تلگرام
به کانال تلگرام مانگاریوم بپیوندید
اطلاعیه‌های فوری، زمان‌بندی آپدیت‌ها و خبرهای مهم سایت را سریع‌تر در تلگرام دنبال کنید.
صفحه اصلی معرفی Greatest Estate Developer؛ مانهوایی که با قوانین ژانر تناسخ شوخی می‌کند

Greatest Estate Developer؛ مانهوایی که با قوانین ژانر تناسخ شوخی می‌کند

مقدمه

بعضی شخصیت‌های ایسکای بعد از تناسخ، بزرگ‌ترین شمشیرزن دنیا می‌شوند.
بعضی‌ها پادشاه شیاطین را شکست می‌دهند.
بعضی‌ها هم آن‌قدر قدرتمند می‌شوند که نویسنده بعد از چند فصل دیگر نمی‌داند چه دشمنی برایشان خلق کند.
اما لوید فرونترا؟


اولین دغدغه‌اش این است که چطور از زیر کار فرار کند. جیبش را پر از پول کند و در عین حال نگذارد قصری که روی سر مردم در حال خراب شدن است، واقعاً خراب شود.
و عجیب‌تر اینکه، همین آدم احتمالاً یکی از بهترین شخصیت‌هایی است که طی چند سال اخیر از دل ژانر تناسخ بیرون آمده‌است.
اگر فقط چند تصویر از Greatest Estate Developer دیده‌باشی، احتمالاً همان صورت‌های اغراق‌آمیز و وحشتناک لوید را به خاطر‌ داری. قیافه‌هایی که آن‌قدر معروف شده‌اند که حتی کسانی که مانهوا را نخوانده‌اند هم حداقل یک بار آن‌ها را در شبکه‌های اجتماعی دیده‌اند. خیلی‌ها فکر می‌کنند تمام محبوبیت این اثر به همین شوخی‌های تصویری خلاصه می‌شود.


اما حقیقت این است که آن صورت‌های عجیب، فقط نوک کوه یخ هستند.
پشت آن‌ها، یکی از خلاقانه‌ترین بازآفرینی‌های ژانر ایسکای قرار‌گرفته. اثری که تقریباً هر کلیشه آشنایی را برمی‌دارد، چند دقیقه با آن بازی می‌کند، کمی دستش می‌اندازد و بعد آن را به چیزی کاملاً تازه تبدیل می‌کند.
همین تفاوت باعث شد Greatest Estate Developer خیلی زود از یک مانهوای معمولی فراتر برود و به اثری تبدیل‌شود که امروز، هر وقت صحبت از بهترین کمدی‌های دنیای مانهوا می‌شود، نامش تقریباً همیشه در میان اولین گزینه‌ها دیده‌می‌شود

در این مقاله از مانگاریوم ، قصد داریم به برسی نقاط قوت و کلیشه شکنی های The Greatest Estate Developer بپردازیم.

لوید فرونترا (Lloyd Frontera) از مانهوای The Greatest Estate Developer در تصویری طنزآمیز و پرانرژی، با چندین حالت چهره اغراق‌شده و نمادین که شخصیت زیرک، جاه‌طلب و غیرقابل‌پیش‌بینی او را به نمایش می‌گذارد.
لوید فرونترا از مانهوای The Greatest Estate Developer

لوید فرونترا؛ قهرمانی که اصلاً قصد قهرمان بودن ندارد

سوهو کیم، یک دانشجوی مهندسی عمران، هنگام خواندن رمانی بی‌هوش می‌شود و در بدن لوید فرونترا، یکی از منفورترین شخصیت‌های رمانی که در حال خواندنش بود، بیدار می‌شود؛ اشراف‌زاده‌ای تنبل، الکلی و غرق در بدهی های کلان که در داستان اصلی قرار بود خیلی زود از صحنه حذف‌شود. هاویر آسراهان، شخصیت اصلی این رمان خدمتکار و بادیگارد شخصی لوید فرونترا است که رمان حول محور او می‌چرخید، البته قبل از اینکه سوهو‌ کیم در بدن لوید فرونترا تناسخ یابد.


اگر این یک مانهوای معمولی بود، احتمالاً از همین لحظه لوید تصمیم می‌گرفت دنیا را نجات بدهد.
اما او فقط یک هدف دارد؛ پول.


او نه به عدالت اهمیت می‌دهد، نه به افتخار و نه حتی به تصویر قهرمانانه‌ای که دیگران از او انتظار دارند. تمام نقشه‌هایش فقط برای این است که ثروتمند شود، بدهی‌هایش را صاف کند و یک زندگی راحت داشته باشد. مشکل اینجاست که نقشه‌های به‌شدت خودخواهانه‌اش، برخلاف انتظار، مرتب زندگی آدم‌های دیگر را هم نجات می‌دهد و همین تناقض، بزرگ‌ترین منبع کمدی داستان می‌شود.


Greatest Estate Developer برخلاف بسیاری از آثار هم‌سبک، سعی نمی‌کند شخصیت اصلی را از همان ابتدا قهرمانی دوست‌داشتنی نشان دهد.
برعکس، لوید تا مدت‌ها آدمی منفعت‌طلب، زرنگ، تنبل و تا حدی بی‌اعصاب است؛ کسی که اگر بتواند با حرف زدن از یک نبرد فرار کند، احتمالاً همین کار را انجام می‌دهد و اگر بتواند با یک قرارداد سود بیشتری به دست بیاورد، بدون معطلی سراغش می‌رود.
اما دقیقاً همین ویژگی‌ها هستند که او را به شخصیتی متفاوت تبدیل می‌کنند.


چون کم‌کم مشخص می‌شود پشت تمام آن طمع، اخم‌های همیشگی و نقشه‌های عجیب، کسی ایستاده که برخلاف ظاهرش، نمی‌تواند نسبت به آدم‌های اطرافش بی‌تفاوت بماند.
و همین تضاد، همان چیزی است که باعث می‌شود هر بار که لوید با آن چهره‌های افسانه‌ای‌اش ظاهر می‌شود، هم بخندی و هم منتظر باشی ببینی این بار قرار است چه دردسری را به روشی کاملاً غیرمنطقی حل کند.
تماشای لوید شبیه دیدن کسی است که با تمام وجود می‌خواهد آدم بد داستان باشد، اما دنیا هر بار او را به سمت قهرمان شدن هل می‌دهد؛ اتفاقی که بیشتر از همه، خودش را عصبانی می‌کند.

لوید فرونترا (Lloyd Frontera) و خاویر آسرهان (Javier Asrahan) از مانهوای The Greatest Estate Developer در دشتی سرسبز و کوهستانی ایستاده‌اند؛ لوید با خنده‌ای اغراق‌آمیز فریاد می‌زند، در حالی که خاویر با پرچم فرونترا در کنارش ایستاده و به رفتار او واکنش نشان می‌دهد.
پنلی از مانهوای The Greatest Estate Developer با حضور لوید و هاویر

جهان‌سازی

یکی از ویژگی‌هایی که Greatest Estate Developer را از بسیاری از آثار هم‌سبک متمایز می‌کند، جهان‌سازی هوشمندانه و زنده‌ی آن است. مشکلات این دنیا هرگز به‌صورت جزیره‌ای و جدا از هم ظاهر نمی‌شوند. هر بحرانی، بحران بعدی را به وجود می‌آورد و هر تصمیمی که لوید می‌گیرد، زنجیره‌ای از اتفاقات تازه را به راه می‌اندازد. گاهی یک پروژه‌ی عمرانی ساده، پای هیولاها، اشراف‌زادگان، سیاست، اقتصاد یا حتی موجودات افسانه‌ای را به داستان باز می‌کند و همین پیوستگی باعث می‌شود جهان اثر همیشه در حال حرکت و تغییر باشد. لوید فقط درگیر حل یک مشکل نیست. او مدام باید پیامد تصمیم‌های قبلی خودش را مدیریت کند و همین موضوع باعث می‌شود داستان هیچ‌وقت احساس تکرار یا سکون نداشته باشد. هرچه قلمرو او بزرگ‌تر می‌شود، دنیای اطرافش هم گسترده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود. خواننده به‌تدریج احساس می‌کند با جهانی روبه‌رو است که مستقل از شخصیت اصلی نیز به سختی به زندگی خودش ادامه می‌دهد.

لوید فرونترا (Lloyd Frontera) از مانهوای The Greatest Estate Developer با چهره‌ای دیوانه‌وار و خنده‌ای اغراق‌آمیز، در حالی که یک جمجمه جادویی با چشمان درخشان را کنار صورت خود نگه داشته است؛ صحنه‌ای طنزآمیز و پرتنش با جلوه‌های قرمز و خطوط حرکتی شدید.
پنل نبردی در The Greatest Estate Developer

مبارزات

با وجود شهرت Greatest Estate Developer به‌عنوان یک مانهوای کمدی، مبارزات در آن اصلاً عنصر کم‌رنگی نیستند. تقریباً هر چند چپتر یک نبرد مهم یا رویارویی بزرگ اتفاق می‌افتد و داستان از نظر اکشن، ریتم پویایی دارد. با این حال، تفاوت اصلی اینجاست که مبارزه هیچ‌وقت هدف نهایی روایت نیست؛ بلکه ابزاری برای پیش بردن شخصیت‌ها و خلق موقعیت‌های غیرمنتظره است. حتی جدی‌ترین نبردها هم معمولاً یا با یک تصمیم کاملاً غیرقابل‌پیش‌بینی از سوی لوید به پایان می‌رسند یا پیامدهایی دارند که دوباره فضای طنز داستان را زنده می‌کند. انگار نویسنده عمداً اجازه نمی‌دهد شکوه و جدیت مبارزات، هویت کمدی اثر را ببلعد. نتیجه، ترکیبی است که هم هیجان مبارزه را حفظ می‌کند و هم لبخند را از صورت خواننده نمی‌گیرد. تعادلی که کمتر اثری در ژانر تناسخ و فانتزی موفق به حفظ آن شده است.

لوید فرونترا (Lloyd Frontera) و خاویر آسرهان (Javier Asrahan) از مانهوای The Greatest Estate Developer در میان نبردی آشفته و آتشین؛ لوید با بیلی در دست و خنده‌ای اغراق‌آمیز در مرکز صحنه قرار دارد، در حالی که خاویر و موجودات مختلف در پس‌زمینه مشغول مبارزه هستند.
لوید و هاویر در نبردی دیگر از The Greatest Estate Developer

وقتی کلیشه‌ها یکی‌یکی قربانی طنز می‌شوند

بزرگ‌ترین هنر Greatest Estate Developer این نیست که با ژانر تناسخ تفاوت دارد؛ بلکه این است که ژانر را کاملاً می‌شناسد.
لوید نه با قدرتی افسانه‌ای همه مشکلات را حل می‌کند و نه با یک سیستم جادویی که هر پنج دقیقه جایزه جدیدی به او بدهد. بزرگ‌ترین سلاح او چیزی است که کمتر در آثار مشابه دیده‌می‌شود؛ دانش مهندسی.


جایی که قهرمان‌های دیگر با شمشیر و جادو قلعه‌ها را فتح می‌کنند، لوید در حال طراحی پل، اصلاح سیستم آبرسانی، ساخت جاده، مدیریت نیروی کار و حساب‌وکتاب هزینه‌هاست و در لا‌بلای این پروژه های عمرانی مبارزات شدیدی هم رخ می‌دهند که به شکل هیجان انگیز و بعضا هم طنز به پایان می‌رسند. عجیب‌تر اینکه همین پروژه‌های عمرانی، از بسیاری از نبردهای مانهواهای اکشن هیجان‌انگیزتر از آب درمی‌آیند.
داستان بارها نشان می‌دهد که نجات یک قلمرو همیشه با شکست دادن یک اژدها یا یک ویلن قدرتمند اتفاق نمی‌افتد. بعضی مواقع ساختن یک سد، ارزشمندتر از پیروز‌ شدن در یک نبرد بزرگ است.


در کنار این، اثر یکی دیگر از کلیشه‌های ژانر را هم کنار می‌گذارد؛ زندگی قبلی شخصیت اصلی هرگز فراموش نمی‌شود. سوهو کیم فقط نامش را عوض نکرده. تجربه‌ها، دانش و شخصیت گذشته‌اش همچنان در تمام تصمیم‌های لوید حضور دارند و همین باعث می‌شود تناسخ در این داستان فقط یک بهانه برای شروع ماجرا نباشد، بلکه بخشی از هویت کاراکتر باقی بماند.

لوید فرونترا (Lloyd Frontera) در دو پنل کنار هم با چهره‌هایی اغراق‌آمیز و دیوانه‌وار دیده می‌شود؛ در یک سمت با نگاه خشمگین و انرژی سرخ، و در سمت دیگر با فریادی وحشتناک و چشمی درخشان. این صحنه طنز و جنون معروف شخصیت لوید را در مانهوای The Greatest Estate Developer به نمایش می‌گذارد.
دو پنل از چهره طنز لوید

خنده‌ای که از دل شخصیت‌ها بیرون می‌آید

بیشتر آثار کمدی با شوخی‌های کلامی یا موقعیت‌های تکراری مخاطب را می‌خندانند.
Greatest Estate Developer راه ساده‌تری پیدا کرده است؛ کافی است صورت لوید را نشان بدهد.


اغراق باورنکردنی در طراحی چهره‌ها، واکنش‌های غیرقابل پیش‌بینی، لبخندهای شیطانی، نگاه‌های وحشت‌زده و قیافه‌هایی که انگار هر لحظه قرار است از شدت حرص منفجر شوند، به بخشی اصلی از هویت این مانهوا تبدیل شده‌اند. بسیاری از این پنل‌ها سال‌هاست که در شبکه‌های اجتماعی به میم تبدیل شده‌اند و حتی کسانی که مانهوا را نخوانده‌اند، احتمالاً حداقل یک‌بار صورت‌های معروف لوید را دیده‌اند.
اما طنز داستان فقط به طراحی چهره محدود نمی‌شود.


سیستم با لحنی طعنه‌آمیز مدام تصمیم‌های لوید را زیر سؤال می‌برد. شخصیت‌های اطرافش با ناباوری به رفتارهای او واکنش نشان می‌دهند و خود لوید هم هر بار که ناخواسته تبدیل به یک قهرمان می‌شود، بیشتر از قبل احساس بدبختی می‌کند. چون به عنوان یک قهرمان مجبور می‌شود بیشتر کار کند و این برخلاف خواسته های خودخواهانه اوست؛ تنها چیزی که او می‌خواهد یک زندگی راحت و ثروتمندانه است .
همین تضاد دائمی میان چیزی که او می‌خواهد و چیزی که در نهایت اتفاق می‌افتد، باعث می‌شود داستان حتی بعد از صدها چپتر هم تازگی خودش را حفظ کند.

لوید و هاویر؛ زوجی که نصف کمدی داستان را می‌سازند

اگر لوید قلب کمدی داستان باشد، هاویر آسراهان بهترین مکمل اوست.
هاویر همان شوالیه آرمانی و کاراکتر اول رمان اصلی است؛ آرام، باوقار، وفادار و جدی. قرار گرفتن چنین شخصیتی کنار لوید، که تقریباً هیچ شباهتی به یک اشراف‌زاده ندارد، نتیجه‌اش موج عظیمی از طنز و صحنه های خنده‌دار است.


بخش بزرگی از شوخی‌های داستان از همین تضاد شخصیتی این دو شکل می‌گیرد. هاویر هر روز بیشتر متوجه می‌شود که اربابش قابل پیش‌بینی نیست و خواننده هم همراه او فقط می‌تواند با تعجب تماشا کند که لوید این بار چه نقشه عجیب دیگری در سر دارد.
با این حال، پشت تمام این شوخی‌ها، رابطه‌ای واقعی شکل می‌گیرد. اعتماد، احترام و دوستی این دو شخصیت، به‌آرامی رشد می‌کند و همین باعث می‌شود داستان هرگز به یک کمدی سطحی تبدیل نشود.

لوید فرونترا با چهره‌ای دیوانه‌وار و لبخندی اغراق‌آمیز، در میان بارانی از سکه‌های طلا، جواهرات رنگارنگ و اسناد مالی دست‌هایش را با خوشحالی به آسمان بلند کرده است. در مقابل، خاویر آسنرا با موهای آبی روشن و چهره‌ای بی‌تفاوت به این صحنه نگاه می‌کند. تضاد بین هیجان شدید لوید و آرامش خاویر، فضای طنزآمیز و نمادینِ عشق لوید به ثروت را به تصویر می‌کشد.
پنل دیگری از The Greatest Estate Developer

موفقیت اثر

Greatest Estate Developer اقتباسی از رمان وب BK_Moon است که بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ منتشر شد و نسخه مانهوای آن با طراحی کیم هیون‌سو از سال ۲۰۲۱ روی Naver Webtoon آغاز شد.

از همان ماه‌های نخست انتشار، اثر به یکی از محبوب‌ترین مانهواهای کمدی تبدیل شد. نه به خاطر مبارزات بزرگ یا قدرت‌های عجیب، بلکه به خاطر شخصیتی که تقریباً هر چپتر می‌توانست خواننده را از خنده به مرز اشک برساند.

امروز نام لوید فرونترا برای بسیاری از طرفداران مانهوا، مترادف با یکی از بامزه‌ترین شخصیت‌های تاریخ این رسانه است. شخصیتی که ثابت کرد حتی یک اشراف‌زاده‌ی حریص هم می‌تواند به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین قهرمان‌های ژانر تبدیل شود.

جمع‌بندی

در بازاری که هر سال ده‌ها مانهوای تناسخ منتشر می‌شوند و بسیاری از آن‌ها بعد از چند چپتر فراموش می‌شوند، Greatest Estate Developer مسیر متفاوتی از آن‌ها را انتخاب کرده است.


این اثر تلاش نکرده خودش را جدی‌تر از بقیه نشان دهد؛ برعکس، آن‌قدر با کلیشه‌های ژانر شوخی کرده که در نهایت به یکی از متفاوت‌ترین آثار آن تبدیل شده است.
پشت تمام خنده‌ها، پیام ساده‌ای هم وجود دارد؛ کسی تنهایی از پس همه‌ی کارها بر نمی‌آید؛ ما بار ها شاهد کمک هاویر به لوید در ساخت و ساز یا کمک لوید به هاویر در مبارزات، و همکاری دست‌جمعی مردم آن کشور و کشور‌های دیگر و حتی گونه های دیگه مانند الف ها اورک ها و اژدهایان بودیم که همگی بخاطر تصمیم های لوید در کنار هم جمع می‌شدند.


شاید همین دلیل محبوبیت Greatest Estate Developer باشد؛ مانهوایی که نشان داد هنوز هم می‌شود از دل قدیمی‌ترین فرمول‌های ژانر، اثری ساخت که احساس کنی برای اولین بار داری آن را تجربه می‌کنی.

نظر شخصی نویسنده

کم پیش می‌آید اثری پیدا کنم که هر چند چپتر یک‌بار واقعاً باعث شود بلندبلند بخندم، اما Greatest Estate Developer دقیقاً همین کار را برایم کرد. جالب‌تر اینکه بیشتر از خود شوخی‌ها، این شخصیت لوید بود که مرا می‌خنداند. آدمی که با تمام وجود دنبال پول است، از قهرمان بودن فرار می‌کند و هر بار، دقیقاً برعکس چیزی که می‌خواهد، محبوب‌تر می‌شود.


بعد از مدتی دیگر فقط برای دیدن ادامه داستان نمی‌خواندم. منتظر بودم ببینم این بار لوید چه نقشه‌ای می‌کشد، چه قیافه‌ای به خودش می‌گیرد و دنیا چطور دوباره تمام برنامه‌هایش را خراب می‌کند.


اگر روزی کسی از من بخواهد فقط یک مانهوای کمدی معرفی کنم که هم خنده‌دار باشد، هم داستان خوبی داشته باشد و هم از کلیشه‌های ژانر فاصله بگیرد، احتمالاً بدون فکر کردن اسم Greatest Estate Developer را می‌آورم. چون تقریبا هیچ اثر دیگری نیست که این‌قدر راحت هم به خودش بخندد و هم به تمام ژانری که در آن متولد شده‌است. بی شک Greatest Estate Developer از خلاقانه‌ترین و جالب‌ترین آثار ژانر تناسخ و ایسکای هست که تا به‌حال دیده‌ام و از هرکسی که آن را به من معرفی کرد، ممنونم.

کاش می‌توانستم پنل‌ها و تصاویر بیشتری از این اثر را در مقاله جا دهم تا بار طنز فوق‌العاده اثر را به خوبی منتقل کنم. بدلایل برخی محدودیت‌ها مجبورم تماشای این تصاویر و لذت‌بردن از این مانهوای زیبا و خلاقانه را به خود شما مخاطبان عزیز بسپارم. امیدوارم از تماشای این مانهوا فارسی جذاب نهایت لذت را ببرید.

نوشته‌شده توسط: amiryuta41148

سوالات متداول
1. Greatest Estate Developer از روی رمان اقتباس شده است؟

بله. این مانهوا بر اساس وب‌ناولی به همین نام نوشته BK_Moon ساخته شده است. نسخه تصویری با حفظ خط اصلی داستان، برخی صحنه‌ها را با طراحی و طنز بصری گسترش داده و تجربه‌ای متفاوت از رمان ارائه می‌دهد.

2. آیا Greatest Estate Developer فقط یک اثر کمدی است؟

خیر. اگرچه کمدی مهم‌ترین ویژگی این مانهوا محسوب می‌شود، اما در کنار آن عناصر فانتزی، ماجراجویی، مدیریت قلمرو، اکشن، سیاست و شخصیت‌پردازی نیز نقش پررنگی در پیشبرد داستان دارند.

3. آیا مانهوای Greatest Estate Developer اقتباس انیمه دارد؟

در حال حاضر خیر. تاکنون اقتباس انیمه‌ای رسمی برای این اثر منتشر یا به‌صورت رسمی اعلام نشده است.

4. آیا لوید فرونترا یک قهرمان قدرتمند است یا بیشتر با هوش خود پیش می‌رود؟

لوید به‌مرور زمان قدرت بیشتری به دست می‌آورد، اما بزرگ‌ترین نقطه قوت او هوش، خلاقیت و توانایی حل مسئله است. بسیاری از مهم‌ترین پیروزی‌های او نه با زور، بلکه با برنامه‌ریزی، مهندسی و استفاده از شرایط به نفع خودش به دست می‌آیند.

تگ‌ها:

دیدگاه و بحث‌ها

0 دیدگاه
نمایش دیدگاه

    هنوز دیدگاهی منتشر نشده. اولین دیدگاه را شما بنویسید!