تلگرام
به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی Rainbow؛ امید در جایی که نباید وجود داشته باشد

Rainbow؛ امید در جایی که نباید وجود داشته باشد

مقدمه

Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin از آن آثاری است که بعد از تمام شدنش، چیزی از خودش را در وجودت جا می‌گذارد. نه به خاطر نبردهای بزرگ یا پیچش‌های شوکه‌کننده، بلکه به خاطر یک سؤال ساده:
انسان در تاریک‌ترین جای ممکن، هنوز می‌تواند انسان بماند؟

این اثر حاصل همکاری دو نام بزرگ مانگاست؛
جورج آبه (George Abe) که بخش زیادی از داستان را بر اساس تجربه‌های واقعی زندگی خود نوشته است.
و ماساسومی کاکیزاکی (Masasumi Kakizaki) که با طراحی‌های فوق‌العاده خود روح داستان را روی کاغذ زنده کرده است.

در ادامه‌ی این مقاله ار مانگاریوم به برسی نقاط قوت ، پلات داستانی و چرایی ارزشمند بودن این اثر خواهیم پرداخت.

ژاپنِ پس از جنگ؛ جایی که همه‌چیز از همین‌جا شروع می‌شود

ساکورایوکی ماریو با نگاه جدی در فضای تاریک و دراماتیک از مانگای Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin
تصویر آغازی چپتر 134 از مانگا Rainbow

داستان Rainbow در سال ۱۹۵۵ و در ژاپنی روایت می‌شود که هنوز زخم‌های جنگ جهانی دوم را بر تن دارد؛ کشوری شکست‌خورده و تحقیرشده که می‌کوشد خود را از نو بسازد.
در چنین فضایی، هفت نوجوان به مرکز اصلاحیه شونان فرستاده می‌شوند؛ مکانی که قرار است آن‌ها را اصلاح کند، اما خیلی زود روشن می‌شود بیشتر به زندانی برای فراموش‌شدگان جامعه شباهت دارد.
این نوجوان‌ها قهرمان نیستند و داستان هم اصراری ندارد آن‌ها را بی‌گناه نشان دهد. با این حال، Rainbow اجازه نمی‌دهد صرفاً آن‌ها را «مجرم» ببینیم. در این جهان، مرز میان قربانی و مجرم آن‌قدرها هم روشن نیست و همین ابهام، Rainbow را از یک درام معمولی به یک اثر پرتنش روانشناختی تبدیل می‌کند.

هفت نفر در برابر دنیا

اگر Rainbow فقط درباره موضوع پیش و پا افتاده ای مثل زندان بود، سال‌ها پیش به فراموشی سپرده می‌شد.
قلب داستان، رابطه میان هفت نفری است که سرنوشت آن‌ها را در یک سلول کنار هم قرار داده است.
در دنیایی که هر روز می‌کوشد آن‌ها را خرد کند، چیزی میانشان شکل می‌گیرد که از دیوارهای زندان هم قوی‌تر است؛ اعتماد، دوستی و امید.
نه امیدی برای نجات دنیا، بلکه امیدی برای دوام آوردن تا فردایی نا‌معلوم.
Rainbow درباره رفاقت در روزهای خوب نیست؛ درباره رفاقت در روز و شب هایی است که هیچ‌چیز خوبی در آنها پیدا نمی‌شود.

آنچان زیر باران در انیمه Rainbow؛ تصویری از استقامت، تنهایی و اراده مردی که در تاریک‌ترین روزها به تکیه‌گاه دیگران تبدیل شد.
تصویری از کاراکتر محبوب آنچان

آنچان؛ مردی که نور را حمل می‌کند

در میان شخصیت‌های به‌یادماندنی Rainbow، ساکوراگی روکوروتا یا همان «آنچان» جایگاه ویژه‌ای دارد.
بوکسور سابقی که قبل از بقیه در مرکز اصلاحیه شونان حضور داشت و در آن فضای دیوانه‌وار انسانیت خود را حفظ کرده بود. او نه قوی‌ترین شخصیت داستان است و نه باهوش‌ترین، اما ستون اصلی گروه محسوب می‌شود.
آنچان از آن آدم‌هایی است که بار دیگران را به دوش می‌کشند حتی اگر خودشان درحال فروپاشی باشند. او نقش قهرمان را بازی نمی‌کند؛ فقط تلاش می‌کند انسان بماند.
همین ویژگی باعث شده هنوز بسیاری از طرفداران Rainbow او را یکی از تأثیرگذارترین کاراکترهای مانگا ببینند.
آنچان امید نمی‌دهد چون از آینده مطمئن است، بلکه چون می‌داند بدون امید هیچکس در آن جهنم دوام نمی‌آورد.

ساکورایوکی ماریو با چهره‌ای خیس از باران و نگاه اندوهگین در نمای نزدیک از مانگای Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin
جزئیات مانگای Rainbow

هنر؛ زمخت، خشن و کاملاً درست


طراحی‌های ماساسومی کاکیزاکی شاید در نگاه اول پرزرق‌وبرق نباشند، اما دقیقاً همان چیزی هستند که Rainbow به آن نیاز دارد.
خطوط خشن، سایه‌های سنگین و چهره‌هایی که خستگی، ترس و رنج را پنهان نمی‌کنند.
در دنیای Rainbow هیچ‌چیز زیباتر از آنچه هست نمایش داده نمی‌شود و همین صداقت تصویری باعث شده بسیاری از صحنه‌های مانگا بسیار واقعی گرایانه تر باشند و سال‌ها در ذهن خوانندگان باقی بمانند.
این اثر در سال ۲۰۰۵ موفق شد جایزه معتبر Shogakukan Manga Award را دریافت کند؛ افتخاری که جایگاهش را در میان آثار مهم نسل خود تثبیت کرد.

آنچان زخمی و خسته در یکی از احساسی‌ترین لحظات Rainbow؛ نمادی از مبارزه برای ادامه دادن حتی زمانی که همه چیز علیه توست
پنلی دیگر از Rainbow

اثری که برای همه نیست

Rainbow را نمی‌توان به هر مخاطبی پیشنهاد کرد.
این مانگا قرار نیست حال شما را خوب کند یا پس از هر شکست، پیروزی بزرگی تحویلتان بدهد.
گاهی بی‌رحم، ناامیدکننده و آن‌قدر به واقعیت نزدیک است که خواندنش دشوار می‌شود.
اما همین صداقت بی‌رحمانه آن را ماندگار کرده است.
Rainbow قول نمی‌دهد که همه‌چیز درست می‌شود؛ فقط نشان می‌دهد بعضی آدم‌ها، حتی وقتی همه‌چیز از آن‌ها گرفته می‌شود، هنوز می‌توانند انسان بمانند و ادامه دهند.

جمع‌بندی

«پایان شب سیه سپید است»

و این دقیقاً همان چیزی است که Rainbow می‌خواهد بگوید.
هفت نفر در بدترین شرایط ممکن، چیزی را پیدا می‌کنند که از آن‌ها گرفته نشده است:
امید.
و این را بدانید که Rainbow صرفاً داستان امید نیست.
داستان انتخاب امید است؛ آن هم وقتی که هیچ دلیلی برای امیدوار بودن نداری.

نظر شخصی نویسنده


کمتر اثری را دیده‌ام که بتواند هم‌زمان این‌قدر تلخ و انسانی باشد.
این داستان از آن آثاری نیست که بعد از تمام شدنش بخواهی درباره مبارزاتش حرف بزنی یا صحنه‌های موردعلاقه‌ات را مرور کنی. چیزی که در ذهن من ماند، خودِ شخصیت‌ها بودند. هفت نفری که در جایی زندگی می‌کردند که قرار نبود امیدی در آن وجود داشته باشد، اما با این حال برای یکدیگر به منبع امید تبدیل شدند.
همین تمرکز بر شخصیت‌ها و روابطشان آن را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند. اثر به‌جای تکیه بر قهرمان‌سازی یا بزرگ‌نمایی اتفاقات، انتخاب‌ها و پیوندهای انسانی را در مرکز توجه قرار می‌دهد و تأثیرش را از همان‌جا می‌گیرد.


بزرگ‌ترین نقطه قوت Rainbow شاید این باشد که هیچ‌وقت سعی نمی‌کند دنیا را زیباتر از آنچه هست نشان دهد. درد را پنهان نمی‌کند، بی‌عدالتی را توجیه نمی‌کند و قول پایان‌های رؤیایی نمی‌دهد. با این حال، در دل تمام آن تاریکی نشان می‌دهد که وفاداری، دوستی و استقامت چگونه معنا پیدا می‌کنند؛ ماندن کنار یک دوست، پایبند ماندن به یک قول، یا ادامه دادن وقتی هزار دلیل برای تسلیم شدن وجود دارد.


به همین دلیل، بعد از تمام کردن Rainbow، بیشتر از هر چیز به این فکر می‌کردم که چرا بعضی آثار سال‌ها در ذهن می‌مانند. به نظرم جوابش ساده است؛ چون فراتر از روایت خود، تصویری صادقانه از آدم‌ها ارائه می‌دهند. این اثر هم از همین جنس است؛ اثری که نه فقط به خاطر تلخی داستانش، بلکه به خاطر صداقتی که در سخت‌ترین لحظاتش جریان دارد، در ذهن باقی می‌ماند. شاید سال‌ها بعد جزئیات بسیاری از داستان را فراموش کنم، اما احساسی که نسبت به شخصیت‌ها و مسیرشان داشتم همچنان با من خواهد ماند؛ و این همان ماندگاری واقعی است که تنها آثار بزرگ به آن دست پیدا می‌کنند.

سوالات متداول
1. Rainbow: Nisha Rokubou no Shichinin چه نوع مانگایی است؟

Rainbow یک مانگای سینن (مخاطب بزرگسال) است با ژانر درام تاریخی. داستان در ژاپن دهه ۱۹۵۰ روایت می‌شه و تم‌های اصلیش دوستی، بقا، و تأثیر جامعه بر فردِ آسیب‌پذیره. اثری سنگین و تأثیرگذار

2. آیا Rainbow محتوای آزاردهنده دارد؟

بله. Rainbow بدون سانسور خشونت، آزار جسمی و روانی، و شرایط سخت زندگی رو نشون می‌ده. این تاریکی بخش جدایی‌ناپذیر روایته و عمداً برای سبک‌سازی کنار گذاشته نشده. اگه با چنین محتوایی راحت نیستی، بهتره با احتیاط پیش بری.

3. آیا Rainbow اقتباس انیمه ای دارد؟

بله. در سال 2010 انیمه Rainbow توسط استودیو محبوب Madhouse در 26 اپیزود منتشر شد که در آن پلات داستانی و با روایتی درست حفظ شد ، اما همچنان بسیاری معتقدند تحربه کامل Rainbow همان مانگاست؛ جایی که خطوط کاکیزاکی بدون واسطه حرف می‌زنند.

تگ‌ها:

دیدگاه و بحث‌ها

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه

    هنوز دیدگاهی منتشر نشده. اولین دیدگاه را شما بنویسید!