تلگرام
به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی بعد از Solo Leveling، آیا وقت Latna saga پادشاه شمشیر فرا رسیده است؟

بعد از Solo Leveling، آیا وقت Latna saga پادشاه شمشیر فرا رسیده است؟

وقتی Solo Leveling به پایان رسید، فقط یک مانهوا تمام نشد؛ یک دوره به پایان رسید.
سال‌ها بود که هر وقت صحبت از مانهواهای اکشن می‌شد، نام سونگ جین وو در مرکز توجه قرار داشت. اثری که برای بسیاری از مخاطبان، دروازه ورود به دنیای مانهوا بود و استاندارد جدیدی برای ژانر سیستم تعریف کرد.
اما پایان هر پادشاهی، یک سؤال قدیمی را زنده می‌کند:
بعدی کی میتونه باشه؟

در این مدت آثار زیادی با لقب «Solo Leveling بعدی» معرفی شدند. بعضی‌ها سیستم‌های پیچیده‌تری داشتند، بعضی‌ها مبارزات بزرگ‌تر و بعضی دیگر تلاش کردند همان فرمول موفق را تکرار کنند.
اما شاید جانشین واقعی، اثری نباشد که بخواهد شبیه Solo Leveling باشد.
شاید جانشین واقعی، اثری باشد که اتفاقا مسیری متفاوت تر نسبت به solo leveling را انتخاب کرده است.
شاید نام آن، Latna Saga باشد…
یک مانهوای کره‌ای که از دسامبر ۲۰۱۹ در KakaoPage در حال انتشار است. یک ایسکای که ظاهراً همه چیزش آشنا به نظر می‌رسد. اما اگر کمی عمیق‌تر نگاه کنی، می‌فهمی که این مانهوا چیزی در آستین دارد که اکثر رقبایش ندارند.

فصل اول: دنیایی که مانهوا در آن بزرگ شد

برای فهمیدن Latna Saga، باید یک قدم به عقب برگشت.تا اواخر دهه ۲۰۱۰، مانگا و انیمه ژاپنی بی‌رقیب بودند. کره جنوبی در حوزه وب‌تون‌ها فعال بود، اما هیچ‌کس آن‌ها را جدی نمی‌گرفت. تا اینکه Solo Leveling آمد.Sung Jin-Woo و دنیای هانتره‌هایش مثل یک زلزله بود. میلیون‌ها نفر در سراسر جهان آن را خواندند، دوست داشتند، و منتظر انیمه‌اش ماندند. وقتی A-1 Pictures انیمه‌اش را در ژانویه ۲۰۲۵ منتشر کرد، فروش سه هفته اول از اکثر انیمه های‌ ژاپنی آن فصل پیشی گرفت.پیام واضح بود: صنعت انیمه و مانگا های ژاپنی دیگر نمی‌توانند مانهوا های کره ای را دست کم بگیرند.این فضا دقیقاً همان جایی است که Latna Saga می‌خواهد وارد شود. نه به‌عنوان تقلیدی از Solo leveling بلکه به‌عنوان رقیبی که حرفی برای خودش دارد؛ به‌عنوان جانشینی که باری دیگر پرچم صنعت مانهوا ها را بالا نگه دارد.


هان بین، شخصیت اصلی Latna Saga: Survival of a Sword King، با زره قرمز و شمشیر عظیم در دنیایی فانتزی و خطرناک
پوستری از مانهوای Latna saga

فصل دوم: داستان

ریو‌هان‌بین تازه از سربازی برگشته است. هنوز نمی‌داند چه کار کند. زندگی عادی، بدون هیچ ویژگی خاصی. بعد ناگهان به دنیای دیگری احضار می‌شود.تا اینجا همه چیز آشناست. اما یک پیچ وجود دارد که Latna Saga را از هزاران ایسکای دیگر متمایز می‌کند:سیستم راهنمایی که قرار است به او کمک کند تا قدرت بگیرد خراب است.در حالی که بقیه احضارشده‌ها با سیستم‌هایشان رشد می‌کنند، سطح می‌گیرند، و قوی می‌شوند، هان‌بین گیر می‌کند. در یک منطقه آموزشی (Tutorial Zone) که قرار بود فقط چند هفته طول بکشد. او آنجا می‌ماند. می‌ماند و می‌ماند.

بیست و دو سال؛ بیست و دو سال تنها، بدون سیستم، بدون راهنما، بدون هیچ‌کس. فقط با یک شمشیر و اراده‌ای که هر روز می‌توانست بشکند اما نشکست. او در آن جهنم شخصی یاد گرفت، تمرین کرد، و تکامل یافت، نه با کمک سیستم، بلکه با نبودش.وقتی بالاخره از آنجا خارج می‌شود، دنیا تغییر کرده. احضارشده‌های دیگر که با سیستم رشد کرده‌اند، و «اوترورلدر»ها مثل هان‌بین دشمن هستند ،خطر محسوب می‌شوند، باید از بین بروند.پس این داستان با یک شروع ساده نیست. این داستانی است که از بقا در زیر فشار مطلق شروع می‌شود و به چیزی خیلی بزرگ‌تر می‌رسد.


فصل سوم: چرا latna saga ؟

پیش تر در مقاله ی “ایسکای، تناسخ و سیستم؛ سه کلیشه ای که همچنان محبوب‌اند” راجب کلیشه ها و مشکلات ژانر های ایسکا، تناسخ و سیستم صحبت کردیم و گفتیم که چگونه می‌توان از دل این ژانر ها آثار خوبی پدید آورد. دلیل محبوبیت Latna Saga فقط این نیست که یک مانهوا ایسکای خوب است؛ دلیلش این است که می‌داند چه زمانی باید از قواعد این ژانر پیروی کند و چه زمانی آن‌ها را بشکند. این اثر در حالی که تمام جذابیت‌های یک داستان سیستم‌محور را حفظ می‌کند، با شخصیت‌هایی باورپذیر مسیری متفاوت برای رشد قهرمان و روایتی غیر قابل پیش‌بینی بازگو می‌کند و از دام کلیشه‌هایی فرار می‌کند که بسیاری از آثار مشابه به آن گرفتار می‌شوند.

هان بین در حال حمل چکش غول‌پیکر و حرکت در میان فضایی تاریک و سرخ‌رنگ در مانهوای Latna Saga: Survival of a Sword King
پنلی از داخل مانهوا

1. قهرمانی که از پایین به بالا رسید، نه از یک انتخاب

بیشتر ایسکای‌های محبوب یک فرمول مشترک دارند: شخصیت اصلی یک قدرت ویژه دریافت می‌کند، یا «برگزیده» است، یا سیستم از ابتدا کنارش است. سولو لولینگ هم همینطور بود. اما باز جای گفتن دارد،سیستمی که قرار بود کمک حال پروتاگونیست(شخصیت اصلی) داستان باشد ، خراب است. او قدرتش را از طریق رنج و درد خالص کسب کرده است . بیست و دو سال تنهایی، بیست و دو سال تمرین بدون بازخورد، بیست و دو سال امیدواری به یک روز. این تاریخچه، هر پیروزی او را سنگین‌تر می‌کند. چون می‌داند چه بهایی برایش می‌دهد.


2. بعد روان شناختی داستان

Latna Saga فقط راجب مبارزه با هیولاها و دشمنان نیست. یکی از مهم‌ترین نبردهای داستان، درون خود ریو هان بین جریان دارد. بیست‌ودو سال تنهایی، بقا و مبارزه در جهنمی بی‌پایان، زخمی عمیق در ذهن او ایجاد کرده است، به همین دلیل هان بین در طول داستان فقط با دشمنان بیرونی روبه‌رو نیست، بلکه باید با بخش تاریک وجود خود، خاطرات آن سال‌ها و فشار روانی‌ای که هنوز رهایش نکرده نیز مبارزه کند. همین لایه روان‌شناختی باعث می‌شود داستان فراتر از یک مانهوای اکشن معمولی حرکت کند و به اثری تبدیل شود که اکشن پرهیجان را با درامی روان‌شناختی و عمیق ترکیب می‌کند.


لئون‌هارت با زره و نقاب پیشرفته، احاطه‌شده توسط انرژی آبی در یکی از قدرتمندترین صحنه‌های نبرد مانهوای لاتنا ساگا
تصویری از کارکتر محبوب leonhart

3. کارکترهای فرعی پررنگ

یکی دیگر از نقاط قوت Latna Saga، توجهی است که به شخصیت‌های فرعی خود نشان می‌دهد. در این مانهوا، بسیاری از شخصیت‌ها صرفاً برای همراهی هان بین یا پیش بردن داستان او وجود ندارند؛ هر کدام گذشته، انگیزه‌ها و مسیر مخصوص به خود را دارند. برخی درگیر عشق و روابط عاطفی هستند، برخی با فقدان و از دست دادن عزیزان خود دست‌وپنجه نرم می‌کنند و برخی دیگر درگیر ماجراهایی هستند که حتی ارتباط مستقیمی با هان بین ندارند. همین موضوع باعث می‌شود شخصیت‌های فرعی در سایه پروتاگونیست باقی نمانند و به بخشی مهم از هویت داستان تبدیل شوند. Latna Saga در این زمینه ترکیب کامل‌تری نسبت به بسیاری از آثار هم‌سبک، از جمله Solo Leveling، ارائه می‌دهد؛ زیرا در Latna Saga، هان بین قهرمان داستان است، اما تمام داستان نیست و کاراکترها، داستان خود را روایت کرده و هرکدام بک استوری بسیار جذابی داردند.


بارلوت در هیبتی عظیم و آتشین با شمشیر انرژی، روبه‌روی حریفی تنها در نبردی حماسی از مانهوای Latna Saga
پنلی از کارکتر بارلوت

4. کارکتر اصلی همیشه over power نیست

ریو هان بین بدون شک یکی از قدرتمندترین شخصیت‌های دنیای مانهوا ها است، اما Latna Saga هرگز او را به یک قهرمان همه‌فن‌حریف و بی‌نیاز از دیگران تبدیل نمی‌کند. برخلاف بسیاری از آثار مشابه که پروتاگونیست پس از رسیدن به قدرت، تقریباً تمام موانع را به تنهایی پشت سر می‌گذارد، هان بین بارها با دشمنان و موقعیت‌هایی روبه‌رو می‌شود که تنها قدرت خام برای غلبه بر آن‌ها کافی نیست. او همچنان به آموزش، یادگیری و تجربه نیاز پیدا می‌کند و در بسیاری از نقاط داستان نیز به کمک و همراهی شخصیت‌های دیگر متکی است. همین موضوع باعث می‌شود موفقیت‌های او باورپذیرتر به نظر برسند و روایت داستان نیز انسجام بیشتری پیدا کند.


فصل چهارم: باز شدن پای غول های انیمه سازی به ماجرا

گاهی موفقیت یک اثر را از تعداد خوانندگانش می‌شود فهمید.گاهی از میزان فروشش.اما بعضی وقت‌ها، کافی است ببینی چه کسانی حاضرند روی آن سرمایه‌گذاری کنند.
اکتبر ۲۰۲۴، Studio Pierrot؛ استودیویی که نامش با آثاری مانند Naruto ، Bleach و Black clover گره خورده، همکاری مشترکی را با استودیوی کره‌ای Red Dog Culture House آغاز کرد. اولین پروژه این همکاری، اقتباس انیمه‌ای Latna Saga بود.


این انتخاب اتفاقی نبود. Red Dog Culture House سابقه‌ای دارد که هر استودیویی آرزویش را می‌کند، Heaven’s Official Blessing The Witcher: Nightmare of the Wolf، و Love, Death + Robots همه با همین استودیو ساخته شده‌اند.مدیرعامل Pierrot، نوریاکی اوئدا، در این‌باره گفت که وقتی کار Red Dog Culture House را دید، «کاملاً مجذوب کیفیت انیمیشن‌هایشان شد» و از آن لحظه جلسات روزانه برای اطمینان از بهترین کیفیت شروع شد.
Pierrot استودیویی نیست که روی هر پروژه‌ای شرط‌بندی کند. تاریخچه‌اش نشان می‌دهد که وقتی انتخاب می‌کند، می‌داند دارد چه کار می‌کند. انتخاب Latna Saga به عنوان اولین پروژه این همکاری نشان می‌دهد افراد زیادی آینده‌ای بزرگ برای آن اثر متصور هستند.

جمع‌بندی

در سال‌هایی که بازار مانهواها پر از داستان‌های ایسکای، سیستم‌ها و قهرمانان بیش‌ازحد قدرتمند شده، Latna Saga موفق شده کاری انجام دهد که بسیاری از آثار مشابه از انجام آن بازمانده‌اند: ساختن هویتی مستقل.
این مانهوا نه با کنار گذاشتن عناصر محبوب ژانر، بلکه با اجرای درست آن‌ها به جایگاه امروزی خود رسیده است. از شخصیت‌پردازی عمیق و روابط انسانی گرفته تا جهان‌سازی، مبارزات، لایه‌های روان‌شناختی و شخصیت‌های فرعی تأثیرگذار؛ Latna Saga تقریباً روی هر عنصری که دست گذاشته، تلاش کرده بهترین نسخه ممکن از آن را ارائه دهد.


شاید به همین دلیل است که هرچه داستان جلوتر می‌رود، کمتر می‌توان آن را صرفاً یک مانهوای ایسکای یا سیستم‌محور دانست. این اثر مدت‌هاست از سایه کلیشه‌های ژانر خود خارج شده و به اثری تبدیل شده که می‌تواند روی پای خودش بایستد؛ اثری که نه به خاطر شباهتش به دیگران، بلکه به خاطر تفاوت‌هایش در ذهن مخاطب ماندگار می‌شود.
Latna Saga هنوز به پایان راه نرسیده، اما از همین حالا پتانسیل آن را دارد که به یکی از بهترین مانهواهای نسل خود و حتی یکی از مهم‌ترین آثار هم‌دوره‌اش تبدیل شود. شاید هیچ اثری نتواند دقیقاً جای Solo Leveling را بگیرد، اما Latna Saga موفق شده همان حس هیجان، انتظار و اشتیاق برای خواندن چپتر بعدی را دوباره زنده کند؛ حسی که بسیاری از مخاطبان سال‌ها پیش با ماجراجویی‌های سونگ جین وو تجربه کرده بودند.

نظر شخصی نویسنده

جمع بندی که در بالا نوشته شد یک نظر عمومی و برحسب سلیقه اکثر مخاطبان تنظیم شده است.اما به نظر شخصی خودم ، Latna saga از نظر “شاهکار بودن” بودن با Solo leveling برابری کرده و از نظر “کامل بودن مولفه های پلات داستانی” حتی از آن هم کامل‌تر است و به خوبی یکی از ثابت شده ترین و تضمین شده ترین آثار موجود است. اگر برای وقت و چشمان خود ارزش قائل هستید لطفا این مانهوا را از دست ندهید.

سوالات متداول
1. انیمه‌اش کی میاد؟

تاریخ رسمی هنوز اعلام نشده. Studio Pierrot و Red Dog Culture House از اواخر ۲۰۲۴ تولید رو شروع کردن، اما هیچ تاریخ پخش مشخصی در دست نیست. بهتره روی شبکه‌های رسمی Pierrot چشم بدوزی

2. اگه Solo Leveling دوست داشتم، Latna Saga رو هم دوست خواهم داشت؟

احتمالاً بله، ولی با یه تفاوت مهم. Solo Leveling هیجانی و سریعه. Latna Saga کندتر شروع می‌کنه، تاریک‌تره، و لایه‌های بیشتری داره. اگه دنبال همون حس سرعت و اکشن خالص Solo Leveling هستی شاید اوایلش کمی صبر لازم داشته باشه، اما اگه دنبال عمق بیشتری هستی، Latna Saga بهتره.

3. سبک طراحی بصری Latna saga چگونه است؟

Soon-Q Kwon سبک بصری‌ای دارد که در میان وب‌تون‌های کره‌ای کمتر دیده می‌شود. نه آن رنگ‌آمیزی براق و پررنگی که مشخصه بیشتر مانهواهاست، بلکه سبکی خطی‌تر و سینماتیک‌تر که فضایی تاریک و سنگین می‌سازد. منتقدانی که از ظاهر اولیه تعجب کرده‌اند، بعد از چند فصل اعتراف کرده‌اند که این سبک دقیقاً با روح داستان همخوانی دارد.

تگ‌ها:

دیدگاه و بحث‌ها

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه

    هنوز دیدگاهی منتشر نشده. اولین دیدگاه را شما بنویسید!