همه آن را شکست‌خورده می‌دانستند و معلمی که ثابت کرد گاهی بزرگ‌ترین قهرمان‌ها، کسانی هستند که قبل از نجات دنیا، زندگی شخصی خودشان را نجات می‌دهند؛ تا آماده برای نجات دنیا باشند.

نظرشخصی نویسنده

عزیزان؛ من بالای ۱۰ سال است که یک اوتاکوام و در زمینه انیمه مانگا مانهوا فعالیت دارم و نوجوانی و جوانی‌ام را با این‌ها گذرانده ام و این‌ها زندگی کرده‌ام. بیان این راجب خودم فخر فروشی نیست. صرفا میخواهم بگویم حرف‌هایی که قرار است بزنم، از همین تجربه چندده ساله من هستند که عدد کمی نیست.
این اثر برا شخص خودم، در لیست Top 10 شخصیم قرار دارد. یعنی اسم این اثر در لیستی کنار اسم های بزرگی مانند Naruto ، One pice ، Bleach ، Attack on titan ، My hero academia ، Black clover و باقی آثار ارزشمندی هست که در نیای اوتاکوها ثابت شده‌اند.


اگر با خواندن این مقاله به اندازه‌ای که باید برای خواندن و یا تماشای این اثر جذب نشدید، و تصویری که در ذهنتان از Assassination classroom شکل گرفت به اندازه کافی جذاب نیست، مطئن باشید دوستان قصور از من و مقاله‌ام است ، شاید جمله بندی هایم درست نبود. شاید تیتر‌بندی‌ام و صدها شاید های دیگه…
وگرنه به خود این اثر هیچ ایرادی وارد نیست، به تجربه چندده ساله من اعتماد کنید و به شاهکار بودن این اثر شک‌نکنید.
شاید هم شاهکار خطاب کردنش بیشتر سلیقه‌ای باشد اما قطعا می‌توانم بگویم که از تجربه کردن این اثر پشیمان نخواهید شد.
خودم سال‌ها پیش انیمه‌اش را تمام کردم اما هنوز هم دلم برایش تنگ‌ می‌شود و میخواهم دوباره تماشایش کنم.

لطفا به وقت و چشمان خود ارزش قائل باشید و این اثر زیبا را از دست ندهید.

نوشته شده توسط: amiryuta41148

سوالات متداول
1. Weekly shunen jupm چیه؟

یک مجله هفتگی مانگا در ژاپن است که توسط Shueisha منتشر می‌شود. این مجله از سال ۱۹۶۸ منتشر شده و مشهورترین و پرفروش‌ترین مجله مانگای دنیا محسوب می‌شود؛
یکی از ویژگی‌های جالب این مجله این است که خوانندگان هر هفته به مانگاها رأی می‌دهند. اگر یک سری رأی و محبوبیت کافی نداشته باشد، ممکن است خیلی سریع لغو (Axed) شود. به همین دلیل رقابت در Weekly Shōnen Jump بسیار شدید است.

2. Shueisha(شوئیشا) چیه؟

Shueisha یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های نشر ژاپن است و عملاً یکی از غول‌های صنعت مانگا محسوب می‌شود.
شونیشا دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد؟

شونیشا ناشر مانگاها و مجلات معروفی مثل:

• Weekly Shonen Jump
• Shonen Jump+
• V Jump
• MANGA Plus

است.

یعنی وقتی می‌گوییم One Piece یا Jujutsu Kaisen یا Kaiju No. 8 منتشر شده‌اند، در واقع ناشر اصلی آن‌ها شونیشاست

3. آیا Assassination Classroom پایان رضایت‌بخشی دارد؟

بله. پایان این مانگا یکی از تحسین‌شده‌ترین پایان‌بندی‌های شونن‌های مدرن است. داستان بدون کش دادن بی‌دلیل، به تمام مسیرهای اصلی خود می‌رسد و پایانی احساسی و منسجم ارائه می‌دهد که بسیاری از طرفداران آن را یکی از نقاط قوت اثر می‌دانند.

4. انیمه Assassination Classroom تمام مانگا را پوشش می‌دهد؟

بله. اقتباس انیمه تقریباً تمام داستان مانگا را در دو فصل روایت می‌کند و پایان آن نیز با پایان نسخه اصلی یکسان است. به همین دلیل، اگر فقط انیمه را تماشا کرده باشید، بخش مهمی از داستان را از دست نداده‌اید؛ هرچند مانگا جزئیات بیشتری در برخی صحنه‌ها و شخصیت‌ها ارائه می‌دهد.

5. آیا Assassination Classroom بیشتر کمدی است؟

خیر. با اینکه طنز بخش مهمی از هویت اثر است، اما Assassination Classroom در اصل یک شونن اکشن با عناصر معمایی و درام محسوب می‌شود. داستان به مرور فضای جدی‌تری پیدا می‌کند و روی رشد شخصیت‌ها و روابط میان آن‌ها تمرکز بیشتری می‌گذارد.

دیدگاه و بحث‌ها

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه

    هنوز دیدگاهی منتشر نشده. اولین دیدگاه را شما بنویسید!